وسواس چیست؟

گاهی وقت ها چک کردن مجدد اتو برای اطمینان از خاموش بودن آن، نگرانی درباره آلودگی دست ها و داشتن افکار خشن و ناخوشایند، طبیعی است. ولی اگر مبتلا به اختلال وسواس فکری یا وسواس فکری عملی هستید، افکار وسواسی و وسواس عملی در زندگی روزمره شما اختلال ایجاد می‌کنند.

اختلال وسواس (OCD) نوعی اختلال اضطرابی است که علایم آن، افکار ناخواسته، غیرقابل کنترل و تکراری است. که این افکار شما را وادار به انجام اعمال وسواسی می‌کنند. معمولا مبتلایان به وسواس می دانند که افکار وسواسی و رفتارهای جبری آنها غیرمنطقی هستند، با این وجود نمی‌توانند در مقابل‌شان مقاومت کرده و آنها را رها کنند.

وسواس درست مثل سوزن گرامافون که روی یک صفحه قدیمی گیر کرده است، مغز را درگیر فکری خاص و سپس وادار به انجام کاری خاص می کند. برای مثال، 20 دقیقه از وقت‌تان را صرف بررسی خاموش بودن اجاق گاز می‌کنید؛ چون می‌ترسید که نشت گاز، خانه شما را به آتش بکشد. یا این که آنقدر دست‌تان را می‌شویید که زخم می‌شود، چون از میکروب‌ها می‌ترسید. اگرچه این اعمال تکراری حس ناخوشایندی در فرد ایجاد می کنند ولی اضطراب ناشی از افکار وسواسی را تا حدودی کاهش می دهند.

در این مقاله سعی می کنم پاسخ مشخص و علمی به سئوال وسواس (OCD)  چیست؟ بدهم اختلال وسواس فکری عملی شامل دو بخش وسواس فکری و وسواس عملی است. وسواس فکری؛ افکار، تصاویر و یا امیال ناخواسته و مزاحمی هستند که شدیدا فرد را مضطرب می کند (مثلا آسیب دیدن عزیزان) وسواس عملی، کارهایی هستند که فرد با قصد رهایی از افکار وسواسی و یا کاهش اضطرابش، انجام می دهد (مثلا شستن مکرر دست ها برای اطمینان از بیمار نشدن).

برخی از افراد به وسواس فکری و برخی به وسواس فکری عملی مبتلا هستند.

وسواس فکری چیست؟

بیشتر مردم در بخش هایی از زندگی خود برخی از افکار یا اعمال وسواسی را تجربه می کنند اما به این معنی نیست که همه ی ما به اختلال  وسواس یا همانOCD  مبتلا هستیم. کسی که به اختلال وسواس مبتلاست چرخه وسواس فکری و عملی اش آنقدر شدید است که وقت زیادی از او می گیرد و در انجام کارهای روزمره و زندگی اش مشکل ایجاد کند.

وسواس فکری افکار، تصاویر و تکانه هایی هستند که مرتبا در ذهن فرد تکرار می شوند و به نظر می رسد خارج از کنترل فرد هستند و علی رغم میل او به ذهنش می آیند. مثل اینکه فرد مدام فکر می کند مبادا دستش آلوده باشد (فکر وسواسی) و برای کاهش نگرانی از آلوده بودن دستش آن را مدام می شوید (وسواس عملی)

در مکالمات روزمره زیاد از کلمه ی وسواس و وسواسی استفاده می شود. اما بیشتر به معنی “اهمیت دادن” به چیزی است. مثلا فردی که می گوید من روی کارم وسواس دارم یعنی کارم برایم اهمیت دارد و به این معنی نیست که به OCD  مبتلاست.

شما می توانید به شدت درگیر خواننده یا تیم فوتبال مورد علاقه خود باشید اما باز هم به کارهای روزمره ی خود برسید و با دوستانتان شام بخورید، سر ساعت مشخصی برای خواب آماده شوید و صبح ها به موقع سرکار بروید. پس شما مبتلا به OCD نیستید.

حتی داشتن افکار آزار دهنده هم به معنی فکر وسواسی نیست. مثلا هرکسی ممکن است گاهی نگران بیمار شدن خودش یا عزیزانش باشد، اما این نگرانی لزوما نشانه های OCD نیستند.

چون شدت و مدت زمان درگیری با این افکار زیاد نیستند و زندگی عادی فرد را دچار اختلال نمی کند.

علایم وسواس فکری

به طور خلاصه می توانم بگویم برای آنکه فردی به وسواس فکری مبتلا باشد باید علایم زیر را داشته باشد:

  • وجود افکار، تصویرها یا تکانه هایی که مدام در ذهن او تکرار شوند. مثلا این فکر که دستانم آلوده هستند. یا بیماری ایدز دارم. نکنه به فرزندم آسیب بزنم
  • افکار یا تصاویر باید غیر منطقی باشند. مثلا فردی که به خاطر عبور از کنار یک سطل زباله نگران این است که مبادا به ایدز مبتلا شود. فکر غیر منطقی دارد. چون  می داند ایدز فقط از طریق خون منتقل می شود و عبور از کنار سطل زباله نمی تواند باعث ابتلا به ایدز شود.
  • شدت و میزان افکار زیاد باشد به طوری که روند زندگی او را مختل کند. مثلا اگر شما امروز برای عیادت فردی به بیمارستان رفته باشید و پس از برگشتن همه لباس های خود را ضدعفونی کنید لزوما به وسواس مبتلا نیستید اما اگر روزها پس از عیادت ذهن تان درگیر آن روز باشد و مراقبت های ویژه ای بکنید احتمالا به وسواس فکری مبتلا هستید.

انواع وسواس فکری

وسواس آلودگی و  وسواس نجس و پاکی

  • مایعات بدن (مثل: ادرار و مدفوع)
  • میکروب/ بیماری (مثل: ایدز، سرطان و …)
  • آلاینده های محیطی (مثل: امواج رادیویی)

نگرانی درباره از دست دادن کنترل خود

  • ترس از آسیب زدن به خود و دیگران
  • ترس از به ذهن آمدن تصاویر وحشتناک و خشن به ذهن
  • ترس از توهین کردن و زدن حرف های رکیک در جمع
  • ترس از دزدیدن اشیاء

نگرانی درباره آسیب زدن به دیگران

  • ترس از مسئول بودن برای رخ دادن اتفاقات بد (مثلا نگرانی درباره اینکه مبادا کاری کند که ساختمان آتش بگیرد)
  • ترس از آسیب زدن به کسی به دلیل بی احتیاطی (مثال: مبادا به دلیل آلودگی دست های من دستگیره خانه کثیف شده و باعث شود مادرم بیماری لاعلاج بگیرد)

وسواس های مرتبط با کمال گرایی

  • وسواس تقارن (مثلا همه کتاب های داخل قفسه کتاب از نظر اندازه قرینه باشند)
  • ناتوانی در تصمیم گیری برای نگه داشتن اشیاء یا نگه داشتن آنها
  • ترس از گم کردن چیزی

وسواس جنسی

  • افکار یا تصاویر جنسی ممنوع
  • افکار یا تخیلات جنسی درمورد دیگران
  • افکار یا تصاویر جنسی درباره کودکان یا نزدیکان
  • افکار آزار دهنده درمورد رفتار خشونت آمیز جنسی با دیگران

وسواسی مذهبی

  • نگرانی درمورد زیر سئوال بردن خدا یا توهین به مقدسات
  • نگرانی بیش از حد درمورد درست و غلط بودن امور اخلاقی

وسواس های دیگر

  • افکار بدبینانه در مورد خوش شانسی و یا بدشانسی اعداد و یا رنگ های خاص

وسواس عملی

وسواس عملی (یا همان اجبار) بخش دوم اختلال OCD است. .وسواس های عملی رفتارها یا افکاری هستند که فرد برای خنثی کردن افکار وسواسی و کاهش اضطراب خود انجام می دهد.

انجام وسواس های عملی زمان بر هستند و مانع انجام فعالیت های مهم و عادی فرد می شوند. البته انجام هر رفتار تکراری به معنی این نیست که فرد وسواس عملی دارد. مثلا، داشتن ساعات خواب منظم، انجام منظم اعمال دینی و  یا داشتن زمان مشخص برای مطالعه نوعی رفتار های تکرار شونده هستند و معمولا کارکرد مثبتی دارند و به رشد فرد کمک می کند.

تفاوت دیگر وسواس عملی با سایر کارهای تکراری این است که در OCD  فرد خود را مجبور به انجام اجبارها می داند و در صورت انجام ندادن آنها شدیدا  مضطرب می شود.

پس به طور خلاصه می توانم بگویم وسواس عملی نشانه های زیر را دارد:

1- انجام کارهای تکراری غیر منطقی

2- ناتوانی در انجام ندادن این کار (احساس اینکه مجبور به انجام این کارها هستم)

3- انجام این کارهای تکراری زندگی روزمره من را مختل کرده است. (مثلا وقت زیادی باید در حمام یا دستشویی بمانم)

وسواس های عملی رایج

وسواس شستشو

  • شستن دست ها بیش از حد معمول و یا به روشی خاص (مثلا 10 بار شستن دست ها)
  • بیش از حد طولانی بودن کارهایی مثل دوش گرفتن، مسواک زدن یا دستشویی رفتن (که یکی از دلایل طولانی بودن این کارها داشتن قواعد خاصی برای انجام آنهاست. مثلا حمام رفتن باید دقیقا طبق یک قاعده مشخص انجام شود).
  • نظافت بیش از حد وسایل خانه و اشیاء دیگر
  • انجام کار های دیگر به منظور جلوگیری از تماس با آلودگی (مثلا دست نزدن به دستگیره درها)

وسواس چک کردن

  • چک کردن اینکه به دیگران آسیب نمی رسانید (مثلا چک کردن مداوم خاموش بودن اجاق گاز)
  • چک کردن این که اتفاق بدی رخ نداده نباشد (مثلا زنگ زدن مداوم به عزیزان)
  • چک کردن این که اشتباهی مرتکب نشده باشید (چک کردن چندین باره قفل درب)
  • چک کردن شرایط جسمی خودتان (انجام مکرر و بیش از اندازه آزمایشات، مثلا آزمایش ایدز)

وسواس تکرار

  • دوباره خوانی یا دوباره نویسی (مثلا 5 بار خواندن یک پاراگراف)
  • تکرار فعالیت های روزمره (مثلا قبل از نشستن یک بار بلند شدن و نشستن)
  • تکرار حرکات بدنی (مثال: ضربه زدن با انگشت، چشمک زدن، تکان دادن سر و ..)

وسوس های عملی ذهنی

  • مرور ذهنی وقایع به منظور جلوگیری از آسیب (چند بار فکر کردن به یک اتفاق مشخص)
  • دعا کردن برای جلوگیری از آسیب دیدن خود یا دیگران
  • شمارش در حین انجام یک تکلیف تا رسیدن به یک شماره ی “خوب”، “درست” یا “امن” (مثلا شمردن قدم ها یا پله ها)
  • “لغو کردن” یا “حذف کردن” (مثال: جایگزین کردن یک کلمه ی “بد” یا یک کلمه “خوب” برای از بین بردن اثر منفی آن)

وسواس های عملی دیگر

  • سئوال پرسیدن مداوم برای اطمینان گیری (مثلا از دوست خود می پرسد مطمئنی لباسم به سطل آشغال نخورده؟)
  • اجتناب از موقعیت هایی که ممکن است وسواس را راه اندازی کند (مثلا راه رفتن با فاصله زیاد از سطل آشغال)

روش های مختلف درمان وسواس فکری و عملی

 آیا تحقیقات مختلف نشان می دهد که بالای 80 درصد از افراد مبتلا به وسواس که تحت درمان مناسبی قرار گرفته اند؛ علایمشان بهبود یا کاملا درمان شده است. نکته مهم انتخاب مناسب ترین مدل درمان برای هر مراجع است و لزوما هیچ روش درمانی نمی تواند برای همه افراد مناسب باشد. به طور کلی 5 روش مختلف برای درمان وسواس فکری و عملی وجود دارد:

دارو درمانی: دارو درمانی باید تحت نظر روانپزشک انجام شود و در بسیاری از مراجعان به خصوص افرادی که وسواس آنها ریشه ژنتیک دارد می تواند بسیار موثر باشد.

درمان های روانشناختی ( روان درمانی) : درمان های روانشناختی مختلفی برای درمان وسواس وجود دارد.

  • درمان روانپویشی (Psychodynamic): یکی از درمان های بسیار موثر در درمان وسواس فکری و عملی است. هدف این رویکرد شناسایی و حل تعارضات درونی فرد است که به صورت ناهشیار باعث ایجاد وسواس در او می شود.
  • درمان شناختی رفتاری (CBT): از روش های مورد استفاده برای درمان وسواس، درمان شناختی رفتاری (CBT) است.
  • مواجهه و جلوگیری از پاسخ (ERP): یکی دیگر از روش های پر استفاده در درمان وسواس، روش رویارویی و جلوگیری از پاسخ (ERP) است. متاسفانه بسیاری از درمانگران بدون بررسی علل وسواس مراجعان فقط از این روش درمانی استفاده می کنند و همین مساله باعث شکست درمان و در مواردی تشدید علایم وسواس فکری یا عملی می شود.
  • هیپنوتیزم درمانی: تحقیقات نشان داده است ترکیب هر یک از روش های درمان روانپویشی، درمان شناختی رفتاری و ERP با هیپنوتیزم اثربخشی این روش ها را در درمان وسواس بیشتر می کند.

چه روش درمان وسواسی برای من مناسب است؟

هیچ روش درمان وسواسی برای همه مناسب نیست. هر مراجعی با توجه به نوع وسواس او، شدت علایم، زمان بروز، و علل ایجاد آن نیاز به یک یا چند روش درمانی مختلف دارد. بنابراین پس از بررسی جامع مشکل وسواس شما می توان بهترین مدل درمان را برای شما تعیین کرد.

به همین دلیل در جلسات درمان ابتدا علایم وسواس فکری یا عملی شما مورد بررسی قرار می گیرد تا بر اساس آن بهترین روش درمان برای شما تدوین شود.

آیا درمان وسواس فکری و وسواس عملی تفاوت دارد؟

اصول درمان وسواس فکری و عملی مشابه است اما تفاوت هایی در شیوه درمان وسواس فکری و درمان وسواس عملی وجود دارد. بسیاری از مراجعان می پرسند که درمان قطعی وسواس فکری چیست؟ یا بهترین روش درمان وسواس شستشو چیست؟

 

11 شرط موفقیت درمان وسواس

در طول حدود 20 سال تجربه درمان وسواس چندین هزاران مراجع نکات بسیار مهمی را متوجه شده ام که فکر می کنم می تواند برای هرکسی که می خواهد بر این اختلال غلبه کند مفید باشد. به همین دلیل لیستی از نکاتی که می تواند به شما کمک کند بهتر و سریعتر بر وسواس خود غلبه کنید را آماده کنم.

علی رغم اینکه برخی از نکات واضح و بدیهی به نظر می رسند، بسیار جای تعجب دارد که حتی برخی از مراجعان باهوش و اهل مطالعه هم در مورد این نکات چیزی نمی دانستند.

ممکن است از برخی موارد این لیست خوشتان نیاید چون چیزی نیست که دوست داشته باشید بشنوید. با این وجود اگر می خواهید تغییر کنید، باید آن ها را بپذیرید.

برخی از انواع وسواس، مزمن است.

به طور کلی علت ایجاد وسواس را می توان به دو دسته تقسیم کرد.

الف- وسواس هایی که ریشه آن عوامل ژنتیک و فیزیولوژیک است. افرادی که مثلا پدر، مادر یا دیگر بستگان وسواس شدید دارند. این نوع از وسواس ها شبیه دیابت و آسم هستند. یعنی می توانید آن را کنترل کنید و علایم آن را کم کنید اما نمی توانید آن را درمان کنید. پس در صورتی که علت وسواس شما ژنتیک باشد هدف گذاری شما باید تلاش برای کنترل آن باشد.

ب- وسواس های دسته دوم وسواس هایی هستند که بر اثر تجربیات و اتفاقات گذشته در شما ایجاد شده است. تجربیات گذشته ما در بخشی از مغز به نام حافظه روندی ذخیره می شود و در رفتار ، افکار و احساسات ما تاثیر زیادی دارند. ما نسبت به این بخش مغز هشیاری نداریم و اصطلاحات به آن ناهشیار یا ضمیر ناخودآگاه می گویند.

مثلا فردی که حادثه یا حوادث ناگواری را در گذشته تجربه کره باشد و یا فردی که در کودکی مورد بی توجهی و بی محبتی قرار گرفته باشد ممکن است در بزرگسالی به وسواس مبتلا شود. این دسته از وسواس ها را می توان درمان کرد. معمولا این نوع از وسواس ها دلیل ناخودآگاه دارند. که با کار روی دلایل ناخودآگاه وسواس درمان می شود.

دو جزء اصلی وسواس، تردید و احساس گناه است

دو مورد از مشخصه های وسواس داشتن تردید و احساس گناه است. تا این واقعیت را نفهمید، وسواس را نخواهید فهمید.

در دهه ی 1940، وسواس با عنوان “اختلال تردید” شناخته می شد. فرد وسواسی ممکن است به  ابتدایی ترین واقعیت ها درمورد خودش، دیگران یا دنیایی که در آن زندگی می کند، شک کند. دلیل این تردید می تواند عوامل ناخودآگاه باشد. مثلا احساس عدم امنیت درونی می تواند منجر به ایجاد تردیدهایی در زندگی بیرونی شود.

من بیمارانی را دیده ام که به جنسیت ، سلامت عقل ، احتمال اینکه قاتل شوند و چیزهای دیگر شک کرده اند. حتی بیمارانی داشته ام که درمورد زنده بودن یا نبودن خودشان تردید داشتند.

این شک و تردید می تواند حتی بر باهوش ترین افراد هم غالب شود. چون ریشه این شک ها بخش های داخلی مغز (ساب کورتیکال) است و در کنترل فرد نیست. همین شک و تردید است که بیمار را مجبور می کند همه چیز را بارها چک کنند یا دائما از خودش و دیگران سوال بپرسد.

گناه نیز بخش زجرآور دیگر این بیماری است. شما می توانید به راحتی درمورد هر چیزی به یک بیمار وسواسی، احساس گناه بدهید. آن ها خود را برای چیز هایی مقصر می دانند که هیچ کس هرگز فکرش را هم نمی کند. دلیل احساس گناه بیماران وسواسی هم ناهشیار است.

تا زمانی که احساس گناه ناهشیار این بیماران درمان نشود وسواس ریشه کن نخواهد شد. به همین دلیل همیشه به دانشجویان تاکید می کنم در درمان وسواس حتما روی ریشه های احساس گناه مراجعان خود کار کنید.

مطالعه ادامه مطلب …

دارو درمانی وسواس

اختلال وسواس فکری- عملی (OCD) با دارو درمانی و روان درمانی قابل درمان است. دارو درمانی در کنار جلسات روان درمانی (درمان شناختی رفتاری و درمان روانپویشی) به کنترل و بهبود علایم کمک می کند. افرادی که ریشه مشکل وسواس آنها ژنتیک است از دارو درمانی نتایج بهتری می گیرند. 

داروهایی مثل داروهای ضد افسردگی که مسیرهای سروتونین مغز را هدف قرار می‌دهند، به خوبی برای درمان افراد مبتلا به OCD مناسب هستند و می توانند علایم وسواس فکری و عملی را کاهش دهند. در صورتی که این داروها برای فرد موثر نباشد ممکن است روانپزشک از داروهای آنتی سایکوتیک استفاده کنند.

چهار داروی SSRI مورد تأیید وزارت غذا و داروی آمریکا (FDA) برای درمان بزرگسالان مبتلا به OCD به شرح زیر هستند:

  • Luvox (فلووکسامین)
  • Paxil (پاروکستین)
  • Prozac (فلوکستین)
  • Zoloft (سرترالین)

دو نوع از داروهای آنتی سایکوتیک برای درمان وسواس فکری و عملی به کار می‌روند که شامل آنتی سایکوتیک های نسل اول و نسل دوم هستند. داروهای نسل دوم تحت عنوان داروهای آنتی سایکوتیک آتیپیک(atypical) هم شناخته می‌شوند که برای تقویت SSRI ها به کار می‌روند. داروهای آنتی سایکوتیک آتیپیک زیر، عملکرد خوبی داشتند:

  • Abilify (آریپی پرازول)
  • Risperdal (ریسپریدون)
  • Seroquel (کوتیتیاپین)
  • Zyprexa (اولانزاپین)

یکی از داروهای آنتی سایکوتیک نسل اول به نام Haldol (هالوپریدول) هم به عنوان داروی تقویتی SSRI ها در درمان وسواس فکری عملی به کار می‌رود. با اینکه این دارو به خوبی قادر به درمان علایم OCD است ولی عوارض اکستراپیرامیدال (یعنی اختلالات حرکتی حاصل از مصرف دارو) این دارو در برخی از افراد نسبت به داروهای آنتی سایکوتیک آتیپیک، بیشتر است.

برخی از نظرات مراجعان و کاربران کلینیک وسواس

سلام آقای دکتر. من ماه پیش دوره تون رو خریدم و تمرینات رو مو ب مو انجام دادم. دو تا بچه کوچیک دارم که وسواس داشت اونا رو عذاب میداد. خیلی بهترم. الهی هرچی از خدا می خوای بهت بده. خیر ببینی

فاطمه

سلام آقای دکتر. هفته ی چهارم دوره هستم. البته دوست داشتم حضوری برای درمان بیام که شرایطش رو نداشتم. دوره خیلی بهم کمک کرده. البته تمرینات رو مداوم انجام میدم. خیلی ممنون که این دوره رو واسه ماها گذاشتید. دعاگوتون هستم هنوز کامل خوب نشدم، ولی همین که بهترم خیلی خوشحالم

درنا

8 سال بود که وسواس نجس پاکی داشتم. دارو هم آسنترا 50 حدودا 3 سال هست مصرف می کنم و طبق جدول ثبت وسواس که در هفته اول تمرینات بود در شروع دوره درمان علایمی وسواسی من اینها بودند • حمام 2.5 ساعت • دستشویی هر بار 45 دقیقه • شستن دست ها وقتی از بیرون میام 20 دقیقه • شستن دست ها قبل از رفتن به تختخواب 40 دقیقه الان که هفته10 درمان هستم شرایطم اینطور شده: • حمام کمتر از 45 دقیقه • دستشویی 5 تا 10 دقیقه • شستن دست ها قبل از رفتن به تخت خواب دیگه انجام نمی دم • شستن دست ها وقتی از بیرون میام 5 دقیقه همسرم و خانوادم میگن خیلی بهتر شدی. بقیه افرادی هم که دوره را خریدن تغییراتی که در دوره درمان داشتن را بنویسن تا بتونیم میزان پیشرفت خودمون را بررسی کنیم و از تجربیات خودتون از دوره درمان هم بنویسید تا بتونیم با کمک آقای دکتر و همدیگه مشکل مون را کامل حل کنیم.

نسرین م

تجربه مراجعه به بیش از 10 مشاور و 6 روانپزشک در این 18 سال را دارم. با قعطیت می تونم بگم بهترین متخصص درمان وسوواس در ایران دکتر بهشتیان هست. یک جلسه با ایشون تلفنی صحبت کردم و بعد قرار شد برای درمانم دوره درمانی را تهیه کنم. طوری روی مشکل من تسلط داشتند انگار که 50 جلسه است به ایشون مراجعه کردم

کتی

الان هفته 8 دوره درمان هستم، اضطرابم خیلی کمتر شده، حمام رفتنم از 8 ساعت رسیده به 2 ساعت .زندگی مشترکم داشت از هم می پاشید. آقای دکتر بهشتیان نمی دونم چطوری ازتون تشکر کنم. فقط می تونم شما را دعا کنم. ان شالله هر چی از خدا می خواهید بهتون بده

مهسا رجبیان

خدمات کلینیک وسواس

روان درمانی حضوری

روان درمانی آنلاین

دوره درمان غیرحضوری

گروه درمانی

926 دیدگاه

به گفتگوی ما بپیوندید و دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

  • سلام دکتروقتتون بخیر.یکی ازنزدیکانم این مشکل رو داره ک همه ی اتفاقای بد زندگیش دوبار دوباربراش اتفاق میفته..وخودش هم قبل اینکه اتفای بیفته میدونه ک میفته.(مثلا یکبارافتادزندان و میدونست ک باردوم هم بعدها تکرارمیشه.و شد..و و و که این فقط یک نمونه برای مثال بود).توروخدا راهنماییم کنین…مشکلش ازچی نیتونه باشه…راه حلش چیه؟🙏🙏🙏

  • با سلام و خسته نباشید
    برادر من از نوجوانی وسواس عملی به تمیزی و شستشو داشت و بسیار علاقه داشت همه ی اعضای خانواده همیشه به حرفهایش گوش کنند و هر حرفی می زنه تایید و اجرا کنن و خودش را عاقل‌تر و بهتر از بقیه می دونست بد شروع به فحاشی کرد و فوق العاده بدبین شد و دچار توهم شد که صدایی می شنید و دنبال صدا می رفت که باعث دردسر شد
    حرف هیچ‌کس را هم گوش نمی داد و نمی ده،۱۵سال منزوی شد سر کار نمی رفت بدبین شده بود دکتر هم نمی رفت با خانواده همیشه درگیر می شد زورمون هم بهش نمی رسید که دکتر ببریمش الان به خاطر اصرار مادرم سرکار رفته ولی فوق العاده نسبت به خانواده بدبین و متنفره که می ترسم بلایی سرشون بیاره خانواده را مقصر ۱۵ سال بیماریش می دونه و فوق العاده فحاشی و بی ادبی می کنه خیلی با حرفهایش و رفتارش دل همه‌ی خانواده را می سوزونه هر وقت با برادرم حرف می زنم تا چند روز افسردگی می گیرم هرچی اصرار می کنم دکتر بره قبول نمی کنه و با من دعوا می افته
    می ترسم یا بلایی سر خودش بیاره یا خانواده متاسفانه من یک خواهر دارم که شیزوفرنی مزمن داره و برادرم خیلی ما را اذیت می کنه که شما برای خواهرتون کاری نکردید و خواهرم را بهانه می کنم و با ما بدرفتاری می کنه خودش هم برای خواهرمون کاری نکرده و نمی کنه فقط اهرم فشار به خانواده استفاده می کنه
    لطفاً راهنماییم کنید ممنون.

  • سلام اقای دکتر وقت شما بخیر من دچار ی وسواسیم ک اصلا نمیدونم کسی مثل من دچارش هست یان ی چند سالی میشه ک اینجوریم ینی بچه ک بودم وسواس داشتم ولی الان چندسالیه ک عوض شده وسواسم یجوریه ک انگار یکی توذهنم همش داره ب خدا قران فحش میده درصورتی ک اصلا من نیستم وسرکوبشو۶ن میکنم اما اینا دائما توذهنم هستن تمرکزندارم ارامش ندارم احساس گناه میکنم من برای این توهینات جایگزین پیداکردم و کلا ی داستانایی توذهنم وجوددارع ک اصلا درکشون نمیکنم توهرشرایطی توهرلحظه وثانیه ای هستن مکرر تکرارمیشن واقعاخسته شدم و حتی کسی هم باخبرنیست از این موضوع واقعا دلم‌میخاد یکی از دستای خدا بم کمک کنه تابتونم حلش کنم و سلامت روانمو بدست بیارم اگه کمکم کنین واقعاممنونتون میشم ومن فقط میخام روانم اروم بگیره اینم عرض کنم خدمتتون ک من توموارددیگه ای هم حساس ووسواسیم مثلا اینک گوشیم توکیفم هست یان جاش نزاشته باشم جایی یا وقتی سرویس میرم خیلی حساسم یا اینک لباسم ب فلان چیز نخورده باشه ک تونوشته هاتون بودن اینا ولی اصلی ترین موضوع رومن پیدانکردم همش میگم ینی فقط منم ک این مشکل ودارم دوست دارم تموم شن این کابوسای لعنتی ممنونم ازتون😔❤

  • سلام من یه چندوقتی هست که مشکل دارم یک سری مشکلات پیش اومد و حل شد و من هی به اون مشکل فکر میکنم ولی اون مشکل حل شده نمیدونم چرا !؟ و این م بگم که رو اون کار حساسم

  • سلام

    اقای دکتر من دوساله که کرونا اومده وسواس شستشوی دست گرفتم به شدت زیاد کل دستام خشک شده از بس شستم هر روز مایع دستشویی تموم میشه اب الکی هدر میره به قران ذیونه شدم دارم زجر میکشم دیگه از بس دستامو شستم کمر درد گرفتم پاهام میلرزه از بس دستامو شستم هی احساس میکنم موقع دست شستن مایع دستشویی میپاشه روم یا اب داخل روشی دوباره چند بار باید دستامو بشورم این همه اب الکی هدر میره احساس گناه میکنم ترو جون امام حسین بگین من چیکار کنم کلا فکری شدم همش دلم میخواد خودم تنها باشم اصلا روانی شدم واقعا نمیدونم چیکار کنم تا به حال به روان پزشک یا دکتر هم مراجعه نکردم شما بگین من چیکار کنم تا خوب بشم

    خدا خیرتون بده

  • سلام آقای دکترمن الان باسایتتون آشناشدم.من دچاروسواس فکری هستم.این مساله شروعش بعدازشکست عاطفی که ازمعشوقم خوردم ایجادشد.من افکارجنسی وخاطراتی که باهاش داشتم به ذهنم میومدودلمم میخواست ولی چون گناه بودومن نمیخواستم گناه کنم همش باذهنم درگیرشدم که جلوش بگیرم بدترشدبعدازمدتی ضربه شدیدخوردن اون افکارتموم شداماباعث شدمن یادبگیرم هم باخودم حرف بزنم به طوری که گویاخودم یک شخص دیگه ام وهمش پرسش وپاسخ انجام میدم درموردبدیهیات حتی،وهم تمام 24ساعت حتی درخواب اون ادم روفراموش نکنم،حالاوسواسی که جدیداعارض شده وخیییییلی من ازار میده اینه که بااعضای بدنم درحالیکه پرازنیازجنسی است درگیرشدم من حتی نمیتونم راه برم یادرازبکشم باخوردن طبیعی دستم به بدنم ازتکون خوردن بدنم حین راه.رفتن وریززززترین احساسات بدنی وحسی درگیرم افکارم دستورتوجه+ولذت میدن ومن اطاعت میکنم درحالیکه پرازگریه وناتوانی ام.لطفابگیدچیکاربایدبکنم من مجردم پول ندارم حامی ندارم نمیتونم تهران بیام دفترتون

  • سلام به همه دوستان عزیز،
    به منظور راحتی دسترسی شما، محتوای مقالات وسواس در صفحه کلینیک وسواس تجمیع شد. در این راستا کامنت های دوستانی که در زیر این مقالات نظر خودشان را با ما به اشتراک گذاشته بودند نیز به این صفحه انتقال پیدا کرد. به همین دلیل تاریخ همه نظرات کاربران تا قبل از زمان انتقال، مشابه هستند.

  • سلام.من نمیدونم چم شده ده روزه.. اولش حس میکردم دلم میخواد خونه نباشم و با دوستام باشم بعد چند روز همش فکرای میاد تو سرم که نکنه روحی یا جسمی ناخواسته به مادر یا پدرم اسیب بزنم..
    یا چند وقته چاقو که برمیدارم یهو دستم میلرزه از ترس..وقتی یهو یاد اینا میفتم یخ میکنم و سست میشم.خدایا چرا یهو اینطوری شدم دلم نمیخواد قرص بخورم یهو چم شد😭

  • سلام
    من ۲۸سالمه و مادر دو فرزند هستم
    یعد از بارداریه اولم ب فکر لاغری و رژیم افتادم
    حدود ۱۹کیلو تو ۹ماه کم کردم بعد سه سال دوباره باردارشدم و دوباره رژیممو شروع کردم الان فرزند دومم ۴سالشه و من ب طرز فجیعی ب رژیم و لاغری وسواس پیدا کردم ب حدی ک واقعا از قیافه افتادم نمیتونم چیزی بخورم اگه بخورم احساس گناه شدید میکنم زشت شدم غذا میخورم عصبی میشم همه ی اطرافیانم در عذابن ک من ی چیزی بخورم اگه صد گرم وزنم اضافه بشه زمین و زمانو ب هم میدوزم انگار افتادم تو ی چاه دلم میخاد بدون عذاب غذا یخورم دلم میخاد وزنم برام مهم نباشه اطرافیان فک میکنن بخاطر قرو فرم وزن کم میکنم ولی دارم دیوونه میشم دارو هم جواب نداد فقط دلم میخاد بمیرم نمیدونم باید چکار کنم

  • با سلام اقای دکتر دختری ۲۳ ساله هستم از از۱۸سالگی مبتلا ب دیابت نو ع اول شدم انسولین میزنم نمیدونم بخاطر صهف روحی یا فک کردن زیاد درباره دیابت دچار وسواس فکری شدید شدم ک مثلا هر کی هر چی میگه تو گوشی مینویسم و شبا تو مغزم تگرار میشه باعث میشه تا صبح نخابم واقعا دارم دیونه میشم من وکتر رفتم اما فقط داروی کلونازپام استفاده کردم و داردهایی مث کلدمپرامین و سرترالین استفاده نکردم تو روخدا ی راه حلی بگید برام چون بفکر خودکشی هستم

  • حتی مواقعی پیش اومده که چندین ساعت به حرف های دیگران فکر کردم.و مثلا گفتم اگه رفتار دیگه ای داشتم وضعیت بهتری پیش میومد
    یا مثلا میگم اگه باهاش صمیمی بشم یهو بهم ضربه نزنه
    واقعا خیلی وضعیت بدی دارم

  • سلام اقای دکتر من یه دانش اموز دختر چهارده ساله هستم
    نمیدونم به این مشکلم وسواس فکری میگن یا نه ولی همش استرس دارم که دیگران در موردم چی فکر میکنن
    هی رفتارم رو عوض میکنم .از اینکه طرد بشم خیلی میترسم.خیلی وضعیت بدی دارم.همش به شخصیت های افراد مختلف نگاه میکنم و میگم کاش منم شخصیت ثابت خودم رو داشتم.لطفا کمکم بکنید خیلی وضعیت بدی دارم نمیتونم احساس شادی بکنم

  • سلام آقای دکتر من ۱۰سال پیش یه بار قش کردم از اون موقع همش وسواس داشتم که مبادا اتفاقی برام بیفته اوونقدر این فکر هارو تو سرم بزرگ کرذم که الان فکرای دیگه ای بهش اضافه شده.دچار وسواس شدم حتی فکرایی که بیانش برام سخته .یه وقتا فکر میکنم ممکنه یه بلایی سر کسی بیارم .یه وقتا از آدما بدم میاد میخوام دور باشم از همشون.

  • با سلام آقای دکتر مشکل من اینه که من شاید نزدیک یک سال پیش خواستم معنی خیلی چیزا رو بدونم اومدم معنی هرچی رو بدونم که برام عادت شد و همیشه باید معنی همه چی رو بدونم حتی چیزایی که معنی ندارن بعدش من از این اتفاق خسته شدم و دست به خودکشی زدم و بعدش از درمان که خودکشی کرده بودم رفتم پیش دکتر روانشناس که درمان بشم که اونم منو به بیمارستان فرستاد من هم رفتم اونجا شاید درمان بشم بعدش بار اول که درمان نشدم برای بار دوم از دکتر روانشناس خواستم که برای من شوک مغزی بنویسه تا به من شوک بزنن وقتی که شوک خوردم این اتفاق برای من افتاد و اینکه این اتفاق چیه این بود که من میخواستم بدونم هر چیزی رو چطوری می نویسن منظورم کلمه،لغت،جمله خلاصه همه چی یعنی من صحبت میکردم باید اون حرفی که میزنم باید بدونم اون کلمه ها رو چطوری می نویسن و بهش فکر میکردم و تو ذهنم باید اون کلمه ها رو می نوشتم اگر اشتباه می نوشتم تو ذهنم وقتی فکر میکردم خیلی اذیت میشدم و باید درست می نوشتم تو ذهنم حتی اعداد رو هم باید حروفشون رو میدونستم یعنی هر عددی رو به حروف می نوشتم تو ذهنم وقتی فکر میکردم و اینکه کلا هر زبونی که بلد بودم مثلا فارسی، ترکی، انگلیسی رو باید نحوه نوشتنشون رو میدونستم و بهش فکر میکردم و تو ذهنم مینوشتم حتی وقتی کسی بامن یا کسی با کس دیگه ای حرف میزد باید میدونستم چطوری مینویسن که این روز به روز برام تکرار شد و داشتم دیوونه میشدم که دوباره دیگه خودکشی کردم باقرص یعنی برام عادت شده بود و اینکه حتی وقتی آهنگ گوش میدم یا فیلم نگاه میکنم باید میدونستم اون چیزایی که میان چطوری نوشته میشه آقای دکتر لطفا کمکم کنید دارم عذاب می کشم.

  • با سلام آقای دکتر مشکل من اینه که من شاید نزدیک یک سال پیش خواستم معنی خیلی چیزا رو بدونم اومدم معنی هرچی رو بدونم که برام عادت شد و همیشه باید معنی همه چیز رو بدونم حتی چیزایی که معنی ندارن بعدش من از این اتفاق خسته شدم و دست به خودکشی زدم و بعدش رفتم پیش روانشناس که درمان بشم اونم منو به بیمارستان فرستاد من هم رفتم اونجا شاید درمان بشم بعدش بار اول که درمان نشدم برای بار دوم از دکتر روانشناسم خواستم که برای من شوک مغزی بنویسه تا به من شوک بزنن وقتی که شوک خوردم این اتفاق برای من افتاد و اینکه این اتفاق چیه این بود که من میخواستم بدونم هر چیزی رو چطوری می نویسن منظورم کلمه،لغت،جمله، خلاصه همه چی یعنی من صحبت میکردم باید اون حرفی که میزنم باید بدونم اون کلمه هارو چطوری می نویسن و تو ذهنم بهشون فکر میکردم و تو ذهنم نحوه نوشتن رو اونجا می نوشتم حتی اعداد رو باید میدونستم به حروف چطوری می نویسن حتی وقتی کسی با من یا کسی با کس دیگه ای هم حرف میزد باید میدونستم چطوری می نویسن حتی وقتی آهنگ گوش میدم یا فیلم نگاه میکنم باید میدونستم چطوری اون کلمه ها نوشته میشه و نحوه نوشتنش حتی نباید اشتباه تو ذهنم می نوشتم باید بهش وقتی فکر میکردم درست باید می نوشتم که این روز به روز برام تکرار شد و داشتم دیوونه میشدم که دوباره دیگه خودکشی کردم با قرص یعنی برام عادت شده بود آقای دکتر لطفا کمکم کنید دارم عذاب میکشم حتی تا الان ۳ بار خودکشی کردم با قرص تا شاید بمیرم.

  • سلام دوست عزیز من روانشناس نیستم و یه پسر ۱۶ ساله هستم و فقط یه سری تجربیاتی داشتم که شاید بتونه بهت کمک کنه ، میدونم که حتی سر مسخره ترین و بی اهمیت ترین چیز آدم میتونه وسواس بگیره و خودش تعجب کنه که چرا چنین چیز بی اهمیتی اینقدر من رو داغون کرده و ذهنم رو درگیر کرده ولی باید بدونی که برای ذهن ما مهم نیست که به چه چیزی گیر داده و چه اهمیتی داره و فقط میخواد به خواسته خودش بپردازه . تو میتونی به خودت آرامش بدی و انقدر وضعیت خودت رو بد ندونی چون صد برابر بد تر از تو هم هست و توصیه میکنم روانشناست رو عوض کنی و خودت رو مشغول کلاس موسیقی رفتن کنی و با پزشک هایی که تحت نظرشون هستی ، کاملا در ارتباط باشی و همیشه باهاشون صحبت کنی امیدوارم زودتر خوب بشی برات دعا میکنم

  • سلام و خسته نباشید . یه ارتیاط وسواس گونه با آقایی دارم که تحت هیچ شرایطی کات نمی کنم شرایطی که اگه قبلا یکی تعریف می کرد برام شاید حتی توی دهنش میزدم !!!می دونم که وسواس گونه ست چون ارنباط فیزیکی اصلا تا حالا نداشتیم که بگم به این دلیله کلا ازهم دوریم هرچی هم فکر می کنم چرا ولش نمی کنم خودمم نمی دونم اصلا از چی ش خوشم میاد، شده مثل خوراکی که دوست داری اما نمی دونی دلیلش چیه؟ نمی دونم ! بیش تر از صدبار هم کانش کردم ولی دوباره برگشتم با اینکه میدونم خیانت می کنه واصلا هم بدردم نمی خوره . آیا راه درمانی برای منم هست؟

  • سلام اقای دکتر من مبتلا ب نوعی وسواس هستم البته نمیدونم اسمش وسواسه یا نه ولی نمیتونم اینجا مطرحش کنم چون میترسم بقیه هم فکرشون منحرف شه و گناهشون گردن من بیفته از طرفی این فکر نزدیک 10روزه تو ذهنمه و داره داغونم میکنه همین الانم با گریه دارم مینویسم بنظر شما من باید چیار کنم از زندگی خستم فقط ارزوی مرگ دارم

  • سلام دوست عزیز من روانشناس نیستم و فقط پسری ۱۶ ساله هستم ، اینقدر ناراحت نباش ، من هم مثل تو حدود یکسال درگیر وسواس شدید بودم و کاملا درکت میکنم چون فکر میکنم تو هم مثل من وسواس در مورد چیز های جنسی یا خوشنت بار داشتی که من درگیر هر دوتاش بودم و مهم ترین عامل بهبودی من صحبت کردن مداوم با مادرم بود حالا شاید تو پدرت دوستت یا کس دیگری رو بیشتر دوست داشته باشی توصیه میکنم اصلا تو خودت نریز و عذاب روحی تو رو کاملا درک میکنم و حتما حتما برو پیش روانشناس و پدر و مادرت رو راضی کن که ببرنت پیش روانشناس و تمام حرف های دلت رو بهش بزن و این رو بدون که قطعا باید زمان بگذره و به فکر خودکشی نباش کمی در مورد مسائل مذهبی تحقیق کن و آرامش بگیر خودم هم اونقدر ناراحت بودم که تو مدرسه از زنگ اول تا آخر فقط گریه میکردم و هی معلم و مدیر میپرسیدن چی شده و کلا انگشت نمای مدریه شده بودم ولی الان که به ۴ سال پیش نگاه میکنم میبینم که چه خوب شد گذشت و من دیگه به فکر خودکشی خودم میخندم امیدوارم زود خوب بشی برات دعا میکنم

  • سلام من یه مشکلی داشتم یعنی خیلی به اون چیز وابسته بودم ولی رهاش کردم و اضطراب گرفتم اضطراب اینکه چیزای که دوست دارم قراه با استرس ازم گرفته بشه ویعنی هر وقت دارم کاری دوست دارم انجام هر چیزی ترس اینو دارم که استرس بگیرم ومیگیرم دیگه نمیتونم اون چیزو داشته باشم برای مثال به رمان خارجی ترجمه شده خیلی علاقه دارم خوب مشخصه مطالب باز بیان شده قبلا مشکلی نداشتم ولی حالا مغزم میگه یا نمیخونی یا استرس میگیری حقیقته فقط کافیه به چیزی علاقه داشته باشم یا منتظر باشم دیگه نمیتونم ببینمش یا بخونم استرس نابودش میکنه و همیشه ام این ترسو دارم که خوب نشه وچیزای که دوست دارم برن فقط کافیه توی کتاب یا فیلم به نقته رمانتیک برسه چنان استرسی میگیرم حتی توی کتابا اون قسمتا رو حذف کردم وجا های دیگه رو میخونم ولی استرسم خوب نمیشه در صورتی که قبلا کاملا مورد علاقم بودن و سرگرمم میکردن و اطرافیانم میگن زندگی رو سخت نگیرم ولی مغزم روش قفل شده اگه بگم داره کار خودشو میکنه و کنترلی روش ندارم دروغ نگفتم حس میکنم لای منگنه ام و دارم برای رها کردن چیزایی که دوست دارم تحت فشارم واگه به حرفش گوش ندم استرس میده

  • سلام اقای دکتر من ابنجوریم که هرچه که باعث موفقیتم میشه تو ذهنم میگه نمیشه مثلا میگم فلان دوره رو میرم باعث میشه مشکلم حل بشه ذهنم میگه نمیشه یا مثلا تو اون دوره دمبال یه چیزی میگردم که با اطلاعاتی که از جاهای دیگه بدست اورد در تناقض باشه بعد بخودم میگم دیدی این دور یا این کتاب بدرد نمیخوره و این اتفاق باعث میشه انگیزم از بین بره و یه مقدار ذهنم بره تو حاشیه و باخیال راحت یه کارویو انجام نتونم بدم نمیدونم اقای دکتر به این میتونم بگم وسواس یا من خودم زیاد بزرگش میگم و با توجه به اینکه مشکل اعتماد بنفس هم دارم کدوم دوره برای من در اولویته

  • سلام آقای دکتر
    من مدت ده ساله که دچار تکرر ادرار هستم و آزمایشات و بدنم سالمه فقط به تازگی عفونت ادرار گرفتم مشکل من از جایی شروع شد که اضطراب شدید گرفتم و بعداز آن وسواس فکری و عملی و بعدش دچار تکررا درآر شدم که بدنم سالمه حالتهای وسواسم خیلی کم شده و وسواس ندارم سه ماهه دارو مصرف میکنم دکتر میگه وسواست درمان نشده و فقط شکلش عوض شده فقط تکرر منو اذیت می‌کنه و مواقعی حبس تمرین کگل و تمرین اضافه کردن ساعت و تحمل کردن را انجام میدم ولی فشار ادرار اذیتم می‌کنه و واقعا دستشویی دارم نه این که حس باشه
    چیکار کنم ؟خیلی خسته شدم
    ۲۵ساله و دختر هستم الآن مواقعی بهترم ولی ثبات نداره و تثبیت نشده
    آیا این مشکل قابل حله،من نگرانم

    • درود بر شما دوست عزیز بله درست تشخیص دادن وسواس شما شکلش عوض شده، اگه راه انداز وسواس شما اون اضطراب شدید باشه بله قابل درمان هست .

  • فواد هستم ۲۵ سالمه دو سه ماهه رفتم سربازی در خرم آباد میزان وابستگی من به خانوادم و خانه مخصوصا مادرم غیر قابل باوره تا قبل مرخصی اول شبو روز گریه میکردم و خودزنی میکردم و به گذشته خود با خانوادم فکر میکردم بعد از دو ماه این حس بر عکس شد حس میکنم از خانوادم متنفر شدم مثه یه دارو که بعد یه مدت مصرف نسبت به بدن مقاوم میشه منم احساس میکنم از مادرم بدم میاد و همه چی بر عکس شده الان احساس میکنم دوس دارم به سربازی وابسته بشم و دیگه از خانوادم متنفر بشم،و از اینکه اینجوری شدم میخوام خودکشی کنم وقتی خانوادم این همه واسم زحمت کشیدن من این حس رو نسبت بهشون پیدا کردم میخوام خودمو بکشم الان وقتی به مادرم زنگ میزنم دیگه احساس میکنم بهش وابسته نیستم و تحمل صداشو ندارم و الانم که تو مرخصی هستم احساس میکنم دیگه مثه قبل دوسشون ندارم و فقط به اون جهنم (پادگان)فکر میکنم احساس میکنم اصلا عوض شدم و یه آدم دیگه هستم میخوام یه جوری خودمو خلاص کنم.نمیدونم چه خاکی بریزم به سرم لطفا کمکم کنید.

  • سلام آقای دکتر خدا قوت. من برای 20مهر وقت حضوری دارم از شما اما قبل اومدن سوالم اینه که چجوری میشه با دقت بالا متوجه شد که مشکل وسواس در یک نفر ژنتیکی یا همون فیزیولوژیکی هست یا نه؟ آیا آزمایشاتی برای تشخیص وجود داره؟ ممنون از شما

    • درود بر شما دوست عزیز، بهترین راه مصاحبه تشخیصی هست که معمولا در اولین جلسه مشخص می کنه دلیل وسواس شما چیه و فرایند درمان را مشخص می کنه.

  • سلام آقای دکتر خدا قوت. آقای دکتر من افکار آزاردهنده ای در مورد موضوعات مختلف دارم. تقریبا 10 ساله. خیلی هاش دیگه آزار دهنده نیستن و خیلی ها هم وقتی میان تو ذهنم دیگه ترس و یا احساس گناه چندانی به من نمیدن. فقط بعضی افکار در مورد موضوعات جنسی من رو آزار میده و به احساس گناه میندازه اما سوالم اینه که آقای دکتر بعضی اوقات به صورت مقطعی و یا لحظه ای حالم خوب میشه به طوری که با قاطعیت به خودم میگم نه نه با این مزخرفات چیه و…. حتی عمدا هم بهش که فکر میکنم هیچ ناراحت نمیشم اصلا اهمیتی برام ندارن انگار و این اتفاق معمولا زمانهایی که اتفاقای خوبی برام میفته این حال خوب بدون دغدغه بهم دست میده. آقای دکتر سوالماینه که دلیل این بهبودی مقطعی چیه؟ دلیل وسواسهای من چی میتونه باشه؟ با تشکر از شما

  • سلام آقای دکتر من تقریبا 10 ساله افکار وسواسی مختلفی رو تجربه کردم و در اوایل وسواس عملی هم داشتم. وسواسهای عملی رو بی محلی کردم و دیگه ندارم و درمان شدن و بسیاری از افکار وسواسیم هم الان یا پرتکرار نیستند و یا اگر هم بیان منو نمیترسونن و یا احساس گناه به من نمیدن فقط الان بعضی از افکار جنسی منو عذاب میدن اما سوالم اینه که دکتر من به صورت مقطعی و برای لحظاتی حالم خوب میشه و حتی اگه عمدا هم به افکار فکر کنم بازم ناراحت نمیشم انگار اصلا وسواس نداسته و ندارم دلیل این بهبودی مقطعی چیه دکتر.؟ یه سوال دیگه که دکتر من 31سالمه و تا به حال هیچ رابطه ای با جنس مخالف نداشتم نه کلامی و نه فیزیکی آیا این میتونه دلیل این باشه که وسواس من بیشتر در مورد افکار شرم آور جنسیه؟

  • سلام آقای دکتر من ۳۵ سالمه چند سالی هست که وسواس فکری دارم شاید از نوجوونی اوایل وسواس یه مدت خیلی کم شست شو داشتم مثلا مجرد که بودم حتی در مورد اینکه با همسرم چطور باید رفتار کنم تا ازم راضی باشه درگیری فکری داشتم بعد تو همون مجردی سر موضوعی که نمیتونم بگم‌از یکی از برادرام که خیلی هم آروم بود کینه گرفتم چون نمیتونستم به کسی هم بگم سختم بود ویه مدت تو ذهنم همش نگران بودم که نکنه تو این نبخشیدن زیاده روی کردم ولی با دلیلایی که میآوردم که مثلا الان داره تو ذهنش اینطور درموردم تصور میکنه حرص میخوردم و میگفتم حقشه یا بعد یه چند وقت تو همون مجردی به خدا و اعتقادی شک و دلهره داشتم و خیلی فکر میکردم که اونم تونستم بزارم کنار و بعدازازدواج هم همینطور دوسه بار باز به رفتارم با همسرم یا به شیطان و باز خدا و خوبی و بدی چیه همه چیزو مقایسه میکردم حالم بد بود انگار نمیتونستم زبونم قفل بود حتی وقتی خواهر شوهرم حال بد منومتوجه شد نتونستم بهش بگم انگار یه خداتو ذهنم بود که میگفت نگو، دستم به کار نمیرفتو میخوابیدم یعنی به خواب پناه میبردم و دنبال آرامش بودم همش فکر میکردم اگه بگم دیگران میگن این چی میگه و مسخرم کنن تا اینکه مادرم فوت شد و بعد اون من باردارشدم چون تازه مادرم فوت شده بودو خیلی ناراحت بودم یه وسواس فکری در مورد استرس گرفتم چون شنیده بودم استرس مادر رو بچه تاثیر میزاره یا ارثی که اونم بعد یه مدت از یاد بردم تا یکسالگی پسرم که خونه مونو عوض کردیم و اونجا من سر مسئله نجسی و پاکی در مورد مادرم وقتی مریض بود خودمو مقصر میدونستم و ایندفعه واسه مجازات خودم باز وسواس نجاست گرفتم و استرس شدید داشتم سر پسرم واسه نجسی و یا بازی کردنیای بچگیش داد میزدم با اینکه خیلی کوچیک بود وای کاش میتونستم بیشتر توضیح بدم حال بد و رفتارامو تو این مدت تا اینکه فهمیدم شوهرم با یه خانمی هست و شیشه مصرف میکنه انگار شوک بهم وارد بشه رفتارمو گذاشتمش کنار ولی هنوز یه کم‌عصبی بودم ، تو این دوسال من شوهرمو که رفته طرف شیشه و اون زن مقصر میدونستم تا الان که یکی دوهفتس باز وسواس فکری شدم و یه ترس و عذاب وجدان دارم احساس میکنم اگه من وسواس فکری دارم شوهرم هم دست خودش نبوده و به خاطر شیشه بوده وحالا باید یه کار خاصی بکنم و اینکه وقتی اضطراب یه آدم وسواس فکری بالا بره دیگرا نباید مسخره کنن داد بزنن چون ترسش زیاد میشه پس این همه مدت من اگه سر شوهرم داد میزدم اون ترس و دلشوره داشته و اینکه خواهرم وسواس تمیزی داره یعنی ژنتیکیه اونوقت پسرم هم وسواس فکری میگیره این منو میترسونه واینکه حس میکنم دیگه حق اظهار نظر درمورد هیچ خوبی و بدی هیچ کس رو ندارم یا تازگی تو اینستاگرام خوندم یکی به خاطر اینکه دوست دخترش رفته با یه تاجر پولدار دیوونه شده حتی به فکر اون طرف که دیوونه شده هم فکر میکنم و خیلی چیزای دیگه مثل مطلبهای مختلف وسواس روشهای مختلفی که تو اینترنت گذاشته خوندن مطلب افسردگی دوقطبی نظرای مختلف روانشناسان میشه کمکم کنید .باور کنید یه بار اونقدر فکر کردم مغزم هنگ کرد

  • اقای دکتر سلام من یه دختر ۲۰ ساله هستم همیشه ،تورو خدا کمکم کنید ،همیشه فکرمیکنم مریضی های بد دارم ،الان چند وقتی هست حس میکنم تومور مغزی دورازجون دارم ،و همش علائمش را که سرچ میکنم درخودم میبینم ،مثلا وقتی یکی میگوید من‌هم همینطور هستم‌چیزی نیست خیالم راحت میشود ،الان حس میکنم دوبینی دارم ،مثلا یه لایه از بالا روی کلمات توی گوشی یا تی وی میبینم یا مثلا حس میکنم یک چشمم سیاه تر از دیگری هست ،ولی بقیه میگن نه و من حس میکنم دروغ میگن تروخداااا بگید من‌چیکارکنم ،دارم عذاب میکشم ،دارم‌مادرم با این افکارم پیر میکنم ،تروخدا به من بگید من چیکارکنم اروم بشم،به نظرتون من چیزیمه!؟تروخدا بگید،من دوست ندارم ام ار ای بدم!به نظرتون از آزمایش خون و ویتامین ها اگر‌چیزی در سر من بود متوجه میشدند یا از معاینه چشم !؟تروخدااا جوابمو بدید

  • سلام آقای دکتر من یه نوع وسواس فکری عملی دارم
    مثلا میرم دستشویی دستمو ریکا میزنم میشورم میگم ریکا نزدم در حالی که زدم این منو مجبور میکنن تکرارش کنم که دستم کثیف نباشه
    یا من پیش داداشم کار نیکنم روکش ماشین میبندم کشاشو باید دو بار ببندم من میبندم معلومه بستم یه چیزی تو سرم میگه ببند نبستی نبندی میره تو راه روکش در میاد تصادف میکنه میمیره
    بیشتر از این میترسم که کارم رو درست انجام ندم و اتفاق ناخوشایندی بیوفته
    موقع انجام کار با خودم میگم بشتم درسته ولش کن میدونم درست بستم یه چیز بهم میگه بازم ببند نبندی اتفاقی میافته یکی که زن و بچه داره میمیره خونش گردنت میافته بخاطر این عذاب وجدان مبگیرم
    میخوام اهمیت ندم نمیشه
    کارمو خیلی تمیز انجام میدم ولی میترسم دیگه
    یا تو گوشی مثلا زدم رفتم تو برنامه میام بیرون دوباره نیرم میگم درست نزدم روش برم توش بد کار میکنه
    یا تو اینترنت مطلبی رو سرچ میکنم میزنم رو سایت میره تو سایت دوباره میزنم بیرون میگم بد زدم رو سایت برم توش نوشته ها تغییر میکنه در صورتی که تغییر کمی کنه
    یا تلویزیون فیلم نگاه میکنم یکم نکاه میکنم برم میگردونم عقب‌که کلمشو دوباره بشنونم یا دوباره صحنه رو ببینم
    لطفا کمکم کنید اعصابمو خورد کرده
    دارم دیوونه میشم
    🙏🏼🙏🏼🙏🏼🥺😓😞😥
    تورخدا تو رو قران التماستون میکنم کمکم کنید🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼

  • سلام دکتر فکرهای مزاحم زیادی دارم هربار واسم تکرار میشه حرفا همش تو سرمه تا قرص الانزاپین و سرمنتا رو برام تجویز کردن دوست ندارم قرص مصرف کنم میخواستم بدونم این دوره وسواس فکری و عملی برای من مفیده ؟
    علایم اظطراب هم دارم باعث اشفتگی ذهنی شده بعد شده وسواس

  • با سلام خدمت آقای دکتر
    شرمنده اگه وقتتون رو تلف کردم . آقای دکتر من شغلم حسابداری هستش . و ۳۶ سالمه در رشته خودم تقریبا موفق عمل کردم .فقط آقای دکتر من از همون اوایل یکم وسواس چک کردن اعداد و ارقام و حساب ها و مانده ها و غیره رو دارم . یعنی یه سند یا فاکتور که میزنم چندین بار چک میکنم . تازگیا وسواسم بیشتر شده چندین بار اسناد رو چک میکنم یه عدد مثل ۳۶۵.۶۵۴.۸۹۳ ریال رو ده بار کنترل میکنم . وهر چه به پایان وقت اداری نزدیک تر میشم چک کردنم .بیشتر میشه . امروز یه پزشک عمومی پیشنهاد کرد فلککستین بخورم .آقای دکتر موفقیت کاریم به این موضوع بستگی داره. آیا راه درمانی هست ؟ مشکل بنده حاده ؟ لطفا راهنماییم بکنین . دارم دچار مشکل میشم

  • سلام دکتر صبح بخیر من فرزندی دارم که به‌ وسواس فکری شدید مبتلا شده
    اونقدر اوضاعش وخیمه که یکی دو دفعه دست به خودکشی زده
    من راننده خودرو سنگین هستم خیلی‌ اوقات خونه نیستم
    میترسم خدای نکرده کاری ازش سر بزنه که‌ باعث پشیمونی مون بشه
    بنده مشهد زندگی میکنم لطفا کمکم کنید

    • درود بر شما دوست عزیز در اولین اقدام به روانپزشک مراجعه کنید تا کمی شدت علایمش کنترل بشه و بعد هم جلسات روان درمانی را شروع کنید.

  • سلام آقای دکتر.
    من 14 سالمه و دچار وسواس فکری _عملی شدم.
    کم کم وسواس داره تمام زندگیم رو میگیره و دارم عذاب میکشم.
    اولش از حمام رفتن شروع شد که روی شستن گردنم کم کم وسواس پیدا کردم و این چند وقته انقدر گردنم رو میشورم که زخم میشه.
    بعدش وقتی میخام چیزی رو بخونم احساس میکنم هی دارم اشتباه میگم و هی اون کلمه رو تکرار میکنم که شاید اشتباهه و درست بشه و بعد توی کلاس های آنلاینم احساس میکنم که هی یک پیامی رو نخوندم که مهمه میگردم دنبال پیام های اون روز ولی چیزی پیدا نمیکنم و بعد کتاب هامو میخام بزارم وسواس دارم که حتما باید 10.20 بار هول بدم به دیوار تا جاش محکم بشه و بعد نوشتنمم دچار وسواس شده و هی احساس میکنم چیزی که نوشتم نقطه نداره یا یه مشکلی داره و وقتی تمام شد چند بار دیگر هم چک میکنم ببینم درسته یا خیر.
    خوشبختانه این چند تا مشکل هرچه داره میگذره داره کمتر میشه وسواسم و دارم خودمو کنترل میکنم که این کار هارو نکنم ولی در حمام رفتن خیلی مشکل دارم و هر وقت بیرون میام گردنم زخم هست. لطفا کمکم کنید…

  • عرض سلام و ادب
    من ۳۲ سالمه و برای ارشد روانشناسی میخونم

    دکتر من فکر میکنم دچار وسواس صرفاً فکری در موضع تقارن و بخصوص دفاع داشتن حسااسانه در برابر پذیرش مفاهیم جدید هستم

    بطور مثال ‌: (دلیلی که بخاطرش اذیتم) :
    در پاسخ‌دهی به سوالات امتحانات / کنکور و همچنین در مطالعاتم بسیار کند هستم (حداقل ۲برابر دیگران به زمان نیاز دارم)
    یا ذر پاسخگویی به سوالات مینه سوتا، در معیار علامت سوال (جواب ندادن به بیشتر از ۳۰ سوال) به مشکل خوردم و علت اینکه خیلی ازین سوالاتو جواب ندادم، یا در مطالعاتم حساسانه پیش میرم، بنظر خودم وسواس روی تایید و پذیرش اطلاعات و مفاهیم و درک سوالاته

    آیا بنظرتون وسواس فکری رو درست تشخیص دادم؟
    اگر بخواید یک راهکار خوب جهت خود درمانی بهم معرفی کنید، اون چیه؟

    ممنون از پاسخگویی شما.

  • دکتر بنده هم یک مشکلی تو همین مایه ها دارم. موقعی که مطالعه می کنم به بحث جدیدی که میرسم اگر اون مبحث رو ازقبل بلد نبوده باشم نمیتونم به راحتی بفهمم، مغزم درباره اطلاعات جدید واکنش اضطرابی میده و به راحتی قبول نمیکنه بلکه باید چندبار بخونم،برای همین سرکلاس درسا رو نمیتونم یاد بگیرم.شما نمیدونید اسم این حالت اختلال چیه؟ نمیدونید چیکار باید کرد؟

  • سلام
    من دختری ۱۴ ساله هستم
    من ۳و۴ ساله که مبتلا هستم به وسواس فکری عملی و خیلی هم شدیده
    ولی کسی از خانواده ی من ، من را نمیبره دکتر بهشون میگم مسخرم میکنن‌.من خیلی دارم عذاب میکشم خیلی اذیتم میشه یکی کمکم کنه .

  • منم همسن تو بودم داشتم میگفتم باور نمیکردن میگفتن الکی میگی سخت میگیری و… خودت برو پیش یه روانشناس وروانپزشک
    من الان 25 سالمه تزه میخوام برم دکتر

  • سلام خواهر من بشدت وسواس داره وفقط 11 یازده سالشه مارو مجبور میکنه کاری رو که میخواد براش انجام بدیم و اگه انجام ندیم کل زمین و زمان رو میزاره رو سرش مجبور میشیم همکاری کنیم باهاش با اینکه میدونیم غلطه اعصاب ما هم بشدت خورد شده و هر روز دیونه میشیم قرص ********** هم مصرف میکنه اوایل کمی بهتر شد ولی الان هی داره بدتر میشه چیکار باید کرد؟وسواس فکری عملی و مذهبی داره مذهبیش بصورتی که مارو مجبور میکنه باهاش روزی 20 بار نماز جماعت بخونیم چون هی فکر میکنه نمازش غلط شده و میشکنتش و دوباره باید بخونیم حتی کلاس آنلاینشم نمیره تا نمازش تموم شده.و سایر وسواسیت هارو هم داره ممنون میشم راهنمایی بکنید.

  • سلام من حدود ۸سال پیش,به دلیل فوت دوستم دچار وسواس فکری عملی شدم به انواع مختلف ,مثلا با هر دردی از بدنم احساس بیماری میکردم که البته خوب شد ولی تقریبا همه مدل وسواس فکری عملی دیگری را تجربه کردم که ریشه آنها ترس از آسیب رساندن به خود و مخصوصا دیگران است به روانشناسان و روانپزشک های زیادی مراجعه کردم ولی به طور کامل خوب نشدم .نظر شما برای خوب شدن بنده چیست ؟

    • درود بر شما دوست عزیز من نمی دونم همکاران از چه روش درمانی برای شما استفاده کردند. برای تعیین بهترین روش درمان باید یک بررسی کامل تری روی مشکل شما داشتم باشم.

  • من ترس صدمه زدن به دخترم دارم می ترسم در پیش او از چاقو و دیگر وسایل استفاده کنم تقریبا در ۲ ماه اخیر خیلی شده ۲۰ روز است از ********** که دکتر داده استفاده می کنم فرقی نکرده

  • سلام خسته نباشید.
    مادر من بیماری وسواس فکری عملی داشت پیش دکتر رفت و دکترش فقط قرص داد و مادرم میخورد ولی بعد از یک مدت دیگه نه دکتر رفت و نه قرص خورد و حالش بهتر شده بود. ولی تازگیا دوباره بیماریش برگشته متاسفانه. الان دوباره شروع کرده قرص هاشو میخوره ولی حالش خوب نیست واقعا داره اذیت میشه و مدام فکر میکنه یه جاهایی کثیفه
    به نظر شما چیکار باید کنه ؟ و ما باید چیکار کنیم ؟😭

    • درود بر شما دوست عزیز
      حتما درمان مادرتون را پی گیری کنید. درمان ایشون هم ترکیبی از دارو درمانی و روان درمانی باید باشه.

  • باسلام بنده ۳۵ ساله ودانشجوی دکتری هستم.بنده در ۱۲ سالگی بدلیل تنبیه پدرم درانباری قرارگرفته که احساس ترس شدید کردم وبامشت به شیشه زدم ودستم زخم شد واز آن موقع وقتی به مسافرت میرفتم و یا سوارهواپیما میشدم ویا سرامتحان این احساس ترس واینکه الان تنگی نفس میگیرم داشتم.البته این مشکلم تقریبا از ۵ سال گذشته با مواجهه بنده درموقیعیت های قبلی و اعتماد به نفس بالا خوب شد.بنده در نوجوانی هم خیلی به انواع بیماری ها حساس شده بودم به نحوی که هر علایمی دربدنم داشتم سریع فکر بیماری بد را میکردم وباید دکتر میرفتم وتا انتها پیگیری میکردم.البته این موضوع هم تقریبا از چند سال پیش خوب شده بود تا اینکه دی ماه سال۹۸ از سفر که تنها برمیگشتم درماشین پانیک بهم دست داد وچون دیگر خانواده درماشین نبودن که حواسم را پرت کنم دائم تا یک هفته به آن فکر واحساس اضطراب داشتم .رفتم روانپزشک وایشان پاروکستین تجویز کرد که تا این یکسال خوردم.اما افکار الکی یه مواقعی به نحو جدید می آید سراغم که دیگر این حالت خوب نمیشه و دیگر قابل کنترل نیست و ذهنم کلا قفل میشه روی این موضوع که وقتی این افکار رادارم دیگه حال خیلی خوب قبلم راندارم که واقعا اذیتم میکند.یجوری که ذهنم میخواد با من مبارزه کنه . مثلا ۲ماه که درگیر برنامه ها ومشغله های کاری هستم اصلا این افکار راندارم ووقتی میرم مسافرت وسرم خلوت میشه دوباره افکار واسترس هاش میاد به ذهنم وهر چه میخوام بهشون فکر نکنم بیشتر میاد تو ذهنم. قبل عید حالم خیلی خوب بود بواسطه مشغولیتم وکلی برنامه ردیف کردم که توعید انجام بدم اما حالا که اومدم شهرستان دوباره افکار منفی دارم ورمق کار ندارم من خودم احساس میکنم وسواس فکری شدید دارم.البته هرموقع مطالب مربوط به وسواس وافرادی که صحبت هاشونا گزاشتن ویا مطالبی درخصوص حس خوب وفکرای خوب میشنوم یه لحظه خوب میشم ولی دوباره فراموش میکنم ومیرم سراغ افکار واضطراب های اون .فقط دنبال راه حل میگردم.ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

  • با سلام
    من به شدت فکر های تکرار شونده دارم. شصت ال هفتاد درصد این فکر ها شامل ضربه زدن به خودم با دیگران به وسیله ی اجسام تیزه مثل چاقو، قیچی، تیغ و غیره و یا ضربه زدن با وسایلی مثل چکش و یا پتک به دیگران و خودم. 20 درصد این فکر ها هم جنسی هستن. مثل روابط جنسی نادرست و…. عذاب وجدان زیادی دارم و سر درد معمولن دارم. تردید و عذاب وجدان جزو مشکلات من هستن. 20 درصد تردید و شاید 80 درصد عذاب وجدان.ممنون میشم اگر به من بگید که دوره هاتون به کار من میاد یانه. چون خودم فکر میکنم که وسواس شدید فکری دارم.

    • درود بر شما دوست عزیز
      شما علایم وسواس فکری را دارید که دوره غلبه بر وسواس فکری در بخش دوره های سایت می تونه بهتون کمک کنه وسواس تون را درمان کنید

  • سلام من هم وسواس فکری دارم همش فکر وخیال های بی خودی رو تکرار تو ذهنم میگم و خیلی ذهنم رو درگیر ه به نظر شما چیکار باید انجام بدم که وسواس فکریم برطرف بشه

  • سلام اقایه دکتر خداقوت وسواس شدید گرفتم شک تردید دارم همه چیز دم نظرم نجسه لباس شستن چندین بار برام عزاب اوره شک میکنم‌همش نجسم از وقتی گه بیکار شدم شدتش بیشتر شده در حدی که فکر خودکشی میکنم خیلی زندگیمو مختل کرده نمدونم دیه چکار کنم دارو مصرف کردم اثری نداشت لطفا راه حلی جلو پام قرار بدین ممنون‌میشم

  • باسلام آقای دکتر
    دوستانی که وسواس دارن لطفا کامنت منو نخونن چون من هم با خوندن این وسواس،وسواس پیدا کردم پس لطفا نخونید جملات زیر رو:
    آقای دکتر بنده به نفس کشیدن وسواس پیدا کردم و باخودم میگم چرا نفس میکشیم و چرا این فرایند خودکار و از این قبیل افکار تا اینکه به خودم استرس و اضظراب میدم بعدش بدنم شروع به لرزیدن میکنه و صبح تا شب این فکر با منه حتی نمیتونم راحت بخوابم و فکر میکنم که میمیرم

  • سلام. من همش احساس میکنم که توی ذهنم به مقدسات توهین میکنم در صورتی که اصلا نمیخوام بهش فکر کنم هی بیشتر میشه و حتی بعضی وقتا جوری روی عصابم میرن که گریم میگیره.علاوه بر این موضوعات دیگه هم بعضی اوقات ذهنما درگیر میکنن و نمیدونم واقعا چی کار کنم و هر وقت موضوعی تموم میشه موضوع دیگه ای میاد توی ذهنم.

  • ببیند آقای دکتر همه نظرات شما وهمکارانتون مثل همه ناراحت نشید ولی چند سالیه که من درگیر این وسواس هستم هیچکدامتون از درمان واقعی که کسی درمان شده باشد رو صحبت نکردید نمیدونی ومن قطع به یقین میدونم که کسی مداوا نشده پس مسیری رو که شماها میرید اشتباه محضه
    و این بیماری جز بیماران صعبالعلاجه پس بیخود دست وپا نزنید

    • درود بر شما دوست عزیز، نمی دونم شما چطوری به این نتیجه رسیدید که وسواس صعب العلاجه؟ چون مشکل شما هنوز حل نشده پس وسواس هیچ کس خوب نمیشه؟یعنی معیار و ملاک برای درمان پذیر بودن یا نبودن وسواس شما هستید؟!!
      شاید شما درمان درستی تا حالا نداشتید شاید وسواس شما جزو وسواس های ژنتیکی باشه که درمان نمی شن البته بسیاری از وسواس های ژنتیکی هم کاملا درمان می شن. شاید شما دوره درمان تون را کامل نکردید . دلایل متعددی می تونه باعث عدم درمان شما باشه. اما شما نا امیدی خودتون را از درمان به همه افراد تعمیم دادید که نمی تونه یک نتیجه گیری منطقی و علمی باشه.
      من از شما دعوت می کنم که چند روز تشریف بیارید مطب و با مراجعانی که اختلال وسواس داشتند صحبت کنید تا ببینید یک قاعده کلی برای همه افراد وجود نداره. بسیاری مشکل وسواس شون درمان شده ، خیلی از مراجعین هم وسواس شون کنترل شده.

  • سلام آقای دکتر خسته نباشید من یه سال با همسرم قبل ازدواج دوست بودیم الان ۶ ماهه نامزد کردیم من قبل همسرم با دوست صمیمی ایشون رابطه داشتم ولی بعد از جدایی با دوست همسرم با ایشون رابطه شروع کردم در کل باید بگم اتفاقات ناخوشایندی در گذشته من بوده که همسرم از همشون خبردار هست که من خودم بهشون گفتم و ایشون هم با همه اینها با من ازدواج کردن ما الان در این مورد مشکل خاصی نداریم ولی من حس میکنم با اینکه همسرم به من اعتماد دارن ولی حساس هستن چون بعضی اوقات گروه‌های درسی منو چک میکنن وقتی تلفنم مشغوله از من سوال میپرسن با کی صحبت میکردی درسته که به من گیر نمیدن و من راحتم ولی حس میکنم این افکار ایشونو اذیت میکنه ایشون حتی میترسن که دوستشون بخاطر لج بازی بیاد و به خانوادش بگه که من با عروس شما ارتباط داشتم و زندگی مون نابود بشه و من حس میکنم اعتماد کامل به من ندارن البته اینم بگم در دوران دوستی در مورد گذشته خیلی به من سرکوفت میزدن و منو خیلی اذیت میکردن ولی بعد ازدواج اصلاااااااا اذیتم نمیکنن
    میخاستم بدونم آیا امکانش هست که همسرم وسواس یا پارانویید داشته باشن ؟
    و اینکه آقای دکتر حس میکنم این افکار همسرم و اتفاقات گذشته که همسرم در دوران دوستی به خاطرشون منو بسیار آزار دادن و میخاستن منو ترک کنن
    باعث شده من وسواس بگیرم اینجوری که همش به افکار مزاحم وادارم میکنه به جنس مخالف نگاه کنم و چشمم اینور اونور باشه نمیتونم خودمو کنترل کنم که به اقایون نگاه نکنم این موضوع دو بار هم باعث رنجش همسرم شده و حس میکنم این رفتار من نتیجه رفتار نامناسب همسرم تو دوران دوستیه
    میخاستم بهم کمک کنین و بگید که من یا همسرم آیا مبتلا به وسواس هستیم یا نه

  • سلام آقای دکتر وقتتون بخیر
    18 سالمه و فکر کنم دو سال هس که وسواس فکری شدیدی پیدا کردم این موضوع خیلی روی درس خوندن تاثیر گذاشته . مثلا موقع درس خوندن به جزییات خیلی گیر میدهم و و وقتی یه چیزی رو یاد میگیرم با خودم میگویم یاد نگرفتم و باید از اول بخونم و حتی 20 بار هم بخونم یه احساسی بهم میگه که یاد نگرفتی و این موضوع خیلی وقت ازم میگیره و کلافه شدم … اقای دکتر حتی چند باری هم فکر خودکشی به سرم زده چون وقتی این موضوع رو به خانواده ام میگم جدی نمیگیرن و بعضی وقتا میخندن . به نظرتون برای درمان چه اقدامی کنم
    ممنون میشم جوابمو بدید

  • سلام و عرض ادب اقای بهشتیان من چند و قته افکار بدی مثل قتل عزیزان یا خود کشی به ذهنم خطور می کنه و واقعامن رو کلافه می کنه به طوری که همش احساس گناه می کنم شما جه راه درمانی رو معرفی می کنین با سپاس

  • سلام من میخام ازدواج کنم خواستگار اومده طرف مقابل خیلی به دلم نشسته ولی بعدش احساس پشیمانی میکنم و یه استرسی میگیرم که تا این مسئله فسخ نشه آروم نمیشم وبعدشم کلا اشتهام کور میشه لاغر میشم

  • باسلام بنده ۳۵ ساله ودانشجوی دکتری هستم.بنده در ۱۲ سالگی بدلیل تنبیه پدرم درانباری قرارگرفته که احساس ترس شدید کردم وبامشت به شیشه زدم ودستم زخم شد واز آن موقع وقتی به مسافرت میرفتم و یا سوارهواپیما میشدم ویا سرامتحان این احساس ترس واینکه الان تنگی نفس میگیرم داشتم.البته این مشکلم تقریبا از ۵ سال گذشته با مواجهه بنده درموقیعیت های قبلی و اعتماد به نفس بالا خوب شد.بنده در نوجوانی هم خیلی به انواع بیماری ها حساس شده بودم به نحوی که هر علایمی دربدنم داشتم سریع فکر بیماری بد را میکردم وباید دکتر میرفتم وتا انتها پیگیری میکردم.البته این موضوع هم تقریبا از چند سال پیش خوب شده بود تا اینکه دی ماه سال۹۸ از سفر که تنها برمیگشتم درماشین پانیک بهم دست داد وچون دیگر خانواده درماشین نبودن که حواسم را پرت کنم دائم تا یک هفته به آن فکر واحساس اضطراب داشتم .رفتم روانپزشک وایشان پاروکستین تجویز کرد که تا این یکسال خوردم.اما افکار الکی یه مواقعی به نحو جدید می آید سراغم که دیگر این حالت خوب نمیشه و دیگر قابل کنترل نیست و ذهنم کلا قفل میشه روی این موضوع که وقتی این افکار رادارم دیگه حال خیلی خوب قبلم راندارم که واقعا اذیتم میکند.یجوری که ذهنم میخواد با من مبارزه کنه .من خودم احساس میکنم وسواس فکری شدید دارم.فقط دنبال راه حل میگردم.ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

  • من یه اخلاقی دارم که نمی دونم وسواس فکری حساب میشه یانه اونم اینه که خیلی به دکور و وسایل خونه فکر می کنم اینکه چی کجا باشه که قشنگ تر بشه آنقدر که خودمم دیگه کلافه شدم اگر یه تابلویی روی دیوار یه میلیمتر اینور اونور بشه خوابم نمی بره تا درستش کنم همه چیز باید ست باشه مبل با میز میز با کمد گاهی از یه چیزی خوشم میاد می خرمش میام خونه می بینم به وسایل دیگه نمیاد هر چقدر پول داده باشم مهم نیست اونو استفاده نمی کنم آنقدر که برا این چیزا وقت می ذارم برا خودم وقت نمی دارم یه مرضی دارم که به کاری که می خوام بکنم آنقدر فکر می کنم همین که اون کار انجام شد نهایتش دو روز پایداری و دوباره به چیدمان جدید میاد توی ذهنم و دوباره به اون فکر می کنم البته خیلی چیزی نمی خرم عاشق خرید و این چیزها نیستم فقط چیدمان و ست کردن همین چیزایی که دارم البته یه مدتی خیلی عضو پیچ های خانه داری بودم الان خدارو شکر خودمو ترک دادم ولی این عادت بد هر روز داره تشدید میشه امروز از ناراحتی گریه کردم نمی دونم چیکار کنم هیچ وقت ذهنم آروم و راضی نمیشه چیکار کنم؟؟؟

    • درود بر شما دوست عزیز
      شما مشکل وسواس دارید و دوره درمان وسواس فکری عملی می تونه بهتون کمک کنه مشکل تون را حل کنید

  • سلام
    من تست گرفتم توی نت اضطراب متوسط و افسردگی خفیف داشتم، چندین ساله از سال 94،بعد از یک رابطه مجازی، الان ۲۲سالمه، اون سال 6ماه گریه کردم و اصلا برای کنکور نخوندم، این چند سال همش کنکور دادم و درسم خوب نشد نوه رتبه های خوبی،نمیدونم چطور برگردم به تمرکز اون زمان، اصلا نمیتونم فکرم رو رو.درس بذارم، دوست دارم بخونم اما یا انرژی نذاره یا همش فکر های بیهوده،همش نگرانم، با هر اتفاقی تمام وجودم میشه ترس استرس. وحشت، میترسم از آینده و از گذشته متنفرم، چه کار کنم، نمیدونم خودم رو مقصر وضعیت خانواده میدانم، برم روانپزشک؟ ی مدت 13 سالگی وسواس عملی بدی داشتم که رفع شد، الان اما استرس کرونا هم اضافه شده، با هر اتفاقی حالم بدتر میشه

  • سلام وقت بخیر
    من و نامزدم تقریبا 7 سالی با هم دوست بودیم، ایشون امسال اومدن خاستگاری، سر مهریه خانواده ها بحثشون شد، توی این مدت 7 سال هم من و ایشون بحث زیاد داشتیم. این که با توجه به این ک خانواده ها مشکل پیدا کردن و خودمونم بحٍث داشتیم در استانه جدایی قرار گرفتیم ، بعد از اون من متوجه رفتارای اشتباهم شدم، ولی ایشون بعد از حدود 2 ماه از اون جریانا همش میگه میترسم باز این مشکلات پیش بیاد میترسم و این حرفا، هرچقد میگم ک ما میتونیم همه چیزو درست کنیم ، میگه من دوست دارم ولی نمیتونم به این چیزا فک نکنم همین چیزا باعث میشه اونی که باید نباشم، من دارم فرار میکنم از این شرایط، در کل من حس میکنم وسواس فکری گرفته با توجه به این توضیحات، میفرمایین ایا درسته؟

  • دوستان عزیز وسواس یک بیماری خیلی سخته و قابل درمانه فقط باید صبر داشته باشین و نترسین و حتما به روانپزشک مراجعه کنین و دارو مصرف کنید هر چقدر زودتر به پزشک مراجعه کنید به نفعتونه من ۶ سال عمرمو با استرس کامل و این افکار مزاحم تباه کردم ومتاسفانه فکر میکردم هر کی بره روانپزشک ببیندش دیوونس که همین دیدگاه غلط باعث شد بیماری کاملا منو ضعیف کنه و نهایتا به دکتر مراجعه کردم و با یکسال مصرف دارو حالم خوب شد . مطمئن باشید که قابل درمانه فقط توکل داشته باشین و صبور باشین . بعد از درمانتون هم مواظب باشین که خودت ن رو در موقعیت های استرس زای طولانی قرار ندین چون باز هم بر میگرده

  • سلام آقای دکتر من وسواس فکری در مورد اینکه یکی رو گمراه کنم یا اینکه عده زیادی رو گمراه کنم من چه کار باید انجام بدم روانشناس هم رفتم جواب نداد

  • سلام وقت بخیر
    ممنون از مطالبتون آقای دکتر بهشتیان
    من ۱۷ سالمه
    همش تو گوگل میچرخم
    درمورد ترنس ها و دوجنسیتی ها تحقیق میکنم وسایر بیماری ها و . . .
    یک جا خوندم نوشته دو جنسیتی هم پسره هم دختر من امتحانی یک تست دادم امتیازم شد ۱۷۰
    از ۱۶۹ تا ۲۲۱ یعنی دوجنسیتی ولی مجدد دقیق تر سوال دادم امتیازم شد ۱۰۷
    ولی اون تست اول بهم یک شک خیلی بدی داد همش میگم نکنه من جنسیتم اشتباه باشه همش فکر میکنم جنسیت مخالفم ولی اخلاقم و کارام کاملا پسرونه و از جنسیتم راضی هستم ولی همین افکار همش تو ذهنم میاد و باعث افسردگیم شده و دچار شک میشم
    درضمن قبل این کار همش ۳ الی ۴ بار در رو چک میکردم که قفله و ۳ بار دستمو بعد دستشویی میشورم و از دست خواهرم چیزی نمیخورم و همش منفی فکر میکنم مثلا تو ماشین میگم از دره نیفتیم پایین و . . .
    ممکنه این علائم وسواس فکری باشه ؟ این مشکللم وسواس فکری؟
    لطفا جواب بدید آقای بهشتیان ممنونم
    لطفا

  • آره عزیزم وسواس فکریه خیلی چیز بدیه آدمو آزار میده
    من هم وسواس فکری دارم و افسرده هم شدم طوری که نمیتونم درسمم بخونم.
    ودارم عذاب میکشم😔😔😔

  • سلام، پسری دارم 15 ساله چند ماه هست که در نمازش روی تلفظ بعضی کلمات هنگ میکنه واون کلمه رو ده شاید بیشتر تکرار میکنه میگه همش فکر میکنم اشتباه تلفظ کردم
    وقتی از روی دم دری رد میشه دم دری رو همش درست میکنه که دقیقا از دو طرف فاصله اش با دیوار یکی باشه
    اعداد فرد رو هیچ جایی نمی‌پذیرد حتما باید زوج باشه
    دکتر ********* رو تجویز کرد بعد مدتی که خیلی بهتر شده بود متوجه شدم این دارو باعث افزایش فشار ریوی قلب وتپش قلب میشه
    وچون پسرم مشکل قلبی داره وفشار ریوی قلبش بالاست وداروی قلبی می‌خوره به دکترش اطلاع دادم ********** شروع کردن و ********* رو قطع کردند الان 40 روز هست ********* استفاده میکنه ولی بهتر نشده که هیچ بد تر هم شده وسواسش
    کم خواب هم شده وگاهی خیلی عصبی وبهانه گیر هم می‌شود وگریه می‌کند
    تک فرزند هست وبا این اوضاع کرونا هیچ ورزش وتفریح هم ندارد وتمام روز در خانه فقط درگیر درسهایش هست پایه ی دهم هست وذهنش خیلی درگیر درس وشغل آینده اش هست
    وزیاد فکر می‌کند
    چه کنم *********** را ادامه بدهم ضمنا روزی دو بار *************** می‌خورد

  • سلام من وسواس دارم که امروز باکی صحبت کردم مثلا چیکار کردم کجا رفتم به تمام این جزییات فکر می کنم یهنی جوری فکر می کنم سرم درد می گیره با خودم میگم کار اشتباهی نکرده باشم خیلی کلافه هستم خسته شدم واقع

  • سلام علی جان من هم همچین مشکلی دارم همش به اتفاقات و حرف هایی که زدم فکر میکنم مثلا میگم نکنه ازم ناراحت بشن نکنه منو طرد کنن نکنه حرف اشتباهی زدم و واقعا خیلی اذیت کنندس

  • سلام اقای دکتر من تقریبا چند ماهیه که به وسواس فکری مبتلا شدم شاید مسخره و خنده دار باشه ولی من روی قورت دادن و بلع غذا وسواس پیدا کردم و وقتی دارم غذا میخورم بیش از حد روی بلع غذا تمرکز میکنم و همین باعث میشه چون حساس شدم نتونم خوب غذا بخورم و خیلی انرژی زیادی رو صرف غذا خوردن میکنم.وای به اینکه اگه مشغول غذا خوردن باشم و کسی حرفی نزنه یا صدایی نیاد دیگه من احساس میکنم همه دارن به غذاخوردن من توجه میکنن.خیلی با خودم کلنجار میرم که واقعا چیز خاصی نیست و همش بخاطر تمرکز بیش از حدمه ولی هرکار میکنم تا اسم غذاخوردن میاد بلافاصله میاد تو ذهنم
    البته بگم که من مبتلا به اضطراب اجتماعی یا همون سوشال فوبیا هم هستم اما خیلی سعی میکنم که این رفتارمو تو جامعه نشون ندم حالا بماند که چه آسیب های روحی و روانی که بابت همین اضطراب اجتماعی بهم وارد شده نمیدونم این موضوع تاثیرگذاره یا نه ولی الان واقعا همین موضوع فوبیای بلع غذا داره آزارم میده همش به خودم میگم اینو واسه خودت نکن یه مشکل بزرگ مثل قبل باش که راحت میتونستی غذاتو بخوری بدون هیچ دغدغه ای اما کلا شب و روزم شده فک کردن ب این قضیه واقعا کلافه کنندست بعضی موقع ها دوس دارم فقط بخوابم که به این چیزا فک نکنم شاید باور نکنید اما افکار خودکشی رو هم دارم اضطراب اجتماعی یه طرف که زندگیمو مختل کرده این مشکل هم یه طرف اقای دکتر خواهش میکنم راهنماییم کنید واقعا تحمل این مشکل مسخره و آزاردهنده رو دیگه ندارم خسته شدم بخدااا

    • درود بر شما دوست عزیز مشکل وسواس شما با دوره درمان وسواس قابل درمان هست.
      توضیحات دوره درمان وسواس در بخش دوره های درمان غیرحضوری را مطالعه کنید

  • باسلام
    آقای دکتر من چند وقتییه که به وسواس فکری شدید درباره اعداد و ربط آنها به مسایل زندگییم شده ام و هر شماره یا عددی رو به اتفاقی که پیش نیامده است ربط میدهم گاهی بهشون توجه نمیکنم اما بعضی مواقع اذیتم میکنه و اعصابمو بهم میریزه تورو خدا راهنماییم کنید باسپاس

  • باسلام آقای دکتر من دچار وسواس فکری درباره اعداد شدم و به اتفاقهای بد که شاید درزندگییم اتفاق بیوفته ربط میدهم مثلابازای هر شماره تلفن یا عددی زمان مربوط به اون اتفاقو تو ذهنم پرورش میدم البته قبلا شدید نبود اما الان زیاد شده است بنحویکه اذیت میشم لطفا کمکم کنید سپاس بیکران

  • سلام اقای دکتر دختر من ۱۹ سالشه کنکور ۹۹رد شد بهم ریخته با امدن کرونا وسواس شده بود کنکور شد قوز بالا قوزالان از خانه بیرون نمیره از فامیل خودشو پنهان میکنه دوماهه حمام نکرده به ظاهرش اهمیت نمیده شبا خواب نداره روزا تورختخوابه صبونه ونهارو ترک کرده بارها پیش روانپزشک رفتم ولی اصلا نه دارو میخوره نه ازمایش میده با پا دستگیره در ها رو باز میکنه تو دستشویی خیلی معطل میشه زندگیمون بهم ریخته احساس میکنم هم اختلال وسواس داره هم افسردگی چون از خودکشی هم حرف میزنه احساس میکنه براش توطیه میکنیم جرات نداریم تلفنی حرف بزنیم میگه در باره من حرف میزنید متاسفانه تو رختخواب لخت میخوابه میگه گرمه چکار کنیم حتی حاصر نیست پیش روانشناس بره یا روانشناس بیا خونه تورو خدا کمک کنید چکار کنیم

  • سلام دکتر خسته نباشید من مدتیه از وسواس فکری رنج میبرم مثلا گوشیمو بخوام کنارم بزارم حتما باید صافش کنم و تازگیا در غسل و شستشو دچار وسواس شدم و خیلی شک و تردید در مورد کارها برام پیش میاد و مثلا به خاطر یه کاری که قبلا کردم میترسم که درآینده برام مشکلی پیش بیاد یا وقتی صدای تلویزیونو زیاد میکنم باید روی عدد زوج قرار بگیره یه مدتی هم هست از زندگی نا امید شدم و همش احساس کمبود میکنم.مسئله ترس از آینده و اینکه بخوام به یک چیزی دوبار دست بزنم خیلی اذیتم میکنه و اینکه خیلی از ترس هام بدون مورد هست. یه مورد دیگه هم اینه که اعتماد به نفسم بشدت پایینه و احساس حقارت میکنم فکر میکنم دیگران از من بدشون میاد. لطفا اگه میشه راهنماییم بکنید چکار کنم خیلی دارم اذیت میشم. آیا میشه بدون مراجعه به روانپزشک یا روانشناس این موارد رو درست کرد؟

  • سلام وقتتون بخیر
    من دچار وسواس جا به جا کردن وسایل اتاقم شدم و دائما دارم وسایلو جا به جا میکنم حتی سه ماه پیش اتاقمو کلا عوض کردم ولی هنوزم با چیدمان اطرافم مشکل دارم

  • سلام آقای دکتر اظطراب شدید همراه با علایم آشکار دارم بطوری که باعث سردرد عصبی ،وسواس،و…شده کدوم پک مشاوره ای تون رو باید تهیه کنم؟

    • درود بر شما دوست عزیز بله دوره درمان وسواس می تونه بهتون کمک کنه مشکل تون را حل کنید

  • سلام خسته نباشید من دچار وسواس فکری هستم همش گوشیمو چک میکنم میگم نکنه دستم بخوره ی چیزی ی عکسی تو اینستاگرام یا تلگرام ب پی وی کسی بفرستم خیلی اذیتم میکنه این رفتارم

  • سلام آقای دکتر خسته نباشید من وسواس فکری دارم الان ۶ ماه میشه دکتر رفتم دارو داد بهم ولی خوب نشدم به افسردگی شدید مبتلا شدم من از سال ۹۳ مبتلا بودم ولی نمیدونستم که وسواس فکریه سال ۹۵ رفتم یه دوره ای خوب شدم ولی الان که ۶ ماه برگشته بخدا حالم خیلی بده نمیتونم درس بخونم آقای دکتر قرص ها به جز عوارضشون هیچ فایده ی دیگه ای نداره
    حالم داره هرروز بدتر میشه تو رو خدا بگید چیکار کنم مغزم از کار افتاده همش تو فکرم اصلا فکرم آروم نمیشینه تورو به فاطمه زهرا قسم یه راهکار بدید دکتر بهم گفته برم پیش روانشناس ولی اونقدر حالم بده که نمیتونم درسامو بخونم چه برسه که برم پیش روانشناس بخدا رسیدم به آخر خط تورو خدا کمکم کنیددددد😔😔😞😭

  • سلام منم دچار وسواس فکری شدید هستم جوریه که هرکی هر حرفی میزنه تو گوشی یاداش میکنم و شبا تو معزم تکرار میشه خوابو ازم سلب میکنه تا صب گریه میکنم دکتر رفتم قرص دادن ولی از بینشون فق کلونازپام خوردم شما کدوم شهری چون منم حالم داره روز ب روز بدمیشه

  • سلام اقای دکتر بهشتیان
    من وسواش شست وشو دارم و یک وسواس ذهنی دارم مثلا اب دهانم را که قورت میدهم باید در قسمتی از جایی که هیچ کس نیس قورت بدهم سپس فکری در ذهنم می اید و باید طبق ان انجام دهم تا به فکر مد نظر برسم درصورتی نرسیدن باید انجام دهم تا کامل شود و فکرهایی مثل اتفاقات بد در ذهنم میاد باید دوباره همان مراحل راتکرار کنم
    لطفا مرا راهنمایی کنید….
    برای تمسخر نگرفتنم از سوی خانواده باان ها در میان نگذاشته ام

  • سلام…ما تو خونوادمون سابقه زود سفید شدن مو رو داریم..منم تعدادی از موهام سفید شده با وجود سن کمم..یک بار دوستم به من گف که سه شاخ جلو موهاش سفید شده و من پیش خودم گفتم خداروشکر برا من اینجوری نشده و یک هفته بعدش یا شاید بیشتر این اتفاق افتاد.. ازونموقه هی این جمله خداروشکر موهاش خیلی سفید نیس میاد تو ذهنم و بلافاصله به تخته میکوبم…مخصوصا در طول خواب مدام به تختم میزنم و این خیلی ازار دهندس… بنظرتون روانپزشک میتونه موثر باشه؟ چون شرایط رواندرمانی رو ندارم..و اینکه این افکار میتونه درجه ای صحت داشته باشه؟

  • سلام خسته نباشید، من وسواس شستشو دارم یعنی هر روز باید حموم برم اگه نرم احساس بدی پیدا میکنم، دستامو زیاد میشورم، یا اگه مهمونی جایی به مدت تایم زیاد بمونم حتما باید بعدش به حمام برم. بارها سعی کردم و تونستم بعضی عاداتمو کمتر کنم ولی بازم این رفتارا اذیتم میکنن. چیکار میتونم بکنم؟

    • درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس فکری را از بخش های دوره های درمان غیرحضوری سایت تهیه کنید.

  • سلام دکتر من بیست سالمه
    و تقریبا چند سالی میشه ک دچار این بیماری شدم
    شاید از ده سالگی
    رفته رفته کنترلش میکردم تو یه زمانهایی کلا دیگه انگار خوب میشدم و اما دوباره شروع میشد الانم درگیرشم فکرای مزخرف میاد سراغم مثل بی احترامی به قرآن و مقدسات و یه سری تصاویر و فکرای مبتذل اذیتم میکنن ب طوری ک مدام از صبح تا شب شیطون رو لعنت میکنم با فشار روحی و جسمی عجیب این مشکل باعث شده نتونم رو درسم تمرکز کنم و دانشجو هم هستم تو یکی از سخت گیر ترین دانشگاه های کشور درس میخونم این مشکل واس خوندن کنکورم خیلی اذیتم میکرد و از طرفی مشکلات عصبی جسمی مثل معده درد و سر درد سراغم میاد خودم میدونم ک تمام اینا احمقانست ولی نمیدونم چطوری ذهنمو ازین افکار خالی کنم دلم میخواد مث بقیه زندگی کنم خسته شدم ازینکارای بیهوده ک ب روحو جسمم آسیب میزنه نمیدونم چطوری از شر این افکارو این وسواس عملی خلاص شم هیچوقتم ب دکتر مراجعه نکردم در این خصوص

  • سلام ۳۹سالمه سالهاست باوسواس فکری دارم دست وپنجه نرم میکنم داغونم به یه شخص بدبین شدم ومیدونم بدبینیم بی مورده اما ازذهنم نمیره وزندگیم روداره مختل میکنه همش‌تاکاری انجام میدم فکرم میگع نکن وگرمه اله نشه بله نشه خسته شدم وعصبی زودازکوره درمیرم واصلا دوست ندارم دارومصرف کنم اقای دکارراهنماییم کنیدلطفا

    • درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان غیرحضوری وسواس در بخش دوره های سایت می تونه مشکل تون را حل کنه

  • سلام من بعد از چندماه که اینطور شدم افکار عجیبی به سرم میزنه مثلا فکر میکنم که شب توی خواب اونکاری که ازش میترسم رو انجام میدم. با اینکه هیچوقت نه تنها خودم بلکه هیچکسی رو ندیدم که در خواب راه بره یه چیز دیگه ای
    انگار که به خودم شک دارم و میترسم نکنه کار غیرمنطقی بکنم

  • سلام خسته نباشید
    من حدود دو سه ماه بعد از شیوع کرونا در کشور مبتلا به ocdشدم از طرفی اصلا شرایط مراجعه حضوری به دکتر رو هم ندارم.
    این بیماری در خانواده خودم نه ولی در بعضی از بستگانم دیده شده. با توجه به اینکه من هنوز ۱۸سالم نشده و در شرایط حساس تحصیلی هستم شما چه چیزی رو پیشنهاد می کنید؟

  • سلام ، ممنون از سایت خوبتون
    من همیشه سر چیزای خیلی عادی و کوچیک زود ذهنم درگیر میشه ، مثلا همش باید یه چیزی رو برای مثال (واتس اپ یا اینستاگرامم) رو بارها چک کنم ک نکنه یه موقعه چیز اشتباهی پست گذاشته باشم یا اشتباهی استوری اشتباهی چیزی بزارم ، یا مداااام باید توی ذهنم باهاش بجنگم و قانعش کنم ، همیشه باید کارامو و برنامه هامو یه جایی بنویسم تا یکم اروم بگیرم و هرموقعه دوباره بیاد سراغم یاد اون نوشته بیوفتم و اروم بشم ، اما بازم خیلی اذیتم ، من ۱۸ سالمه و تازه دانشجو شدم و برای مثال هم توی درسام و امتحانام خیلی اذیت میشم ، مدام باید یه چیزی رو چک کنم و توی ذهنم تحلیلش کنم …. آقای دکتر خیلی اذیتم و اینکه حس میکنم این جور رفتارام اصلا عادی نیست و جدیدا اینجوری شدم ، قبلا کمتر بود ولی الان بیشتر شده ، همش حس میکنم هر اتفاقی ک میوفته رو باید واسه خودم دوباره توضیحش بدم یا برای مثال وقتی یه فیلمی رو نگاه میکنم و تموم میشه بعدش حتما باید واسه خودم دوباره تکرارش کنم ، یا مثلا باید یه کاری رو بارها و بارها چک کنم و درضمن من با خودم هم خیلی حرف میزنم و حتی سئوال هم میپرسم و جواب خودم هم میدم ، نمیدونم شاید فکر کنید من دیوونم اما واقعا نمیدونم چرا جدیدا اینجوری شدم؟! اما اینو بگم اون قضیه حرف زدن شدید با خودم از بچگی بوده و توی خانوادم هم سابقه نداشته ، و متاسفانه به کسی هم میگم جدیش نمیگیره این قضیه رو…. واسه همین گفتم خودم برم دنبالش…

  • با سلام و خدا قوت جناب دکتر
    پسر من ۱۴ سالش هست و به نظرم با مطلعاتی که داشتم درگیر بیماری وسواس و یا همان ocd هست و دایما دستها و نوک انگشتان خودش را کنترل میکند و وسایلش را مرتب میکند و دایم چک میکند و از جایی که نشسته وقتی بلند میشود چند بار چک میکند
    میخواستم بدونم چکار باید بکنم مخصوصا با این وضعیت کرونا به هیچ عنوان راضی نمیشه بیاد بیرون برای مراجعه به پزشک
    من شهسوار زندگی میکنم مدت ۶ ماه هستکه اینجا هستم و میخواستم بدونم که این وضعیت را چگونه باید درمان کنم

    • درود بر شما دوست عزیز دوره درمان غیرحضوری وسواس می تونه به ایشون کمک کنه مشکل شون را حل کنن

  • سلام دکتر. من ۲۶ سالم هست و وقتی مثلاً عصبی میشم یا استرسی به صورت خودکار از ۴۰ به عقب می‌شمارم یا کلمات را هر چی شد میشمارم مثال راز که ۱ نقطه دارد یا ۳کلمه ست تا ۷ بار یا بیشتر و کلماتی از این قبیل هر چه آن لحظه به ذهنم میرسه چکار کنم بهتر شوم

    • درود بر شما دوست عزیز دوره درمان وسواس در بخش های دوره های درمان غیر حضوری می تونه به شما کمک کنه

  • سلام آقای دکتر وقتتون بخیر .خانمم وسواس هست در آب کشیدن حتی در نجس و پاکی و حتی در نماز خوندن شاید هر وضو و نمازش به ساعتها بکشه و آخرم باز میگه درست نبود .سن هردو مابالای 40 هست .بچه هم نداریم .با این وضعیت میتونیم بچه دار بشیم .درمان خانمم زمان بره .بعد یه چیز دیگه خودمم از قرص متنفرم .خواهشا راهنمای بفرمایید ممنون

    • درود بر شما دوست عزیز تا قبل از درمان همسرتون بهتره به فکر بچه دار شدن نباشید چون ممکنه به خاطر فشاری دوران بارداری و بعد از اون مشکل ایشون تشدید بشه

  • سلام آقای دکتر من یه چند وقته دچار وسواس فکری شدم
    وقتی دارم درس میخونم اگه یه کلمه رو اشتباه بگم یا حتی مکث کنم باید برم دوباره از اول بدون مکث بخونم شده گاهی روزا من پنج ساعت داشتم فقط یه جمله رو می‌خوندم یا مواقعی که با دیگران صحبت میکنم خیلی فکرم درگیر میشه شده بعضی مواقع به خاطر یه سلام دادن یه ماه یا بیشتر کلا ذهنم مشغول بوده همش فکر میکردم لحنم چجوری بوده و این چیزا .. حتی مواقعی که با مامان و بابام هم صحبت میکنم هم اینجوریم و رو حرکاتم خیلی حساسم . این که همشون دقیق انجام بدم یا موقع راه رفتن باید قدمام یکی باشه یا فاصله هاشون با هم برابر باشه و به خاطر این موقع بیرون رفتن خیلی اذیت میشم . از اینکه عزایزانم و از دست بدم خیلی میترسم و بعضی شب حتی وقتی که خوابم یهو از خواب پا میشم و میرم صداشون میکنم ببینم هستن یا نه تو اینجور مواقع هم واقعا کلافه میشم و دست دارم چیزی و بشکنم و تا حالا چند باری هم شده کل کتابامو پاره کردم .و این که تو کتاب باید مطالبی که یاد داشت میکنم همشون بانظم و ترتیب باشن حتی اگه یه حرف هم یه کمی کج و کوله شد همه ی مطالبی که تو کتاب نوشتم و پاک میکنم دوباره مینویسم
    ممنون میشم اگه کمک کنین

  • سلام.دوستان.اول تشکر از آقای دکتر بهشتیان.دوم تشکر از دوستان که نظرات و نوع وسواس در رفتار و فکرشون رو تو سایت گذاشتن… یه معذرت خواهی می کنم که به رفتار بعضی ها خندیدم.البته بگم که خودم هم از این اعمال و افکار رو بعضیا شو دارم….همون طور که گفتم من از وسواس عملی و وسواس فکری بعضی ها خندیم ،اول که منو ببخشید و دوم اینکه خیلی خیلی خیلی خیلی خوبه …….خوبه.اره ..من وقتی خندیم به وسواس ها چه اونایی که خودم داشتم و نداشتم، فهمیدم که چه قدر الکی هستن .الان یه حس خوبی دارم…و انگار وسواسم بر طرف شد…….. پیش نهاد میکنم شما هم خودتون به نظرات نگاه کنین و بخندید. من خودم وسواس فکری داشتم.چرا میگم داشتم، چون همین الان حس می کنم بر طرف شد و ندارم..اره با نگاه کردن به نظرات حس میکنم یه تغیری توم ایجاد شد…من خودم همش فکر هایی وحرف هایی خلاف اعتقاد هام تو فکرم می یومد..قبلا…

  • سلام وخسته نباشیدخدمت شما.من قبل ازعیدبه روانپزشک مراجعه کردم وباتشخیص خودم احساس کردم وسواس فکری دارم وبه دکترگفتم وسواس فکری دارم وایشون هم گفت وسواس فکری یعنی چی ومن هم گفتم فکرای بیهوده والکی میادتوذهنم البته اذیت نمیشدم وگذرابودن.وایشون هم دوعددقرص برام تجویزکردن ******* و ************ من روزاول ازهرکدام یکی به تجویزدکترخوردم.شب بشدت حالم بدشدوحالت فراربهم دست میداددوست داشتم ازخونه بزنم بیرون وفقط فرارکنم یه حالت برانگیختگی شدیدواضطراب شدید.روزبعدتماس گرفتم گفتن ********* نصف بخورین منم نصف خوردم ویک **********وبازحالم بدشدوگذاشتم کنار.چون فکرآسیب به دیگران وخودم توذهنم اومدحمله پانیک گرفتم واختلال توخابم بوجوداومده حالانمیدونم چیکارکنم.لطفاراهنماییم کنید

    • درود بر شما دوست عزیز
      شما قبل از شروع مصرف قرص باید اول یک بررسی دقیق تری روی مشکل تون توسط روانشناس میشد و بعد بر اساس اون یک برنامه درمانی دقیق تری براتون تدوین میشد.
      الان هم اگه قرص ها را مصرف نمی کنید با منشی هماهنگ کنید تا یک جلسه مسال تون را دقیق تر بررسی کنم البته اگه چند روز قرص ها را ادامه میداید بدن تون عادت می کرد و مشکلی ایجاد نمی شد

  • سلام جناب دکتر بهشتیان
    بنده بابت اقدام به بارداری حدود یکسال هست که دچار مشکل شده آیم و دقیقا زمان اقدام به بارداری و قبل آن درگیر افکار جنسی یا اعتقادی مخرب میشوم و سبب میشه که این اقدام به تعویق بیندازیم چون به دلیل وسواس فکری که از ۱۵ سال پیش داشتم اینگونه وانمود میشه که بوجود آمدن این نطفه از این طریق درست نیست و گناه داره و عذاب وجدان شدیدی برام داره
    لطفا راهکاری را بیان کنید چون از وسواس بودن موضوع مطلع هستم
    ممنون از شما

  • سلام.من 34ساله هستم.دچاروسواس فکری.این وسواس ازسنین کودکی تاالان به گونه های مختلف همراه من بوده.الان هم دچاروسواس قفل کردن درها،کشوها، خاموش بودن گاز ,…..هستم.درمان دارویی هم کردم اماموثرواقع نشد.وسواس به حدی است که کل روز ذهن من رودرگیرمیکنه ودچارضربان قلب میشم واحساس میکنم الان سرم منفجرمیشه.این وسواس روی دختر7ساله من هم داره اثرمیگذاره.خواش میکنم من روراهنمایی کنید.

  • سلام دکتر وقتتون بخیر.من ۱۸ سالمه و تقریبا از ۴،۵ سال پیش مشخص شد که وسواس فکری و تا حدی عملی دارم.(توسط بازی نهنگ ابی مشخص شد.منتهی به نصب‌کردن یا بازی کردن نرسید) من از اون موقع تحت درمان دارویی و گفتار درمانی قرار گرفتم.و خب درسمم خیلی زیاد افت کرد.رشته تجربی خوندم و اولش پزشکی میخواستم.اما درمانگری که روی من کار میکرد گفت اصلا به درد تو نمیخوره(منم چون اون موقع تو دوره بدی بودم و هر چی امید و ارزو و هدف بود؛از دست داده بودم خودم رو قانع کردم که دیگه پزشکی رو دوست ندارم) من متوجه میشم که رفتارهایی که دارم از روی وسواس هستن. الان میخوام روانشناسی بخونم؛ ولی امروز یه خبری خوندن درباره یه مواد مخدر و تاثیراتش روی شخص،بعد الان نمیدونم باید روانشناسی بخونم؟به خودم میگم منی که اینطوریم و با یه فکر بهم میریزم چطوری به یه شخص مثل خودم کمک کنم..ولی من واقعا روانشناسی رو دوست دارم.نمیدونم چی کار کنم😫

    • درود بر شما دوست عزیز، شما وسواس فکری دارید که در هر مقطعی روی یک چیزی متمرکز میشه
      دوره درمان وسواس می تونه بهتون کمک کنه مشکل تون را حل کنید

  • سلام اقای دکتر
    من از سال 94 (الان 22سالمه) بعد از یک شکست عاطفی یک طرفه دچار 1ماه افسرگی شدم و بعدش به یک باره دچار وسواس فکری شدید در مورد خودم که کی هستم چی هستم و انگار خودم رو تشخیص نمیدادم و جلو اینه که میرفتم خودم رو نمیشناختم انگار و بسیار وحشتناک بود این شرایط، بعد از چند ماه خیلی بهتر شدم اما این شرایط رو داشتم بازم تا الان این وسواس فکری به شکل های مختلفی بعد هر ناراحتی شدید سراغم میاد یک بار به شکل فکر کردن در وجود خدا که اذیتم میکرد بعد که سیستم بدنم چجوریه و راجب تمام اعضای بدنم سرچ میکردم که چقدر عجیب و بدن انسان چجوری کار میکنه، همش در مورد خودم هستش در کل و اینکه 2سال به شدت کم شده بود اما دوباره بعد یک افسردگی یک ماهم الان خیلی عود کرده که باز حس میکنم خودم نمیشناسم یا تشخیص نمیدم یا همش میگم من انسانم؟ یا همش باید برم جلو اینه ببینم خودم رو میشناسم یا نه و
    اینم بگم متاسفانه به شدت وقتایی که حالم خوب بود از خودم ایراد میگرفتم که من قدم خوبه؟ وزنم خوبه؟ من لایقم یا نه در کل خیلی کمال گرا هستم توی این مدت افسردگی یک ماهم همش از خودم بدم میومد احساس میکردم خوب نیستم که اون کسی که دوسش داشتم منو دوست نداشت بعد این احساسات دوباره وسواس م برگشت، این رو هم بگم من تحت نظر دکتر روانشناس هستم از سال95،و ایشون گفتن دیگه باید یک تا دوماه تحت نظر روانپزشک دارو مصرف کنم تا کاملا خوب بشم، خواستم بپرسم اقای دکتر من کاملا خوب میشم اگر درمانم رو کامل ادامه بدم و اینکه شماا دارو درمانی پیشنهاد میکنید؟
    و اینم بگم همش استرس دارم که نکنه واقعا دیونه بشم و دیگه خودم رو تشخیص ندم این بیشتر اذیتم میکنه حتی وقتی بهترم،
    خواهش میکنم جواب بدین🙏🏻🙏🏻🙏🏻

    • درود بر شما دوست عزیز

      نمی تونم دقیقا بگم فرایند درمان مشکل تون به چه صورت خواهد بود چون نمی دونم روانشناسی که بهشون مراجعه می کنید از چه روش درمانی استفاده می کنن و اینکه ریشه و دلایل مشکل شما را دقیقا نمی دونم
      اما اینکه از سال 95 تحت نظر روانشناس بودید باید تا حالا تغییرات زیادی کرده باشید.

  • سلام بنده حدودا 2 ماه پیش دچار تیک عصبی شدم و تا اکنون ادامه داره و تمام تیک ها ام هم تغییر میکنن یعنی یک تیک جدا نیست یعنی به هر چیزی فکر کنم کمی و بهش گیر بدم برایم اتفاق میوفته و تبدیل به تیک میشه ایا این مشکلم ربطی به وسواس فکری داره؟

  • سلام‌آقای دکتر من یه پسر ۲۲ ساله هستم و به همجنس های خودم خیلی علاقه دارم و به دخترا علاقه ای ندارم البته چندین بار مورد سو استفاده ی جنسی قرار گرفتم افسردگی هم دارم
    به خواهرم حسودیم میشه چون که شوهر داره و زندگیه خوبی داره حسودیم به خاطر رفاهی نیست حسودیم اینه که کاش من جای خواهرم بودم آیا این بیماری میتونه وسواس باشه ؟؟!
    آقای دکتر خیلی خستم دیگه بریدم😣😔 اعتماد به نفس ندارم چیکار کنم تا درمان شم ؟!

    • درود بر شما دوست عزیز لزوما وسواس نیست باید مشکل شما بررسی بشه لزوما هر نوع تمایل به هم جنسی اختلال نیست.

  • با سلام خدمت شما
    آقای دکتر من ۱۴ سال دچار وسواس فکری در رابطه با رانندگی (نکند به کسی زده باشم)شده ام و پس از آن نیز یک مدتی است که در رابطه با بیماریهای هپاتیت و ایدز نیز دچار وسواس شده ام و نمی توانم دست به دستگیره سرویس بهداشتی عمومی یا شیرآلات آنها بزنم و اگر دست زدم تا یک مدت فکر میکنم نکند قبل از من کسی دستش بریده باشد و دستگیره یا شیر را گرفته باشد. قرص فلوکسامین را یکسال مصرف کردم و یک دوره ۱۵ جلسه ای هم دستگاه tmcرا نیز امتحان کردم .واقعا خسته شدم و زندگی برام سخت شده عاجزانه خواهش میکنم راهنمایی بفرمایید.از شما تشکر میکنم.

  • سلام اقادکتر من چند وقت پیش به یک روانشناس مراجعه کردم وفکر می کردم مشکلم عادی وبا چند جلسه حل میشه ولی وقتی در مورد این که خیلی خیال پردازی می کنم وبا این افراد حرف میزنم من رو به یک روانپزشک معرفی کرد ونوار مغز نوشت من از وقتی به این حرف ها بهم گفته شد واقعا می ترسم ایاواقعا نیازه که این کار هارو انجام بدم واینکه بیشترین دلیل که من به خاطرش مراجعه کردم اضطراب بوده
    اقای دکتر ممنون میشم راهنماییم کنید

    • درود بر شما دوست عزیز
      نمی تونم درباره مشکل تون نظر بدم باید بررسی دقیق تری انجام بدم

  • سلام خدمت شما
    بنده دچار وسواس شدید هستم
    مثلا در خرید وسایل و لباس هستم به طوری که اگر بهترینا رو هم بخرم بعداز خرید پشیمون میشم…
    یا وقتی یاد یه مکالمه برا گذشته میفتم باخودم میگم من چی گفته بودم آیا اینو گفتم یا نه…. مدام بابت هرچیزی خود خوری میکنم…. میشه توضیح بدید که باید چی کار کنم؟
    چون واقعا داره اذیتم میکنه

    • درود بر شما دوست عزیز دوره درمان وسواس در بخش دوره های درمان غیرحضوری سایت می تونه بهتون کمک کنه مشکلتون را حل کنید

  • سلام دکتر من وقتی ذهنم درگیر بد یا خوب بودن چیزی میشه اصلا نمی تونم فکرم رو ازش بردارم ومدام در ذهنم تکرار میکنم بدون اینکه خودم بخوام همش ذهنم در گیره ومنو به شدت اذیت میکنه ایا اینم وسواس فکری یا عملیه

  • سلام روزوتون بخیر
    من مدت طولانی دچار پنیک بودم و هستم و بعد از کلی درمان و دارو و دارو تونستم مقدار خیلی زیادی کم رنگش کنم اما بعد اون ترس اسیب زدن به خود و صورت وارد ذهنم شده حالا نمیدونم میخوام اینکارو انجام بدم یا نه میترسم که انجام بدم نمیدونم باید چیکار کنم و زندگیم کاملا مختل شده و بعد از اومدن این وسواس فکری پست سرش از ترس حمله پنیک میگیرم به طوری که حتی نمیتونم به چاقوی میوه خوری دست بزنم.من خیلی چیزا تو زندگیم بوده که دوست نداشتم انجام بدم اما الان دارم انجام میدم البته اونا کار های متداولی هستن که ازار دهنده نیست ولی میترسم نکنه روزی برسه این وسواس رو هم نتونم کنترل کنم و انجامش بدم.به طور کل زندگیم مختل شده چکار باید بکنم

  • سلام
    من یه دوست صمیمی دارم ک توو این دوران کرونا شدیدا وسواس فکری وعملی داره..دائما دست میشوره..با یه بار بیرون رفتن ازخونه باماشین شخصی حتی اگه جایی پیاده نشه موقع برگشت حتما دوش میگیره..یه صندلی توو یه گوشه ی خونه داره ورختخوابش ک فقط این دو جا آرومه..اگه لباسش به جایی بخوره حتما باید عوضش کنه یا دوش بگیره..هرچی میگم ک به مشاور نیاز داری زیربار نمیره..و خیلی رفتارای دیگه..خودش خیلی داره اذیت میشه تمام دست وانگشتاش زخمه..خیلی دلم میخواد کمکش کنم..لطفا بهم بگید چکارمیتونم براش بکنم

  • باسلام.ایانوروفیدبک دردرمان وسواس فکری تاثیرداره؟چون خواهرم به روانشناس مراجعه کرده وچندجلسه است دارن نوروفیدبک انجام میدن وگفتن که حداقل ده جلسه طول میکشه وبعدازان هم مشاوره ورمان درمانی کارمیکنن.

    • درود بر شما دوست عزیز
      نوروفیدبک وسواس را درمان نمی کنه اما متاسفانه خیلی از افراد به خاطر هزینه بالایی که از بیماران می گیرن این ادعا را دارن

  • سلام خسته نباشید
    بنده یه مشکلی دارم اینکه هیچ وقت نمیتونم زیر تابلو یا قاب عکسی بشینم و همش حس میکنم الان میخوره توی سرم و یا حتی از زیر ساختمون های درحال ساز هم نمیتونم رد بشم مدام فکر میکنم الان آوار میشه روی سرم، تازگیا نسبت به سقف هم همینطور شدم و خوب خیلی آزار دهندس و باعث اظطراب و استرس زیادی واسم شده حتی توی کارای روزمره ام هم دائم به مشکل میخورم، هرکار هم میکنم فایده نداره و درمان نمیشه نیازه برم پیش روانپزشک؟

  • سلام. من وسوا فکری-بدنی دارم. مثلا فکر می‌کنم بینیم کجه. یا همش به خودم تلقین می‌کنم پای راستم از پای چپم بلند تره ، تا جایی که هنگام راه رفتن در پای راستم احساس سنگینی دارم. مثلا بیشتر از پای چپم با زمین در تماسه. در ضمن وسواس نجاست هم دارم. آیا می‌توانم خودم را درمان کنم ؟ ممنون

  • سلام میخاستم بدنم ایا وسواس فکری با دارو و rtms و هیبنوتیزم همزمان درمان بالای 95
    % امکانش هست یا این بیماری درمان 100% نداره؟

    • درود بر شما دوست عزیز
      rtms اثر چندانی نداره اما با دارو درمانی و روان درمانی امکان درمان کاملش هست باید بررسی بیشتری روی مشکل تون بشه

  • مرسی از باسختون.بس میشه گفت در بهترین حالت درمان 100% برای وسواس فکری وجود داره ؟ ولی من 20 جلسه tms رفام بدن هیچ دارویی و افسردگی هم داشتم واسه جفتش جواب داد 30 40 %

  • سلام اقای دکتر. من ۵ سال پیش متوجه شدم همسرم با خانمی که قبلا به خواستگاریش رفته ارتباط تلفنی داشته . بعد گفتش که من یک بار بیشتر باهاش حرف نزدم . الان حدود ۲ ساله که دچار وسواس فکری راجع به بیماریهای جنسی شدم مثل زگیل و تبخال و …. تاحالا ازمایش های مربوطه هم انجام دادم منفی بوده . الان ۶ ماهه که وسواسم خیلی زیاد شده به حدی که مدام خودم را نگاه می کنم که ببینم زگیل یا تبخال تناسلی دارم یا نه و اینکار ازارم میده و استرسمو بالا می بره شاید ۳۰ بار در روز این کار رو می کنم .
    تو این چند سال قرص********** رو می خوردم که ۶ ماهه اریپیپرازول رو قطع کردم . که حالم خیلی بد شده و وسواسم بیشتر شده . لطفا منو راهنمایی کنین

  • اقای دکتر سلام و تشکر از وقتتون
    وسواس فکری در حال از هم پاشیدن زندگی کاری خصوصی و اجتماعی من می باشد و از بنده فردی افسرده و بی انگیزه ساخته است.
    بنده هم در زندگی کاری هم خصوصی موفق بودم و هنوز هم شاید هستم ولی شدیدا دستخوش این موضوع قرار گرفته است. شاید خنده دار باشد ولی وسواس من به سایز لباس است و در طول روز شاید چندین ساعت فقط به این فکر میکنم که آیا اگر مثلا شلوارم تنگ تر بود بهتر نبود؟
    درمان این حالت برای من به ارزش یک دنیا است.
    برای درمان روده تحریک پذیر حدود ۲ سال سیتالوپرام و کلروپیرامین مصرف میکردم و ۲ سال پیش دفعتا مصرف آن را قطع کردم و روز به روز وسواس فکری من بیشتر می شود.

  • ممنون مفید بود .من یه کنکویم و متاسفانه وسواس فکری دارم به امید خدا با استفاده از دوره های شما وسواسم رو درمان میکنم و در کنکور به هدفم میرسم و باعث خوشحالی پدر و مادرم میشم و میتونم گوشه ای از زحماتشون رو جبران کنم

  • سلام آقای دکترخسته نباشید من ۱۹ سالمه وسواس فکری شدیدهمراه بااضطراب دارم واسواس فکری من زنجیره ای هس هرکاری که بخام انجام بدم مثلن قراره برم مانتوبخرم ۲۰بارفکرمیکنم باورم اینه اگه فکرنکنم یادم میره و نمیتونم به کارام برسم من بایددکترچیکارکنم خیلی دارم زجرمیکشم

  • سلام آقای دکتر من نمیدونم چرا یک موقع هایی توی ذهنم به مقدسات توهین می شه دست خودمم نیست یک چیز در مورد بی احترامی به مقدسات از ذهنم رد میشه خیلی هم از این بابت ناراحت میشم و فکر می کنم که دیگه راهی برام نمونده میشه راهنماییم کنین ممنون

  • سلام اقای دکتر من یه 8 ماهی است که دچار ocd فکری شدم مثلا دستشویی رفتن واسم سخت شده هی حس میکنم تو دستشویی بدنم نجس میشه و یا لباسم مه باعث شده من هر روز حموم میرم واقعا کلافه شدم چطور میتونم این وسواس لعنتی رو کنار بزارم ؟؟

  • سلام آقای دکتر
    خسته نباشید
    وقت بخیر

    آقای دکتر بنده در خانواده هم فرد وسواسی داشتیم.به طوری که چند نفر هستند.متاسفانه طی اتفاقات اخیری که برام اتفاق افتاد بنده هم به شدت دچار وسواس هم فکری و هم عملی شدم.یک فردی مدام در ذهنم میگه که باید به حرفاش عمل کنم و الا اتفاق بدی برای خودم یا خانوادم میوفته.آقای دکتر وقتی تو خیابون ماشینی بوق میزنه حس میکنه با من کاری داره یا میخواد چیزی بهم بفهمونه.(البته این حس کم شده ولی هستش)
    انگار این فرد داره به من میگه که باید به دستوراتم عمل کنی و گرنه …..
    حتی مشکل جسمی برام پیش میاره جوری که
    احساس نفس تنگی میگیرم
    دست ها و پاهام یخ میکنه
    فشار خونم بالا میره
    ضربان قلبم بالا و پایین میشه
    آقای دکتر فرصت درس خوندن
    زندگی کردن هم ازم گرفته!!!!!!!!
    آقای دکتر کمک کنید واقعا داره دیوانم میکنه

  • سلام کن چند ساله وسواس فکری دارم در حالا حاضر *********** مصرف میکنم بچم هم مریضه استرس زیادی دارم و مقداری ژنتیکی هم هست لطفا راهنمایی کنیند

  • سلام. پسر من سال اول دبیرستانه و کنکوریه. پدرش مدام ازش میپرسه چقد خوندی و چنتا تست زدی.مادر منم وسواس پاک ونجس داره.
    خیلی زود باوره. تو دوره راهنمایی هرروز میومد خونه و میگفت هم کلاسیام اذیتم میکنن. تا میفهمیدن روچیزی حساسه مرتب اون کارو تکرار میکردن. یا تیم میشدن میزدنش یا وسایلشو خراب میکردن یا اون تودرسا بهشون کمک میکرد ولی وقتی ازهمون ادم کمک میخواد دروغ میگه بلدنیستم.واینکه خیلی بی ادب هستن و الفاظ رکیک و جنسی زیاد میگن و من خندم نمیگیره. بعد برای اینکه بتونه باهاشون قاطی بشه یمدت الکی به جوکا و حرفاشون میخندید و سعی میکرد درمورد روابط جنسی بیشتربدونه و وقتی به اصطلاح چشم وگوشش بازشد میگفت کنترل فکرمو ندارم و مدام به این چیزا فکر میکنم وهمین باعث شده سرعت ذهنم و درس خوندنم وحافظم ضعیف بشه. هروقتم یکی درحقش بی معرفتی میکرد امتحان اون روزو خراب میکرد. بعداز دوسال ناگهان به شدت آروم و مبادی اداب و مذهبی شد و دیگه حدس بزنید ک بچهای مدرسه هم شورشو دراوردن.میگفت اینا میخان ازعمد فرهنگ منو خراب کنن و نتونم خوب درس بخونم.خیلی هم روی دین و چیزای مقدس حساسه اگر حتی به شوخی چیزی بگیم تا مدتی میگه برای من خاطره بدشده و اون موقع خندیدم وگناه کردم.
    تابستون خیلی درس خوند و حالا مدرسه خوب قبول شده.
    ولی بشدت دچار استرس شد و حتی یک جلسه مدرسه نرفت و نمازهای مستحبی میخوند ک مدارس بازنشه و نره مدرسه ک دوباره همون بلاها سرش نیاد وبچه ها اذیتش نکنن. پدرشم موقتا مریض شد.و تو خونه ما بعضی وقتا تنش هست. الان مشکل عمده اینه که میگه از درس خوندن خوشم نمیاد و از هرچی ک خندش بگیره چه افکار خودش چه حرفای ما چه مثبت چه منفی ازخودش صدادرمیاره و دست و پاشو تکون میده که نخنده ک احتمالا گناه نکنه و سرعت ذهنش کم نشه وازنظر مذهبی بره بالا.همشم میگه فکر میکنم امروز یه گناهی کردم توبه نکردم.هروقتم سعی میکنه بیخیال بشه وبخنده بعدش میگه اعصابم خورده. بهش میگیم امتحان کن ببین نمیخندی. یااینکه اینطوری دست وپات درد میگیره.
    خیلی نگرانیم و نمیدونیم باید دارو بخوره یانه وبخاطر کرونا اصلا جرات نمیکنیم هیچ دکتری ببریمش. اگرمیشه بگید فعلا رفتار خودمون باهاش چطورباید باشه. وآیا باید بره دکتر یا میشه تا سال آینده صبرکرد؟ ممنون.

  • سلام من مبتلا به وسواس فکری هستم افکار روزانه تکرار میشه در ذهنم در کنارش قرص ******** و قرص ********** برای خوابم آیا وسواس فکری که من دچارش قابل حل با قرص و اینک باید تو آخر عمرم دارو استفاده کنم

    • درود بر شما دوست عزیز
      نمی شه با قعطیت گفت تا کی باید دارو مصرف کنید
      باید علایم شما را بررسی بیشتری بکنم تا بر اساس اون بهتون بگم مشکل شما قابل درمان هست یا نه

  • من به اندازه‌ی خودم ادم مذهبی ای هستم و تا جایی که ازم بر بیاد سعی میکنم که به احکامی که برام تعریف شده عمل کنم.
    اما گاها یک سری افکار زشت، مثل توهین به مقدسات یا ائمه، یا یک سری گناهان کبیره به ذهنم میرسه که شخصا کوچکترین تمایلی به انجامشون ندارم، اما انگار یک نفر دائما این رو توی ذهنم میخونه، و از هر کدوم هم خلاص میشم اون یکی به سراغم میاد، مثلا یک مدت از نگاه کردن به جنس مخالف خودم پرهیز میکردم چون احساس میکردم حتی با کوچک ترین نگاهی ممکنه مرتکب گناه بشم، کارم به جایی رسیده بود که اگر یک ثانیه به نامحرم نگاه میکردم احساس میکردم گناه کبیره کردم. تا بیام از این موضوع خلاص بشم انگار که یک صدایی توی ذهنم بهم گفت نه تو هم جنس خودت رو دوست داری. بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم که من تا به حال توی عمرم کوچکترین تمایلی به هم جنس خودم نداشتم اومدم از این فکر خلاص بشم که دوباره افکار زشت تر و گناهان وحشتناک تر به ذهنم رسید. من هیچ کدوم این اعمال رو مرتکب نشدم اما دائم احساس گناه میکنم، یا دائم ترس از انجام گناه دارم، مثلا جدیدا حتی از نگاه کردن به مادر خودم و یا حتی نگاه کردن به کودکان هم میترسم، میترسم نکنه افکار شیطانی به ذهنم برسه. یا حتی در مورد اینکه به خدا و قیامت ایمان دارم با خودم بحث و کلنجار دارم، انگار یک نفر میخواد بهم به زور بگه که تو کلا آدم کافر و گناهکاری هستی. از یاد کردن اسم ائمه حتی میترسم که مبادا بهشون توی ذهنم بی احترامی ای بکنم. یا با شنیدن یک کلمه‌ای که معانی مختلفی میتونه داشته باشه، بدترین معنی اون کلمه به ذهنم میاد و باعث میشه چند ساعتی از روز خودم رو شماتت کنم که چرا این معنی به ذهنت رسید. یا مثلا هر صفت زشتی رو که میشنوم، مثل منافق یا قاتل، تو ناخودآگاه خودم به خودم نسبتش میدم و این باعث میشه شخصیتم به شدت تحقیر بشه و از خودم بدم بیاد، در حالی که من هیچ کار نفاق آوری انجام ندادم، یا تا به حال توی زندگیم مرتکب قتل نشدم.
    قبلا هم اصلا اینطور نبودم، چند ماهه که انقدر درگیر این مساله شدم و انگار یک من مثبت وجودم با یک من منفی وجودم دائما توی جنگ هستیم. از اینکه احساس گناه میکنم و از خودم بدم میاد رنج میکشم، در حالی که مرتکب هیچ اشتباهی نشدم.

  • من ۱ نفر دوهفته پیش دیدم بعد یارو فوت شده عذاب وجدان داره منو میخوره
    تو میدون روستا دیدمش بعد اون خدابیامرز خیلی خوب احوالپرسی میکرد منم البته همینطور ولی چون شلوغ بود من مجبور شدم خودمو بزنم ب اون راه حتی با سرمم سلام ندادم
    اون دوسال پیش پسرشو از داد و قلبش مریض شد کلی بستری شد و با عصا راه میرفت ۱مدت

    بعد اون روز بعد مدتها دیدم ک خودش راه میره و میخندید تو دلم گفتم خداروشکر خوب شده و ب روال برگشته
    حالا فهمیدم فردا پس فردای روزی ک دیدمش رفته بیمارستان و بعد دو هفته فوت شد همش فک میکنم من چشمش زدم

  • سلام آقای دکتر . زنی 45 ساله هستم و از دوران کودکی دچار وسواس فکری عملی هستم. مادرم شیزوفرنی و خاله ام وسواس و پارانویا ادواری دارد و هرسه دارو مصرف میکنیم. من از 22 سالگی دارو مصرف میکنم اکنون روزی 300 میلی فلووکسامین.. 1میلی یعنی یک چهارم پیموزایدوشبی یک لاموتریژین وصبح یک متیل فنیدات مصرف میکنم. وسواس موکندن هم از17سالگی دارم. بامصرف داروخیلی بهترشدم.اماازبچگی دچاراضطراب اجتماعی بودم.همش فکرمیکنم دیگران درمورد من چه فکرمیکنندوصحبتهای خودم باآنهاراحتی درخانه مرورمیکنم. شوهروبچه های خوب وسالمی دارم.

  • بسیار عالی و مفید. خواهشمندم مشکل مرا که به ایمیل آقای دکتر بهشتیان ارسال کردم مطرح و پاسخ دهید. باتشکرفراوان

  • سلام و خسته نباشید خدمت شما ، من یک مقدار عادت های وسواسی هم فکری و هم فکری عملی ، شامل شستشو دارم و اما موضوع اصلی که من رو آزاد میده این هست که تصور میکنم در کودکی به من تجاوز شده در صورتی که هیچ چیزی در این مورد به خاطر ندارم. در سن 14 سالگی در معرض تجاوز قرار داشتم که خوشبختانه این اتفاق نیفتاد. در مدرسه هم وقتی بچه ها شوخی های جنسی میکردن من خیلی بدم میومد و اگر با من این شوخی انجام میشد بلافاصله تلافی می کردم چون من پسر خوبی بودم و از حرف های رکیک و شوخی های جنسی خیلی بدم میومد ، همیشه استرس داشتم که نکنه کسی به شوخی به پشت من دست بزنه. برای همین معمولا ته کلاس می نشستم که کسی پشت من نباشه. فکری که در حال حاضر خیلی من رو اذیت می کنه این هست که نکنه مثلا در سن 2 یا 3 سالگی که به خاطر اوردن اون برای همه مشکل هست به من تجاوز شده باشه یا من رو بیهوش کرده باشن! هیچ سندی دال بر این افکار ندارم اما به طور مکرر این افکار 20 روز هست که من رو آزار میده. آیا واقعا ممکن هست که به من تجاوز شده باشه؟ مشکل من چه چیزی هست و چطور درمان میشم؟ با تشکر از ما

  • سلام اقای دکتر
    من 14سال دارم و شدید وسواس فکری دارم تا دو سال پیش هم عملی هم فکری داشتم الان فقط وسواس فکری دارم در ذهنم هی اشتباهات گذشته مرور میشه و نمیتونم به چیز دیگه ای فکر کنم
    ایا یک درمان قطعی وجود داره؟؟

  • سلام آقای دکتر خسته نباشین من وقتی بچه بودم مادرم رو از دست دادم از اون زمان به خاطر نبود مادرم شرایط خونمون اصلا خوب نبود الان که بیستو پنج سالمه خیلی فکرای مزاحم میاد تو سرم ترس از دست دادن عزیزانم .چندبار یه چیزی روچک میکنم .همش استرس دارم تو محل کارم که کارامو خوب انجام دادم .الان حالم خوبه خوشحالم عصر میخابم بیدارکه میشم افسرده ام حالم بده تاچند ساعت میخاستم ببینم خودم میتونم خودم رو درمان کنم باروش هایی که توضیح دادین یانه

    • درود بر شما دوست عزیز
      ترس از دست دادن در شما تبدیل به وسواس جک کردن شدهف متاسفانه با راهکارهای گفته شده امکان درمان مشکل تون نیست. در این موارد درمان روانپویشی می تونه کمک کننده باشه

  • سلام جناب دکتر باز مراحم شدم دکتر رفتیم قرص *********** بهش دادن و گفتن نورو تراپی انجام بده نروو تراپی روش خوبی هست یا خیر داروها چی ؟ ممنون میشم دوباره راهنمایی بفرمایید

    • درود بر شما دوست عزیز
      نوروتراپی اثر درمانی نداره و فقط هزینه کردن ی اثر هست اما داروها را مصرف کنید.

  • سلام مادر من شدید وسواس فکری داره لطفا کمکش کنید چند سال به روان پزشک مراجعه کرد و دارو میخورد ولی الان دارو نمیخوره و الان داغون و مریضه فک کنم باید با روان درمانی مشکلش حل بشه لطفا بگین چیکار کنم؟ من از تبریزم

  • سلام دکتر بهشتیان
    من یک مدت افسردگی داشتم و بعد از آون دچار وسواس فکری شدم، همش فک میکنم مریض شدم آگه سرم درد بگیره همش فک میکنم تومور چیزی دارم آگه معد درد بگیرم میگم حتما سرطان و…. قبلا خیلی شدید بوده ولی الان کمتر شده ولی هنوز این وسواس و ترس به سراغم میاد برای مواجه با این مشکل چیکار کنم؟؟

    • درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس می تون بهتون کمک کنه مشکل تون را حل کنید

  • سلام من رو عدم تقارن گوشام حساس شدم هر چند این عدم تقارن جزئیه ولی خیلی منو آزار میده و باعث ناشکیبایی و کمبود فعالیت من شده تو خانوادمون هم چنین چیزی ندیدم.لطفا بگید که چه روش درمانی مناسبه؟

    • درود بر شما دوست عزیز
      مشکل وسواس فکری تون با روان درمانی قابل حله، دوره درمان وسواس در بخش دوره های درمانی سایت هم می تونه بهتون کمک کنه

  • سلام
    من مدتی هست که انواع و اقسام افکار زشت و بی منطق اذیتم میکنه، مثلا یک مدت از نگاه کردن به جنس مخالف اجتناب میکردم که مبادا یک وقت تحریک بشم، یه مدت وقتی به هم جنس خودم نگاه میکردم عذاب وجدان میگرفتم که نکنه یه وقت با دید جنسی بهش نگاه کنم و منجر به هم جنس گرایی بشه، در حالی که من اصلا هیچ تمایلی به هم جنس خودم در طول عمرم نداشتم. یا گاها توهین به مقدسات، و یا هنگام نماز خوندن افکار بد میاد توی ذهنم. احساس میکنم یک نفر داره اذیتم میکنه، یک نفر دائم بهم میگه تو همجنس گرایی، بهش توجه نکنم از یه در دیگه وارد میشه میگه تو کافری، یا مثلا میگه تو زشتی، یا اینکه تو با دیدن هر مردی تحریک میشی. جدیدا هم افکار جنسی خیلی اذیتم میکنه، با اینکه هیچ رغبتی به فکر کردن بهشون ندارم ولی دائم توی ذهنم هستن و باعث اذیتم میشن. گاها باعث میشن در مورد دیگران فکر بد کنم یا ناخواسته قضاوتشون کنم، مثلا اگر یک خانم و آقا تنها با هم جایی باشن دائم با خودم فکر میکنم نکنه با هم کاری کنن، در حالی که خودم میدونم نه اون خانم اهل گناه کردن هست نه اون آقا.

  • سلام من افکار مثل شمارو دارم واقعا داغون شدم روانپزشک وروانشناسم رفتم اماخوب نشدم ازخودم بدم میاد میخوام چندسوال ازشمابپرسم که آیاشماهم شبیه من هست دقیق افکارتون واحساستون؟

  • سلام آقای دکتر خسته نباشید
    آقای دکتر بنده در رابطه ای عاطفی هستم و همه چیز به شکل ایده آل هستش در حال حاضر ولی بنده مدام به اتفاقای گذشته شک میکنم و بعضا اتفاقایی که قبل از رابطه افتاده برا شریک عاطفیم و ازش سوال میپرسم طوری که به ایشون حس بی اعتمادی میده و من دائم میخوام جواب سوالات ذهنمو بدم که راجع به این موضوعات هست و این فکر ها تمام ذهنمو موقع انجام دادن کارهام میگیره و حتی یه موقع ها خیلی استرس میگیرم و حالم خراب میشه و فشار میارم روی طرف مقابلم و دلم میخواد تلگرامشو چک کنم که سر از موضوعات در بیارم و جواب سوالامو بدم ولی هر توضیحی ایشونم میدن بنده سوالای جدید برام ایجاد میشه
    میخواستم بپرسم آقای دکتر بنده به وسواس مبتلا هستم یا ممکنه شخصیت پارانوئید باشه؟
    دوم اینکه به نظرتون دوره وسواس اگر تشخیص وسواس دارید میتونه کمکم کنه؟
    و اینکه آینده رابطمون چی میشه؟ به نظرتون اگر وسواس باشه و درمان شه میتونیم کنارهم بمونیم و زندگی خوبی که الان داریمو بدون دغدغه ی بنده از گذشته ادامه دهیم؟
    ممنون از پاسخگوییتون

  • سلام
    من اوایل دچار وسواس عملی بودم ولی بعد از مدتها دچار وسواس فکری هم شدم
    بنظرتون اگه وسواس عملیم درمان بشه تاثیری روی درمان وسواس فکریم هم داره؟

    • درود بر شما دوست عزیز
      نه لزوما درمان وسواس عملی باعث درمان وسواس فکری نمیشه، اما می تونه شدت اون را کاهش بده

  • سلام آقای دکتر وقتتون بخیر
    آقای دکتر بنده داخل رابطه ای هستم با یک خانومی و کاملا همه چیز خوبه بین ما در زمان حال
    اما من دائما افکارم نسبت به اتفاقات گذشته که حتی بعضی از انها خارج از رابطمون بوده از ایشون سوال میپرسم و بهشون شک میکنم و نمیتونم جلوی خودمو بگیرم گاها تلگرامشونو چک میکنم تا مطمئن شم و مجددا سوالات مختلف برام ایجاد میشه که همه مربوط به گذشته هست
    دوتا سولل داشتم شما این رو وسواس میدونید؟ و اینکه ایا میتونه رابطه ما بعد از درمان وسواس شکل درستی یه خودش بگیرد ؟ و بنده از فکر در مورد گذشته رهایی پیدا میکنم؟

    • درود بر شما دوست عزیز
      نمیشه با قعطیت گفت شما وسواس دارید یا پارانویید. باید بررسی بیشتری انجام بشه و ریشه های شک های شما بررسی بشه ممکنه مشکل شما به خاطر عزت نفس پایین باشه یا وسواس یا پارانویید
      بعد از تشخیص دقیق تر میشه بهترین فرایند درمان را تعیین کرد.

  • سلام دکتر ممنون از راهنماییتون دارو باید چه داروهابی رو مصرف کنه لطف میفرمایید راهنمایی بفرمتیید

  • با عرض سلام و درود من یک برادر دادم که فکر میکنم دچار وسواس فکری شدید شده زیاد تکرار میکنه یک فکر میاد سراغش هی تکرارش میکنه واز ما می خواد که بهش اطمینان بدیم که مسئله ای که تو ذهنشه حل میشه وایقدر این کار رو تکرار میکنه مثلا پارکینگ خونش یک ماشین دیگه اشعال کرده هی تکرار میکنه بربن پارکینگ رو چک کنین با ریس ساختما تماس بگیرین ده هزار بار تکرار میکنه و بی تاب و بیقراری شدید داره دائم از سر کار یا خونه زنگ میزنه یک مسئله کوچکی براش باعث تکرار میشه و سخته براش

    • درود بر شما دوست عزیز
      درمان مشکل برادر شما بیشتر از طریق دارو درمانی هست

  • در ضمن پیش دکتر هم رفته ****** خورده با ********* اولش مقداری خوب شد ولی بعدش به دلیل آزمایشی که داشت دوباره دچار ترس از ببخشید اردار کردن شده و دوباره رفت دکتر بهش یک قرص از خانواده *********** خوورد اولش**** داشت اسمش دقیق یادم نیست حالش خیلی بد شد بعد از 7 روز قطع کرد و بعد از اونم هر چی ********* خورد جواب نداد بعد دوباره دکتر ********** داد با قرص ****** بازم خوب نشده و دائم تکرار میکنه افکارش رو یه فکر میاد فکر بعدی

  • با عرض سلام و درود برادر من دچار وسواس شده فک کنم وسواس فکری شدید دائم تکرار میکنه فکرش رو و از ما میخواد که بهش اطمینان بدیم که اینکار انجام میشه مثلا قضیه پارکینگ ماشینش یه ماشین میاد جاش پارک میکنه نمیتونه ناشینش رو پارک کنه این براش مسئله شده روزی سی بار زنگ میزنه از محل کارش از خونه که برید دم خونه من پارکینگ رو چک کنید با ریس ساختمان تماس بگیرید هر راهی براش میزنیم لازم نگرتنه و تکرار میکنه فوق العاده بیقرار و بی تاب هست داره خودش نابود میکنه باید چکار کنیم جناب دکتر لطف کنید راهنمایی بفرمابید

  • سلام وقتتون بخیر
    این بیماری میتونه یه صورت دوره ای کلا حذف بشه و بعد تحت شرایطی خیلی شدت پیدا کنه؟
    من تقریبا دیگه به نداشتن یک هدف و نظر ثابت عادت کردم
    هم وسواس فکری دارم هم لحظه به لحظه تصمیمات و احساساتم عوض میشه
    این چه مدل اختلالی هست؟؟

  • سلام آقای دکتر، من حدود ۱ سال میشه که به یک خواب بد فکر میکنم. به این فکر میکنم که تو خواب دندون شکسته یا افتادن دندون ببینم و وحشت من زمانیه که به تعبیرش فکر میکنم😔 یه شب اونقدر فکرر کردم که دقیقا تو خواب دیدمش، بعد از مدتی دو تا از عموهامو از دست دادم. الان از خوابیدن توی شب میترسم. دوست دارم شبا بیدار باشم روزا بخوابم، احساس میکنم امنیت دارم تو خواب روز. البته این افکار منفی رو قبلا هم داشتم و مدام نوع فکر تغییر میکنه، پیش روانپزشکم رفتم و برام دارو تجویز کردن، ی مدت بهتر شدم اما بازم ازش رنج میبرم. بعضی شبا یواشکی گریه میکنم، هر صحنه بدی که تو فیلما میبینم، خودمو و عزیزانمو دور از جونشون تو اون صحنه تصور میکنم.

  • سلام
    من چند سالی میشه که روی بعضی از چیز ها حساسیت نشون میدم
    مثلا صدای تلویزیون رو روی یه عدد خاص میزارم و اگه اون عدد رو تغییر بدم فکر میکنم اتفاق بدی میفته
    یا موقعی که میخوام چیزی رو روی برگه بنویسم دقیقا روی نوشته ها تمرکز میکنم و چند بار روی نوشته ها رو پررنگ میکنم چون اگه این کارو نکنم واقعا اذیت میشم و حس بدی بهم دست میده
    حتی بعضی وقتا دچار یه حساسیت خاصی میشم یا فکر میکنم که ممکنه به اطرافیانم صدمه بزنم واسه همین ازشون دوری میکنم تا حدی که بعضی وقتا از دست این فکرا عصبی میشمو سرمو به دیوار میکوبم یا موهامو میکشم واقعا دیگه نمیدونم باید چیکار کنم که از دست این فکرا راحت بشم
    بعضی وقتا میخوام بهشون توجه نکنم ولی نمیشه حس بدی پیدا میکنم استرس و اضطرابم نمیزاره که بیخیالشون بشم
    الان یعنی من دچار وسواس فکری شدید شدم؟🤔

  • سلام آقای دکتر بنده از زندگیم بدم میاد خیلی غمگینم نامیدم به همه چیز شک دارم و عاشق مرگم من باید چه کار کنم

    • درود بر شما دوست عزیز مشکل وسواس و افسردگی شما با روان درمانی قابل حل هست.

  • یه چیز دیگه هم یادم رفت اونم اینه که من همیشه ی خدا غمگینم ، حرف دیگران برامم خیلی خیلی مهمه و اینکه چون یک آدم مذهبی هم هستم آنقدر کتاب های مذهبی میخونم تا نفسم رو شکست بدم نمیتونم چون ارادمم خیلی خیلی ضعیفه به نظر شما من باید چه کار کنم تازه بعضی مواقع فقط به مرگ فکر میکنم

  • سلام آقای دکتر من کلا تو همه چی وسواس دارم نه تنها وسواس دارم بلکه استرس و اضطراب خیلی شدیدی میگیرم به طوری که شاید اون کار رو ول کنم مثلاً تصمیم میگیرم آدم خوبی بشم ولی نمیتونم چون آنقدر ذهنم اذیتم میکنه که می‌خوام روانی بشم

  • سلام آقای دکتر من وسواس دارم وقتی ی حیوان یا مورچه میبینم یا میخام ی جای شلوق برم عادت دارم بطری آب میبرم و هی قطره قطره آب میخورم ک از استرسم کم کنم دست خودمم نیست وقتی آب نمیخورم بالا میارم
    ممنون میشم اگ کمکم کنید

  • سلام من هم اعتماد بنفس کمی دارم هم اضطراب گسترده هم وسواس فکری دارم
    من از رانندگی میترسم مشکل تمرکز دارم و ترس از اینکه تصادف کنم
    چک کردن بستن گاز گم کردن وسیله
    بابت شغل مشکل دارم کارهام بنظرم بی ارزش هستن از سوال پرسیدن میترسم از اینکه اشتباه انجام بدم و یا دیر برسونم کارم رو
    افکار وسواسی ممنوعه و ترس از اینکه توی خواب حرف بزنم یا بلند بلند افکارم رو توی روز بگم
    موقع حرف زدنم با دیگران اینکه در موردم چه فکری میکنن فکر وسواسی دارم تعریف ها رو باور نمیکنم سخنرانی توی جمع بخام بکنم اضطراب دارم
    مدتی سرگیجه داشتم الان خوبم و یه مدتی از ارتفاع میترسیدم الان فقط از دره میترسم

    و همه اینها بخاطر تجربه تحقیر سرزنش شدن یارفتار اشتباه دیگران (یکی از اعضای خانوادم هم اختلال روان ایی داره که دقیق نمیدونم) یا تحمیل شدن نظر دیگران بهم هست ( زمینه شغلم رو دوست نداشتم اولویتم یاد گرفتن رانندگی نبود )

    و از بچگی شروع شد. همون هشت سالگیم دوست داشتم با روانشناس حل کنم مشکل رو و سوال بپرسم ازش ( که بابت مشکلات اطرافیانم آسیب نبینم ) اما خانوادم و شرایط اجازه نمیداد و متاسفانه افسردگی و اعتماد بنفس کم و وسواس فکری در من مزمن شد

    بتازگی تونستم مقابل خانوادم مرزبندی درست کنم و خودم سبک زندگیم رو تا حد زیادی انتخاب کنم از شدت مشکلاتم کمتر شده اما باز هم خوب نیست
    شغلم رو عوض کردم و دارم یاد میگرم هنوز
    اما الان هم در طول روز بعضی وقتها گفتگو توی ذهنم زیاد میاد اینکه چی بگم فردا به فلانی یا باید چی میگفتم یا درباره ایده ها و کارهای شغلم انگار که زیادی هیجان زدم و مضطرب که زودتر مستقل مالی شم

    الان بنظرتون اعتماد بنفسم رو درمان کنم یا وسواس یا اضطراب

    • درود بر شما دوست عزیز
      همه مشکلات شما به هم مربوط هستند و در روان درمانی مشکلات شما با هم حل میشن

  • سلام آقای دکتر من۲۹سالمه بچه دوماه دارم خیلی وسواس عملی وفکری دارم مخصوصا عملی قبلا وسایل محل کارم رو مرتب چک میکردم فکرمیکردم وظیفست حالا که توخونه خودم هستم هم داره وسواسم شدیدترمیشه همش میرم وسایل خونه رو چک میکنم مثلا ظرفای داخل آشپزخونه یامدارکام یا لباسای خودم و لباسای پسرم میخوام همه چی سرجای خودش ومرتب باشه وخیلی هم وسواس تمیزکردن وشستشودارم به طوری که دستام زخم شدن اصلاجایی نمیرم بخاطرکرونا مدام لباساخودم وپسرم عوض میکنم همش درحال اینکارام…خواهش میکنم کمکم کنسدممکنه به زندگیم آسیب برسه

  • سلام اقای دکتر من 17سالم هست و توی درس خوندنم واقعا به مشکل خوردم به طوری که کافیه مثلا یه جلسرو غایب باشم یا جزوم کامل نباشه کلا نمیتونم بخونمش و امسال کنکور دارم و انقد که وسواس به خرج دادم اون در اون رشته ای که علاقمه مشغول به تحصیل نیستم از یه طرف تو روابطم انقد حرفی که میخوام بزنم رو بالا پایین میکنم که واقعا خسته میشم و ترجیح میدم کلا صحبت نکنم یا مثلا توی چرخه مخرب هر روز برای خودم میگم امروز بهترین خودم میشم و با کوچکترین چیز غیر قابل پیش بینی یا… جا میزنم و دوباره میگم از فردا کلا از بچگی خیلی شلخته بودم و باید میدونستم دقیقا چه چیزیو کجا بزارم مثلا وگرنه مرنتب نمیکردم اتاقمو درمورد چیزهایی که تو مطلبتون ذکر کردین مثل دین و شست و شو اینها وسواس ندارم گاهی فقط چک کردن که اونقدر نیست که بشه وسواس گفت فقط شاید گاهی عواقب همه چیو برای خودم پیش بینی میکنم در مورد مواردی که اول گفتم بنظرتون میتونه وسواس باشه یا کمال طلبی بیش از حده؟ به هر حال زندگیمو مختل کرده و تتاگرا حد زیادی ام نشحوخوار دارم اگر با دارودرمانی یا مشاور میشه بهم کمک کرد لطفا راهنماییم کنید

  • باسلام آقای دکتر بنده دوران کودکی ذومیانسالی رو اینقد به خودم سخت گرفتم و بعضی عواملم خیلی تشدیدش کرد الانم کنکوریم و اصلا روی موضوعات کتاب تمرکز ندارم و کیفیت خیلی پایینه .
    پارسال افسردگی خفیف و متوسط داشتم که خدا رو شکر درمان شد اما فی الحال ،کارهایی اومده سراغم که کلافه ام کرده،مثل فکر کردن در مورد چیزهای کوچک،ریز بین شدن و علاوه بر افکار بر عملم هم تاثیر گذاشته بطوری که یک چیزو هزاران مرتبه چک میکنم.
    بگذریم از این حرفا من میتونم برای سال کنکور دارو مصرف کنم وبعدار کنکور برم سراغ درمان ..وچه دارویی پیشنهاد میکنید؟

  • سلام اقای دکتر من به شدت راجب ظاهرم وسواس فکری دارم و باید دائم توسط دیگران تایید بشم تا حالم خوب شه یا به طرز فجیعی به فضای مجازی مثل اینستاگرام اعتیاد دارم چون حس میکنم میتونم اونجا با عکس و… خودم رو برتر نشون بدم و تایید شم، مدام هم خودمو با دیگران مقایسه میکنم به نظرتون چیکار کنم؟

    • درود بر شما مشکل تون می تونه دلایل مختلفی داشته باشه ، شاید وسواس باشه شاید تله تایید طلبی باشه و شاید هم دلایل دیگه
      باید علایم تون بیشتر بررسی بشه تا بتونم خدمت تون بگم مشکل تون چی هست و چه روشی برای حل اون مناسب تر هست

  • سلام آقای دکتر من ۲۹سالمه قبلا نسبتاوسواس عملی کمی داشتم وسایل محل کارم رو چندین بارچک میکردم فکرمیکردم وظیفست اماالان که متاهلم و یه بچه ۲ماه دارم توزندگیم وسواسم خیلی زیادشده و روز به روز بیشترمیشه همش میخوام خونه مرتب ومنظم باشه همش میرم وسایل خونه روچک میکنم مثل ظرفا داخل آشپزخونه وسایل یخچال لباسا خودم و بچه که هستن و مرتب باشن مدارکام باشن چندین بار در روز میرم چک میکنم اینکارخیلی داره عذابم میده علاوه براینکه نظافت شخصی هم مخصوصاازروزی کرونااومده شدیدشده همش میخوام توخونه باشم جایی نرم دستام خیلی میشورم به طوری که زخم شده لباسا خودم و بچه رو همش عوض میکنم که مبادا کثیف باشن …بیشترین چیزی عذابم میده چک کردن وسایل خونه و مرتب بودنشونه ….خواهش میکنم کمکم کنید اینکارا باعث عذاب خودم و همسرم شده که خیلی کارام رو تحمل میکنه لطفا راهنمایی ام کنید

    • درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس فکری عملی می تونه بهتون کمک کنه مشکل تون را حل کنید.

  • سلام و وقت‌بخیر
    ۱۶ سال هست دچار وسواس عملی در شست و شو هستم البته گاهی وسواس فکری سراغم میاد، علی‌الخصوص در تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب خیلی وسواس دارم. ۸ سال پیش مدت به مدت ۱ ماه بیوواکسامین یا همون فلوکسامین مصرف کردم که تاثیری ندیدم و رهاش کردم. کلا هر سال بدتر شدم و مثلا تایم حمام و دسشویی‌ام بیشتر طول کشید. وسواس در ارثمون هست بطوری که هم در عمه‌ها و هم خاله‌ها حداقل یک نفر بصورت جدی درگیر این موضوع هستن اما گاهی وسواس شست و شو و تمیزی در خانم‌ها امری طبیعی و غیراذیت کننده به شمار میاد اما در آقایون اعمال وسواسی شست‌و‌شو جز تمسخر و تحقیر اطرافیان چیزی رو در پی نداره و هیچ‌کس درک نمی‌کنه که خود فرد وسواسی از همه بیشتر در رنج و عذابه که یک دسشویی رفتن ساده ۲۰ دقیقه از عمری که میتونه خیلی مفید باشه رو هدر میده!
    تو رو خدا راهنمایی کنید که آیا درمان قطعی براش وجود داره یا خیر من اینقدر از این اوضاع و تحقیر دیگران خسته هستم که حتی حاضر به عمل جراحی مغز یا شوک الکتریکی به مغز هم برای درمان هستم پارسال به گفته دوستی که پزشک هست نه روانپزشک چند روزی قرص جدید ازیپم رو مصرف کردم اما در همون دو روز دوبار دچار حمله عجیب وحشت و اضطراب شدم به نوعی که در پانیک‌های که تجربه کرده بودم هم نداشتم حالا هگ از عوارض قرص‌ها علی‌الخصوص همین حمله‌هاب عصبی و تقویت افکار خودکشی خیلی میترسم. با سطح تحصیلات بالا الان چند سالی هست که میخوام ازدواج کنم اما بخاطر این مشکل دست نگه داشتم. فقط میخوامبدونم درمان قطعی برای من وجود داره و با توجه به شدت این درمان چقدر طول خواهد کشید.
    ممنون از شما

    • درود بر شما دوست عزیز
      باید بررسی دقیق تری روی مشکل شما انجام بشه تا بشه دقیق تر گفت مدت زمان درمان شما چقدر خواهد بود و اینکه آیا مشکل شما قطعا درمان میشه یا نه

  • سلام آقای دکتر،من تقریبا ۶ ساله مبتلا به وسواس فکری از نوع ترس از اتفاق یه چیزی دارم،تا پارسال ****** روزی دوتا خوب شدم،بعد با نظر دکترم قط کردم چون کاملا خوب شده بودم،اما بعد از سه ماه دوباره شروع شد همراه با پانیک شبانه، دوباره شروع به مصرف ********** با نظر دکترم کردم اما خوب نشدم بعد بهم *********** داد الان روزی میخورم و شب موقع خواب ********** ولی کاملا خوب نشدم

    • درود بر شما دوست عزیز
      وسواس معمولا با دارو درمانی بازگشت پذیره باید دلیل وسواس تون را به کمک روان درمانگر شناسایی و درمان کنید تا مشکل تون حل بشه
      دوره درمان وسواس یا مراجعه به روان درمانگر متحبر می تونه بهتون در این زمینه کمک کنه

  • سلام و خسته نباشید خدمت آقای دکتر بهشتیان
    مشکلی که من دارم این هست که در حمام بارها و بارها دستم رو می شویم(هر چند دقیقه یکبار) و روی شستن داخل گوش خیلی حساس هستم ، بارها و بارها این کار رو می کنم تا خیالم راحت بشه که تمییز هست ، یا اندام جنسی رو بارها می شورم . ولی بعد از حمام این مشکل برطرف میشه. یک مشکل دیگه هم با همسرم بارها سکس دهانی داشتم و الان همش این فکر میاد سراغ من که کار اشتباهی بوده و این که یک مرد نباید این کار رو می کرده و احساس پوچی میکنم. با اینکه دیگه این کار روانجام نمی دم اما اندوه گذشته من رو رها نمی کنه گرچه فکر میکنم که کار بدی نکردم و این رابطه بین زوجین معمول هست. چرا به این رابطه انقدر حساسیت دارم؟ مشکل من دقیقا چه هست؟ آیا وسواس فکری دارم؟ با تشکر

    • درود بر شما دوست عزیز شما وسواس فکری عملی دارید و دوره درمان وسواس در سایت می تونه به حل مشکل تون کمک کنه

  • سلام و خسته نباشید خدمت آقای دکتر
    من 3 سال هست که ازدواج کردم و مشکل من این هست که با همسرم بارها سکس دهانی داشتم (البته تصور میکنم که بین زوجین این نوع رابطه معمول هست) اما خیلی خودم رو سرزنش میکنم که چرا این کار رو کردم و شخصیتم رو پایین اوردم و یک مرد نباید این کار رو بکنه و حالا احساس حقیر و پوچ بودن میکنم و این احساس خیلی منو اذیت میکنه. فکر میکنم افکارم اشتباه هست اما نمیتونم جلوی احساس بدمو بگیرم با این که مدتی میشه که دیگه این نوع رابطه رو ندارم. رابطمم هم خیلی معمولی بوده ، نه بازور بوده و نه با آزار و نه … ، کاملا داوطلبانه بوده.

    • درود بر شما دوست عزیز
      ممکنه این افکار به خاطر وسواس فکری در شما باشه که اگه فقط همین مورد فکر وسواسی را دارید به سادگی با دوره درمانی وسواس مشکل تون حل میشه

  • سلام
    درود بر شما
    بیشتر کتابهایی که درباره وسواس نوشته شده برای مبتلایان و متخصصین هست. آیا کتابی برای اطرافیان فرد مبتلا وجود داره؟ مثلا من که پدر یک فرد وسواسی هستم باید چیکار کنم؟ خصوصا زمانی که فرزندم حاضر به مراجعه به مشاور نمیشه، چجوری میتونم کمکش کنم؟

    • درود بر شما دوست عزیز
      معمولا در اکثر کتاب های خودیاری وسواس یک فصل هم درباره راهنمای والدین داره. فرزند شما چند سالشونه؟

  • سلام خسته نباشید
    من خیلی روی عزیزانم حساسم این حساسیت ب قدری زیاد است ک آرامش شبانه روزی منو گرفته و مدام نفس کشیدن عزیزانم رو چک میکنم و مدام برای آنها نذر های مذهبی میکنم و فکر میکنم اگر این دعاها را کامل و خوب انجام ندهم خدا بلایی بد به سرم میاره این قضیه ب حدی برای من جدیه ک حتی یک سر درد ساده یا سرما خوردگیه ساده عزیزانم در من استرس و اضطراب و ترس عجیبی ایجاد میکنه و همیشه استرس دارم و وابستگی شدیدی بهشون دارم بطوری ک نمیتونم حتی یه روز ازشون جدا بشم و این قضیه خیلی منو اذیت میکنه

    • درود بر شما دوست عزیز
      شما مبتلا به وسواس هستید دوره درمان وسواس می تونه بهتون کمک کنه بر مشکل تون غلبه کنید.

  • سلام دکتر
    من از وقتی کرونا اومده به دلایل مختلف بینی خودمو کف می زنم و شورمدچون دانشمندا میگن تو بینی سریع تر رشد می کنه و من واقعا از مرگ بر اثر کرونا و عواقب اون می ترسم. چند روزه بیش از ۴ بار در روز بینی خودمو می شورم و این اعصاب خودم و اطرافیانمو خرد می کنه و غز طرفی هم به خعطر کرونا امکان رفت و آمد به بیرون ندارم. زندگی برام مثل جهنم شده و مدام در طول روز اضطراب دارم. تو رو خدا بهم کمک کنین خیلی احساس عجز می کنم. من فقط ۱۸ سالمه.

  • سلام اقای دکتر من ۱۷ سالمه من هیچ موقع هیچ کار بدی نکردم و درسم هم خوبه اما وقتی یکی میاد تو ذهنم بیرون نمیره مثلا یه پسره اومد تو ذهنم که یه نسبت با معلمم داره و جزو خانوادش هست همش فکر میکنم از این خوشم میاد بعد یک ثانیه میگم بدم میاد و از کتابی که او درس میده بدم نمیاد ولی چون اون معلمشه استرس دارم قبل ها کسان دیگر بودن ایا این وسواسه؟

  • سلام
    من 19 سالمه و دقیقا یک ساله که مبتلا به وسواس فکریم😔دقیقا از وقتی که کنکور رو شروع کرده بودم بخونم و استرس و اظطراب داشتم این بیماری تو وجودم ریشه انداخت،قبل از کنکور من رفتار های وسواسی مثل شستن زیاد دست و مرتب کردن زیاد مو و ابرو و لباس و … رو داشتم ولی این رفتار ها فقط عملی بودن و فکرم رو مشغول نمیکردن،من دقیقا یادمه که این بیماری از چه زمانی و به خاطر چه اتفاقی به وجود اومد ولی هنوزم که هنوز دلیل این همه فکر غیر منطقی رو درک نکردم،آقای دکتر من بعد از کنکور و کلی اصرار و التماس به خانواده رفتم پیش روان پزشک و از اونجایی که تو منطقه محروم زندگی میکنم فقط یه روان پزشک تو بیمارستانمون بود و ایشون قرص سرترالین و ریسپیدون رو بهم تجویز کردن که پس از پنج ماه فکر کردم که حالم خوب شده و با هم فکری با دکتر دارو رو قطع کردم و رفتم دانشگاه که اون موقع هم درگیر این بودم که خوب شدم یا نه😔،تو دانشگاه هم چند باری بیماری به خاطر عواملی شدت گرفت ولی نسبتا حالم در مقایسه با دوران کنکور خوب بود، حدودا ۵ ماهه که بیماریم باز شدت گرفته ،یعنی از دوران قرنطینه ک برگشتم به خونه و …
    آقای دکتر منطقه ما اصلا دکتر نداره (نه روان شناس و نه روان پزشک) دکتر قبلیم هم گذاشته رفته و بخدا دستم به جایی بند نیست بجز اراده خودم واسه جنگ با این بیماری
    کسی نیست که درکم کنه بخدا دیگه کلافه شدم و همش راه آزادی خودکشی به سرم میزنه و بس ولی با این همه هنوز دارم جنگ میکنم،کمکم کنین دکتر
    یه سوال هم اینکه آیا میتونم قرص های ریسپیدون و سرترالین که دکتر بهم تجویز کرده بود رو برم از داروخانه تهیه کنم و طبق قبل مصرف کنم تا وقتی که دانشگاه ها باز بشه و برم او شهر پیش دکتر.
    ممنون میشم اگه وقت بزارین بخونین🙏🌹

  • سلام وقت به خیر پیشاپیش به خاطر طولانی بودن متن عذر خواهی میکنم
    نوزده سالم هست یک سالی ميشه که فکر نفرین به عزيزانم به سراغم مياد مثلا بدون دلیل یا با کوچک ترین رنجش از کسی توی ذهنم ميگم سرطان بگیری یا بمیری و بعد همش میترسم که
    این اتفاق واقعا بیوفته و ضربان قلبم به شدت تند میزنه و هر روز سر درد تحمل میکنم و بعد همش دعا میکنم که برای اون فرد اتفاقی نیوفته
    و یکی هم اگه تو فامیل برای کسی اتفاقی بیوفته یا فوت بشه من خودمو مقصر ميدونم که به خاطر فکر من همچين اتفاقی افتاده
    امسال پشت کنکور بودم ولی به خاطر این فکرا اصلا نميتونم درس بخونم
    آیا این وسواس فکری هست؟
    میشه لطفا کمکم کنید

    • درود بر شما دوست عزیز
      بله مشکل شما وسواس هست
      و با روان درمانی قابل حله
      دوره درمان وسواس می تونه بهتون کمک کنه

  • سلام وقت بخیر
    آقای دکتر 10 سال هست که وسواس فکری و عملی دارم البته وسواس عملی و از بچگی داشتم 2 سال قرص خوردم طبق نظر روانپزشکم قطع کردم قرصو، ولی الان 1 ساله که دوباره وقتی لباس میپوشم فکره میاد تو ذهنم لباسمو عوض می کنم عوض نکنم اذیت میشم توی کارهای دیگمم اختلال ایجاد کرده از خوردن دوباره قرص هم میترسم به شدت چاقم میکنه. ممنون میشم راهنماییم کنید

    • درود بر شما دوست عزیز اینکه داروها روی وسواس شما اثر مثبت داشته نشونه خوبیه
      در بخش نظرات دوره درمان وسواس زمان شروع و علت ایجاد مشکل تون را بفرمایید تا خدمت شما بگم آیا دوره درمان وسواس می تونه برای تون مفید باشه یا اینکه باید از روش دیگه ای برای درمان مشکل تون استفاده کنید.

  • سلام وقت بخیر آقای دکتر
    آقای دکتر 10 سال وسواس فکری و عملی و وسواس جنسی داشتم البته وسواس تمیزی و از بچگی داشتم 2 سال قرص خوردم طبق نظر روانپزشکم بعد دو سال قطعش کردم ولی الان 1 سال دوباره شروع شده یه فکری میاد تو ذهنم باعث میشه دستامو بشورم موقع لباس پوشیدن میاد تو ذهنم لباسمو عوض میکنم تایپ کردن حموم کردن.. تو همه چی تأثیر میذاره واقعا دیگه نمیدونم از قرصم می ترسم خیلی چاقم میکنه ممنون میشم راهنماییم کنید

    • درود بر شما دوست عزیز
      دارو درمانی همانطور که در مقاله هم گفتم میتونه نشانه ها را کاهش بده اما باعث درمان نمی شه روان درمانی یا دوره درمان وسواس در سایت می تونه به شما کمک کنه مشکل تون را حل کنید

  • سلام دکتر ممنون من الان تو این مرحله با توجه به مطالبی که تو کامنت قبلی گفتم چه کاری باید انجام بدم میشه راهنمایی کنید؟من یه مشکلی که دارم یک سری کارها رو باید به یه تعداد دفعه انجام بدم و وقتی که انجام بدم این کار به کارهای دیگه هم سرایت میکنه یه دفعه میبینم که هر کاری که میکنم و دارم میشمرم اگه هم انجام ندم میره تو ذهنم توان فکر کردن به کار دیگه رو ازم میگیره به خاطر همین مجبور میشم انجام بدم تا خلاص شم لطفا کمکم کنید

  • سلام خسته نباشید من 10 سالی است که درگیر وسواس فکری هستم وسواس هایی مثل شستشو، شمارش کارها، انجام کارهای خاص ،موقعی که یک متنی رو میخونم به اسم خدا که میرسم میترسم بی احترامی کرده باشم چندین بار معذرت خواهی میکنم،موقعی که یک کاری انجام میدم مدام به ذهنم میاد که با فلان کارم به خدا بی احترامی کردم مجبور میشم معذرت خواهی کنم اگه نکنم تمام ذهنم درگیر میکنه طوری که دیگه نمیتونم رو کارم تمرکز کنم ،مثلا به فکرم میاد که خانوادم دچار مشکلی شدن اگه یه کار خاصی رو انجام ندم احساس میکنم اتفاق بدی میفته.
    در زمینه مقابله هم کارهایی کردم توی یک سری هاشونم موفق شدم جلوشونو بگیرم مثلا در مورد وسواس شستشو تعداد دفعات و مقدارش به 2 دفعه رسوندم ولی در مورد این آخریه که گفتم موقع کار افکار مزاحم میاد به ذهنم و ازم میخواد کارهای خاصی رو انجام بدم موفق نبودم میشه راهنمایی کنید؟ممنون

    • درود بر شما امیر عزیز
      همینکه به تنهایی تونستید تا حدی به وسواس خودتون غلبه کنید نشونه خوبیه و می تونید با دوره درمان غیرحضوری وسواس مشکل تون را در عرض چند هفته درمان کنید

  • سلام وقت بخیر
    من مشکل استرس شدید سرویس بهداشتی دارم یعنی جایی که سرویس نباشه یا مسافرت توی راه یا هر. حایی که اخساس کنم الان اگه دستشویی نباشه من نمیتونم خودمو. کنترل کنم استرس و اضطراب شدید میگیرم و با این اضطراب واقعا به دستشویی هم نیاز دارم مگه اینکه همون موقع از اون مکان فرار کنم و تنها باشم کلا همه چی درست میشه نمیدونم باید چیکار کنم الان ۱۰ساله این مشکل رو دارم ولی هی شدیدتر میشه

  • با عرض سلام خدمت اقای دکتر.من یه دختر پنج ساله دارم.بتازگی مادرمو از دست دادم بخاطر بیماری سرطان،روزای بدی رو گذروندیم و بتازگی متوجه رفتار وسواسی دخترم شدم،مدام حرفای بپی رو میاد راجب دیگران من یا حتی خودش در گوشم میگه.و خودشم کاملا ناراحته و خودشو سرزنش هم میکنه بابت این حرف چون سریعا بعدش عذر خواهی میکنه و میگه ی صدایی توی سرم این حرفها رو میزنه و منم باید بگم بهت اشکالی نداره این حرفها رو بزنم؟…اینو هم بگم ک بخاطر مهد رفتن و شرایط فعلی کرونا یمقدار وسواس تمیزی داشت ولی احساس میکنم برای ضربه ای ک بخاطر مرگ مادربزرگش خورده این وسواس شدیدتر شده، لطفا راهنماییم کنید چطوری باهاش رفتار کنم و کمکش کنم وسواسش از بین بره ممنون میشم…

    • درود بر شما دوست عزیز
      مطالعه کتاب چیرگی بر وسواس داون هیوبنر انتشارات ارجمند ویژه وسواس کودکان هست که مطالعه اون برای دخترتون می تونه بهش کمک کنه.
      پس از مطالعه کتاب اگه مشکلش حل نشد بفرمایید تا اقدام بعدی را خدمت تون بگم

  • سلام آقای دکتر من ۲۶سالمه و واسه کنکور ارشدروانشناسی میخوندم وانقدرباانگیزه بودم که احساس میکردم واقعا یه رتبه خوب میارم تااینکه یه شب یه فیلم دیدم که به صحنه وحشتناک توش داشت وپن ازاونجامدام فکرمیکردم نکنه منم اونکاروانجام بدم راستش توی اون فیلم باچاقوزد توی سر به نفرمنم همش نگران بودم نکنه اونکاروبکنم من یه دختر۳ساله هم دارم همش میترسم نکنه به خانوادم صدمه بزنم وخلاصه هی داره بدترمیشه میگم نکنه من دیوونه بشم وعقلموازدست بدم و… حدود۶ماهه اینطوری شدم پیش یه مشاورم رفتم فقط بهم یه سی دی ریلکسیشن دادن اما بهتر نشدم ودیگه درس نخوندم وکنکورم روخیلی بد دادم ونمیدونم چکارکنم توی خانواده هم هیچکس مشکل منو نداره وهمه بهم میگن بهش فکرنکن امانمیتونم من بایدچکارکنم؟ ممنونم

    • درود بر شما دوست عزیز
      شما مشکل وسواس فکری دارید که با ریلکسیشن به تنهایی قابل درمان نیست. دوره درمان وسواس در سایت می تون بهتون کمک کنه مشکل تون را درمان کنید.

    • دوره درمان وسواس فکری در بخش دوره های سایت می تونه بهتون کمک کنه مشکل تون را حل کنید.

  • سلام آقای دکتر من هروقت یه فیلم یا یه چیز دلخراشی نگاه میکنم بعدش باخودم فکرمیکنم اگه دوباره نگاه نکنم به عزیزام یع اتفاقی میافته و خدای نکرده نمیبینمشون منظورم خانوادم هستش.براهمین منم واسه آسودگی خاطر میرم همون فیلم یا همون مطلب رو دوباره میبینم.چیکارکنم آخه واقعا خسته شدم.یه چیزی بهم بگین شایدترک کردم.

    • درود بر شما آیدای عزیز
      مشکل شما علامت وسواس فکری هست. تا حالا چه اقداماتی برای درمان مشکل تون انجام دادید

  • سلام دکتر
    من دختر ۳۰ساله هستم که وقتی به دستشویی میرم همش فکر میکنم ادرار به کف توالت میخوره و به ب ا س ن من ترشح میشه قطراتی…بعد میام اینا را بشورم دیگه خیلی زمان بر و طاقت فرسا میشه دستشویی رفتنم…باید چیکار کنم مشکلم حل بشه؟
    حتی گاهی میگم این فقط یک فکر هست واقعیت نداره ولی باز هم بعد چن روز میگم نه حتما ادرار بهم پاشیده و من نجس بودم و همه جا را نجس کردم!!!

    • درود بر شما دوست عزیز
      تا حالا چه اقداماتی درمانی برای حل مشکل تون انجام دادید؟

  • سلام آقای دکتر بهشتیان
    من 45 ساله هستم و 30 ساله که گرفتار انواع مختلف وسواس هستم یعنی از 50 مورد انواع وسواس فکری و عملی که در سایت آوردید من بدون اغراق عرض می کنم 45 مورد رو در دوره های مختلف باشدت و ضعف متفاوت، از یه آبکشی یا شمارش ساده تا از شدت فشار افکار ، دیوانگی و سربه بیابان گذاشتن، ترس از صدمه به خود یا دیگران، وسواس های جنسی و تلقین های آزارنده مذهبی و … را تجربه کردم. مادربزرگ مادری من هم وسواس بودن.
    خیلی هم دنبال درمان بودم حتی خدمت شما هم در مرکز مشاوره بیدار چند جلسه رسیدم اما با یک شیب صعودی دائم حالم بدتر و وسواسم عمیقتر و ریشه دارتر می شد تا این که متوجه شدم که من باید ریشه یا علت این بیماری رو پیدا کنم و با مشاوره و دارو درمانی به جایی نمی رسم به مرور زمان متوجه شدم زمان هایی که توی کارم موفقم حالم بهتره از اونجایی که متاسفانه من آدم بسیار بسیار بسیار بی انگیره ای هستم و از 90 درصد کارهام اخراج شدم و این قدر بی انگیزه و بی حال بودم که حاضر بودم هر بلایی سرم بیاد ایمان و شرافتم زیر سوال بره اما تن به کار ندم پس حاضر به قبول این نشدم که کار کنم و به مرور از همون جا وسواسم تصاعدی بدتر شد تا جایی که از شدت افکار آزارنده فیزیولوژی بدنم به هم ریخته بود و هر آن از شدت فشار احساس سکته مغزی یا قلبی می کردم خدا رو شکر البته الان 5 ماهه که مقاومت رو کنار گذاشتم و شروع به کار کردم و به مراتب حالم خیلی بهتره و خیلی با انگیزه تر از 5 ماه قبلم اما تا درمان کامل و حذف افکار آزارنده خیلی راه دارم
    حالا تصمیم اکید گرفتم که این بیماری رو ریشه کن کنم خواستم بدونم من با چه روشی درمان رو شروع کنم بهتره (البته درمان قطعیه من اینه که آدم به شدت با انگیزه ای بشم و نذارم به هیچ قیمتی بی کار بمونم که انگیزه هم خود به خود تولید نمیشه) و هدفم از مراجعه اینه که با کمک گرفتن از شما طول درمان رو کوتاه تر کنم
    آیا تشخیصم درسته که اگر در کارم موفق یشم وسواسم درمان میشه
    درمان حضوری بهتر و موثر تره یا با درمان های غیر حضوری هم ممکنه درمانم تسریع شه؟
    آیا شما درمان به روش روان پویشی انجام میدید؟ اگر نه جایی رو سراغ دارید که معرفی کنید
    مشکلی که الان باهاش درگیرم اینه که از وقتی که فهمیدم مشکلم رو کار کردن حل میکنه و من مقاومت می کردم افکار آزارندم عود کرد و به این سمت رفتن که تو باید کار کنی اگه کار نکنی مثل این می مونه که باید آلت جنسی فلان شخص مقدس رو بخوری باید با فلان شخس مقدس تو ذهنت رابطه جنسی برقرار کنی(تصویر سازی ذهنی) و این یه حرف خالی نبود و از من تایید تصدیق قلبی و رضایت به اون کار رو می خواد به مرور که من از طرفی در برابر افکار آزارنده مقاومت می کردم و ازطرفی حاضر به کارکردن هم نبودم وضعیت بدتر شد و افکار به این سمت هدایت شد که اگه حاضر نیستی کار کنی نباید فلان چیز رو که دوست داری بخوری یا فلان چیز رو که دوست داری بخری و وقتی گوش نمی دادم و آنچه را که منع می کرد انجام میدادم توهین به مقدسات به شرح بالا شروع می شد و بعلاوه چنان فشاری به من می آورد که دچار دل درد شدید تپش قلب شدید و سردرد شدیدی می شدم که احساس خطر مرگ می کردم و انجام اون کار رو ترک می کردم تا درد هام آروم شه
    الان که کار می کنم حالم بهتره بعضی از اون ممنوعیت های غذایی حذف شده اما همچنان بسیاری ممنوعیت های دیگه باقی هست
    مطلب دیگه این که به نظرم اگه به جای کلمه ” کمال گرایی” که یه صفت مثبت هست از کلمه “کامل گرایی” یا “کامل طلبی” استفاده بشه درست تر هست چون فرد وسواس دنیا رو سیاه و سفید میبینه و به نوعی جزم گراست و برای کاهش اضطراب درونیش همه یک چیز رو می خواد
    ممنون می شوم همه سوال هام رو پاسخ بدید
    با سپاس فراوان

    • درود بر شما دوست عزیز
      در یک فایل صوتی که که تا سه روز دیگه در سایت در بخش دوره درمان وسواس (قسمت معرفی دوره) بارگذاری میشه توضیحات مفصلی درباره اینکه در طول دوره چه اقداماتی انجام میشه و مقایسه ای بین دوره حضوری و غیرحضوری داده شده.
      در مجموع تشخیص شما درسته و تا زمانی که ریشه وسواس شما شناسایی و حل نشه با این مشکل دست به یقه خواهید بود.

  • سلام من ۳۴سالمه و مجرد هستم چند وقت پیش یک کتاب در مورد کسایی که ایست قلبی میکنو و بعد به زندگی برمیگردن خوندم و روم تاثیر بد گذاشت و فشار خونم بالارفت و دچار اضطراب شدم از خوندن کتاب تا به حالا حدود ۶ماه میگذره و همیشه تو یکسری موقعیت ها مخصوصا وقتی تنهام توجهم میره سمت قلبم و استرس این رو دارم که نکنه الان قلبم وایسه و این فکر اکثر اوقات با منه و تمرکزمو تو کارای روزمره از دست دادم و پیش هر دکتری که رفتم گفتند شما هیچ مشکلی نداری فقط استرس داری لطفا راهنمایی بفرمایید.

    • درود بر شما زهرای عزیز
      قبل از مطالعه این کتاب مشکل دیگه ای نداشتید؟ قبل از این ماجراها شدت اضطراب تون چقدر بود؟

  • سلام وقت بخیر همسر بنده تو گدشته همش سیر میکنه و باعث شده رفتارهای بدی ازش سر بزنه حتی راضی به دکتر هم نمیشه و میگه مشکلی ندارم خیلی نیاز به کمک دارم یهو سرد میشه باهام میگه من ادم زندگی نیستم تو را بدبخت کردم و فکر میکنه تو گذشته خطایی با من مرتکب شده

  • سلام
    خاله ی من 47 ساله دارم که مجرد است و علاقه ایی به ازدواج کردن ندارد تا کلاس 5 ابتدایی درس خونده و نتونست درس بخونه از همون موقعه افسردگی گرفته
    دائم در حال شستن دست و صورت خودش است و ففط به بهداشت فردیش خیلی اهمیت میده ولی به بهداشت خانه و دگر جاها اهمیت نمیده
    نمیتونه به خوبی صحبت کنه و اعتماد به نفس پایینی داره
    ادمی هم نیست که وسواس خودش را قبول کند
    و قبول نمیکنه که بیاد دکتر
    اگه میشه یه راه حل به من بگید که بتونم بهش کمک کنم

    • درود بر شما دوست عزیز
      بهترین راه حل با توجه شرایط خالتون مراجعه به روانپزشک و تجویز دارو هست.

  • سلام
    من در کلاس دوم دبستان که بودم فکر هایه بدی می‌آمد در سرم و همش به خدا کفر میگفتم و اصلا دسته خودم نبود از بقیه کمک میخواستم میگفتن فکر نکن ولی من نمیتونستم بعد از صحبت با مادر ایشون به من گفتن که اگه به زبون نیاری این حرفارو گناه نداره و من چون مذهبی بودم در اون سالها از گناه میترسیدم بعد تموم شد ولی همیشه موقعی که مثلا چیزی میخواستم باید اونو بدست می‌آوردم اگه نه عذاب میکشیدم توسط فکرم و اصلا دست خودم نبود از یه وقت به بعد راجب سرطان بیشتر دونستم و کم کم تبدیل به ترس شد در من و خیلی خیلی فکر و خیال ترس اضطراب راجبش داشتم تا بالاخره با مراجعه به چهار پزشک حل شد چون آخری گفت اینها مربوط به فکره
    قبل این سرطان یمدت فکر میکردم همجنسگرام و خیلی ازش میترسیدم تا این قضیه سرطان شرو شد او رفت کنار و کلا گاهی بهش فک میکردم میخندیدم بخودم اما الان دوباره شروع شده و اول بشدت منو عذاب میداد تا اینکه در اینترنت راجب وسواس خوندم و متاسفانه بعدش راجب فوبیای درونی خوندم از اون به بعد ذهنم به من میگه تو می‌ترسید و خودتو مخفی کرده بود و حتی الان که برایه شما تایپ میکنم همین میاد تو ذهنم که داری فرار میکنی هر بارم میخوام فرار کنم ازش اون یک صلاح داره و اونم اینه که من چهار بار با همجنسگرایی خودارضایی کردم در حالی که هیچکدومش در حالت عادی و با فکر راحتم نبوده و اون زمان استرس داشتم که نکنه همجنسگرا باشم، درحالی که موقعی که این فکرا در من نبود من خودارضاییم دگرجنس گرایی بود
    (من اعتیاد به خودارضایی دارم_خجالتی خیلی زیاد_اعتماد به نفس کم)
    تورو خداااا کمکم کنین من نمیدونم چیکار کنم

    • درود بر شما دوست عزیز
      شما علایم وسواس فکری و عزت نفس پایین را دارید.
      اول باید روی وسواس فکری تون کار کنید
      دوره درمان وسواس فکری می تونه بهتون کمک کنه

  • سلام آقای دکتر
    من 12 سالگی آدم مذهبی بودم و اون زمان موقع نماز خوندن و یا در کل شرک راجب خدا میومد تویه ذهنم بعد صحبت با چند نفر که اونا برات گناه نیست و اینجور چیزا کمرنگ و خوب شد
    بعد فکر مبتلا شدن به سرطان زد به سرم هر روز خودمو چک میکردم فرقی هم نداشته یک هفته فک میکردم سرطان معده دارم با اینکه یک دل درد ساده بود یک ماه فک میکردم سرطان کلیه دارم
    یا حتی یه زمانی شیشه رفته بود تو دستم فک میکردم ایدز گرفتم بعد رفتن پیش چهار پزشک نفر اخر بهم گفت که اینا فکره و اصلا کاریت نیست
    اما حالا که بنظرم از همه عذاب آور تره اینه که یک روز داخل یه پیجی بودم با یک زمینه ای که در ذهنم داشتم جرقه این خورد که نکنه ترنس باشم تا دوهفته خیلی سخت با این درگیر بودم تا خودمو قانع کردم اینطور نیس و بعدش رفت رو اینکه همجنسگرام حتی همین الان که برایه شما دارم مینویسم در ذهنم میاد که تو چون میترسی میخوای فرار کنی از خودت (قضیه اینکه تو میترسی از همجنسگرایی از زمانی شروع شد که رفتم در اینترنت خوندم بعضی از همجنسگرا خودشون مخفی میکنن) از اون زمان تویه ذهنم شرو شده که تو همجنسگرایی و داری فرار میکنی و اینجور چیزا
    19سالمه، اعتماد به نفس پایین، خجالتی بودن زیاد هم به اینا اضافه کنین، تا حالا متاسفانه راوانشناسم نرفتم تروخدااا یک جواب بدین،ممنون❤️

    • درود بر شما مهدی عزیز
      شما علایم وسواس فکری را دارید. معمولا وسواس ها در طول زمان جابجا میشن و از یک موضوع به یک موضوع دیگه میرن.
      اما ساختار کلی درمان اونها مثل هم هست.
      تا حالا چه اقداماتی برای درمان مشکل تون انجام دادید؟

  • ممنون از پاسخگوییتون
    من چون کنکور داشتم و جدیدا متوجه شدم این وسواس فکریه نرفتم پیش روانشناس اما حالا که کنکور تموم شده و میخوام پیش روانشناس برم میترسم که اون منظور منو نفهمه، یا من نتونم دقیقا توضیح بدم و اون برداشت اشتباه داشته باشه

  • سلام
    من دانش آموز کنکوریم . مرتبا احساس میکنم به هیچ وجه نمیتوانم موفق بشم از پارسال که شروعب ه درس خواندن کردم این حس بامن بوده تا همین هفته پیش تو ذهنم همش این بود که تو حتی اگه از یک ماه پیش هم برای کنکور بیشتر میخواندی موفق میشدی ولی بازهم با اینکه کنکور عقب افتاد و من طبق برنامه ریزی میدونم که میتونم جمع بندی ها رو کامل کنم ولی بازم تا شروع میکنم به درس خواندن همش این فکر توی ذهنمه پس اونایی که بیشتر خواندن چی ؟ و همش انگار ذهنم بهم میگه برای مفقیت دیره . آیا من دچار وسواس فکری هستم ؟؟

    • درود بر شما دوست عزیز ، ترس های شما می تونه سه دلیل داشته باشه. عزت نفس پایین ، اضطراب امتحان و یا افسردگی
      هر سه تست افسردگی ، اضطراب و عزت نفس پایین در سایت هست اونها را تکمیل کنید در هر کدام که نمره بالایی گرفتید می تونید از دوره های درمانی که در بخش دوره ها هست کمک بگیرید.

  • سلام جناب دکتر بهشتیان،پسر 27 ساله من حدود دو ساله که وسواس عملی انجام مراسم شستشوی پتو و حوله لباس خاص داره.پیش دکتر و روانشناس هم نمیاد.میگه فایده نداره.منو خسته و عصبی کرده.چکار میتوانم بکنم لطفا راهنمایی کنید.با پدرش مشکل شدید داره ماههاست قهرن.

    • درود بر شما دوست عزیز
      اگه به روانشناس مراجعه نمی کنن احتمالا روش های خودیاری مثل مطالعه کتاب را هم نمی پذیرن و تنها راه یا مراجعه به روانپزشک و گرفتن دارو هست

  • سلام آقای دکتر من 31سالمه از وقتی یادم میاد من خیلی حساس بودم توزندگی سر هرچیزی ناراحت میشدم و میشم ده ساله که قرص فلوکسامین مصرف میکنم مثلا وقتی بایکی بحث میکنم مدتها توذهنم میمونه از اون طرف کینه بدل میگیرم بعدش باید همیشه خونمون مرتب و تمیزباشه ک اگه اینجوری نباشه اعصابم بهم میریزه انگاری ک یکی تو ذهنم ب من دستور میده یا حرف میزنه منم عین اون رفتار میکنم

  • سلام خدمت شما …
    من ۲۲ سالمه و طبق نوشته های شما انگاری تقریبا دوسالی هست که به اینجور وسواسها مبتلام .
    مثلا اینکه شماره ی کسی که ازش متنفرم رو به شدت حفظم و تو حافظه ام مونده و بابت این مدام خودم رو شماتت می کردم که چرا خیلی چیزا تو ذهنت نیست ولی اون شماره مدام هست ؟؟
    صبر کنید

    شاید پیشینه قبلی تر هم داشتم .مثلا من در ۱۴ سالگیم اتفاقی یک تصویر ترسناک از چهره دختری دیدم و شاید باورتون نشه تو اون سن با خواهرم گفتم و گریه می کردم و می گفتم باید برم روانشناس ولی کسی محل نداد و گفتن جدی نیست .در حالیکه فکرم شاید ۱۰ دقیقه هم از اون تصویر پاک نمیشد و مظطرب می شدم .
    و شاید بیش از یکسال ادامه داشت .
    اما دیگه چیزی یادم نیست تا همین ۲۰ تا ۲۲ سالگیم که :

    مثلا شبا حتما باید به نقطه خاصی از حیاط رو ببینم و بعد درو ببندم .
    و یا تو ذهنم تصویر دو نفر بازیگر مثلا بیاد همزمان با دیدن اون نقطه .و اگه نیومد باز تکرار میشه و تکرار و تکرار …
    باورتون میشه الان بغضم گرفت .من حتی تو عقد خاهرم که قند سابیدم بالا سرش .الان فکرای احمقاااانههه ای دارم که چرا پشت سرشون ایستادم .باید اون لحظه رو از جلو می دیدم .با اینکه می دونم خب چه فرقی داره ؟؟
    هیچی ولی تو ذهنم هستن اینا …
    درضمن من یکی از بهترین دانشجوهای دانشگاهمونم برای مثال .ولی می دونم که روانم واقعا رنجوره .
    تدبیر شما چیه ؟؟؟
    لطفا یاری برسونید حالا که خدا شما رو نشونم داده .

    • درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس فکری در بخش دوره های سایت می تونه بهتون کمک کنه بر مشکل تون غلبه کنید.

  • سلام آقای دکتر
    من وسواس فکری گرفتم در مورد یک درگیری و حرفهایی که ردوبدل شد. حالا نمی‌دونم وچه کار کنم. بیشتر از یک سال از قضیه میگذره و همچنان درگیر این مسئله هستم. ممنون میشم کمکم کنید

    • درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس فکری می تونه بهتون کمک کنه مشکل را حل کنید
      تمرینات عملی مفصلی برای درمان ریشه این مشکلات در دوره وجود داره که می تونه بهتون کمک کنه

  • سلام اقای دکتر من وسواس نسبت به ابرو دارم همش فکر میکنم هرکاری میکنم یکی میخواد ازم فیلم یا عکس بگیره یا مثلا قبلا گرفته میخواد ازش سو استفاده کنه
    کلافه شدم دیگه .

    • درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس فکری می تونه بهتون کمک کنه مشکل تون را حل کنید

  • سلام من ۱۵ سالمه و بعد از اتفاقاتی خیلی به مرگ فکر میکنم. همش میگم اگه قراره یه روز بمیریم پس زندگی معنایی نداره.نمیتونم از سرم بیرونش کنم. و هرروز دارم عذاب میکشم. از مرگ خودم و اطرافیانم میترسم. حتی وقتی به این فکر میکنم که با مرگ از خانوادم جدا میشم گریم میگیره. توروخدا کمکم کنید من دیگه نمیتونم از زندگیم لذت ببرم…

  • پدر و مادرم تصادف کردند و یکی از بستگان این خبر رو ناگهانی به من گفت و از اون به بعد من ترس و استرس گرفتم،بعد از اون افکار منفی سراغم اومدن. و روز به روز بدتر میشدن. تا اینکه یه روز از شدت استرس و افکار منفی حسی شبیه مرگ بهم دست داد. و فکر کردن بیش از اندازه به مرگ شروع شد تا الان. خواهش میکنم ازتون بهم بگید چجوری از ذهنم بیرونش کنم.

    • درود بر شما دوست عزیز
      شما یک اضطراب درونی زیاد دارید که تبدیل شده به افکار وسواسی اگه این اضطراب درمان بشه وسواس تون هم خودبخود خوب میشه
      در دروه درمان وسواس فکری تمرینات عملی مفصلی برای درمان مشکل تون هست که می تونه بهتون کمک کنه

  • سلام جناب دکتر عزیز ۳۰ سالمه حدود ۱۱ سال گونه های مختلف وسواسی دچارم از تکرار دعا خوندن تا الان که عملیه و شدید
    افکار منفی میاد ذهنم در مورد آدما چهرشون و بخوام ردش کنم حتما باید اعداد خاص و رفتارای خاصی تکرار کنم تا خلاص شم تقریبا همه اعداد و فکرای پلید میاد ذهنم از برخوردم با دیگران و احساس میکنم طرفای مقابلن میفهمن که بیمارم
    از همه مهمتر هر روزم میگم که دیگه این آخرین بار ، اما از اول صبح یکبار که استارت میخوره شروع میشه تا شب
    لطفا راهنمایی بفرمایید خلاص شم

    • درود بر شما دوست عزیز
      شما به وسواس فکری مبتلا هستید.
      تا الان چه اقداماتی برای حل مشکل خودتون انجام دادید؟

  • هیچکاری
    همیشه به خودم میگم درستش میکنم و نیازی به دکتر نیست اما بازم شروع میشه
    بدجوری درگیر میشم و رفتارای عجیب میکنم که اطرافیانم همه فهمیدن

  • سلام اقاي دكتر
    از بابت مطالب بسيار مفيدي كه گزاشتيد از شما سپاسگذارم
    اقاي دكتر من ٢١سال سن دارم و ازدواج كردم،الان مدت ١سال و خورده اي هست ك دچار اختلالات فكري ميشم،از اول در رابطه با مسايل جنسي افكار منفي توي ذهنم ميومد تونستم اين موضوع رو از ذهنم بيرون كنم و با خودم حلش كنم اما الان مدتيه ك نميتونم با هيچ مرد غريبه اي حتي صحبت كنم
    الكاري مياد توي ذهنم كه اگر من صحبت كردم يا خنديدم به شوهرم خيانت كردم،خواستم ك اگ ميشه راهنماييم كنيد
    خيلي خيلي ممنون ميشم

    • درود برشما دوست عزیز
      این افکار وسواس فکری هستند. روش درمان مشکل تون بستگی به این داره که آیا قبلا هم وسواس های فکری دیگه ای داشتید؟ در یک سال اخیر چه چیزهایی در زندگی شما را مضطرب می کنه؟ و آیا مشکلی در رابطه جنسی با همسرتون دارید یا نه

  • سلام!
    من۱۹سالمه و ی مدته از ی سری فکروخیالای توذهنم اذیت میشم.
    مثلا موقعی ک دارم دستامومیشورم چیزای بدی میاد به ذهنم.بیماری های بد.اتفاقات بد.و یجوری انگاردستاموبه نیت این میشورم ک اون اتفاقه بیوفته ووقتی اینطوری میشه فک میکنم اگه ادامه بدم ودستاموبشورم اون اتفاقات میوفتن چون به نیت اونا دستاموشستم بخاطرهمین دوباره میشورم اینکاروتکرارمیکنم و سعی میکنم بهشون فک نکنم وقتی ک بهشون فک نکنم و دستاموشسته باشم اونموقع خیالم راحته.
    یاموقع نمازوقتی شروع میکنم به نمازخوندن نیت ک میکنم فک میکنم ب نیت انجام اون فکرای بد دارم نمازمیخونم.ک البته خیلی سعی کردم بی تفاوت باشم و نمازموبخونم وخداروشکری مدته این فکراموقع نمازکمرنگ ترشدن یاحدااقل من نمازمومیخونم و بهشون توجه نمیکنم.
    موقع پیام دادن به محض اینکه میخوام ارسالش کنم فکربدی میادتوسرم و فک میکنم چون به محض ارسال کردن پیام این فکراومده پس به نیت انجام شدن اون فکرپیاموارسال کردم بنابراین پیاموپاک میکنم ودوباره از اول میفرستم.
    خیلی وقتا درحالت عادی فکرای بدی به ذهنم میاد باید استغفرالله رو بگم وفک میکنم اگ نگم گناه کردمو اتفاق بدی میوفته…
    به بیماری های بدفک میکنم به اتفاقای بد.
    اقای دکتراگه میشه راهنماییم کنیدوقتی این حرفارومینویسم برای خودمم مسخره ان ولی درحالت عادی وقتی به زبونشون نمیارم ی جورایی دارم انجامشون میدم.
    مشکل من وسواسه فکریه یا همه اینا ناشی ازترس و استرسه؟

    • درود بر شما دوست عزیز
      این ها همگی از علایم وسواس فکری هستند و و خوشبختانه قابل درمانه
      دوره درمان وسواس فکری که از اول شهریور در سایت فعال میشه می تونه به حل مشکلتون کمک کنه

  • خودم فک میکنم این موضوع ازموقع شروع شدن کرونا شدیدشده حالا اینکه قبلش وجودداشتن یا ن رو نمیدونم

    • اضطراب می تونه باعث تشدید وسواس بشه
      اگه می تونید خودتون روی کاهش اضطراب هاتون کار کنید. با کاهش اضطراب میزان وسواس تون هم کاهش پیدا می کنه
      اما اگه انجام اون به تنهایی براتون سخته بهتره از دوره درمان وسواس فکری که در سایت هست کمک بگیرید .

  • سلام اقای دکتر من ۲۸ سالمه
    جدا از فکرهای نامربوط و وحشتناک مثل تصادف یا اتافاقی ناگهانی برای عزیزان و یا ترس از انجام کارهایی در شرایط نا مناسب مثل جیغ کشیدن توی یک جمع جدی، و … چیز دیگه ای که منو اذیت میگنه این تفکره که کارهایی که انجام میدم به قدری خوب نیستند که بابتشون پولی دریافت کنم. مثلن اگر یک چیزی رو تولید میکنم به صورت دستی فکر میکنم اصلن ارزش رونمایی برای دیگران رو نداره چه برسه به اینکه بخام در ازاش پولی دریافت کنم.
    این حس همیشه با من بوده. همیشه فکر میکنم چیزی که از سمت من تولید میشه توی هر زمینه ای ارزشمند نیست.

    • درود بر شما دوست عزیز
      شما علایم وسواس فکری دارید
      دوره درمان وسواس فکری می تونه بهتون کمک کنه بر مشکل تون غلبه کنید.

  • آقای دکتر ذهن من همش در فعالیت هست
    مدام به مبتلا نشدن به ویروس کورونا
    به تمیز کردن سطوح
    حتی به نمردن پدر مادرم فکر میکنم
    در طول روز دقایق طولانی ای به فکر فرو می روم و تا حدی که فشارم پایین میاید.
    و بابت بیکار شدنم از شغلم و چیزای دیگه خودم رو ملامت میکنم. نمیدونم باید چیکار بکنم. کمکم کنید لطفا🙏

    • درود بر شما دوست عزیز
      شما وسواس فکری داری. نمی دونم چه مدت هست که به این مشکل دچار شدید و تا حالا چه اقدامی براش انجام داید و آیا فرد دیگه ای در خانواده هم هست که این مشکل را داشته باشه؟ بر اساس این اطلاعات می تونم خدمت تون بگم چه اقدامی بکنید.

  • سلام آقای دکتر
    من وقتی با دیگران صحبت میکنم مکالمات خودم مدام توی ذهنم تکرار میشه البته نه با همه با یه عدن خاصی که مهمن برام و اگه صحبتم به بحث بکشه که دیگه بدتر. در حالت عادی هم مکالمات روزمره قدیمی یا جدید یا حتی خیالی توی ذهنم همینجوری میاد و میره. این جزو کدوم مورد هست و چطور میشه درمانش کرد؟

    • درود بر شما دوست عزیز
      اگر شما بعد از صحبت کردن با اون فرد ناراحت شده باشید و احساس کنید که باید پاسخ هایی می دادید که نتونستید مثلا نتونستید از حق خودتون دفاع کنید یا اون طرف حرف هایی زده که شما را ناراحت کرده تکرار حرف های اون فرد در ذهن شما وسواس نیست اما اگه این کار خیلی طول بکشه یا اینکه در هر صبحتی این اتفاق می افته می تونه وسواس باشه
      دوره درمان وسواس که در سایت معرفی شده و از اول شهریور فعال میشه می تونه به حل مشکل تون کمک کنه

  • سلام‌ اقای‌ دکتر‌ ،،وقتتون‌ بخیر‌ تقریبا‌ 27 سالی‌ میشه‌ در‌ وسواس‌ عملی‌ وفکری‌ هستم‌ که‌ از‌ داروهای‌ فلو‌وکسامین‌ 100روز‌ 2وبعدا‌ روز‌ 3تجویز‌ شدم‌ بعد‌ داروی‌ کلومپرامین اسفاده‌ داشتم‌ والان‌ از‌ دارو‌ سرترلین‌ خارجی‌ 100‌ روزی‌2تا‌ استفاده‌ میکنم ولی‌ نتیجه‌ نداده‌ نا‌ گفته‌ نماند‌ که‌ شروع‌ وسواس‌ عملی‌ داشتم‌ خیلی‌ زیاد‌ بوده‌ الان‌ میتونم‌ بگم‌ 80‌ درصد‌ بهتر‌ شدم‌ لیکن‌ از‌ نظر‌ فکری‌ نه‌ خیلی‌ اذیت‌ میشم‌ وشغلم‌ کاسب‌ در‌ دبی‌ هستم‌ ویک‌ چیزه‌ دیگه‌ که‌ است‌ وقتی‌ شکمم‌ کار‌ نمیکنه‌ بیشتر‌ اذیت‌ میشم‌ با‌ تشکر‌ از‌ اقای‌ دکتر‌ بزگوار‌ رنجبر‌ هستم‌

    • درود برشما دوست عزیز
      من درست متوجه منظور شما نشدم. الان به خاطر مصرف سرترالین 80 درصد بهتر شدید یا دلایل دیگه ای داشته. و اینکه وسواس عملی شما در چه زمینه ای هست و آیا وسواس فکری بدون وسواس عملی هم دارید؟

  • سلام خسته نباشید ،همسر من ۲ تا۳ ساله که دچار وسواس فکری شدن مثل اینکه قبل هرکاری باید کل خونه و ماشین و…تمیز و مرتب باشه ،صدای تلوزیون باید روی یک عدد خاص مثلا عدد زوج باشه و در پیام هاش نباید غلط املایی باشه و اگه در پیام های دیگران هم باشه اذیتش میکنه…
    این روش ها تاثیر قطعی داره؟اصلا علت وسواس چیه؟

    • درود بر شما دوست عزیز
      هیچ روش درمانی را تا قبل از بررسی علل و شدت مشکل نمی شه گفت که آیا تاثیر قطعی داره یا نه؟
      علل مختلفی باعث ابتلا به وسواس میشن که در مقاله بیشتر توضیح دادم

  • سلام اقای دکتر من موقع نمازهمین که نیت میکنم فکرای بدمیادبه ذهنم وفک میکنم ک حالا ک موقع نیت این فکراومده توی سرم پس اگه نمازم روادامه بدم اون اتفاق میوفته یجورایی فک میکنم به نیت اینکه اون کاراتفاق بیوفته دارم نمازمیخونم واین باعث میشه چندبارنمازموبشکنم و واقعا خودمم ازاین موضوع ناراحتم میشه لطفابگیدکه ایااین حساسیت از روی وسواسه؟