0
0910910 50 10

روش های درمان قطعی وسواس فکری و عملی+فایل صوتی

وسواس فکری عملی

گاهی وقت ها چک کردن مجدد اتو برای اطمینان از خاموش بودن آن، نگرانی درباره آلودگی دست ها و داشتن افکار خشن و ناخوشایند، طبیعی است. ولی اگر مبتلا به اختلال وسواس هستید، افکار وسواسی و رفتارهای جبری (یا همان وسواس عملی) در زندگی روزمره شما اختلال ایجاد می‌کنند.

اختلال وسواس (OCD) نوعی اختلال اضطرابی است که علایم آن، افکار ناخواسته، غیرقابل کنترل و تکراری است. که این افکار شما را وادار به انجام اعمال وسواسی می‌کنند. معمولا مبتلایان به وسواس می دانند که افکار وسواسی و رفتارهای جبری آنها غیرمنطقی هستند، با این وجود نمی‌توانند در مقابل‌شان مقاومت کرده و آنها را رها کنند.

وسواس درست مثل سوزن گرامافون که روی یک صفحه قدیمی گیر کرده است، مغز را درگیر فکری خاص و سپس وادار به انجام کاری خاص می کند. برای مثال، 20 دقیقه از وقت‌تان را صرف بررسی خاموش بودن اجاق گاز می‌کنید؛ چون می‌ترسید که نشت گاز، خانه شما را به آتش بکشد. یا این که آنقدر دست‌تان را می‌شویید که زخم می‌شود، چون از میکروب‌ها می‌ترسید. اگرچه این اعمال تکراری حس ناخوشایندی در فرد ایجاد می کنند ولی اضطراب ناشی از افکار وسواسی را تا حدودی کاهش می دهند.

شاید از موقعیت‌هایی که باعث تحریک افکار وسواسی می‌شوند، اجتناب کنید یا با مصرف مواد و الکل به خود درمانی بپردازید، که در این صورت علایم شما تشدید خواهند شد. شاید فکر ‌کنید راهی برای فرار از افکار وسواسی و رفتارهای جبری وجود ندارد، ولی باید گفت برای رهایی از این افکار و اعمال و به دست گرفتن کنترل آنها، روش‌های بیشماری وجود دارند. که در این مطلب درباره آنها توضیح داده ام.

افکار وسواسی و رفتارهای جبری در اختلال وسواس (OCD)

افکار وسواسی شامل افکار، تصاویر یا تکانه‌های غیر ارادی هستند که بارها و بارها در ذهن‌تان تکرار می‌شوند و با این که علاقه‌ای به داشتن چنین افکاری ندارید؛ ولی نمی‌توانید آنها را متوقف کنید.

اعمال جبری یا همان وسواس عملی هم رفتارها و آدابی هستند که حس می‌کنید باید به طور مداوم آنها را انجام دهید. معمولاً اعمال جبری برای رهایی از افکار وسواسی انجام می‌شوند. برای مثال اگر از آلودگی می‌ترسید، احتمالاً آداب شستشوی پیچیده‌ای را دارید که از تمیز بودن خود مطمئن شوید.

اما متاسفانه حس آرامش به دست آمده بعد از انجام اعمال وسواسی طولانی نیست؛ و مجددا  افکار وسواسی با قدرت بیشتری باز می‌گردند. افکار وسواسی و رفتارهای جبری، وقت‌گیر و غیر قابل کنترل هستند، از این رو به عاملی برای تشدید اضطراب تبدیل می‌شوند. این فرایند، همان چرخه معیوب اختلال وسواس (OCD) است.

اغلب افراد مبتلا به اختلال وسواس در یکی از طبقه‌های زیر قرار می‌گیرند.

  • شوینده‌ها: این افراد از آلودگی می‌ترسند. آن‌ها معمولاً در حال پاک کردن یا درگیر رفتارهای جبری شتسشو هستند.
  • بررسی کننده‌ها: این افراد به طور مداوم همه چیز را چک می‌کنند (خاموش کردن وسایل، قفل بودن درها و غیره).
  • شکاک‌ها و گناهکاران: این افراد می‌ترسند که اگر کارها کامل و یا خوب انجام نشوند، رویدادی هولناک به وقوع پیوسته یا تنبیه شوند.
  • شمارشگران و مرتب کننده‌ها: این افراد درگیر ترتیب و تقارن هستند. آن‌ها به خرافاتی در مورد اعداد، رنگ‌ها یا ترتیب خاصی معتقد هستند.
  • محتکران: این افراد می‌ترسند که اگر چیزی را دور بیاندازند، اتفاق بدی رخ دهد. آن‌ها به طور جبری چیزهای بدون استفاده را نگهداری می‌کنند.

درمان وسواس

نشانه‌ها و علایم اختلال وسواس (OCD)

داشتن افکار وسواسی و وسواس عملی به معنای ابتلا به اختلال وسواسی- جبری نیست. اگر این افکار و رفتارها وقت زیادی از شما بگیرند (حداقل یک ساعت در روز) و با زندگی و روابط روزمره شما تداخل پیدا کنند و تنش زیادی برای شما ایجاد کنند می توانیم بگویم به اختلال وسواس مبتلا هستید.

اغلب افراد مبتلا به اختلال وسواسی جبری، هم افکار وسواسی و هم اعمال جبری را دارند؛ ولی برخی از افراد فقط یکی از آنها را تجربه می‌کنند.

افکار وسواسی متداول در اختلال وسواس به شرح زیر هستند:

  • ترس از آلودگی به وسیله میکروب‌ها یا آلوده کردن دیگران.
  • ترس از دست دادن کنترل و آسیب رساندن به خود یا دیگران.
  • افکار یا تجسم‌های جنسی تهاجمی یا خشونت آمیز.
  • تمرکز بیش از حد روی عقاید مذهبی یا اخلاقی.
  • ترس از دست دادن یا نداشتن چیزهایی که شاید روزی مورد نیاز باشند.
  • این عقیده که همه چیز باید مرتب و منظم باشد (نظم و تقارن).
  • توجه افراطی به خوش شانسی یا بدشانسی در هر زمینه ای (خرافات).

رفتارهای جبری (وسواس عملی) متداول در اختلال وسواس به شرح زیر هستند:

  • بررسی افراطی و تکراری وسایل مثل قفل‌ها و کلیدها.
  • سرکشی مداوم به عزیزان برای اطمینان از سلامت و امنیت آنها.
  • شمارش، ضربه زدن و تکرار حرکات خاص یا انجام سایر امور بی معنی در جهت کاهش اضطراب.
  • صرف وقت زیاد برای شستشو و نظافت.
  • مرتب و منظم کردن وسایل.
  • دعا کردن افراطی یا اجرای آداب مذهبی به خاطر ترس از پیامدهای عدم انجام آنها.
  • جمع آوری اشیاء غیرضروری مثل روزنامه‌های قدیمی یا ظروف خالی غذا.

6 گام برای خود درمانی وسواس (OCD)

در این بخش سعی می کنم به طور خلاصه مراحل درمان وسواس را توضیح دهم. همانطور که در مقاله دیگری بیان کرده بودم. 2 روش کلی برای وسواس وجود دارد. درمان شناختی رفتاری و درمان روانپویشی.

درمان روانپویشی حتما باید تحت نظر روان درمانگر انجام شود اما درمان شناختی رفتاری که یک درمانی تکلیف محور و آموزشی است را می توانید خودتان هم با هدایت روانشناس یا در وسواس های خفیف به تنهایی انجام دهید.

در ادامه مراحل درمان وسواس در رویکرد شناختی رفتاری را توضیح می دهم.

گام اول: محرک‌ها را بشناسید

گام اول در مدیریت علایم اختلال وسواس، شناسایی محرک‌های این علایم است. این محرک ها معمولا شامل موقعیت و برخی از افکار است. مثلا فردی که وسواس شستشو دارد رفتن به دستشویی موقعیتی است که فکر آلودگی یا نجس بودن را در او ایجاد می کند.

پس فهرستی از محرک‌ها و افکار وسواسی حاصل از آنها تهیه کنید. شدت ترس یا اضطرابی که در هر موقعیت در شما ایجاد می شود را مشخص و از کم به زیاد رتبه بندی کنید. پس از نوشتن موقعیت ها، وسواس های عملی یا راهکارهایی که برای از بین بردن اضطراب، انجام می دهید را یادداشت کنید.

برای مثال اگر از آلوده شدن به وسیله میکروب‌ها می‌ترسید، به ترسی که از دست زدن به چرخ دستی فروشگاه، در شما ایجاد می شود نمره 3 می دهید درحالی که وارد شدن به سرویس بهداشتی یک فروشگاه، ترسی با نمره10 در شما ایجاد می‌کند و برای کاهش این ترس و اضطراب  نیاز دارید 15 دقیقه دست خود را بشویید.

شناسایی محرک‌ها، به پیش بینی وسواس های عملی شما کمک می‌کند. با پیش بینی این وسواس ها، قبل از انجام آنها، قادر به کنترل‌شان خواهید بود. برای مثال اگر رفتار جبری شما شامل بررسی بسته بودن قفل‌ها، پنجره‌ها یا خاموش بودن وسایل برقی است؛ می‌توانید بستن در یا خاموش کردن وسایل را با دقت و توجه بیشتری در همان بار اول انجام دهید.

  • تصویر ذهنی روشنی از انجام کاری که شما را نگران می کند بسازید و به خودتان بگویید: «پنجره بسته است» یا «دیدم که فر را خاموش کردم».
  • در مرحله بعد هنگامی که اجبار برای چک کردن مجدد وسایل در شما ایجاد شد به خودتان بگویید: «این فقط یک فکر وسواسی است».

شناسایی و ثبت محرک‌ها، ابزار مهمی برای یادگیری مقاومت در برابر انجام وسواس های عملی است.

گام دوم: مقاومت در برابر انجام وسواس عملی را یاد بگیرید

معمولا افراد وسواسی از موقعیت‌هایی که باعث تحریک افکار وسواسی آنها می شود اجتناب می کنند. در کوتاه مدت این روش مناسبی به نظر می رسد اما  هر قدر بیشتر اجتناب کنید، اضطراب شما کم نخواهد شد. و شما فقط وسواس های عملی خود اضطراب تان را کم می کنید و با این شیوه هیچ وقت وسواس و اضطراب شما کم نخواهد شد.

در این گام شما یاد می گیرید به جای اجتناب از وسواس های خود با آنها به مرور روبرو شوید. این مهمترین تکنیک شناختی رفتاری برای درمان وسواس است. این تکنیک به «مواجهه و جلوگیری از پاسخ (ERP)» معروف است.

در فرایند مواجهه و جلوگیری از پاسخ، شما با منبع افکار وسواسی خود روبرو می شوید بدون اینکه اعمال وسواسی را انجام دهید.به عنوان مثال: اگر وسواس شستشوی دست دارید، وقتی به دستگیره درب سرویس بهداشتی عمومی دست می‌زنید، نباید دستان‌تان را بشویید. پس از مدتی که این کار را انجام دهید، اجبار برای شستن دست‌ها بعد از دست زدن به دستگیره درب دستشویی، به تدریج ناپدید می‌شود. با این روش یاد می‌گیرید که برای خلاصی از اضطراب نیازی به انجام آداب تکراری ندارید و تا حدی روی افکار وسواسی و رفتارهای جبری، کنترل پیدا می‌کنید.

البته مقابله با اضطراب های شدید در ابتدای کار، دشوار است، به همین دلیل این کار را با اضطراب های کوچک‌تر آغاز کرده و همینطور در نردبان ترس بالا می‌رویم. ابتدا با موقعیت‌هایی که کمترین شدت ترس را به همراه دارند مواجه می‌شوید و هنگامی که اضطراب ناشی از آن موقعیت را تحمل کردید، به مرحله بعد رفته و با چالش دشوارتری مواجه می‌شوید.

به زبان ساده تر انجام تمرینات مواجهه و جلوگیری از پاسخ باید برای شما اینقدر سخت نباشد که نتوانید آن را انجام دهید.

ساختن نردبان ترس خودتان: به هدف نهایی خود فکر کنید (برای مثال: استفاده از سرویس بهداشتی عمومی بدون ترس از آلودگی یا رانندگی تا محل کار بدون توقف و بررسی این که به چیزی زده‌اید یا خیر) و بعد گام‌های مورد نیاز برای رسیدن به این هدف را تفکیک کنید. با توجه به محرک‌هایی که در شما ایجاد اضطراب می‌کنند، فهرستی ازموقعیت‎‌های اضطراب‌آور تهیه کنید و این موقعیت‌ها را به ترتیب از شدت کم تا شدت زیاد لیست کنید.

مثالی از نردبان ترس

هدف: رانندگی تا محل کار بدون توقف بابت بررسی این که به چیزی زده‌ام یا خیر
شدت ترس موقعیت
10 رانندگی تا محل کار بدون توقف بابت بررسی این که به چیزی زده‌اید یا خیر.
8 با همسرتان تماس نمی‌گیرید تا سلامت رسیدنش به محل کار را چک کنید.
6 از خانه خارج می‌شوید، درب را قفل می‌کنید و برای چک کردنش بر نمی‌گردید.
4 اجاق گاز را خاموش کرده و بدون چک کردن مجدد، آشپزخانه را ترک می‌کنید.
2 شیر را در یخچال قرار داده و دیگر بسته بودن درب را چک نمی‌کنید
حالا می‌توانید نردبان ترس خودتان را تهیه کنید.

حالا از نردبان بالا بروید. از گام اول شروع کنید و تا زمانی که به احساس راحتی نرسیدید به گام بعدی نروید. در صورت امکان آنقدر در این مرحله بمانید تا اضطراب‌تان کاهش یابد. هر چقدر بیشتر با محرک OCD مواجه و درگیر شوید، در صورت مواجهه مجدد با آن، میزان اضطراب‌تان کمتر می‌شود. هنگامی که گام اول را در موقعیت‌های مختلف تکرار کردید و دیگر اضطراب زیادی را تجربه نکردید می‌توانید به گام بعدی بروید. اگر گام اول برایتان خیلی دشوار است پس آن را به گام‌های کوچک‌تری تقسیم کنید، یا کندتر پیش بروید.

در حین مقاومت در برابر اعمال اجباری روی احساسات اضطرابی متمرکز شوید. به جای این که حواس خودتان را پرت کنید، در حین مقاومت جهت انجام رفتار اجباری، روی احساس اضطراب خود متمرکز شوید. شاید بر این باورید که با این کار، احساس ناخوشایندتان تداوم می‌یابد تا در نهایت عمل جبری را انجام دهید. در حالی که اینطور نیست، با تمرکز روی احساس خود، اضطراب‌تان ناپدید خواهد شد. متوجه می‌شوید که کنترل‌تان را از دست نمی‌دهید و در صورت رعایت نکردن برخی از آداب، مشکلی ایجاد نمی‌شود.

تمرین کنید. هر چقدر بیشتر تمرین کنید، پیشرفت بیشتری خواهید کرد. به آرامی پیش بروید تا بتوانید احساسات خود را مدیریت کرده و در آنها غرق نشوید. بدانید که در حین مواجهه با ترس‌هایتان، حس ناخوشایندی و اضطراب را تجربه خواهید کرد ولی این احساسات موقتی هستند. هر وقت که با محرک‌ها مواجه می‌شوید و با آنها کنار می‌آیید، اضطراب‌تان کاهش یافته و کنترل بیشتری روی افکارتان پیدا می‌کنید.

گام سوم: افکارس وسواسی را به چالش بکشید

همه ما، گاهی وقت ها افکار اضطراب آوری را تجربه می کنیم که باعث آشفتگی ما می‌شوند. ولی اختلال وسواس، مغز را روی افکار اضطراب آور خاصی متمرکز می‌کند که بارها و بارها در ذهن تکرار او می‌شوند. هر قدر که افکارتان اضطراب و تنش بیشتری ایجاد کنند، به احتمال بیشتری آنها را سرکوب می کنید. ولی معمولا سرکوبی افکار اثر موقتی دارد و تلاش در این جهت، اثر معکوسی به همراه دارد؛ و مجددا سر و کله ای افکار وسواسی پیدا می شود.

وسواس فکری عملی

با انجام روش های زیر، می توانید با افکار وسواسی خود مقابله کنید.

افکار وسواسی خود را یادداشت کنید. هنگامی که درگیر افکار وسواسی می‌شوید، تمامی افکار یا اعمال وسواسی خود را یادداشت کنید. می‌توانید آنها را روی کاغذ بنویسید یا روی موبایل تایپ کنید.

  • به نوشتن خواسته‌های وسواس گونه ادامه دهید و افکارتان را دقیقاً ثبت کنید؛ حتی اگر این افکار حاوی عبارت یا خواسته‌های تکراری هستند.
  • با نوشتن آنها می‌فهمید که چقدر افکار وسواسی تکراری دارید.
  • بارها و بارها افکار و خواسته‌های تکراری را بنویسید. نوشتن آنها باعث می‌شود تا قدرت این افکار کم شود.
  • نوشتن افکار، سخت‌تر از فکر کردن به آنهاست، پس احتمال کم شدن افکار وسواسی افزایش خواهد یافت.

دورۀ نگرانیِ اختلال وسواس را بسازید. به جای سرکوب کردن افکار و اعمال وسواسی به زمان‌بندی آنها بپردازید.

  • درطول شبانه روز زمان هایی را ( مثلا دو زمان ده دقیقه ای) به افکار وسواسی خود اختصاص دهید. می توانید اسم این زمان را «وقت وسواس» بگذارید. در این زمان ها می توانید کاملا غرق در افکار وسواسی خود شوید.
  • در طول دورۀ «وقت وسواس» فقط روی افکار یا خواسته‌های منفی متمرکز شوید. نیازی به تلاش برای اصلاح این افکار در طول این دوره نیست. در پایان زمان «وقت وسواس» ، چند نفس عمیق بکشید، افکار وسواسی را رها کرده و به فعالیت‌های روزمره خودتان بپردازید. در ادامه روز سعی کنید به افکار وسواسی خود توجهی نکنید.
  • در طول روز، هر زمان که افکار به ذهن‌تان می‌رسند، آنها را یادداشت کرده و تا در دورۀ «وقت وسواس» به آنها فکر کنید.

افکار وسواسی را به چالش بکشید. با طرح پرسش‌های زیر در طول دورۀ «وقت وسواس» ، افکار منفی و مزاحم را به چالش بکشید:

  • چه شواهدی برای درست بودن فکرم وجود دارد؟ ممکن است فکرم درست نباشد؟ آیا فکر را با واقعیت اشتباه گرفته‌ام؟
  • آیا روش مثبت‌تر یا واقع گرایانه تری برای بررسی موقعیت پیش رو وجود دارد؟
  • چقدر احتمال وقوع رویدادی که از آن می‌ترسم وجود دارد؟ اگر احتمالش کم است، پس پیامدهای محتمل‌تر کدامند؟
  • آیا این فکر مفید است؟ فکر وسواسی چه کمکی به من نموده و چه لطمه‌ای به همراه دارد؟
  • به دوستی که چنین افکاری دارد، چه باید بگویم؟

افکار وسواسی یا مزاحم خود را ضبط کنید. روی فکری وسواسی خاصی متمرکز شده و آن را روی کاست یا گوشی موبایل ضبط کنید.

  • عبارت، جمله یا داستان وسواسی را به همان شکلی که به ذهن‌تان می‌رسند، تکرار کنید.
  • صدای ضبط شده را بارها و بارها در طول بازه زمانی 45 دقیقه‌ای در طول روز گوش کنید، بطوری که گوش کردن به این وسواس‌ها باعث ایجاد تنش در شما شود.
  • با مواجهه مستمر با نگرانی و وسواس به تدریج، اضطراب‌تان کاهش می‌یابد. سپس می‌توانید همین تمرین را برای فکر وسواسی دیگری تکرار کنید.

گام چهارم: کمک بگیرید

هنگامی که احساس تنهایی و عجز پیدا می‌کنید، اختلال وسواس، اوج می‌گیرد؛ بنابراین باید سیستم حمایتی قدرتمندی ایجاد کنید. هر چقدر بیشتر با دیگران ارتباط برقرار کنید، احساس آسیب پذیری کمتری پیدا خواهید کرد. صحبت کردن در مورد نگرانی‌ها و افکار وسواسی با فردی فهمیده، تهدید آمیز بودن این افکار را کاهش می‌دهد.

با خانواده و دوستان خود در ارتباط بمانید. افکار و اعمال وسواسی آنقدر زندگی و وقت شما را تلف می‌کنند که ممکن است باعث منزوی شدن شما بشود. و تنهایی و انزوا باعث تشدید علایم شما می‌شوند. به همین دلیل سرمایه گذاری روی خانواده و دوستان اهمیت پیدا می‌کند. در مورد نگرانی‌ها و خواسته‌هایتان به طور رو در رو با عزیزان‌تان صحبت کنید. این کار از تهدیدآمیز بودن این افکار می‌کاهد.

گام پنج: مدیریت استرس

با این که استرس ریشه اختلال وسواس نیست، ولی می‌تواند باعث تحریک بروز علایم یا تشدید آنها شود.به همین دلیل مدیریت استرس باید جزو بخشی از برنامه شما برای درمان وسواس باشد.

روش‌های آرام‌سازی را تمرین کنید. مدیتیشن ، یوگا، تنفس عمیق و سایر روش‌های آرام‌سازی به کاهش استرس و تنش کلی و مدیریت افکار وسواسی کمک می‌کنند. برای رسیدن به بهترین نتیجه، به تدریج یک روش آرام‌سازی را تمرین کنید.

گام ششم: سبک زندکی خود را تغییر دهید.

سبک زندگی متعادل و سالم، نقش بزرگی در تسکین اضطراب و کنار آمدن با اعمال، ترس‌ها و نگرانی‌های وسواسی دارد.

به طور مرتب ورزش کنید. ورزش کردن، درمان طبیعی و اثربخش اضطراب است. برای گرفتن بیشترین نتیجه مثبت، سعی کنید حداقل 5 روز در هفته به مدت 30 دقیقه یا بیشتر به فعالیت ایروبیک (هوازی) بپردازید.

به انداه کافی بخوابید. اضطراب و نگرانی باعث بی خوابی می‌شود، به‌علاوه فقدان خواب هم، افکار و احساسات اضطرابی را تشدید می‌کند. هنگامی که به اندازه کافی استراحت می‌کنید، راحت‌تر می‌توانید تعادل هیجانی خود را حفظ کنید. تعادل هیجانی عاملی کلیدی برای مقابله با اختلالات اضطرابی مثل اختلال وسواس است.

از مصرف الکل و نیکوتین اجتناب کنید. الکل به طور موقت، اضطراب و نگرانی را کاهش می‌دهد ولی با از بین رفتن اثر آن، علایم اضطراب باز می‌گردند. مصرف سیگار هم آرام بخش به نظر می‌رسد ولی نیکوتین موجود در آن، محرک قدرتمندی است. مصرف سیگار، علایم اضطراب و وسواس را تشدید می‌کند.

روان درمانی وسواس

در مقاله 10 شرط موفقیت وسواس توضیحات بیشتری درباره انواع روش های روان درمانی وسواس داده ام. اما به طور خلاصه می توان گفت سه روش اصلی برای درمان وسواس وجود دارد.

دارو درمانی: که معمولا برای وسواس ها با ریشه های فیزیولوژیک کاربرد دارد.

روان درمانی پویشی: که می تواند وسواس را به صورت ریشه ای و بدون بازگشت درمان کند. در بسیاری از شرایط وسواس واکنش ناهشیار به برخی از آسیب های فرد در گذشته است. در چنین شرایط تنها راه درمان وسواس درمان روانپویشی است.

درمان شناختی رفتاری: که در وسواس های خفیف یا تسکین وسواس های با ریشه فیزیولوژیک کاربرد دارد.

چگونه به فرد مبتلا به اختلال وسواس کمک کنیم؟

نحوۀ واکنش شما به علایم وسواس نزدیکان، غر زدن و انتقاد کردن، می‌تواند باعث تشدید اختلال  آنها شود؛ در حالی که برقراری فضای آرام و حمایت‌گر به تسریع فرایند درمان آنها کمک می‌کند.

در صورتی که یکی از نزدیکان شما به وسواس مبتلاست توصیه های زیر می تواند در روند بهبودی او مفید باشد.

از انتقاد کردن اجتناب کنید. به خاطر بسپارید که رفتارهای وسواسی در فرد مبتلا به وسواس، علایم بیماری او هستند و جزو شخصیت او محسوب نمی شود و عمدا یا برای لجبازی این کارها را انجام نمی دهد.

فرد مبتلا به وسواس را سرزنش نکرده و نگویید که از آداب وسواسی دست بکشد. او قادر به پیروی از خواسته‌های شما نیست و فشار برای متوقف کردن این آداب، فقط باعث تشدید آنها می‌شود.

تا حد امکان با مهربانی و صبورانه، رفتار کنید. هر فرد مبتلا باید با سرعت مناسب خودش وسواس خود را کنار بگذارد.

در انجام آداب وسواسی، با فرد مبتلا به وسواس همراهی نکنید. همراهی با قواعد وسواسیِ فرد مبتلا یا کمک به اجرای آداب و اعمال وسواسی، باعث تقویت این رفتارها می‌شود. به جای اعمال وسواسی، از خود فرد حمایت کنید.

ارتباطات مثبت و شفافی را با فرد مبتلا برقرار کنید. ارتباطات اهمیت زیادی دارند. پس باید میان حمایت از فرد، همراهی نکردن با او در انجام قواعد وسواسی و عدم آشفته نمودن او به تعادل برسید.

شوخی کنید. در مورد جنبه‌های بامزه علایم وسواس عزیزتان، شوخی کنید و با هم بخندید تا راحت‌تر بتواند از این اختلال جدا شود. باید محترمانه شوخی کنید و از شوخی زننده اجتناب کنید.

اجازه ندهید که اختلال وسواس زندگی خانوادگی شما را مختل کند. در مورد مقابله با علایم فرد مبتلا، با هم مشورت کنید. تا حد امکان زندگی خانوادگی طبیعی را دنبال کنید و محیطی با حداقل میزان استرس را فراهم کنید.

دیدگاه کاربران
  • عرفان 29 خرداد 1399

    سلام من روی موبایل م خیلی حساسم مثلا دیروز موبایلم توی ساک بوده و خورده به در هی موبایلم رو نگاهش میکنم و……..

    • Zhi 13 آبان 1399

      عادیه با این قیمت گوشی بایدم وسواس بگیریم

  • ارین 8 تیر 1399

    سلام من ocd دارم پیش روانشناس رفتم از روش مواجه پیشگیری از پاسخ استفاده کردن ولی نتیجه ای نداشت درمان روانپویشی چطور هس توضیح میدید

    • دکتر بهشتیان 8 تیر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      کلا هر وسواسی انگیزه های ناخودآگاهی داره و تا این انگیزه های ناخودآگاه شناسایی و حل نش وسواس درمان نمی شه در درمان روانپویشی انسجامی تجربه ای دقیقا همین کار را انجام میدن

      • لیلا 17 مرداد 1399

        سلام چه طور می شود علت را فهمید خیلی ممنون می شم اگر پاسخ بدید منم این بیماری رو دارم افسردگی گرفتم خسته شدم😓 ژن این بیماری در خانواده مون هست

        • دکتر بهشتیان 18 مرداد 1399

          درود بر شما دوست عزیز
          اگر ژن بیماری در خانواده تون هست حتما باید از دارو درمانی و در کنارش روان درمانی استفاده کنید

          • عرفان 30 دی 1399

            با سلام و احترام من از 7 سالگی وسواس فکری داشتم و الان 24 سال دارم بازم هست در کل وقت آدم رو میگیره مانع تمرکز ور خواندن دروس و همچنین نگرانی های غیر منطقی رو باعث میشه
            بعضی مواقع توانستم خودم با تکنیک عدم پاسخ گویی یا عدم پاسخ دهی کنترل کنم و بهبود داشته باشم ولی در کل این اختلال رو دارم و در مواقع امتحانات دانشگاهی استرس باعث تشدید علائم میشه

  • آرش 8 تیر 1399

    سلام دکتر بهشتیان خوب هستید من ocdدارم پیش روانشناس رفتم از روش مواجهه پیشگیری از پاسخ استفاده کردن نتیجه نداد الان زیر نظر یک روانپزشک سرترالین و ریسپریدون مصرف میکنم در مقاله 10 شرط موفقیت و روش قطعی درمان از درمان روانپویشی حرف زدید میتونید این درمان رو به صورت راهکارهایی عملی شرح بدین ممنون

    • دکتر بهشتیان 8 تیر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      این روش درمانی به صورت راهکاری نیست که بشه توضیح داد ، کلا ما دو دسته روش درمانی داریم درمان های آموزشی که ورش مواجهه هم جزو اونهاست و میشه به کمک روانشناس یا کتاب یا دوره آموزشی یاد گرفتن و انجام داد و درمان های تجربه ای مثل درمان روانپویشی که حتما باید با کمک روان درمانگر انجام بشه.
      در این روش انگیزه های ناخودآگاه ایجاد وسواس شناسایی و رفع میشه

  • سالی 23 تیر 1399

    سلام وقت بخیر
    با تشکر مطلب مفیدتون
    سوالی داشتم
    اینکه یک مسئله ی به ظاهر کوچک به شدت ذهن منو درگیر میکنه ،راجعش فکر میکنم، ریز میشم و حتی خیلی بهم میریزم هم وسواس فکریه؟یه مشکل کوچیک خانوادگی یا مثلا صحبت کردن طولانی مدت همسرم با خانمهای دیگه حتی اگه این صحبت ها طولانی باشه … اینا ذهن منو به شدت بهم میریزه و گاهی تا یکی دوروز حال روحیم خرابه … آیا اینم وسواس فکریه؟
    سپاسگزارم اگر پاسخ بدید

    • دکتر بهشتیان 24 تیر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      بستگی داره حساسیت های شما در چه زمینه هایی باشه اگه فقط درباره ارتباط همسرتون با خانم ها باشه و ذهن تون را این مساله مشغول کرده باشه با اینکه علایم مشکل تون شبیه وسواس هست اما دلیل این نگرانی ها و حساسیت ها باید شناسایی و درمان بشه (مثلا ممکنه دلیل مشکل ترس از رها شدگی یا دلایل دیگه باشه) و لزوما درمان های استاندارد وسواس به حل مشکل شما کمکی نمی کنه.

  • بانو 25 تیر 1399

    سلام خسته نباشید من بعضی افکار اذیتم میکنه به شدت! خنده داره مثلا تو ذهنم یکی فحش میده به مقدسات و این فکر و تصاویر های ذهنی و آزار دهنده بارها و بارها تکرار میشه جوری که قلبم تپش نامنظم پیدا میکنه و روحم رو میخراشه و اضطراب و عذاب وجدان هم است

    • دکتر بهشتیان 27 تیر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      شما وسواس فکری درباره امور مذهبی دارید.
      از چه زمانی وسواس تون شروع شده؟

  • علی سیروس 25 تیر 1399

    سلام دخترم ۱۰ ساله است ولی از روزی که دنیا امده مادرش رحمت خدا رفته و پیش مادرم بزرگ شده الان دچار یه نوع وسواس شده که تمامی وسایل رو می بره تو اتاق و درب رو قفل می کنه وسایل دیگران رو بهشون می گوید اگر بهش ندهند این قدر گریه می کنه تا بهش بدهند بعد می خنده و می بره تو اتاقش نمی دونم باید چکار کنم من مطالب سایت رو خواندم و فهمیدم که اول باید بدونم که چه وسواسی دارد و دلایل استرس های تو خونه رو شناسایی کنم اقای دکتر بهم کمک می کنید.

    • دکتر بهشتیان 27 تیر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      دلیل اینکه این کار را می کنه را می دونید چیه؟وقتی باهاش در این مورد صحبت می کنید چی میگه؟

  • من 30 تیر 1399

    سلام اقای دکتر من موقع نمازهمین که نیت میکنم فکرای بدمیادبه ذهنم وفک میکنم ک حالا ک موقع نیت این فکراومده توی سرم پس اگه نمازم روادامه بدم اون اتفاق میوفته یجورایی فک میکنم به نیت اینکه اون کاراتفاق بیوفته دارم نمازمیخونم واین باعث میشه چندبارنمازموبشکنم و واقعا خودمم ازاین موضوع ناراحتم میشه لطفابگیدکه ایااین حساسیت از روی وسواسه؟

    • دکتر بهشتیان 30 تیر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      بله کارهایی که شما در موقع نماز خوندن انجام میدید جزو وسواس های مذهبی قرار می گیره.

  • منِ من 31 تیر 1399

    سلام خسته نباشید ،همسر من ۲ تا۳ ساله که دچار وسواس فکری شدن مثل اینکه قبل هرکاری باید کل خونه و ماشین و…تمیز و مرتب باشه ،صدای تلوزیون باید روی یک عدد خاص مثلا عدد زوج باشه و در پیام هاش نباید غلط املایی باشه و اگه در پیام های دیگران هم باشه اذیتش میکنه…
    این روش ها تاثیر قطعی داره؟اصلا علت وسواس چیه؟

    • دکتر بهشتیان 31 تیر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      هیچ روش درمانی را تا قبل از بررسی علل و شدت مشکل نمی شه گفت که آیا تاثیر قطعی داره یا نه؟
      علل مختلفی باعث ابتلا به وسواس میشن که در مقاله بیشتر توضیح دادم

  • محمد‌ نور‌ رنجبر 2 مرداد 1399

    سلام‌ اقای‌ دکتر‌ ،،وقتتون‌ بخیر‌ تقریبا‌ 27 سالی‌ میشه‌ در‌ وسواس‌ عملی‌ وفکری‌ هستم‌ که‌ از‌ داروهای‌ فلو‌وکسامین‌ 100روز‌ 2وبعدا‌ روز‌ 3تجویز‌ شدم‌ بعد‌ داروی‌ کلومپرامین اسفاده‌ داشتم‌ والان‌ از‌ دارو‌ سرترلین‌ خارجی‌ 100‌ روزی‌2تا‌ استفاده‌ میکنم ولی‌ نتیجه‌ نداده‌ نا‌ گفته‌ نماند‌ که‌ شروع‌ وسواس‌ عملی‌ داشتم‌ خیلی‌ زیاد‌ بوده‌ الان‌ میتونم‌ بگم‌ 80‌ درصد‌ بهتر‌ شدم‌ لیکن‌ از‌ نظر‌ فکری‌ نه‌ خیلی‌ اذیت‌ میشم‌ وشغلم‌ کاسب‌ در‌ دبی‌ هستم‌ ویک‌ چیزه‌ دیگه‌ که‌ است‌ وقتی‌ شکمم‌ کار‌ نمیکنه‌ بیشتر‌ اذیت‌ میشم‌ با‌ تشکر‌ از‌ اقای‌ دکتر‌ بزگوار‌ رنجبر‌ هستم‌

    • دکتر بهشتیان 3 مرداد 1399

      درود برشما دوست عزیز
      من درست متوجه منظور شما نشدم. الان به خاطر مصرف سرترالین 80 درصد بهتر شدید یا دلایل دیگه ای داشته. و اینکه وسواس عملی شما در چه زمینه ای هست و آیا وسواس فکری بدون وسواس عملی هم دارید؟

  • لیلا 4 مرداد 1399

    سلام آقای دکتر
    من وقتی با دیگران صحبت میکنم مکالمات خودم مدام توی ذهنم تکرار میشه البته نه با همه با یه عدن خاصی که مهمن برام و اگه صحبتم به بحث بکشه که دیگه بدتر. در حالت عادی هم مکالمات روزمره قدیمی یا جدید یا حتی خیالی توی ذهنم همینجوری میاد و میره. این جزو کدوم مورد هست و چطور میشه درمانش کرد؟

    • دکتر بهشتیان 18 مرداد 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      اگر شما بعد از صحبت کردن با اون فرد ناراحت شده باشید و احساس کنید که باید پاسخ هایی می دادید که نتونستید مثلا نتونستید از حق خودتون دفاع کنید یا اون طرف حرف هایی زده که شما را ناراحت کرده تکرار حرف های اون فرد در ذهن شما وسواس نیست اما اگه این کار خیلی طول بکشه یا اینکه در هر صبحتی این اتفاق می افته می تونه وسواس باشه
      دوره درمان وسواس که در سایت معرفی شده و از اول شهریور فعال میشه می تونه به حل مشکل تون کمک کنه

  • محمد حسین رمضانی طهرانی 8 مرداد 1399

    آقای دکتر ذهن من همش در فعالیت هست
    مدام به مبتلا نشدن به ویروس کورونا
    به تمیز کردن سطوح
    حتی به نمردن پدر مادرم فکر میکنم
    در طول روز دقایق طولانی ای به فکر فرو می روم و تا حدی که فشارم پایین میاید.
    و بابت بیکار شدنم از شغلم و چیزای دیگه خودم رو ملامت میکنم. نمیدونم باید چیکار بکنم. کمکم کنید لطفا🙏

    • دکتر بهشتیان 18 مرداد 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      شما وسواس فکری داری. نمی دونم چه مدت هست که به این مشکل دچار شدید و تا حالا چه اقدامی براش انجام داید و آیا فرد دیگه ای در خانواده هم هست که این مشکل را داشته باشه؟ بر اساس این اطلاعات می تونم خدمت تون بگم چه اقدامی بکنید.

  • تمنا 13 مرداد 1399

    سلام!
    من۱۹سالمه و ی مدته از ی سری فکروخیالای توذهنم اذیت میشم.
    مثلا موقعی ک دارم دستامومیشورم چیزای بدی میاد به ذهنم.بیماری های بد.اتفاقات بد.و یجوری انگاردستاموبه نیت این میشورم ک اون اتفاقه بیوفته ووقتی اینطوری میشه فک میکنم اگه ادامه بدم ودستاموبشورم اون اتفاقات میوفتن چون به نیت اونا دستاموشستم بخاطرهمین دوباره میشورم اینکاروتکرارمیکنم و سعی میکنم بهشون فک نکنم وقتی ک بهشون فک نکنم و دستاموشسته باشم اونموقع خیالم راحته.
    یاموقع نمازوقتی شروع میکنم به نمازخوندن نیت ک میکنم فک میکنم ب نیت انجام اون فکرای بد دارم نمازمیخونم.ک البته خیلی سعی کردم بی تفاوت باشم و نمازموبخونم وخداروشکری مدته این فکراموقع نمازکمرنگ ترشدن یاحدااقل من نمازمومیخونم و بهشون توجه نمیکنم.
    موقع پیام دادن به محض اینکه میخوام ارسالش کنم فکربدی میادتوسرم و فک میکنم چون به محض ارسال کردن پیام این فکراومده پس به نیت انجام شدن اون فکرپیاموارسال کردم بنابراین پیاموپاک میکنم ودوباره از اول میفرستم.
    خیلی وقتا درحالت عادی فکرای بدی به ذهنم میاد باید استغفرالله رو بگم وفک میکنم اگ نگم گناه کردمو اتفاق بدی میوفته…
    به بیماری های بدفک میکنم به اتفاقای بد.
    اقای دکتراگه میشه راهنماییم کنیدوقتی این حرفارومینویسم برای خودمم مسخره ان ولی درحالت عادی وقتی به زبونشون نمیارم ی جورایی دارم انجامشون میدم.
    مشکل من وسواسه فکریه یا همه اینا ناشی ازترس و استرسه؟

    • تمنا 13 مرداد 1399

      خودم فک میکنم این موضوع ازموقع شروع شدن کرونا شدیدشده حالا اینکه قبلش وجودداشتن یا ن رو نمیدونم

      • دکتر بهشتیان 18 مرداد 1399

        اضطراب می تونه باعث تشدید وسواس بشه
        اگه می تونید خودتون روی کاهش اضطراب هاتون کار کنید. با کاهش اضطراب میزان وسواس تون هم کاهش پیدا می کنه
        اما اگه انجام اون به تنهایی براتون سخته بهتره از دوره درمان وسواس فکری که در سایت هست کمک بگیرید .

        • سحر 3 شهریور 1399

          سلام اقای دکتر من ۲۸ سالمه
          جدا از فکرهای نامربوط و وحشتناک مثل تصادف یا اتافاقی ناگهانی برای عزیزان و یا ترس از انجام کارهایی در شرایط نا مناسب مثل جیغ کشیدن توی یک جمع جدی، و … چیز دیگه ای که منو اذیت میگنه این تفکره که کارهایی که انجام میدم به قدری خوب نیستند که بابتشون پولی دریافت کنم. مثلن اگر یک چیزی رو تولید میکنم به صورت دستی فکر میکنم اصلن ارزش رونمایی برای دیگران رو نداره چه برسه به اینکه بخام در ازاش پولی دریافت کنم.
          این حس همیشه با من بوده. همیشه فکر میکنم چیزی که از سمت من تولید میشه توی هر زمینه ای ارزشمند نیست.

          • دکتر بهشتیان 5 شهریور 1399

            درود بر شما دوست عزیز
            شما علایم وسواس فکری دارید
            دوره درمان وسواس فکری می تونه بهتون کمک کنه بر مشکل تون غلبه کنید.

    • دکتر بهشتیان 18 مرداد 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      این ها همگی از علایم وسواس فکری هستند و و خوشبختانه قابل درمانه
      دوره درمان وسواس فکری که از اول شهریور در سایت فعال میشه می تونه به حل مشکلتون کمک کنه

  • Serenai 13 مرداد 1399

    سلام اقاي دكتر
    از بابت مطالب بسيار مفيدي كه گزاشتيد از شما سپاسگذارم
    اقاي دكتر من ٢١سال سن دارم و ازدواج كردم،الان مدت ١سال و خورده اي هست ك دچار اختلالات فكري ميشم،از اول در رابطه با مسايل جنسي افكار منفي توي ذهنم ميومد تونستم اين موضوع رو از ذهنم بيرون كنم و با خودم حلش كنم اما الان مدتيه ك نميتونم با هيچ مرد غريبه اي حتي صحبت كنم
    الكاري مياد توي ذهنم كه اگر من صحبت كردم يا خنديدم به شوهرم خيانت كردم،خواستم ك اگ ميشه راهنماييم كنيد
    خيلي خيلي ممنون ميشم

    • دکتر بهشتیان 18 مرداد 1399

      درود برشما دوست عزیز
      این افکار وسواس فکری هستند. روش درمان مشکل تون بستگی به این داره که آیا قبلا هم وسواس های فکری دیگه ای داشتید؟ در یک سال اخیر چه چیزهایی در زندگی شما را مضطرب می کنه؟ و آیا مشکلی در رابطه جنسی با همسرتون دارید یا نه

  • سامان 14 مرداد 1399

    سلام جناب دکتر عزیز ۳۰ سالمه حدود ۱۱ سال گونه های مختلف وسواسی دچارم از تکرار دعا خوندن تا الان که عملیه و شدید
    افکار منفی میاد ذهنم در مورد آدما چهرشون و بخوام ردش کنم حتما باید اعداد خاص و رفتارای خاصی تکرار کنم تا خلاص شم تقریبا همه اعداد و فکرای پلید میاد ذهنم از برخوردم با دیگران و احساس میکنم طرفای مقابلن میفهمن که بیمارم
    از همه مهمتر هر روزم میگم که دیگه این آخرین بار ، اما از اول صبح یکبار که استارت میخوره شروع میشه تا شب
    لطفا راهنمایی بفرمایید خلاص شم

    • دکتر بهشتیان 18 مرداد 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      شما به وسواس فکری مبتلا هستید.
      تا الان چه اقداماتی برای حل مشکل خودتون انجام دادید؟

      • سامان 3 مهر 1399

        هیچکاری
        همیشه به خودم میگم درستش میکنم و نیازی به دکتر نیست اما بازم شروع میشه
        بدجوری درگیر میشم و رفتارای عجیب میکنم که اطرافیانم همه فهمیدن

  • یسنا 17 مرداد 1399

    سلام من ۱۵ سالمه و بعد از اتفاقاتی خیلی به مرگ فکر میکنم. همش میگم اگه قراره یه روز بمیریم پس زندگی معنایی نداره.نمیتونم از سرم بیرونش کنم. و هرروز دارم عذاب میکشم. از مرگ خودم و اطرافیانم میترسم. حتی وقتی به این فکر میکنم که با مرگ از خانوادم جدا میشم گریم میگیره. توروخدا کمکم کنید من دیگه نمیتونم از زندگیم لذت ببرم…

    • دکتر بهشتیان 18 مرداد 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      چه اتفاقای باعث شروع این مشکل در شما شده ؟

      • یسنا 19 مرداد 1399

        پدر و مادرم تصادف کردند و یکی از بستگان این خبر رو ناگهانی به من گفت و از اون به بعد من ترس و استرس گرفتم،بعد از اون افکار منفی سراغم اومدن. و روز به روز بدتر میشدن. تا اینکه یه روز از شدت استرس و افکار منفی حسی شبیه مرگ بهم دست داد. و فکر کردن بیش از اندازه به مرگ شروع شد تا الان. خواهش میکنم ازتون بهم بگید چجوری از ذهنم بیرونش کنم.

        • دکتر بهشتیان 5 شهریور 1399

          درود بر شما دوست عزیز
          شما یک اضطراب درونی زیاد دارید که تبدیل شده به افکار وسواسی اگه این اضطراب درمان بشه وسواس تون هم خودبخود خوب میشه
          در دروه درمان وسواس فکری تمرینات عملی مفصلی برای درمان مشکل تون هست که می تونه بهتون کمک کنه

  • پری 18 مرداد 1399

    سلام اقای دکتر من وسواس نسبت به ابرو دارم همش فکر میکنم هرکاری میکنم یکی میخواد ازم فیلم یا عکس بگیره یا مثلا قبلا گرفته میخواد ازش سو استفاده کنه
    کلافه شدم دیگه .

    • دکتر بهشتیان 5 شهریور 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس فکری می تونه بهتون کمک کنه مشکل تون را حل کنید

  • یسنا 19 مرداد 1399

    پدر و مادرم تصادف کردند و یکی از بستگان این خبر رو ناگهانی به من گفت و از اون به بعد استرس و افکار منفی سراغم اومدن و روز به روز بدتر شدم. یه شب از استرس و افکار منفی حسی شبیه حس مرگ بهم دست داد و از اون به بعد من همش به مرگ فکر میکنم

  • احسان 19 مرداد 1399

    سلام آقای دکتر
    من وسواس فکری گرفتم در مورد یک درگیری و حرفهایی که ردوبدل شد. حالا نمی‌دونم وچه کار کنم. بیشتر از یک سال از قضیه میگذره و همچنان درگیر این مسئله هستم. ممنون میشم کمکم کنید

    • دکتر بهشتیان 5 شهریور 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس فکری می تونه بهتون کمک کنه مشکل را حل کنید
      تمرینات عملی مفصلی برای درمان ریشه این مشکلات در دوره وجود داره که می تونه بهتون کمک کنه

  • گلی بانو 20 مرداد 1399

    سلام خدمت شما …
    من ۲۲ سالمه و طبق نوشته های شما انگاری تقریبا دوسالی هست که به اینجور وسواسها مبتلام .
    مثلا اینکه شماره ی کسی که ازش متنفرم رو به شدت حفظم و تو حافظه ام مونده و بابت این مدام خودم رو شماتت می کردم که چرا خیلی چیزا تو ذهنت نیست ولی اون شماره مدام هست ؟؟
    صبر کنید

    شاید پیشینه قبلی تر هم داشتم .مثلا من در ۱۴ سالگیم اتفاقی یک تصویر ترسناک از چهره دختری دیدم و شاید باورتون نشه تو اون سن با خواهرم گفتم و گریه می کردم و می گفتم باید برم روانشناس ولی کسی محل نداد و گفتن جدی نیست .در حالیکه فکرم شاید ۱۰ دقیقه هم از اون تصویر پاک نمیشد و مظطرب می شدم .
    و شاید بیش از یکسال ادامه داشت .
    اما دیگه چیزی یادم نیست تا همین ۲۰ تا ۲۲ سالگیم که :

    مثلا شبا حتما باید به نقطه خاصی از حیاط رو ببینم و بعد درو ببندم .
    و یا تو ذهنم تصویر دو نفر بازیگر مثلا بیاد همزمان با دیدن اون نقطه .و اگه نیومد باز تکرار میشه و تکرار و تکرار …
    باورتون میشه الان بغضم گرفت .من حتی تو عقد خاهرم که قند سابیدم بالا سرش .الان فکرای احمقاااانههه ای دارم که چرا پشت سرشون ایستادم .باید اون لحظه رو از جلو می دیدم .با اینکه می دونم خب چه فرقی داره ؟؟
    هیچی ولی تو ذهنم هستن اینا …
    درضمن من یکی از بهترین دانشجوهای دانشگاهمونم برای مثال .ولی می دونم که روانم واقعا رنجوره .
    تدبیر شما چیه ؟؟؟
    لطفا یاری برسونید حالا که خدا شما رو نشونم داده .

    • دکتر بهشتیان 21 مرداد 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس فکری در بخش دوره های سایت می تونه بهتون کمک کنه بر مشکل تون غلبه کنید.

  • یاسمین 20 مرداد 1399

    سلام آقای دکتر من 31سالمه از وقتی یادم میاد من خیلی حساس بودم توزندگی سر هرچیزی ناراحت میشدم و میشم ده ساله که قرص فلوکسامین مصرف میکنم مثلا وقتی بایکی بحث میکنم مدتها توذهنم میمونه از اون طرف کینه بدل میگیرم بعدش باید همیشه خونمون مرتب و تمیزباشه ک اگه اینجوری نباشه اعصابم بهم میریزه انگاری ک یکی تو ذهنم ب من دستور میده یا حرف میزنه منم عین اون رفتار میکنم

  • س 21 مرداد 1399

    سلام
    من دانش آموز کنکوریم . مرتبا احساس میکنم به هیچ وجه نمیتوانم موفق بشم از پارسال که شروعب ه درس خواندن کردم این حس بامن بوده تا همین هفته پیش تو ذهنم همش این بود که تو حتی اگه از یک ماه پیش هم برای کنکور بیشتر میخواندی موفق میشدی ولی بازهم با اینکه کنکور عقب افتاد و من طبق برنامه ریزی میدونم که میتونم جمع بندی ها رو کامل کنم ولی بازم تا شروع میکنم به درس خواندن همش این فکر توی ذهنمه پس اونایی که بیشتر خواندن چی ؟ و همش انگار ذهنم بهم میگه برای مفقیت دیره . آیا من دچار وسواس فکری هستم ؟؟

    • دکتر بهشتیان 21 مرداد 1399

      درود بر شما دوست عزیز ، ترس های شما می تونه سه دلیل داشته باشه. عزت نفس پایین ، اضطراب امتحان و یا افسردگی
      هر سه تست افسردگی ، اضطراب و عزت نفس پایین در سایت هست اونها را تکمیل کنید در هر کدام که نمره بالایی گرفتید می تونید از دوره های درمانی که در بخش دوره ها هست کمک بگیرید.

      • خانم اسدی 29 مرداد 1399

        سلام جناب دکتر بهشتیان،پسر 27 ساله من حدود دو ساله که وسواس عملی انجام مراسم شستشوی پتو و حوله لباس خاص داره.پیش دکتر و روانشناس هم نماید.مگه فایده نداره.منو خسته و عصبی کرده.چکار میتوانم بکنم لطفا راهنمایی کنید.با پدرش مشکل شدید داره ماههاست قرن.

      • خانم اسدی 29 مرداد 1399

        سلام جناب دکتر بهشتیان،پسر 27 ساله من حدود دو ساله که وسواس عملی انجام مراسم شستشوی پتو و حوله لباس خاص داره.پیش دکتر و روانشناس هم نمیاد.میگه فایده نداره.منو خسته و عصبی کرده.چکار میتوانم بکنم لطفا راهنمایی کنید.با پدرش مشکل شدید داره ماههاست قهرن.

        • دکتر بهشتیان 30 مرداد 1399

          درود بر شما دوست عزیز
          اگه به روانشناس مراجعه نمی کنن احتمالا روش های خودیاری مثل مطالعه کتاب را هم نمی پذیرن و تنها راه یا مراجعه به روانپزشک و گرفتن دارو هست

  • مهدی 21 مرداد 1399

    سلام آقای دکتر
    من 12 سالگی آدم مذهبی بودم و اون زمان موقع نماز خوندن و یا در کل شرک راجب خدا میومد تویه ذهنم بعد صحبت با چند نفر که اونا برات گناه نیست و اینجور چیزا کمرنگ و خوب شد
    بعد فکر مبتلا شدن به سرطان زد به سرم هر روز خودمو چک میکردم فرقی هم نداشته یک هفته فک میکردم سرطان معده دارم با اینکه یک دل درد ساده بود یک ماه فک میکردم سرطان کلیه دارم
    یا حتی یه زمانی شیشه رفته بود تو دستم فک میکردم ایدز گرفتم بعد رفتن پیش چهار پزشک نفر اخر بهم گفت که اینا فکره و اصلا کاریت نیست
    اما حالا که بنظرم از همه عذاب آور تره اینه که یک روز داخل یه پیجی بودم با یک زمینه ای که در ذهنم داشتم جرقه این خورد که نکنه ترنس باشم تا دوهفته خیلی سخت با این درگیر بودم تا خودمو قانع کردم اینطور نیس و بعدش رفت رو اینکه همجنسگرام حتی همین الان که برایه شما دارم مینویسم در ذهنم میاد که تو چون میترسی میخوای فرار کنی از خودت (قضیه اینکه تو میترسی از همجنسگرایی از زمانی شروع شد که رفتم در اینترنت خوندم بعضی از همجنسگرا خودشون مخفی میکنن) از اون زمان تویه ذهنم شرو شده که تو همجنسگرایی و داری فرار میکنی و اینجور چیزا
    19سالمه، اعتماد به نفس پایین، خجالتی بودن زیاد هم به اینا اضافه کنین، تا حالا متاسفانه راوانشناسم نرفتم تروخدااا یک جواب بدین،ممنون❤️

    • دکتر بهشتیان 12 شهریور 1399

      درود بر شما مهدی عزیز
      شما علایم وسواس فکری را دارید. معمولا وسواس ها در طول زمان جابجا میشن و از یک موضوع به یک موضوع دیگه میرن.
      اما ساختار کلی درمان اونها مثل هم هست.
      تا حالا چه اقداماتی برای درمان مشکل تون انجام دادید؟

      • مهدی 16 شهریور 1399

        ممنون از پاسخگوییتون
        من چون کنکور داشتم و جدیدا متوجه شدم این وسواس فکریه نرفتم پیش روانشناس اما حالا که کنکور تموم شده و میخوام پیش روانشناس برم میترسم که اون منظور منو نفهمه، یا من نتونم دقیقا توضیح بدم و اون برداشت اشتباه داشته باشه

        • دکتر بهشتیان 18 شهریور 1399

          درود بر شما
          این مساله هم می تونه ناشی از وسواس فکری شما باشه؛ اگه به روانشناس با تجربه مراجعه کنید حتما می تونه بهتون کمک کنه

  • reza 24 مرداد 1399

    سلام
    من در کلاس دوم دبستان که بودم فکر هایه بدی می‌آمد در سرم و همش به خدا کفر میگفتم و اصلا دسته خودم نبود از بقیه کمک میخواستم میگفتن فکر نکن ولی من نمیتونستم بعد از صحبت با مادر ایشون به من گفتن که اگه به زبون نیاری این حرفارو گناه نداره و من چون مذهبی بودم در اون سالها از گناه میترسیدم بعد تموم شد ولی همیشه موقعی که مثلا چیزی میخواستم باید اونو بدست می‌آوردم اگه نه عذاب میکشیدم توسط فکرم و اصلا دست خودم نبود از یه وقت به بعد راجب سرطان بیشتر دونستم و کم کم تبدیل به ترس شد در من و خیلی خیلی فکر و خیال ترس اضطراب راجبش داشتم تا بالاخره با مراجعه به چهار پزشک حل شد چون آخری گفت اینها مربوط به فکره
    قبل این سرطان یمدت فکر میکردم همجنسگرام و خیلی ازش میترسیدم تا این قضیه سرطان شرو شد او رفت کنار و کلا گاهی بهش فک میکردم میخندیدم بخودم اما الان دوباره شروع شده و اول بشدت منو عذاب میداد تا اینکه در اینترنت راجب وسواس خوندم و متاسفانه بعدش راجب فوبیای درونی خوندم از اون به بعد ذهنم به من میگه تو می‌ترسید و خودتو مخفی کرده بود و حتی الان که برایه شما تایپ میکنم همین میاد تو ذهنم که داری فرار میکنی هر بارم میخوام فرار کنم ازش اون یک صلاح داره و اونم اینه که من چهار بار با همجنسگرایی خودارضایی کردم در حالی که هیچکدومش در حالت عادی و با فکر راحتم نبوده و اون زمان استرس داشتم که نکنه همجنسگرا باشم، درحالی که موقعی که این فکرا در من نبود من خودارضاییم دگرجنس گرایی بود
    (من اعتیاد به خودارضایی دارم_خجالتی خیلی زیاد_اعتماد به نفس کم)
    تورو خداااا کمکم کنین من نمیدونم چیکار کنم

    • دکتر بهشتیان 5 شهریور 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      شما علایم وسواس فکری و عزت نفس پایین را دارید.
      اول باید روی وسواس فکری تون کار کنید
      دوره درمان وسواس فکری می تونه بهتون کمک کنه

  • مائده 24 مرداد 1399

    سلام
    خاله ی من 47 ساله دارم که مجرد است و علاقه ایی به ازدواج کردن ندارد تا کلاس 5 ابتدایی درس خونده و نتونست درس بخونه از همون موقعه افسردگی گرفته
    دائم در حال شستن دست و صورت خودش است و ففط به بهداشت فردیش خیلی اهمیت میده ولی به بهداشت خانه و دگر جاها اهمیت نمیده
    نمیتونه به خوبی صحبت کنه و اعتماد به نفس پایینی داره
    ادمی هم نیست که وسواس خودش را قبول کند
    و قبول نمیکنه که بیاد دکتر
    اگه میشه یه راه حل به من بگید که بتونم بهش کمک کنم
    ممنون.

    • دکتر بهشتیان 26 مرداد 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      بهترین راه حل با توجه شرایط خالتون مراجعه به روانپزشک و تجویز دارو هست.

  • ناشنان 4 شهریور 1399

    سلام وقت بخیر همسر بنده تو گدشته همش سیر میکنه و باعث شده رفتارهای بدی ازش سر بزنه حتی راضی به دکتر هم نمیشه و میگه مشکلی ندارم خیلی نیاز به کمک دارم یهو سرد میشه باهام میگه من ادم زندگی نیستم تو را بدبخت کردم و فکر میکنه تو گذشته خطایی با من مرتکب شده

  • زهرا 5 شهریور 1399

    سلام من ۳۴سالمه و مجرد هستم چند وقت پیش یک کتاب در مورد کسایی که ایست قلبی میکنو و بعد به زندگی برمیگردن خوندم و روم تاثیر بد گذاشت و فشار خونم بالارفت و دچار اضطراب شدم از خوندن کتاب تا به حالا حدود ۶ماه میگذره و همیشه تو یکسری موقعیت ها مخصوصا وقتی تنهام توجهم میره سمت قلبم و استرس این رو دارم که نکنه الان قلبم وایسه و این فکر اکثر اوقات با منه و تمرکزمو تو کارای روزمره از دست دادم و پیش هر دکتری که رفتم گفتند شما هیچ مشکلی نداری فقط استرس داری لطفا راهنمایی بفرمایید.

    • دکتر بهشتیان 12 شهریور 1399

      درود بر شما زهرای عزیز
      قبل از مطالعه این کتاب مشکل دیگه ای نداشتید؟ قبل از این ماجراها شدت اضطراب تون چقدر بود؟

  • حامد 5 شهریور 1399

    سلام آقای دکتر بهشتیان
    من 45 ساله هستم و 30 ساله که گرفتار انواع مختلف وسواس هستم یعنی از 50 مورد انواع وسواس فکری و عملی که در سایت آوردید من بدون اغراق عرض می کنم 45 مورد رو در دوره های مختلف باشدت و ضعف متفاوت، از یه آبکشی یا شمارش ساده تا از شدت فشار افکار ، دیوانگی و سربه بیابان گذاشتن، ترس از صدمه به خود یا دیگران، وسواس های جنسی و تلقین های آزارنده مذهبی و … را تجربه کردم. مادربزرگ مادری من هم وسواس بودن.
    خیلی هم دنبال درمان بودم حتی خدمت شما هم در مرکز مشاوره بیدار چند جلسه رسیدم اما با یک شیب صعودی دائم حالم بدتر و وسواسم عمیقتر و ریشه دارتر می شد تا این که متوجه شدم که من باید ریشه یا علت این بیماری رو پیدا کنم و با مشاوره و دارو درمانی به جایی نمی رسم به مرور زمان متوجه شدم زمان هایی که توی کارم موفقم حالم بهتره از اونجایی که متاسفانه من آدم بسیار بسیار بسیار بی انگیره ای هستم و از 90 درصد کارهام اخراج شدم و این قدر بی انگیزه و بی حال بودم که حاضر بودم هر بلایی سرم بیاد ایمان و شرافتم زیر سوال بره اما تن به کار ندم پس حاضر به قبول این نشدم که کار کنم و به مرور از همون جا وسواسم تصاعدی بدتر شد تا جایی که از شدت افکار آزارنده فیزیولوژی بدنم به هم ریخته بود و هر آن از شدت فشار احساس سکته مغزی یا قلبی می کردم خدا رو شکر البته الان 5 ماهه که مقاومت رو کنار گذاشتم و شروع به کار کردم و به مراتب حالم خیلی بهتره و خیلی با انگیزه تر از 5 ماه قبلم اما تا درمان کامل و حذف افکار آزارنده خیلی راه دارم
    حالا تصمیم اکید گرفتم که این بیماری رو ریشه کن کنم خواستم بدونم من با چه روشی درمان رو شروع کنم بهتره (البته درمان قطعیه من اینه که آدم به شدت با انگیزه ای بشم و نذارم به هیچ قیمتی بی کار بمونم که انگیزه هم خود به خود تولید نمیشه) و هدفم از مراجعه اینه که با کمک گرفتن از شما طول درمان رو کوتاه تر کنم
    آیا تشخیصم درسته که اگر در کارم موفق یشم وسواسم درمان میشه
    درمان حضوری بهتر و موثر تره یا با درمان های غیر حضوری هم ممکنه درمانم تسریع شه؟
    آیا شما درمان به روش روان پویشی انجام میدید؟ اگر نه جایی رو سراغ دارید که معرفی کنید
    مشکلی که الان باهاش درگیرم اینه که از وقتی که فهمیدم مشکلم رو کار کردن حل میکنه و من مقاومت می کردم افکار آزارندم عود کرد و به این سمت رفتن که تو باید کار کنی اگه کار نکنی مثل این می مونه که باید آلت جنسی فلان شخص مقدس رو بخوری باید با فلان شخس مقدس تو ذهنت رابطه جنسی برقرار کنی(تصویر سازی ذهنی) و این یه حرف خالی نبود و از من تایید تصدیق قلبی و رضایت به اون کار رو می خواد به مرور که من از طرفی در برابر افکار آزارنده مقاومت می کردم و ازطرفی حاضر به کارکردن هم نبودم وضعیت بدتر شد و افکار به این سمت هدایت شد که اگه حاضر نیستی کار کنی نباید فلان چیز رو که دوست داری بخوری یا فلان چیز رو که دوست داری بخری و وقتی گوش نمی دادم و آنچه را که منع می کرد انجام میدادم توهین به مقدسات به شرح بالا شروع می شد و بعلاوه چنان فشاری به من می آورد که دچار دل درد شدید تپش قلب شدید و سردرد شدیدی می شدم که احساس خطر مرگ می کردم و انجام اون کار رو ترک می کردم تا درد هام آروم شه
    الان که کار می کنم حالم بهتره بعضی از اون ممنوعیت های غذایی حذف شده اما همچنان بسیاری ممنوعیت های دیگه باقی هست
    مطلب دیگه این که به نظرم اگه به جای کلمه ” کمال گرایی” که یه صفت مثبت هست از کلمه “کامل گرایی” یا “کامل طلبی” استفاده بشه درست تر هست چون فرد وسواس دنیا رو سیاه و سفید میبینه و به نوعی جزم گراست و برای کاهش اضطراب درونیش همه یک چیز رو می خواد
    ممنون می شوم همه سوال هام رو پاسخ بدید
    با سپاس فراوان

    • دکتر بهشتیان 6 شهریور 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      در یک فایل صوتی که که تا سه روز دیگه در سایت در بخش دوره درمان وسواس (قسمت معرفی دوره) بارگذاری میشه توضیحات مفصلی درباره اینکه در طول دوره چه اقداماتی انجام میشه و مقایسه ای بین دوره حضوری و غیرحضوری داده شده.
      در مجموع تشخیص شما درسته و تا زمانی که ریشه وسواس شما شناسایی و حل نشه با این مشکل دست به یقه خواهید بود.

  • بیتا 10 شهریور 1399

    سلام دکتر
    من دختر ۳۰ساله هستم که وقتی به دستشویی میرم همش فکر میکنم ادرار به کف توالت میخوره و به ب ا س ن من ترشح میشه قطراتی…بعد میام اینا را بشورم دیگه خیلی زمان بر و طاقت فرسا میشه دستشویی رفتنم…باید چیکار کنم مشکلم حل بشه؟
    حتی گاهی میگم این فقط یک فکر هست واقعیت نداره ولی باز هم بعد چن روز میگم نه حتما ادرار بهم پاشیده و من نجس بودم و همه جا را نجس کردم!!!

    • دکتر بهشتیان 11 شهریور 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      تا حالا چه اقداماتی درمانی برای حل مشکل تون انجام دادید؟

  • Ayda 11 شهریور 1399

    سلام آقای دکتر من هروقت یه فیلم یا یه چیز دلخراشی نگاه میکنم بعدش باخودم فکرمیکنم اگه دوباره نگاه نکنم به عزیزام یع اتفاقی میافته و خدای نکرده نمیبینمشون منظورم خانوادم هستش.براهمین منم واسه آسودگی خاطر میرم همون فیلم یا همون مطلب رو دوباره میبینم.چیکارکنم آخه واقعا خسته شدم.یه چیزی بهم بگین شایدترک کردم.

    • دکتر بهشتیان 11 شهریور 1399

      درود بر شما آیدای عزیز
      مشکل شما علامت وسواس فکری هست. تا حالا چه اقداماتی برای درمان مشکل تون انجام دادید

  • Ayda 12 شهریور 1399

    هیچ اقدامی نکردم .تازه اینطوری شدم .مشکل اینجاست که هنگام نمازهم این مشکل رو دارم.

    • دکتر بهشتیان 12 شهریور 1399

      دوره درمان وسواس فکری در بخش دوره های سایت می تونه بهتون کمک کنه مشکل تون را حل کنید.

  • الهام 13 شهریور 1399

    سلام آقای دکتر من ۲۶سالمه و واسه کنکور ارشدروانشناسی میخوندم وانقدرباانگیزه بودم که احساس میکردم واقعا یه رتبه خوب میارم تااینکه یه شب یه فیلم دیدم که به صحنه وحشتناک توش داشت وپن ازاونجامدام فکرمیکردم نکنه منم اونکاروانجام بدم راستش توی اون فیلم باچاقوزد توی سر به نفرمنم همش نگران بودم نکنه اونکاروبکنم من یه دختر۳ساله هم دارم همش میترسم نکنه به خانوادم صدمه بزنم وخلاصه هی داره بدترمیشه میگم نکنه من دیوونه بشم وعقلموازدست بدم و… حدود۶ماهه اینطوری شدم پیش یه مشاورم رفتم فقط بهم یه سی دی ریلکسیشن دادن اما بهتر نشدم ودیگه درس نخوندم وکنکورم روخیلی بد دادم ونمیدونم چکارکنم توی خانواده هم هیچکس مشکل منو نداره وهمه بهم میگن بهش فکرنکن امانمیتونم من بایدچکارکنم؟ ممنونم

    • دکتر بهشتیان 18 شهریور 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      شما مشکل وسواس فکری دارید که با ریلکسیشن به تنهایی قابل درمان نیست. دوره درمان وسواس در سایت می تون بهتون کمک کنه مشکل تون را درمان کنید.

  • Shr 14 شهریور 1399

    با عرض سلام خدمت اقای دکتر.من یه دختر پنج ساله دارم.بتازگی مادرمو از دست دادم بخاطر بیماری سرطان،روزای بدی رو گذروندیم و بتازگی متوجه رفتار وسواسی دخترم شدم،مدام حرفای بپی رو میاد راجب دیگران من یا حتی خودش در گوشم میگه.و خودشم کاملا ناراحته و خودشو سرزنش هم میکنه بابت این حرف چون سریعا بعدش عذر خواهی میکنه و میگه ی صدایی توی سرم این حرفها رو میزنه و منم باید بگم بهت اشکالی نداره این حرفها رو بزنم؟…اینو هم بگم ک بخاطر مهد رفتن و شرایط فعلی کرونا یمقدار وسواس تمیزی داشت ولی احساس میکنم برای ضربه ای ک بخاطر مرگ مادربزرگش خورده این وسواس شدیدتر شده، لطفا راهنماییم کنید چطوری باهاش رفتار کنم و کمکش کنم وسواسش از بین بره ممنون میشم…

    • دکتر بهشتیان 15 شهریور 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      مطالعه کتاب چیرگی بر وسواس داون هیوبنر انتشارات ارجمند ویژه وسواس کودکان هست که مطالعه اون برای دخترتون می تونه بهش کمک کنه.
      پس از مطالعه کتاب اگه مشکلش حل نشد بفرمایید تا اقدام بعدی را خدمت تون بگم

  • نیما 16 شهریور 1399

    سلام وقت بخیر
    من مشکل استرس شدید سرویس بهداشتی دارم یعنی جایی که سرویس نباشه یا مسافرت توی راه یا هر. حایی که اخساس کنم الان اگه دستشویی نباشه من نمیتونم خودمو. کنترل کنم استرس و اضطراب شدید میگیرم و با این اضطراب واقعا به دستشویی هم نیاز دارم مگه اینکه همون موقع از اون مکان فرار کنم و تنها باشم کلا همه چی درست میشه نمیدونم باید چیکار کنم الان ۱۰ساله این مشکل رو دارم ولی هی شدیدتر میشه

  • امیر 17 شهریور 1399

    سلام خسته نباشید من 10 سالی است که درگیر وسواس فکری هستم وسواس هایی مثل شستشو، شمارش کارها، انجام کارهای خاص ،موقعی که یک متنی رو میخونم به اسم خدا که میرسم میترسم بی احترامی کرده باشم چندین بار معذرت خواهی میکنم،موقعی که یک کاری انجام میدم مدام به ذهنم میاد که با فلان کارم به خدا بی احترامی کردم مجبور میشم معذرت خواهی کنم اگه نکنم تمام ذهنم درگیر میکنه طوری که دیگه نمیتونم رو کارم تمرکز کنم ،مثلا به فکرم میاد که خانوادم دچار مشکلی شدن اگه یه کار خاصی رو انجام ندم احساس میکنم اتفاق بدی میفته.
    در زمینه مقابله هم کارهایی کردم توی یک سری هاشونم موفق شدم جلوشونو بگیرم مثلا در مورد وسواس شستشو تعداد دفعات و مقدارش به 2 دفعه رسوندم ولی در مورد این آخریه که گفتم موقع کار افکار مزاحم میاد به ذهنم و ازم میخواد کارهای خاصی رو انجام بدم موفق نبودم میشه راهنمایی کنید؟ممنون

    • دکتر بهشتیان 18 شهریور 1399

      درود بر شما امیر عزیز
      همینکه به تنهایی تونستید تا حدی به وسواس خودتون غلبه کنید نشونه خوبیه و می تونید با دوره درمان غیرحضوری وسواس مشکل تون را در عرض چند هفته درمان کنید

      • امیر 19 شهریور 1399

        سلام ممنون میشه واسه بقیه مشکلام راهکار بدین چیکار کنم؟

  • erfUn 18 شهریور 1399

    دوست دارم مغز مو خاموش کنم خسته شدم

  • امیر 18 شهریور 1399

    سلام دکتر ممنون من الان تو این مرحله با توجه به مطالبی که تو کامنت قبلی گفتم چه کاری باید انجام بدم میشه راهنمایی کنید؟من یه مشکلی که دارم یک سری کارها رو باید به یه تعداد دفعه انجام بدم و وقتی که انجام بدم این کار به کارهای دیگه هم سرایت میکنه یه دفعه میبینم که هر کاری که میکنم و دارم میشمرم اگه هم انجام ندم میره تو ذهنم توان فکر کردن به کار دیگه رو ازم میگیره به خاطر همین مجبور میشم انجام بدم تا خلاص شم لطفا کمکم کنید

  • Farahnaz 19 شهریور 1399

    سلام وقت بخیر آقای دکتر
    آقای دکتر 10 سال وسواس فکری و عملی و وسواس جنسی داشتم البته وسواس تمیزی و از بچگی داشتم 2 سال قرص خوردم طبق نظر روانپزشکم بعد دو سال قطعش کردم ولی الان 1 سال دوباره شروع شده یه فکری میاد تو ذهنم باعث میشه دستامو بشورم موقع لباس پوشیدن میاد تو ذهنم لباسمو عوض میکنم تایپ کردن حموم کردن.. تو همه چی تأثیر میذاره واقعا دیگه نمیدونم از قرصم می ترسم خیلی چاقم میکنه ممنون میشم راهنماییم کنید

    • دکتر بهشتیان 3 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز اینکه داروها روی وسواس شما اثر مثبت داشته نشونه خوبیه
      در بخش نظرات دوره درمان وسواس زمان شروع و علت ایجاد مشکل تون را بفرمایید تا خدمت شما بگم آیا دوره درمان وسواس می تونه برای تون مفید باشه یا اینکه باید از روش دیگه ای برای درمان مشکل تون استفاده کنید.

  • Farahnaz 20 شهریور 1399

    سلام وقت بخیر
    آقای دکتر 10 سال هست که وسواس فکری و عملی دارم البته وسواس عملی و از بچگی داشتم 2 سال قرص خوردم طبق نظر روانپزشکم قطع کردم قرصو، ولی الان 1 ساله که دوباره وقتی لباس میپوشم فکره میاد تو ذهنم لباسمو عوض می کنم عوض نکنم اذیت میشم توی کارهای دیگمم اختلال ایجاد کرده از خوردن دوباره قرص هم میترسم به شدت چاقم میکنه. ممنون میشم راهنماییم کنید

    • دکتر بهشتیان 23 شهریور 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      دارو درمانی همانطور که در مقاله هم گفتم میتونه نشانه ها را کاهش بده اما باعث درمان نمی شه روان درمانی یا دوره درمان وسواس در سایت می تونه به شما کمک کنه مشکل تون را حل کنید

  • pari19 20 شهریور 1399

    سلام وقت به خیر پیشاپیش به خاطر طولانی بودن متن عذر خواهی میکنم
    نوزده سالم هست یک سالی ميشه که فکر نفرین به عزيزانم به سراغم مياد مثلا بدون دلیل یا با کوچک ترین رنجش از کسی توی ذهنم ميگم سرطان بگیری یا بمیری و بعد همش میترسم که
    این اتفاق واقعا بیوفته و ضربان قلبم به شدت تند میزنه و هر روز سر درد تحمل میکنم و بعد همش دعا میکنم که برای اون فرد اتفاقی نیوفته
    و یکی هم اگه تو فامیل برای کسی اتفاقی بیوفته یا فوت بشه من خودمو مقصر ميدونم که به خاطر فکر من همچين اتفاقی افتاده
    امسال پشت کنکور بودم ولی به خاطر این فکرا اصلا نميتونم درس بخونم
    آیا این وسواس فکری هست؟
    میشه لطفا کمکم کنید

    • دکتر بهشتیان 3 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      بله مشکل شما وسواس هست
      و با روان درمانی قابل حله
      دوره درمان وسواس می تونه بهتون کمک کنه

  • محمد 20 شهریور 1399

    سلام
    من 19 سالمه و دقیقا یک ساله که مبتلا به وسواس فکریم😔دقیقا از وقتی که کنکور رو شروع کرده بودم بخونم و استرس و اظطراب داشتم این بیماری تو وجودم ریشه انداخت،قبل از کنکور من رفتار های وسواسی مثل شستن زیاد دست و مرتب کردن زیاد مو و ابرو و لباس و … رو داشتم ولی این رفتار ها فقط عملی بودن و فکرم رو مشغول نمیکردن،من دقیقا یادمه که این بیماری از چه زمانی و به خاطر چه اتفاقی به وجود اومد ولی هنوزم که هنوز دلیل این همه فکر غیر منطقی رو درک نکردم،آقای دکتر من بعد از کنکور و کلی اصرار و التماس به خانواده رفتم پیش روان پزشک و از اونجایی که تو منطقه محروم زندگی میکنم فقط یه روان پزشک تو بیمارستانمون بود و ایشون قرص سرترالین و ریسپیدون رو بهم تجویز کردن که پس از پنج ماه فکر کردم که حالم خوب شده و با هم فکری با دکتر دارو رو قطع کردم و رفتم دانشگاه که اون موقع هم درگیر این بودم که خوب شدم یا نه😔،تو دانشگاه هم چند باری بیماری به خاطر عواملی شدت گرفت ولی نسبتا حالم در مقایسه با دوران کنکور خوب بود، حدودا ۵ ماهه که بیماریم باز شدت گرفته ،یعنی از دوران قرنطینه ک برگشتم به خونه و …
    آقای دکتر منطقه ما اصلا دکتر نداره (نه روان شناس و نه روان پزشک) دکتر قبلیم هم گذاشته رفته و بخدا دستم به جایی بند نیست بجز اراده خودم واسه جنگ با این بیماری
    کسی نیست که درکم کنه بخدا دیگه کلافه شدم و همش راه آزادی خودکشی به سرم میزنه و بس ولی با این همه هنوز دارم جنگ میکنم،کمکم کنین دکتر
    یه سوال هم اینکه آیا میتونم قرص های ریسپیدون و سرترالین که دکتر بهم تجویز کرده بود رو برم از داروخانه تهیه کنم و طبق قبل مصرف کنم تا وقتی که دانشگاه ها باز بشه و برم او شهر پیش دکتر.
    ممنون میشم اگه وقت بزارین بخونین🙏🌹

    • دکتر بهشتیان 3 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس می تونه به شما کمک کنه مشکل تون را حل کنید.

  • شادلین 22 شهریور 1399

    سلام اقای دکتر من ۱۷ سالمه من هیچ موقع هیچ کار بدی نکردم و درسم هم خوبه اما وقتی یکی میاد تو ذهنم بیرون نمیره مثلا یه پسره اومد تو ذهنم که یه نسبت با معلمم داره و جزو خانوادش هست همش فکر میکنم از این خوشم میاد بعد یک ثانیه میگم بدم میاد و از کتابی که او درس میده بدم نمیاد ولی چون اون معلمشه استرس دارم قبل ها کسان دیگر بودن ایا این وسواسه؟

    • دکتر بهشتیان 3 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      بله نوعی وسواس فکری هست البته شدتش زیاد نیست

  • نیما 22 شهریور 1399

    دکتر جواب منو ندادید. بالا مشکل من چیه؟

  • امیر محمد 1 مهر 1399

    سلام دکتر
    من از وقتی کرونا اومده به دلایل مختلف بینی خودمو کف می زنم و شورمدچون دانشمندا میگن تو بینی سریع تر رشد می کنه و من واقعا از مرگ بر اثر کرونا و عواقب اون می ترسم. چند روزه بیش از ۴ بار در روز بینی خودمو می شورم و این اعصاب خودم و اطرافیانمو خرد می کنه و غز طرفی هم به خعطر کرونا امکان رفت و آمد به بیرون ندارم. زندگی برام مثل جهنم شده و مدام در طول روز اضطراب دارم. تو رو خدا بهم کمک کنین خیلی احساس عجز می کنم. من فقط ۱۸ سالمه.

    • دکتر بهشتیان 2 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      شما مبتلا به وسواس هستید دوره درمان وسواس می تونه بهتون کمک کنه بر مشکل تون غلبه کنید.

  • زهرا 5 مهر 1399

    سلام خسته نباشید
    من خیلی روی عزیزانم حساسم این حساسیت ب قدری زیاد است ک آرامش شبانه روزی منو گرفته و مدام نفس کشیدن عزیزانم رو چک میکنم و مدام برای آنها نذر های مذهبی میکنم و فکر میکنم اگر این دعاها را کامل و خوب انجام ندهم خدا بلایی بد به سرم میاره این قضیه ب حدی برای من جدیه ک حتی یک سر درد ساده یا سرما خوردگیه ساده عزیزانم در من استرس و اضطراب و ترس عجیبی ایجاد میکنه و همیشه استرس دارم و وابستگی شدیدی بهشون دارم بطوری ک نمیتونم حتی یه روز ازشون جدا بشم و این قضیه خیلی منو اذیت میکنه

  • امیرحسین 5 مهر 1399

    سلام
    درود بر شما
    بیشتر کتابهایی که درباره وسواس نوشته شده برای مبتلایان و متخصصین هست. آیا کتابی برای اطرافیان فرد مبتلا وجود داره؟ مثلا من که پدر یک فرد وسواسی هستم باید چیکار کنم؟ خصوصا زمانی که فرزندم حاضر به مراجعه به مشاور نمیشه، چجوری میتونم کمکش کنم؟
    با تشکر

    • دکتر بهشتیان 6 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      معمولا در اکثر کتاب های خودیاری وسواس یک فصل هم درباره راهنمای والدین داره. فرزند شما چند سالشونه؟

  • آرمان 9 مهر 1399

    سلام و خسته نباشید خدمت آقای دکتر
    من 3 سال هست که ازدواج کردم و مشکل من این هست که با همسرم بارها سکس دهانی داشتم (البته تصور میکنم که بین زوجین این نوع رابطه معمول هست) اما خیلی خودم رو سرزنش میکنم که چرا این کار رو کردم و شخصیتم رو پایین اوردم و یک مرد نباید این کار رو بکنه و حالا احساس حقیر و پوچ بودن میکنم و این احساس خیلی منو اذیت میکنه. فکر میکنم افکارم اشتباه هست اما نمیتونم جلوی احساس بدمو بگیرم با این که مدتی میشه که دیگه این نوع رابطه رو ندارم. رابطمم هم خیلی معمولی بوده ، نه بازور بوده و نه با آزار و نه … ، کاملا داوطلبانه بوده.

    • دکتر بهشتیان 9 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      ممکنه این افکار به خاطر وسواس فکری در شما باشه که اگه فقط همین مورد فکر وسواسی را دارید به سادگی با دوره درمانی وسواس مشکل تون حل میشه

  • آرمان 9 مهر 1399

    سلام و خسته نباشید خدمت آقای دکتر بهشتیان
    مشکلی که من دارم این هست که در حمام بارها و بارها دستم رو می شویم(هر چند دقیقه یکبار) و روی شستن داخل گوش خیلی حساس هستم ، بارها و بارها این کار رو می کنم تا خیالم راحت بشه که تمییز هست ، یا اندام جنسی رو بارها می شورم . ولی بعد از حمام این مشکل برطرف میشه. یک مشکل دیگه هم با همسرم بارها سکس دهانی داشتم و الان همش این فکر میاد سراغ من که کار اشتباهی بوده و این که یک مرد نباید این کار رو می کرده و احساس پوچی میکنم. با اینکه دیگه این کار روانجام نمی دم اما اندوه گذشته من رو رها نمی کنه گرچه فکر میکنم که کار بدی نکردم و این رابطه بین زوجین معمول هست. چرا به این رابطه انقدر حساسیت دارم؟ مشکل من دقیقا چه هست؟ آیا وسواس فکری دارم؟ با تشکر

    • دکتر بهشتیان 9 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز شما وسواس فکری عملی دارید و دوره درمان وسواس در سایت می تونه به حل مشکل تون کمک کنه

  • فرشته 9 مهر 1399

    سلام آقای دکتر،من تقریبا ۶ ساله مبتلا به وسواس فکری از نوع ترس از اتفاق یه چیزی دارم،تا پارسال فلوکستین بیست روزی دوتا خوب شدم،بعد با نظر دکترم قط کردم چون کاملا خوب شده بودم،اما بعد از سه ماه دوباره شروع شد همراه با پانیک شبانه، دوباره شروع به مصرف فلوکستین با نظر دکترم کردم اما خوب نشدم بعد بهم سرترالین داد الان روزی ۱۵۰ میخورم و شب موقع خواب کلومی پرامین ۲۵ ولی کاملا خوب نشدم

    • دکتر بهشتیان 10 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      وسواس معمولا با دارو درمانی بازگشت پذیره باید دلیل وسواس تون را به کمک روان درمانگر شناسایی و درمان کنید تا مشکل تون حل بشه
      دوره درمان وسواس یا مراجعه به روان درمانگر متحبر می تونه بهتون در این زمینه کمک کنه

  • رامین 10 مهر 1399

    سلام و وقت‌بخیر
    ۱۶ سال هست دچار وسواس عملی در شست و شو هستم البته گاهی وسواس فکری سراغم میاد، علی‌الخصوص در تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب خیلی وسواس دارم. ۸ سال پیش مدت به مدت ۱ ماه بیوواکسامین یا همون فلوکسامین مصرف کردم که تاثیری ندیدم و رهاش کردم. کلا هر سال بدتر شدم و مثلا تایم حمام و دسشویی‌ام بیشتر طول کشید. وسواس در ارثمون هست بطوری که هم در عمه‌ها و هم خاله‌ها حداقل یک نفر بصورت جدی درگیر این موضوع هستن اما گاهی وسواس شست و شو و تمیزی در خانم‌ها امری طبیعی و غیراذیت کننده به شمار میاد اما در آقایون اعمال وسواسی شست‌و‌شو جز تمسخر و تحقیر اطرافیان چیزی رو در پی نداره و هیچ‌کس درک نمی‌کنه که خود فرد وسواسی از همه بیشتر در رنج و عذابه که یک دسشویی رفتن ساده ۲۰ دقیقه از عمری که میتونه خیلی مفید باشه رو هدر میده!
    تو رو خدا راهنمایی کنید که آیا درمان قطعی براش وجود داره یا خیر من اینقدر از این اوضاع و تحقیر دیگران خسته هستم که حتی حاضر به عمل جراحی مغز یا شوک الکتریکی به مغز هم برای درمان هستم پارسال به گفته دوستی که پزشک هست نه روانپزشک چند روزی قرص جدید ازیپم رو مصرف کردم اما در همون دو روز دوبار دچار حمله عجیب وحشت و اضطراب شدم به نوعی که در پانیک‌های که تجربه کرده بودم هم نداشتم حالا هگ از عوارض قرص‌ها علی‌الخصوص همین حمله‌هاب عصبی و تقویت افکار خودکشی خیلی میترسم. با سطح تحصیلات بالا الان چند سالی هست که میخوام ازدواج کنم اما بخاطر این مشکل دست نگه داشتم. فقط میخوامبدونم درمان قطعی برای من وجود داره و با توجه به شدت این درمان چقدر طول خواهد کشید.
    ممنون از شما

    • دکتر بهشتیان 20 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      باید بررسی دقیق تری روی مشکل شما انجام بشه تا بشه دقیق تر گفت مدت زمان درمان شما چقدر خواهد بود و اینکه آیا مشکل شما قطعا درمان میشه یا نه

  • سهیلا 10 مهر 1399

    سلام آقای دکتر من ۲۹سالمه قبلا نسبتاوسواس عملی کمی داشتم وسایل محل کارم رو چندین بارچک میکردم فکرمیکردم وظیفست اماالان که متاهلم و یه بچه ۲ماه دارم توزندگیم وسواسم خیلی زیادشده و روز به روز بیشترمیشه همش میخوام خونه مرتب ومنظم باشه همش میرم وسایل خونه روچک میکنم مثل ظرفا داخل آشپزخونه وسایل یخچال لباسا خودم و بچه که هستن و مرتب باشن مدارکام باشن چندین بار در روز میرم چک میکنم اینکارخیلی داره عذابم میده علاوه براینکه نظافت شخصی هم مخصوصاازروزی کرونااومده شدیدشده همش میخوام توخونه باشم جایی نرم دستام خیلی میشورم به طوری که زخم شده لباسا خودم و بچه رو همش عوض میکنم که مبادا کثیف باشن …بیشترین چیزی عذابم میده چک کردن وسایل خونه و مرتب بودنشونه ….خواهش میکنم کمکم کنید اینکارا باعث عذاب خودم و همسرم شده که خیلی کارام رو تحمل میکنه لطفا راهنمایی ام کنید

    • دکتر بهشتیان 20 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس می تونه بهتون کمک کنه مشکل وسواس تون را درمان کنید.

  • هلن 10 مهر 1399

    سلام اقای دکتر من به شدت راجب ظاهرم وسواس فکری دارم و باید دائم توسط دیگران تایید بشم تا حالم خوب شه یا به طرز فجیعی به فضای مجازی مثل اینستاگرام اعتیاد دارم چون حس میکنم میتونم اونجا با عکس و… خودم رو برتر نشون بدم و تایید شم، مدام هم خودمو با دیگران مقایسه میکنم به نظرتون چیکار کنم؟

    • دکتر بهشتیان 10 مهر 1399

      درود بر شما مشکل تون می تونه دلایل مختلفی داشته باشه ، شاید وسواس باشه شاید تله تایید طلبی باشه و شاید هم دلایل دیگه
      باید علایم تون بیشتر بررسی بشه تا بتونم خدمت تون بگم مشکل تون چی هست و چه روشی برای حل اون مناسب تر هست

  • ... 10 مهر 1399

    سلام اقای دکتر من 17سالم هست و توی درس خوندنم واقعا به مشکل خوردم به طوری که کافیه مثلا یه جلسرو غایب باشم یا جزوم کامل نباشه کلا نمیتونم بخونمش و امسال کنکور دارم و انقد که وسواس به خرج دادم اون در اون رشته ای که علاقمه مشغول به تحصیل نیستم از یه طرف تو روابطم انقد حرفی که میخوام بزنم رو بالا پایین میکنم که واقعا خسته میشم و ترجیح میدم کلا صحبت نکنم یا مثلا توی چرخه مخرب هر روز برای خودم میگم امروز بهترین خودم میشم و با کوچکترین چیز غیر قابل پیش بینی یا… جا میزنم و دوباره میگم از فردا کلا از بچگی خیلی شلخته بودم و باید میدونستم دقیقا چه چیزیو کجا بزارم مثلا وگرنه مرنتب نمیکردم اتاقمو درمورد چیزهایی که تو مطلبتون ذکر کردین مثل دین و شست و شو اینها وسواس ندارم گاهی فقط چک کردن که اونقدر نیست که بشه وسواس گفت فقط شاید گاهی عواقب همه چیو برای خودم پیش بینی میکنم در مورد مواردی که اول گفتم بنظرتون میتونه وسواس باشه یا کمال طلبی بیش از حده؟ به هر حال زندگیمو مختل کرده و تتاگرا حد زیادی ام نشحوخوار دارم اگر با دارودرمانی یا مشاور میشه بهم کمک کرد لطفا راهنماییم کنید

    • ... 11 مهر 1399

      لطفا جواب من رو هم بدین

    • محمد 25 آبان 1399

      باسلام آقای دکتر بنده دوران کودکی ذومیانسالی رو اینقد به خودم سخت گرفتم و بعضی عواملم خیلی تشدیدش کرد الانم کنکوریم و اصلا روی موضوعات کتاب تمرکز ندارم و کیفیت خیلی پایینه .
      پارسال افسردگی خفیف و متوسط داشتم که خدا رو شکر درمان شد اما فی الحال ،کارهایی اومده سراغم که کلافه ام کرده،مثل فکر کردن در مورد چیزهای کوچک،ریز بین شدن و علاوه بر افکار بر عملم هم تاثیر گذاشته بطوری که یک چیزو هزاران مرتبه چک میکنم.
      بگذریم از این حرفا من میتونم برای سال کنکور دارو مصرف کنم وبعدار کنکور برم سراغ درمان ..وچه دارویی پیشنهاد میکنید؟

      • دکتر بهشتیان 26 آبان 1399

        درود بر شما دوست عزیز
        بله دارو درمانی می تونه کمک کنه اما نوع دارو را باید روانپزشک تجویزه کنه

  • سهيلا 11 مهر 1399

    سلام آقای دکتر من۲۹سالمه بچه دوماه دارم خیلی وسواس عملی وفکری دارم مخصوصا عملی قبلا وسایل محل کارم رو مرتب چک میکردم فکرمیکردم وظیفست حالا که توخونه خودم هستم هم داره وسواسم شدیدترمیشه همش میرم وسایل خونه رو چک میکنم مثلا ظرفای داخل آشپزخونه یامدارکام یا لباسای خودم و لباسای پسرم میخوام همه چی سرجای خودش ومرتب باشه وخیلی هم وسواس تمیزکردن وشستشودارم به طوری که دستام زخم شدن اصلاجایی نمیرم بخاطرکرونا مدام لباساخودم وپسرم عوض میکنم همش درحال اینکارام…خواهش میکنم کمکم کنسدممکنه به زندگیم آسیب برسه

    • دکتر بهشتیان 11 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس فکری عملی می تونه بهتون کمک کنه مشکل تون را حل کنید.

  • sara 11 مهر 1399

    سلام من هم اعتماد بنفس کمی دارم هم اضطراب گسترده هم وسواس فکری دارم
    من از رانندگی میترسم مشکل تمرکز دارم و ترس از اینکه تصادف کنم
    چک کردن بستن گاز گم کردن وسیله
    بابت شغل مشکل دارم کارهام بنظرم بی ارزش هستن از سوال پرسیدن میترسم از اینکه اشتباه انجام بدم و یا دیر برسونم کارم رو
    افکار وسواسی ممنوعه و ترس از اینکه توی خواب حرف بزنم یا بلند بلند افکارم رو توی روز بگم
    موقع حرف زدنم با دیگران اینکه در موردم چه فکری میکنن فکر وسواسی دارم تعریف ها رو باور نمیکنم سخنرانی توی جمع بخام بکنم اضطراب دارم
    مدتی سرگیجه داشتم الان خوبم و یه مدتی از ارتفاع میترسیدم الان فقط از دره میترسم

    و همه اینها بخاطر تجربه تحقیر سرزنش شدن یارفتار اشتباه دیگران (یکی از اعضای خانوادم هم اختلال روان ایی داره که دقیق نمیدونم) یا تحمیل شدن نظر دیگران بهم هست ( زمینه شغلم رو دوست نداشتم اولویتم یاد گرفتن رانندگی نبود )

    و از بچگی شروع شد. همون هشت سالگیم دوست داشتم با روانشناس حل کنم مشکل رو و سوال بپرسم ازش ( که بابت مشکلات اطرافیانم آسیب نبینم ) اما خانوادم و شرایط اجازه نمیداد و متاسفانه افسردگی و اعتماد بنفس کم و وسواس فکری در من مزمن شد

    بتازگی تونستم مقابل خانوادم مرزبندی درست کنم و خودم سبک زندگیم رو تا حد زیادی انتخاب کنم از شدت مشکلاتم کمتر شده اما باز هم خوب نیست
    شغلم رو عوض کردم و دارم یاد میگرم هنوز
    اما الان هم در طول روز بعضی وقتها گفتگو توی ذهنم زیاد میاد اینکه چی بگم فردا به فلانی یا باید چی میگفتم یا درباره ایده ها و کارهای شغلم انگار که زیادی هیجان زدم و مضطرب که زودتر مستقل مالی شم

    الان بنظرتون اعتماد بنفسم رو درمان کنم یا وسواس یا اضطراب

    • دکتر بهشتیان 20 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      همه مشکلات شما به هم مربوط هستند و در روان درمانی مشکلات شما با هم حل میشن

  • محمدرضا 16 مهر 1399

    سلام آقای دکتر من وسواس دارم وقتی ی حیوان یا مورچه میبینم یا میخام ی جای شلوق برم عادت دارم بطری آب میبرم و هی قطره قطره آب میخورم ک از استرسم کم کنم دست خودمم نیست وقتی آب نمیخورم بالا میارم
    ممنون میشم اگ کمکم کنید
    باتشکر

  • lili 17 مهر 1399

    سلام به شدت احتیاج به کمک دارم و اینجا نمیتونم صحبت کنم لطفا به ایمیل من پیام بدید

  • مهدی 18 مهر 1399

    سلام آقای دکتر من کلا تو همه چی وسواس دارم نه تنها وسواس دارم بلکه استرس و اضطراب خیلی شدیدی میگیرم به طوری که شاید اون کار رو ول کنم مثلاً تصمیم میگیرم آدم خوبی بشم ولی نمیتونم چون آنقدر ذهنم اذیتم میکنه که می‌خوام روانی بشم

    • دکتر بهشتیان 19 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز مشکل وسواس و افسردگی شما با روان درمانی قابل حل هست.

  • مهدی 18 مهر 1399

    یه چیز دیگه هم یادم رفت اونم اینه که من همیشه ی خدا غمگینم ، حرف دیگران برامم خیلی خیلی مهمه و اینکه چون یک آدم مذهبی هم هستم آنقدر کتاب های مذهبی میخونم تا نفسم رو شکست بدم نمیتونم چون ارادمم خیلی خیلی ضعیفه به نظر شما من باید چه کار کنم تازه بعضی مواقع فقط به مرگ فکر میکنم

  • مهدی 18 مهر 1399

    سلام آقای دکتر بنده از زندگیم بدم میاد خیلی غمگینم نامیدم به همه چیز شک دارم و عاشق مرگم من باید چه کار کنم

  • مهدی 18 مهر 1399

    سلام آقای دکتر بنده بسیار آدم غمگینی هستم همیشه و به همه چیز شک دارم

  • fatemeh 18 مهر 1399

    سلام
    من چند سالی میشه که روی بعضی از چیز ها حساسیت نشون میدم
    مثلا صدای تلویزیون رو روی یه عدد خاص میزارم و اگه اون عدد رو تغییر بدم فکر میکنم اتفاق بدی میفته
    یا موقعی که میخوام چیزی رو روی برگه بنویسم دقیقا روی نوشته ها تمرکز میکنم و چند بار روی نوشته ها رو پررنگ میکنم چون اگه این کارو نکنم واقعا اذیت میشم و حس بدی بهم دست میده
    حتی بعضی وقتا دچار یه حساسیت خاصی میشم یا فکر میکنم که ممکنه به اطرافیانم صدمه بزنم واسه همین ازشون دوری میکنم تا حدی که بعضی وقتا از دست این فکرا عصبی میشمو سرمو به دیوار میکوبم یا موهامو میکشم واقعا دیگه نمیدونم باید چیکار کنم که از دست این فکرا راحت بشم
    بعضی وقتا میخوام بهشون توجه نکنم ولی نمیشه حس بدی پیدا میکنم استرس و اضطرابم نمیزاره که بیخیالشون بشم
    الان یعنی من دچار وسواس فکری شدید شدم؟🤔

    • دکتر بهشتیان 20 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      بله شما وسواس فکری دارید

  • مهدی 18 مهر 1399

    آقای دکتر لطفاً جوابمو بدین چون واقعا خیلی گیر کردم نمی‌دونم باید چه کار کنم

  • دختر مضطرب 21 مهر 1399

    سلام آقای دکتر، من حدود ۱ سال میشه که به یک خواب بد فکر میکنم. به این فکر میکنم که تو خواب دندون شکسته یا افتادن دندون ببینم و وحشت من زمانیه که به تعبیرش فکر میکنم😔 یه شب اونقدر فکرر کردم که دقیقا تو خواب دیدمش، بعد از مدتی دو تا از عموهامو از دست دادم. الان از خوابیدن توی شب میترسم. دوست دارم شبا بیدار باشم روزا بخوابم، احساس میکنم امنیت دارم تو خواب روز. البته این افکار منفی رو قبلا هم داشتم و مدام نوع فکر تغییر میکنه، پیش روانپزشکم رفتم و برام دارو تجویز کردن، ی مدت بهتر شدم اما بازم ازش رنج میبرم. بعضی شبا یواشکی گریه میکنم، هر صحنه بدی که تو فیلما میبینم، خودمو و عزیزانمو دور از جونشون تو اون صحنه تصور میکنم.

  • Nawrgesi 21 مهر 1399

    سلام وقتتون بخیر
    این بیماری میتونه یه صورت دوره ای کلا حذف بشه و بعد تحت شرایطی خیلی شدت پیدا کنه؟
    من تقریبا دیگه به نداشتن یک هدف و نظر ثابت عادت کردم
    هم وسواس فکری دارم هم لحظه به لحظه تصمیمات و احساساتم عوض میشه
    این چه مدل اختلالی هست؟؟

  • Hanane 21 مهر 1399

    با عرض سلام و درود برادر من دچار وسواس شده فک کنم وسواس فکری شدید دائم تکرار میکنه فکرش رو و از ما میخواد که بهش اطمینان بدیم که اینکار انجام میشه مثلا قضیه پارکینگ ماشینش یه ماشین میاد جاش پارک میکنه نمیتونه ناشینش رو پارک کنه این براش مسئله شده روزی سی بار زنگ میزنه از محل کارش از خونه که برید دم خونه من پارکینگ رو چک کنید با ریس ساختمان تماس بگیرید هر راهی براش میزنیم لازم نگرتنه و تکرار میکنه فوق العاده بیقرار و بی تاب هست داره خودش نابود میکنه باید چکار کنیم جناب دکتر لطف کنید راهنمایی بفرمابید

  • Hanane 21 مهر 1399

    در ضمن پیش دکتر هم رفته فلوکستین خورده با فلورو پرازین و کلرو دیازپوکساید اولش مقداری خوب شد ولی بعدش به دلیل آزمایشی که داشت دوباره دچار ترس از ببخشید اردار کردن شده و دوباره رفت دکتر بهش یک قرص از خانواده بوپرپیون خوورد اولش هیدرو کراید داشت اسمش دقیق یادم نیست حالش خیلی بد شد بعد از 7 روز قطع کرد و بعد از اونم هر چی فلوکستین خورد جواب نداد بعد دوباره دکتر اسنترا داد با قرص اوراپ بازم خوب نشده و دائم تکرار میکنه افکارش رو یه فکر میاد فکر بعدی

  • Hanane 21 مهر 1399

    با عرض سلام و درود من یک برادر دادم که فکر میکنم دچار وسواس فکری شدید شده زیاد تکرار میکنه یک فکر میاد سراغش هی تکرارش میکنه واز ما می خواد که بهش اطمینان بدیم که مسئله ای که تو ذهنشه حل میشه وایقدر این کار رو تکرار میکنه مثلا پارکینگ خونش یک ماشین دیگه اشعال کرده هی تکرار میکنه بربن پارکینگ رو چک کنین با ریس ساختما تماس بگیرین ده هزار بار تکرار میکنه و بی تاب و بیقراری شدید داره دائم از سر کار یا خونه زنگ میزنه یک مسئله کوچکی براش باعث تکرار میشه و سخته براش

  • Hanane 21 مهر 1399

    لطف بفرمایید جناب دکتر راهنمایی بفرمایید خیلی مسئله سخت و غیر قابل حل شده

    • دکتر بهشتیان 21 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      درمان مشکل برادر شما بیشتر از طریق دارو درمانی هست

      • Hanane 25 مهر 1399

        سلام دکتر ممنون از راهنماییتون دارو باید چه داروهابی رو مصرف کنه لطف میفرمایید راهنمایی بفرمتیید

  • محمد 22 مهر 1399

    سلام آقای دکتر وقتتون بخیر
    آقای دکتر بنده داخل رابطه ای هستم با یک خانومی و کاملا همه چیز خوبه بین ما در زمان حال
    اما من دائما افکارم نسبت به اتفاقات گذشته که حتی بعضی از انها خارج از رابطمون بوده از ایشون سوال میپرسم و بهشون شک میکنم و نمیتونم جلوی خودمو بگیرم گاها تلگرامشونو چک میکنم تا مطمئن شم و مجددا سوالات مختلف برام ایجاد میشه که همه مربوط به گذشته هست
    دوتا سولل داشتم شما این رو وسواس میدونید؟ و اینکه ایا میتونه رابطه ما بعد از درمان وسواس شکل درستی یه خودش بگیرد ؟ و بنده از فکر در مورد گذشته رهایی پیدا میکنم؟

  • ... 22 مهر 1399

    سلام
    من اوایل دچار وسواس عملی بودم ولی بعد از مدتها دچار وسواس فکری هم شدم
    بنظرتون اگه وسواس عملیم درمان بشه تاثیری روی درمان وسواس فکریم هم داره؟

    • دکتر بهشتیان 23 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      نه لزوما درمان وسواس عملی باعث درمان وسواس فکری نمیشه، اما می تونه شدت اون را کاهش بده

  • محمد 22 مهر 1399

    سلام آقای دکتر خسته نباشید
    آقای دکتر بنده در رابطه ای عاطفی هستم و همه چیز به شکل ایده آل هستش در حال حاضر ولی بنده مدام به اتفاقای گذشته شک میکنم و بعضا اتفاقایی که قبل از رابطه افتاده برا شریک عاطفیم و ازش سوال میپرسم طوری که به ایشون حس بی اعتمادی میده و من دائم میخوام جواب سوالات ذهنمو بدم که راجع به این موضوعات هست و این فکر ها تمام ذهنمو موقع انجام دادن کارهام میگیره و حتی یه موقع ها خیلی استرس میگیرم و حالم خراب میشه و فشار میارم روی طرف مقابلم و دلم میخواد تلگرامشو چک کنم که سر از موضوعات در بیارم و جواب سوالامو بدم ولی هر توضیحی ایشونم میدن بنده سوالای جدید برام ایجاد میشه
    میخواستم بپرسم آقای دکتر بنده به وسواس مبتلا هستم یا ممکنه شخصیت پارانوئید باشه؟
    دوم اینکه به نظرتون دوره وسواس اگر تشخیص وسواس دارید میتونه کمکم کنه؟
    و اینکه آینده رابطمون چی میشه؟ به نظرتون اگر وسواس باشه و درمان شه میتونیم کنارهم بمونیم و زندگی خوبی که الان داریمو بدون دغدغه ی بنده از گذشته ادامه دهیم؟
    ممنون از پاسخگوییتون

    • دکتر بهشتیان 23 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      نمیشه با قعطیت گفت شما وسواس دارید یا پارانویید. باید بررسی بیشتری انجام بشه و ریشه های شک های شما بررسی بشه ممکنه مشکل شما به خاطر عزت نفس پایین باشه یا وسواس یا پارانویید
      بعد از تشخیص دقیق تر میشه بهترین فرایند درمان را تعیین کرد.

  • الناز 23 مهر 1399

    ببخشید شما مشاوره انلاین هم در این زمینه دارید

    • دکتر بهشتیان 24 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      بله امکان مشاوره تلفنی و آنلاین هست.

  • نون 24 مهر 1399

    سلام
    من مدتی هست که انواع و اقسام افکار زشت و بی منطق اذیتم میکنه، مثلا یک مدت از نگاه کردن به جنس مخالف اجتناب میکردم که مبادا یک وقت تحریک بشم، یه مدت وقتی به هم جنس خودم نگاه میکردم عذاب وجدان میگرفتم که نکنه یه وقت با دید جنسی بهش نگاه کنم و منجر به هم جنس گرایی بشه، در حالی که من اصلا هیچ تمایلی به هم جنس خودم در طول عمرم نداشتم. یا گاها توهین به مقدسات، و یا هنگام نماز خوندن افکار بد میاد توی ذهنم. احساس میکنم یک نفر داره اذیتم میکنه، یک نفر دائم بهم میگه تو همجنس گرایی، بهش توجه نکنم از یه در دیگه وارد میشه میگه تو کافری، یا مثلا میگه تو زشتی، یا اینکه تو با دیدن هر مردی تحریک میشی. جدیدا هم افکار جنسی خیلی اذیتم میکنه، با اینکه هیچ رغبتی به فکر کردن بهشون ندارم ولی دائم توی ذهنم هستن و باعث اذیتم میشن. گاها باعث میشن در مورد دیگران فکر بد کنم یا ناخواسته قضاوتشون کنم، مثلا اگر یک خانم و آقا تنها با هم جایی باشن دائم با خودم فکر میکنم نکنه با هم کاری کنن، در حالی که خودم میدونم نه اون خانم اهل گناه کردن هست نه اون آقا.

  • سعید 24 مهر 1399

    سلام از پاسخگویی شما خیلی خوشم امد امکان تماس وجود داره ممنون میشم

  • م م 26 مهر 1399

    سلام من رو عدم تقارن گوشام حساس شدم هر چند این عدم تقارن جزئیه ولی خیلی منو آزار میده و باعث ناشکیبایی و کمبود فعالیت من شده تو خانوادمون هم چنین چیزی ندیدم.لطفا بگید که چه روش درمانی مناسبه؟

    • دکتر بهشتیان 26 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      مشکل وسواس فکری تون با روان درمانی قابل حله، دوره درمان وسواس در بخش دوره های درمانی سایت هم می تونه بهتون کمک کنه

  • Hanane 26 مهر 1399

    جناب دکتر عزیز البته میدونم برای تجویز دارو باید پرداخت ویزیت انجام بشه احتمالا 🌹

    • دکتر بهشتیان 26 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      دارو باید توسط روان پزشک تجویز بشه

      • Hanane 27 مهر 1399

        سپاس از شما

  • ماهرخ 26 مهر 1399

    سلام دکتر بهشتیان
    من یک مدت افسردگی داشتم و بعد از آون دچار وسواس فکری شدم، همش فک میکنم مریض شدم آگه سرم درد بگیره همش فک میکنم تومور چیزی دارم آگه معد درد بگیرم میگم حتما سرطان و…. قبلا خیلی شدید بوده ولی الان کمتر شده ولی هنوز این وسواس و ترس به سراغم میاد برای مواجه با این مشکل چیکار کنم؟؟

    • دکتر بهشتیان 26 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس می تون بهتون کمک کنه مشکل تون را حل کنید

  • رویا 26 مهر 1399

    سلام مادر من شدید وسواس فکری داره لطفا کمکش کنید چند سال به روان پزشک مراجعه کرد و دارو میخورد ولی الان دارو نمیخوره و الان داغون و مریضه فک کنم باید با روان درمانی مشکلش حل بشه لطفا بگین چیکار کنم؟ من از تبریزم

    • دکتر بهشتیان 29 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      لطفا با شماره 09109105010 هماهنگ کنید.

  • رویا 26 مهر 1399

    ۱۰ ساله اینطوریه

  • Hanane 28 مهر 1399

    سلام جناب دکتر باز مراحم شدم دکتر رفتیم قرص اس سیتالوپرام (لگزوپرام ) و کلرو دیاسپوکساید و دپاکین و رسپریدون بهش دادن و گفتن نورو تراپی انجام بده نروو تراپی روش خوبی هست یا خیر داروها چی ؟ ممنون میشم دوباره راهنمایی بفرمایید

    • دکتر بهشتیان 29 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      نوروتراپی اثر درمانی نداره و فقط هزینه کردن ی اثر هست اما داروها را مصرف کنید.

  • Hanane 29 مهر 1399

    سپاسگذارم

  • نگین 1 آبان 1399

    سلام آقای دکتر خسته نباشین من وقتی بچه بودم مادرم رو از دست دادم از اون زمان به خاطر نبود مادرم شرایط خونمون اصلا خوب نبود الان که بیستو پنج سالمه خیلی فکرای مزاحم میاد تو سرم ترس از دست دادن عزیزانم .چندبار یه چیزی روچک میکنم .همش استرس دارم تو محل کارم که کارامو خوب انجام دادم .الان حالم خوبه خوشحالم عصر میخابم بیدارکه میشم افسرده ام حالم بده تاچند ساعت میخاستم ببینم خودم میتونم خودم رو درمان کنم باروش هایی که توضیح دادین یانه

    • دکتر بهشتیان 3 آبان 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      ترس از دست دادن در شما تبدیل به وسواس جک کردن شدهف متاسفانه با راهکارهای گفته شده امکان درمان مشکل تون نیست. در این موارد درمان روانپویشی می تونه کمک کننده باشه

  • امین 7 آبان 1399

    سلام اقای دکتر
    من 14سال دارم و شدید وسواس فکری دارم تا دو سال پیش هم عملی هم فکری داشتم الان فقط وسواس فکری دارم در ذهنم هی اشتباهات گذشته مرور میشه و نمیتونم به چیز دیگه ای فکر کنم
    ایا یک درمان قطعی وجود داره؟؟

  • علی 7 آبان 1399

    سلام و خسته نباشید خدمت شما ، من یک مقدار عادت های وسواسی هم فکری و هم فکری عملی ، شامل شستشو دارم و اما موضوع اصلی که من رو آزاد میده این هست که تصور میکنم در کودکی به من تجاوز شده در صورتی که هیچ چیزی در این مورد به خاطر ندارم. در سن 14 سالگی در معرض تجاوز قرار داشتم که خوشبختانه این اتفاق نیفتاد. در مدرسه هم وقتی بچه ها شوخی های جنسی میکردن من خیلی بدم میومد و اگر با من این شوخی انجام میشد بلافاصله تلافی می کردم چون من پسر خوبی بودم و از حرف های رکیک و شوخی های جنسی خیلی بدم میومد ، همیشه استرس داشتم که نکنه کسی به شوخی به پشت من دست بزنه. برای همین معمولا ته کلاس می نشستم که کسی پشت من نباشه. فکری که در حال حاضر خیلی من رو اذیت می کنه این هست که نکنه مثلا در سن 2 یا 3 سالگی که به خاطر اوردن اون برای همه مشکل هست به من تجاوز شده باشه یا من رو بیهوش کرده باشن! هیچ سندی دال بر این افکار ندارم اما به طور مکرر این افکار 20 روز هست که من رو آزار میده. آیا واقعا ممکن هست که به من تجاوز شده باشه؟ مشکل من چه چیزی هست و چطور درمان میشم؟ با تشکر از ما

  • شهره نورایی 8 آبان 1399

    بسیار عالی و مفید. خواهشمندم مشکل مرا که به ایمیل آقای دکتر بهشتیان ارسال کردم مطرح و پاسخ دهید. باتشکرفراوان

  • شهره 8 آبان 1399

    سلام آقای دکتر . زنی 45 ساله هستم و از دوران کودکی دچار وسواس فکری عملی هستم. مادرم شیزوفرنی و خاله ام وسواس و پارانویا ادواری دارد و هرسه دارو مصرف میکنیم. من از 22 سالگی دارو مصرف میکنم اکنون روزی 300 میلی فلووکسامین.. 1میلی یعنی یک چهارم پیموزایدوشبی یک لاموتریژین وصبح یک متیل فنیدات مصرف میکنم. وسواس موکندن هم از17سالگی دارم. بامصرف داروخیلی بهترشدم.اماازبچگی دچاراضطراب اجتماعی بودم.همش فکرمیکنم دیگران درمورد من چه فکرمیکنندوصحبتهای خودم باآنهاراحتی درخانه مرورمیکنم. شوهروبچه های خوب وسالمی دارم.

  • ن 8 آبان 1399

    من ۱ نفر دوهفته پیش دیدم بعد یارو فوت شده عذاب وجدان داره منو میخوره
    تو میدون روستا دیدمش بعد اون خدابیامرز خیلی خوب احوالپرسی میکرد منم البته همینطور ولی چون شلوغ بود من مجبور شدم خودمو بزنم ب اون راه حتی با سرمم سلام ندادم
    اون دوسال پیش پسرشو از داد و قلبش مریض شد کلی بستری شد و با عصا راه میرفت ۱مدت

    بعد اون روز بعد مدتها دیدم ک خودش راه میره و میخندید تو دلم گفتم خداروشکر خوب شده و ب روال برگشته
    حالا فهمیدم فردا پس فردای روزی ک دیدمش رفته بیمارستان و بعد دو هفته فوت شد همش فک میکنم من چشمش زدم

  • من 8 آبان 1399

    من به اندازه‌ی خودم ادم مذهبی ای هستم و تا جایی که ازم بر بیاد سعی میکنم که به احکامی که برام تعریف شده عمل کنم.
    اما گاها یک سری افکار زشت، مثل توهین به مقدسات یا ائمه، یا یک سری گناهان کبیره به ذهنم میرسه که شخصا کوچکترین تمایلی به انجامشون ندارم، اما انگار یک نفر دائما این رو توی ذهنم میخونه، و از هر کدوم هم خلاص میشم اون یکی به سراغم میاد، مثلا یک مدت از نگاه کردن به جنس مخالف خودم پرهیز میکردم چون احساس میکردم حتی با کوچک ترین نگاهی ممکنه مرتکب گناه بشم، کارم به جایی رسیده بود که اگر یک ثانیه به نامحرم نگاه میکردم احساس میکردم گناه کبیره کردم. تا بیام از این موضوع خلاص بشم انگار که یک صدایی توی ذهنم بهم گفت نه تو هم جنس خودت رو دوست داری. بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم که من تا به حال توی عمرم کوچکترین تمایلی به هم جنس خودم نداشتم اومدم از این فکر خلاص بشم که دوباره افکار زشت تر و گناهان وحشتناک تر به ذهنم رسید. من هیچ کدوم این اعمال رو مرتکب نشدم اما دائم احساس گناه میکنم، یا دائم ترس از انجام گناه دارم، مثلا جدیدا حتی از نگاه کردن به مادر خودم و یا حتی نگاه کردن به کودکان هم میترسم، میترسم نکنه افکار شیطانی به ذهنم برسه. یا حتی در مورد اینکه به خدا و قیامت ایمان دارم با خودم بحث و کلنجار دارم، انگار یک نفر میخواد بهم به زور بگه که تو کلا آدم کافر و گناهکاری هستی. از یاد کردن اسم ائمه حتی میترسم که مبادا بهشون توی ذهنم بی احترامی ای بکنم. یا با شنیدن یک کلمه‌ای که معانی مختلفی میتونه داشته باشه، بدترین معنی اون کلمه به ذهنم میاد و باعث میشه چند ساعتی از روز خودم رو شماتت کنم که چرا این معنی به ذهنت رسید. یا مثلا هر صفت زشتی رو که میشنوم، مثل منافق یا قاتل، تو ناخودآگاه خودم به خودم نسبتش میدم و این باعث میشه شخصیتم به شدت تحقیر بشه و از خودم بدم بیاد، در حالی که من هیچ کار نفاق آوری انجام ندادم، یا تا به حال توی زندگیم مرتکب قتل نشدم.
    قبلا هم اصلا اینطور نبودم، چند ماهه که انقدر درگیر این مساله شدم و انگار یک من مثبت وجودم با یک من منفی وجودم دائما توی جنگ هستیم. از اینکه احساس گناه میکنم و از خودم بدم میاد رنج میکشم، در حالی که مرتکب هیچ اشتباهی نشدم.

  • Negar 9 آبان 1399

    سلام من مبتلا به وسواس فکری هستم افکار روزانه تکرار میشه در ذهنم در کنارش قرص فلوکستین.و قرص الپرولازام ۱۰برای خوابم آیا وسواس فکری که من دچارش قابل حل با قرص و اینک باید تو آخر عمرم دارو استفاده کنم

    • دکتر بهشتیان 13 آبان 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      نمی شه با قعطیت گفت تا کی باید دارو مصرف کنید
      باید علایم شما را بررسی بیشتری بکنم تا بر اساس اون بهتون بگم مشکل شما قابل درمان هست یا نه

  • مریم 9 آبان 1399

    سلام. پسر من سال اول دبیرستانه و کنکوریه. پدرش مدام ازش میپرسه چقد خوندی و چنتا تست زدی.مادر منم وسواس پاک ونجس داره.
    خیلی زود باوره. تو دوره راهنمایی هرروز میومد خونه و میگفت هم کلاسیام اذیتم میکنن. تا میفهمیدن روچیزی حساسه مرتب اون کارو تکرار میکردن. یا تیم میشدن میزدنش یا وسایلشو خراب میکردن یا اون تودرسا بهشون کمک میکرد ولی وقتی ازهمون ادم کمک میخواد دروغ میگه بلدنیستم.واینکه خیلی بی ادب هستن و الفاظ رکیک و جنسی زیاد میگن و من خندم نمیگیره. بعد برای اینکه بتونه باهاشون قاطی بشه یمدت الکی به جوکا و حرفاشون میخندید و سعی میکرد درمورد روابط جنسی بیشتربدونه و وقتی به اصطلاح چشم وگوشش بازشد میگفت کنترل فکرمو ندارم و مدام به این چیزا فکر میکنم وهمین باعث شده سرعت ذهنم و درس خوندنم وحافظم ضعیف بشه. هروقتم یکی درحقش بی معرفتی میکرد امتحان اون روزو خراب میکرد. بعداز دوسال ناگهان به شدت آروم و مبادی اداب و مذهبی شد و دیگه حدس بزنید ک بچهای مدرسه هم شورشو دراوردن.میگفت اینا میخان ازعمد فرهنگ منو خراب کنن و نتونم خوب درس بخونم.خیلی هم روی دین و چیزای مقدس حساسه اگر حتی به شوخی چیزی بگیم تا مدتی میگه برای من خاطره بدشده و اون موقع خندیدم وگناه کردم.
    تابستون خیلی درس خوند و حالا مدرسه خوب قبول شده.
    ولی بشدت دچار استرس شد و حتی یک جلسه مدرسه نرفت و نمازهای مستحبی میخوند ک مدارس بازنشه و نره مدرسه ک دوباره همون بلاها سرش نیاد وبچه ها اذیتش نکنن. پدرشم موقتا مریض شد.و تو خونه ما بعضی وقتا تنش هست. الان مشکل عمده اینه که میگه از درس خوندن خوشم نمیاد و از هرچی ک خندش بگیره چه افکار خودش چه حرفای ما چه مثبت چه منفی ازخودش صدادرمیاره و دست و پاشو تکون میده که نخنده ک احتمالا گناه نکنه و سرعت ذهنش کم نشه وازنظر مذهبی بره بالا.همشم میگه فکر میکنم امروز یه گناهی کردم توبه نکردم.هروقتم سعی میکنه بیخیال بشه وبخنده بعدش میگه اعصابم خورده. بهش میگیم امتحان کن ببین نمیخندی. یااینکه اینطوری دست وپات درد میگیره.
    خیلی نگرانیم و نمیدونیم باید دارو بخوره یانه وبخاطر کرونا اصلا جرات نمیکنیم هیچ دکتری ببریمش. اگرمیشه بگید فعلا رفتار خودمون باهاش چطورباید باشه. وآیا باید بره دکتر یا میشه تا سال آینده صبرکرد؟ ممنون.

  • سجاد 9 آبان 1399

    سلام کن چند ساله وسواس فکری دارم در حالا حاضر کلوموپرامین مصرف میکنم بچم هم مریضه استرس زیادی دارم و مقداری ژنتیکی هم هست لطفا راهنمایی کنیند

  • امیر 12 آبان 1399

    سلام آقای دکتر
    خسته نباشید
    وقت بخیر

    آقای دکتر بنده در خانواده هم فرد وسواسی داشتیم.به طوری که چند نفر هستند.متاسفانه طی اتفاقات اخیری که برام اتفاق افتاد بنده هم به شدت دچار وسواس هم فکری و هم عملی شدم.یک فردی مدام در ذهنم میگه که باید به حرفاش عمل کنم و الا اتفاق بدی برای خودم یا خانوادم میوفته.آقای دکتر وقتی تو خیابون ماشینی بوق میزنه حس میکنه با من کاری داره یا میخواد چیزی بهم بفهمونه.(البته این حس کم شده ولی هستش)
    انگار این فرد داره به من میگه که باید به دستوراتم عمل کنی و گرنه …..
    حتی مشکل جسمی برام پیش میاره جوری که
    احساس نفس تنگی میگیرم
    دست ها و پاهام یخ میکنه
    فشار خونم بالا میره
    ضربان قلبم بالا و پایین میشه
    آقای دکتر فرصت درس خوندن
    زندگی کردن هم ازم گرفته!!!!!!!!
    آقای دکتر کمک کنید واقعا داره دیوانم میکنه

  • am 13 آبان 1399

    سلام اقای دکتر من یه 8 ماهی است که دچار ocd فکری شدم مثلا دستشویی رفتن واسم سخت شده هی حس میکنم تو دستشویی بدنم نجس میشه و یا لباسم مه باعث شده من هر روز حموم میرم واقعا کلافه شدم چطور میتونم این وسواس لعنتی رو کنار بزارم ؟؟

  • امیرعلی 15 آبان 1399

    سلام آقای دکتر من نمیدونم چرا یک موقع هایی توی ذهنم به مقدسات توهین می شه دست خودمم نیست یک چیز در مورد بی احترامی به مقدسات از ذهنم رد میشه خیلی هم از این بابت ناراحت میشم و فکر می کنم که دیگه راهی برام نمونده میشه راهنماییم کنین ممنون

  • هانیه 16 آبان 1399

    سلام آقای دکترخسته نباشید من ۱۹ سالمه وسواس فکری شدیدهمراه بااضطراب دارم واسواس فکری من زنجیره ای هس هرکاری که بخام انجام بدم مثلن قراره برم مانتوبخرم ۲۰بارفکرمیکنم باورم اینه اگه فکرنکنم یادم میره و نمیتونم به کارام برسم من بایددکترچیکارکنم خیلی دارم زجرمیکشم

  • محمدرضا 17 آبان 1399

    ممنون مفید بود .من یه کنکویم و متاسفانه وسواس فکری دارم به امید خدا با استفاده از دوره های شما وسواسم رو درمان میکنم و در کنکور به هدفم میرسم و باعث خوشحالی پدر و مادرم میشم و میتونم گوشه ای از زحماتشون رو جبران کنم

  • طاهری 18 آبان 1399

    اقای دکتر سلام و تشکر از وقتتون
    وسواس فکری در حال از هم پاشیدن زندگی کاری خصوصی و اجتماعی من می باشد و از بنده فردی افسرده و بی انگیزه ساخته است.
    بنده هم در زندگی کاری هم خصوصی موفق بودم و هنوز هم شاید هستم ولی شدیدا دستخوش این موضوع قرار گرفته است. شاید خنده دار باشد ولی وسواس من به سایز لباس است و در طول روز شاید چندین ساعت فقط به این فکر میکنم که آیا اگر مثلا شلوارم تنگ تر بود بهتر نبود؟
    درمان این حالت برای من به ارزش یک دنیا است.
    برای درمان روده تحریک پذیر حدود ۲ سال سیتالوپرام و کلروپیرامین مصرف میکردم و ۲ سال پیش دفعتا مصرف آن را قطع کردم و روز به روز وسواس فکری من بیشتر می شود.

  • نگین 18 آبان 1399

    سلام اقای دکتر. من ۵ سال پیش متوجه شدم همسرم با خانمی که قبلا به خواستگاریش رفته ارتباط تلفنی داشته . بعد گفتش که من یک بار بیشتر باهاش حرف نزدم . الان حدود ۲ ساله که دچار وسواس فکری راجع به بیماریهای جنسی شدم مثل زگیل و تبخال و …. تاحالا ازمایش های مربوطه هم انجام دادم منفی بوده . الان ۶ ماهه که وسواسم خیلی زیاد شده به حدی که مدام خودم را نگاه می کنم که ببینم زگیل یا تبخال تناسلی دارم یا نه و اینکار ازارم میده و استرسمو بالا می بره شاید ۳۰ بار در روز این کار رو می کنم .
    تو این چند سال قرص الونتا ۷۵ و پوکساید و اریپیپرازول رو می خوردم که ۶ ماهه اریپیپرازول رو قطع کردم . که حالم خیلی بد شده و وسواسم بیشتر شده . لطفا منو راهنمایی کنین

  • علی 19 آبان 1399

    سلام میخاستم بدنم ایا وسواس فکری با دارو و rtms و هیبنوتیزم همزمان درمان بالای 95
    % امکانش هست یا این بیماری درمان 100% نداره؟

    • دکتر بهشتیان 19 آبان 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      rtms اثر چندانی نداره اما با دارو درمانی و روان درمانی امکان درمان کاملش هست باید بررسی بیشتری روی مشکل تون بشه

      • علی 19 آبان 1399

        مرسی از باسختون.بس میشه گفت در بهترین حالت درمان 100% برای وسواس فکری وجود داره ؟ ولی من 20 جلسه tms رفام بدن هیچ دارویی و افسردگی هم داشتم واسه جفتش جواب داد 30 40 %

        • دکتر بهشتیان 20 آبان 1399

          بله امکان درمان کامل وسواس وجود داره البته باید بررسی دقیق تری بشه

  • امیرمحمد 20 آبان 1399

    سلام. من وسوا فکری-بدنی دارم. مثلا فکر می‌کنم بینیم کجه. یا همش به خودم تلقین می‌کنم پای راستم از پای چپم بلند تره ، تا جایی که هنگام راه رفتن در پای راستم احساس سنگینی دارم. مثلا بیشتر از پای چپم با زمین در تماسه. در ضمن وسواس نجاست هم دارم. آیا می‌توانم خودم را درمان کنم ؟ ممنون

  • ناشناس 21 آبان 1399

    سلام خسته نباشید
    بنده یه مشکلی دارم اینکه هیچ وقت نمیتونم زیر تابلو یا قاب عکسی بشینم و همش حس میکنم الان میخوره توی سرم و یا حتی از زیر ساختمون های درحال ساز هم نمیتونم رد بشم مدام فکر میکنم الان آوار میشه روی سرم، تازگیا نسبت به سقف هم همینطور شدم و خوب خیلی آزار دهندس و باعث اظطراب و استرس زیادی واسم شده حتی توی کارای روزمره ام هم دائم به مشکل میخورم، هرکار هم میکنم فایده نداره و درمان نمیشه نیازه برم پیش روانپزشک؟

  • بی نام 21 آبان 1399

    باسلام.ایانوروفیدبک دردرمان وسواس فکری تاثیرداره؟چون خواهرم به روانشناس مراجعه کرده وچندجلسه است دارن نوروفیدبک انجام میدن وگفتن که حداقل ده جلسه طول میکشه وبعدازان هم مشاوره ورمان درمانی کارمیکنن.

  • لیلا 21 آبان 1399

    سلام
    من یه دوست صمیمی دارم ک توو این دوران کرونا شدیدا وسواس فکری وعملی داره..دائما دست میشوره..با یه بار بیرون رفتن ازخونه باماشین شخصی حتی اگه جایی پیاده نشه موقع برگشت حتما دوش میگیره..یه صندلی توو یه گوشه ی خونه داره ورختخوابش ک فقط این دو جا آرومه..اگه لباسش به جایی بخوره حتما باید عوضش کنه یا دوش بگیره..هرچی میگم ک به مشاور نیاز داری زیربار نمیره..و خیلی رفتارای دیگه..خودش خیلی داره اذیت میشه تمام دست وانگشتاش زخمه..خیلی دلم میخواد کمکش کنم..لطفا بهم بگید چکارمیتونم براش بکنم

  • بی نام 22 آبان 1399

    باسلام.ایانوروفیدبک دردرمان وسواس فکری تاثیری داره؟

    • دکتر بهشتیان 22 آبان 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      نوروفیدبک وسواس را درمان نمی کنه اما متاسفانه خیلی از افراد به خاطر هزینه بالایی که از بیماران می گیرن این ادعا را دارن

  • sepide 22 آبان 1399

    سلام روزوتون بخیر
    من مدت طولانی دچار پنیک بودم و هستم و بعد از کلی درمان و دارو و دارو تونستم مقدار خیلی زیادی کم رنگش کنم اما بعد اون ترس اسیب زدن به خود و صورت وارد ذهنم شده حالا نمیدونم میخوام اینکارو انجام بدم یا نه میترسم که انجام بدم نمیدونم باید چیکار کنم و زندگیم کاملا مختل شده و بعد از اومدن این وسواس فکری پست سرش از ترس حمله پنیک میگیرم به طوری که حتی نمیتونم به چاقوی میوه خوری دست بزنم.من خیلی چیزا تو زندگیم بوده که دوست نداشتم انجام بدم اما الان دارم انجام میدم البته اونا کار های متداولی هستن که ازار دهنده نیست ولی میترسم نکنه روزی برسه این وسواس رو هم نتونم کنترل کنم و انجامش بدم.به طور کل زندگیم مختل شده چکار باید بکنم

  • ندا 26 آبان 1399

    سلام دکتر من وقتی ذهنم درگیر بد یا خوب بودن چیزی میشه اصلا نمی تونم فکرم رو ازش بردارم ومدام در ذهنم تکرار میکنم بدون اینکه خودم بخوام همش ذهنم در گیره ومنو به شدت اذیت میکنه ایا اینم وسواس فکری یا عملیه

    • دکتر بهشتیان 27 آبان 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      بله این هم وسواس فکری هست

  • علیرضا 26 آبان 1399

    سلام خدمت شما
    بنده دچار وسواس شدید هستم
    مثلا در خرید وسایل و لباس هستم به طوری که اگر بهترینا رو هم بخرم بعداز خرید پشیمون میشم…
    یا وقتی یاد یه مکالمه برا گذشته میفتم باخودم میگم من چی گفته بودم آیا اینو گفتم یا نه…. مدام بابت هرچیزی خود خوری میکنم…. میشه توضیح بدید که باید چی کار کنم؟
    چون واقعا داره اذیتم میکنه

    • دکتر بهشتیان 27 آبان 1399

      درود بر شما دوست عزیز دوره درمان وسواس در بخش دوره های درمان غیرحضوری سایت می تونه بهتون کمک کنه مشکلتون را حل کنید

  • المیرا 27 آبان 1399

    سلام اقادکتر من چند وقت پیش به یک روانشناس مراجعه کردم وفکر می کردم مشکلم عادی وبا چند جلسه حل میشه ولی وقتی در مورد این که خیلی خیال پردازی می کنم وبا این افراد حرف میزنم من رو به یک روانپزشک معرفی کرد ونوار مغز نوشت من از وقتی به این حرف ها بهم گفته شد واقعا می ترسم ایاواقعا نیازه که این کار هارو انجام بدم واینکه بیشترین دلیل که من به خاطرش مراجعه کردم اضطراب بوده
    اقای دکتر ممنون میشم راهنماییم کنید

    • دکتر بهشتیان 27 آبان 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      نمی تونم درباره مشکل تون نظر بدم باید بررسی دقیق تری انجام بدم

  • آرش 29 آبان 1399

    با سلام خدمت شما
    آقای دکتر من ۱۴ سال دچار وسواس فکری در رابطه با رانندگی (نکند به کسی زده باشم)شده ام و پس از آن نیز یک مدتی است که در رابطه با بیماریهای هپاتیت و ایدز نیز دچار وسواس شده ام و نمی توانم دست به دستگیره سرویس بهداشتی عمومی یا شیرآلات آنها بزنم و اگر دست زدم تا یک مدت فکر میکنم نکند قبل از من کسی دستش بریده باشد و دستگیره یا شیر را گرفته باشد. قرص فلوکسامین را یکسال مصرف کردم و یک دوره ۱۵ جلسه ای هم دستگاه tmcرا نیز امتحان کردم .واقعا خسته شدم و زندگی برام سخت شده عاجزانه خواهش میکنم راهنمایی بفرمایید.از شما تشکر میکنم.

  • یه بیمار درمانده 30 آبان 1399

    سلام‌آقای دکتر من یه پسر ۲۲ ساله هستم و به همجنس های خودم خیلی علاقه دارم و به دخترا علاقه ای ندارم البته چندین بار مورد سو استفاده ی جنسی قرار گرفتم افسردگی هم دارم
    به خواهرم حسودیم میشه چون که شوهر داره و زندگیه خوبی داره حسودیم به خاطر رفاهی نیست حسودیم اینه که کاش من جای خواهرم بودم آیا این بیماری میتونه وسواس باشه ؟؟!
    آقای دکتر خیلی خستم دیگه بریدم😣😔 اعتماد به نفس ندارم چیکار کنم تا درمان شم ؟!

    • دکتر بهشتیان 9 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز لزوما وسواس نیست باید مشکل شما بررسی بشه لزوما هر نوع تمایل به هم جنسی اختلال نیست.

  • علی اصغر 1 آذر 1399

    سلام بنده حدودا 2 ماه پیش دچار تیک عصبی شدم و تا اکنون ادامه داره و تمام تیک ها ام هم تغییر میکنن یعنی یک تیک جدا نیست یعنی به هر چیزی فکر کنم کمی و بهش گیر بدم برایم اتفاق میوفته و تبدیل به تیک میشه ایا این مشکلم ربطی به وسواس فکری داره؟

  • کیانا تاجیک 2 آذر 1399

    سلام اقای دکتر
    من از سال 94 (الان 22سالمه) بعد از یک شکست عاطفی یک طرفه دچار 1ماه افسرگی شدم و بعدش به یک باره دچار وسواس فکری شدید در مورد خودم که کی هستم چی هستم و انگار خودم رو تشخیص نمیدادم و جلو اینه که میرفتم خودم رو نمیشناختم انگار و بسیار وحشتناک بود این شرایط، بعد از چند ماه خیلی بهتر شدم اما این شرایط رو داشتم بازم تا الان این وسواس فکری به شکل های مختلفی بعد هر ناراحتی شدید سراغم میاد یک بار به شکل فکر کردن در وجود خدا که اذیتم میکرد بعد که سیستم بدنم چجوریه و راجب تمام اعضای بدنم سرچ میکردم که چقدر عجیب و بدن انسان چجوری کار میکنه، همش در مورد خودم هستش در کل و اینکه 2سال به شدت کم شده بود اما دوباره بعد یک افسردگی یک ماهم الان خیلی عود کرده که باز حس میکنم خودم نمیشناسم یا تشخیص نمیدم یا همش میگم من انسانم؟ یا همش باید برم جلو اینه ببینم خودم رو میشناسم یا نه و
    اینم بگم متاسفانه به شدت وقتایی که حالم خوب بود از خودم ایراد میگرفتم که من قدم خوبه؟ وزنم خوبه؟ من لایقم یا نه در کل خیلی کمال گرا هستم توی این مدت افسردگی یک ماهم همش از خودم بدم میومد احساس میکردم خوب نیستم که اون کسی که دوسش داشتم منو دوست نداشت بعد این احساسات دوباره وسواس م برگشت، این رو هم بگم من تحت نظر دکتر روانشناس هستم از سال95،و ایشون گفتن دیگه باید یک تا دوماه تحت نظر روانپزشک دارو مصرف کنم تا کاملا خوب بشم، خواستم بپرسم اقای دکتر من کاملا خوب میشم اگر درمانم رو کامل ادامه بدم و اینکه شماا دارو درمانی پیشنهاد میکنید؟
    و اینم بگم همش استرس دارم که نکنه واقعا دیونه بشم و دیگه خودم رو تشخیص ندم این بیشتر اذیتم میکنه حتی وقتی بهترم،
    خواهش میکنم جواب بدین🙏🏻🙏🏻🙏🏻

    • دکتر بهشتیان 9 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز

      نمی تونم دقیقا بگم فرایند درمان مشکل تون به چه صورت خواهد بود چون نمی دونم روانشناسی که بهشون مراجعه می کنید از چه روش درمانی استفاده می کنن و اینکه ریشه و دلایل مشکل شما را دقیقا نمی دونم
      اما اینکه از سال 95 تحت نظر روانشناس بودید باید تا حالا تغییرات زیادی کرده باشید.

  • Zahra 3 آذر 1399

    سلام دکتر وقتتون بخیر.من ۱۸ سالمه و تقریبا از ۴،۵ سال پیش مشخص شد که وسواس فکری و تا حدی عملی دارم.(توسط بازی نهنگ ابی مشخص شد.منتهی به نصب‌کردن یا بازی کردن نرسید) من از اون موقع تحت درمان دارویی و گفتار درمانی قرار گرفتم.و خب درسمم خیلی زیاد افت کرد.رشته تجربی خوندم و اولش پزشکی میخواستم.اما درمانگری که روی من کار میکرد گفت اصلا به درد تو نمیخوره(منم چون اون موقع تو دوره بدی بودم و هر چی امید و ارزو و هدف بود؛از دست داده بودم خودم رو قانع کردم که دیگه پزشکی رو دوست ندارم) من متوجه میشم که رفتارهایی که دارم از روی وسواس هستن. الان میخوام روانشناسی بخونم؛ ولی امروز یه خبری خوندن درباره یه مواد مخدر و تاثیراتش روی شخص،بعد الان نمیدونم باید روانشناسی بخونم؟به خودم میگم منی که اینطوریم و با یه فکر بهم میریزم چطوری به یه شخص مثل خودم کمک کنم..ولی من واقعا روانشناسی رو دوست دارم.نمیدونم چی کار کنم😫

    • دکتر بهشتیان 3 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز، شما وسواس فکری دارید که در هر مقطعی روی یک چیزی متمرکز میشه
      دوره درمان وسواس می تونه بهتون کمک کنه مشکل تون را حل کنید

  • Zahra 3 آذر 1399

    خواهش میکنم کمکم کنید😫😫😭😭😭🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

  • خسته 4 آذر 1399

    سلام.من 34ساله هستم.دچاروسواس فکری.این وسواس ازسنین کودکی تاالان به گونه های مختلف همراه من بوده.الان هم دچاروسواس قفل کردن درها،کشوها، خاموش بودن گاز ,…..هستم.درمان دارویی هم کردم اماموثرواقع نشد.وسواس به حدی است که کل روز ذهن من رودرگیرمیکنه ودچارضربان قلب میشم واحساس میکنم الان سرم منفجرمیشه.این وسواس روی دختر7ساله من هم داره اثرمیگذاره.خواش میکنم من روراهنمایی کنید.

    • دکتر بهشتیان 6 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس را در سایت تهیه کنید.

  • محمد نیلی 4 آذر 1399

    سلام جناب دکتر بهشتیان
    بنده بابت اقدام به بارداری حدود یکسال هست که دچار مشکل شده آیم و دقیقا زمان اقدام به بارداری و قبل آن درگیر افکار جنسی یا اعتقادی مخرب میشوم و سبب میشه که این اقدام به تعویق بیندازیم چون به دلیل وسواس فکری که از ۱۵ سال پیش داشتم اینگونه وانمود میشه که بوجود آمدن این نطفه از این طریق درست نیست و گناه داره و عذاب وجدان شدیدی برام داره
    لطفا راهکاری را بیان کنید چون از وسواس بودن موضوع مطلع هستم
    ممنون از شما

    • دکتر بهشتیان 4 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس می تونه مشکل تون را حل کنه

  • رها 5 آذر 1399

    سلام وخسته نباشیدخدمت شما.من قبل ازعیدبه روانپزشک مراجعه کردم وباتشخیص خودم احساس کردم وسواس فکری دارم وبه دکترگفتم وسواس فکری دارم وایشون هم گفت وسواس فکری یعنی چی ومن هم گفتم فکرای بیهوده والکی میادتوذهنم البته اذیت نمیشدم وگذرابودن.وایشون هم دوعددقرص برام تجویزکردن فلوکستین واس سیتالوپرام من روزاول ازهرکدام یکی به تجویزدکترخوردم.شب بشدت حالم بدشدوحالت فراربهم دست میداددوست داشتم ازخونه بزنم بیرون وفقط فرارکنم یه حالت برانگیختگی شدیدواضطراب شدید.روزبعدتماس گرفتم گفتن اس سیتالوپرامو نصف بخورین منم نصف خوردم ویک فلوکسیتن وبازحالم بدشدوگذاشتم کنار.چون فکرآسیب به دیگران وخودم توذهنم اومدحمله پانیک گرفتم واختلال توخابم بوجوداومده حالانمیدونم چیکارکنم.لطفاراهنماییم کنید

    • دکتر بهشتیان 9 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      شما قبل از شروع مصرف قرص باید اول یک بررسی دقیق تری روی مشکل تون توسط روانشناس میشد و بعد بر اساس اون یک برنامه درمانی دقیق تری براتون تدوین میشد.
      الان هم اگه قرص ها را مصرف نمی کنید با منشی هماهنگ کنید تا یک جلسه مسال تون را دقیق تر بررسی کنم البته اگه چند روز قرص ها را ادامه میداید بدن تون عادت می کرد و مشکلی ایجاد نمی شد

  • یاسر 6 آذر 1399

    سلام.دوستان.اول تشکر از آقای دکتر بهشتیان.دوم تشکر از دوستان که نظرات و نوع وسواس در رفتار و فکرشون رو تو سایت گذاشتن… یه معذرت خواهی می کنم که به رفتار بعضی ها خندیدم.البته بگم که خودم هم از این اعمال و افکار رو بعضیا شو دارم….همون طور که گفتم من از وسواس عملی و وسواس فکری بعضی ها خندیم ،اول که منو ببخشید و دوم اینکه خیلی خیلی خیلی خیلی خوبه …….خوبه.اره ..من وقتی خندیم به وسواس ها چه اونایی که خودم داشتم و نداشتم، فهمیدم که چه قدر الکی هستن .الان یه حس خوبی دارم…و انگار وسواسم بر طرف شد…….. پیش نهاد میکنم شما هم خودتون به نظرات نگاه کنین و بخندید. من خودم وسواس فکری داشتم.چرا میگم داشتم، چون همین الان حس می کنم بر طرف شد و ندارم..اره با نگاه کردن به نظرات حس میکنم یه تغیری توم ایجاد شد…من خودم همش فکر هایی وحرف هایی خلاف اعتقاد هام تو فکرم می یومد..قبلا…

  • sana 7 آذر 1399

    سلام آقای دکتر من یه چند وقته دچار وسواس فکری شدم
    وقتی دارم درس میخونم اگه یه کلمه رو اشتباه بگم یا حتی مکث کنم باید برم دوباره از اول بدون مکث بخونم شده گاهی روزا من پنج ساعت داشتم فقط یه جمله رو می‌خوندم یا مواقعی که با دیگران صحبت میکنم خیلی فکرم درگیر میشه شده بعضی مواقع به خاطر یه سلام دادن یه ماه یا بیشتر کلا ذهنم مشغول بوده همش فکر میکردم لحنم چجوری بوده و این چیزا .. حتی مواقعی که با مامان و بابام هم صحبت میکنم هم اینجوریم و رو حرکاتم خیلی حساسم . این که همشون دقیق انجام بدم یا موقع راه رفتن باید قدمام یکی باشه یا فاصله هاشون با هم برابر باشه و به خاطر این موقع بیرون رفتن خیلی اذیت میشم . از اینکه عزایزانم و از دست بدم خیلی میترسم و بعضی شب حتی وقتی که خوابم یهو از خواب پا میشم و میرم صداشون میکنم ببینم هستن یا نه تو اینجور مواقع هم واقعا کلافه میشم و دست دارم چیزی و بشکنم و تا حالا چند باری هم شده کل کتابامو پاره کردم .و این که تو کتاب باید مطالبی که یاد داشت میکنم همشون بانظم و ترتیب باشن حتی اگه یه حرف هم یه کمی کج و کوله شد همه ی مطالبی که تو کتاب نوشتم و پاک میکنم دوباره مینویسم
    ممنون میشم اگه کمک کنین

  • تورج 7 آذر 1399

    سلام آقای دکتر وقتتون بخیر .خانمم وسواس هست در آب کشیدن حتی در نجس و پاکی و حتی در نماز خوندن شاید هر وضو و نمازش به ساعتها بکشه و آخرم باز میگه درست نبود .سن هردو مابالای 40 هست .بچه هم نداریم .با این وضعیت میتونیم بچه دار بشیم .درمان خانمم زمان بره .بعد یه چیز دیگه خودمم از قرص متنفرم .خواهشا راهنمای بفرمایید ممنون

    • دکتر بهشتیان 8 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز تا قبل از درمان همسرتون بهتره به فکر بچه دار شدن نباشید چون ممکنه به خاطر فشاری دوران بارداری و بعد از اون مشکل ایشون تشدید بشه

  • Ali367 8 آذر 1399

    سلام دکتر. من ۲۶ سالم هست و وقتی مثلاً عصبی میشم یا استرسی به صورت خودکار از ۴۰ به عقب می‌شمارم یا کلمات را هر چی شد میشمارم مثال راز که ۱ نقطه دارد یا ۳کلمه ست تا ۷ بار یا بیشتر و کلماتی از این قبیل هر چه آن لحظه به ذهنم میرسه چکار کنم بهتر شوم

    • دکتر بهشتیان 8 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز دوره درمان وسواس در بخش های دوره های درمان غیر حضوری می تونه به شما کمک کنه

  • مری احمدی 9 آذر 1399

    با سلام و خدا قوت جناب دکتر
    پسر من ۱۴ سالش هست و به نظرم با مطلعاتی که داشتم درگیر بیماری وسواس و یا همان ocd هست و دایما دستها و نوک انگشتان خودش را کنترل میکند و وسایلش را مرتب میکند و دایم چک میکند و از جایی که نشسته وقتی بلند میشود چند بار چک میکند
    میخواستم بدونم چکار باید بکنم مخصوصا با این وضعیت کرونا به هیچ عنوان راضی نمیشه بیاد بیرون برای مراجعه به پزشک
    من شهسوار زندگی میکنم مدت ۶ ماه هستکه اینجا هستم و میخواستم بدونم که این وضعیت را چگونه باید درمان کنم

    • دکتر بهشتیان 9 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز دوره درمان غیرحضوری وسواس می تونه به ایشون کمک کنه مشکل شون را حل کنن

  • Starrr 9 آذر 1399

    سلام ، ممنون از سایت خوبتون
    من همیشه سر چیزای خیلی عادی و کوچیک زود ذهنم درگیر میشه ، مثلا همش باید یه چیزی رو برای مثال (واتس اپ یا اینستاگرامم) رو بارها چک کنم ک نکنه یه موقعه چیز اشتباهی پست گذاشته باشم یا اشتباهی استوری اشتباهی چیزی بزارم ، یا مداااام باید توی ذهنم باهاش بجنگم و قانعش کنم ، همیشه باید کارامو و برنامه هامو یه جایی بنویسم تا یکم اروم بگیرم و هرموقعه دوباره بیاد سراغم یاد اون نوشته بیوفتم و اروم بشم ، اما بازم خیلی اذیتم ، من ۱۸ سالمه و تازه دانشجو شدم و برای مثال هم توی درسام و امتحانام خیلی اذیت میشم ، مدام باید یه چیزی رو چک کنم و توی ذهنم تحلیلش کنم …. آقای دکتر خیلی اذیتم و اینکه حس میکنم این جور رفتارام اصلا عادی نیست و جدیدا اینجوری شدم ، قبلا کمتر بود ولی الان بیشتر شده ، همش حس میکنم هر اتفاقی ک میوفته رو باید واسه خودم دوباره توضیحش بدم یا برای مثال وقتی یه فیلمی رو نگاه میکنم و تموم میشه بعدش حتما باید واسه خودم دوباره تکرارش کنم ، یا مثلا باید یه کاری رو بارها و بارها چک کنم و درضمن من با خودم هم خیلی حرف میزنم و حتی سئوال هم میپرسم و جواب خودم هم میدم ، نمیدونم شاید فکر کنید من دیوونم اما واقعا نمیدونم چرا جدیدا اینجوری شدم؟! اما اینو بگم اون قضیه حرف زدن شدید با خودم از بچگی بوده و توی خانوادم هم سابقه نداشته ، و متاسفانه به کسی هم میگم جدیش نمیگیره این قضیه رو…. واسه همین گفتم خودم برم دنبالش…

  • Nazanin 11 آذر 1399

    سلام خسته نباشید
    من حدود دو سه ماه بعد از شیوع کرونا در کشور مبتلا به ocdشدم از طرفی اصلا شرایط مراجعه حضوری به دکتر رو هم ندارم.
    این بیماری در خانواده خودم نه ولی در بعضی از بستگانم دیده شده. با توجه به اینکه من هنوز ۱۸سالم نشده و در شرایط حساس تحصیلی هستم شما چه چیزی رو پیشنهاد می کنید؟

  • Nazanin 11 آذر 1399

    سلام من بعد از چندماه که اینطور شدم افکار عجیبی به سرم میزنه مثلا فکر میکنم که شب توی خواب اونکاری که ازش میترسم رو انجام میدم. با اینکه هیچوقت نه تنها خودم بلکه هیچکسی رو ندیدم که در خواب راه بره یه چیز دیگه ای
    انگار که به خودم شک دارم و میترسم نکنه کار غیرمنطقی بکنم

  • مریم 11 آذر 1399

    سلام ۳۹سالمه سالهاست باوسواس فکری دارم دست وپنجه نرم میکنم داغونم به یه شخص بدبین شدم ومیدونم بدبینیم بی مورده اما ازذهنم نمیره وزندگیم روداره مختل میکنه همش‌تاکاری انجام میدم فکرم میگع نکن وگرمه اله نشه بله نشه خسته شدم وعصبی زودازکوره درمیرم واصلا دوست ندارم دارومصرف کنم اقای دکارراهنماییم کنیدلطفا

    • دکتر بهشتیان 12 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان غیرحضوری وسواس در بخش دوره های سایت می تونه مشکل تون را حل کنه

  • مریم 11 آذر 1399

    ببخشید اقای دکترراهنماییم کنیدلطف

  • Sara 12 آذر 1399

    سلام دکتر من بیست سالمه
    و تقریبا چند سالی میشه ک دچار این بیماری شدم
    شاید از ده سالگی
    رفته رفته کنترلش میکردم تو یه زمانهایی کلا دیگه انگار خوب میشدم و اما دوباره شروع میشد الانم درگیرشم فکرای مزخرف میاد سراغم مثل بی احترامی به قرآن و مقدسات و یه سری تصاویر و فکرای مبتذل اذیتم میکنن ب طوری ک مدام از صبح تا شب شیطون رو لعنت میکنم با فشار روحی و جسمی عجیب این مشکل باعث شده نتونم رو درسم تمرکز کنم و دانشجو هم هستم تو یکی از سخت گیر ترین دانشگاه های کشور درس میخونم این مشکل واس خوندن کنکورم خیلی اذیتم میکرد و از طرفی مشکلات عصبی جسمی مثل معده درد و سر درد سراغم میاد خودم میدونم ک تمام اینا احمقانست ولی نمیدونم چطوری ذهنمو ازین افکار خالی کنم دلم میخواد مث بقیه زندگی کنم خسته شدم ازینکارای بیهوده ک ب روحو جسمم آسیب میزنه نمیدونم چطوری از شر این افکارو این وسواس عملی خلاص شم هیچوقتم ب دکتر مراجعه نکردم در این خصوص

  • ن 12 آذر 1399

    سلام خسته نباشید، من وسواس شستشو دارم یعنی هر روز باید حموم برم اگه نرم احساس بدی پیدا میکنم، دستامو زیاد میشورم، یا اگه مهمونی جایی به مدت تایم زیاد بمونم حتما باید بعدش به حمام برم. بارها سعی کردم و تونستم بعضی عاداتمو کمتر کنم ولی بازم این رفتارا اذیتم میکنن. چیکار میتونم بکنم؟

    • دکتر بهشتیان 12 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      دوره درمان وسواس فکری را از بخش های دوره های درمان غیرحضوری سایت تهیه کنید.

  • سعید 13 آذر 1399

    سلام…ما تو خونوادمون سابقه زود سفید شدن مو رو داریم..منم تعدادی از موهام سفید شده با وجود سن کمم..یک بار دوستم به من گف که سه شاخ جلو موهاش سفید شده و من پیش خودم گفتم خداروشکر برا من اینجوری نشده و یک هفته بعدش یا شاید بیشتر این اتفاق افتاد.. ازونموقه هی این جمله خداروشکر موهاش خیلی سفید نیس میاد تو ذهنم و بلافاصله به تخته میکوبم…مخصوصا در طول خواب مدام به تختم میزنم و این خیلی ازار دهندس… بنظرتون روانپزشک میتونه موثر باشه؟ چون شرایط رواندرمانی رو ندارم..و اینکه این افکار میتونه درجه ای صحت داشته باشه؟

  • حمید 13 آذر 1399

    سلام اقای دکتر بهشتیان
    من وسواش شست وشو دارم و یک وسواس ذهنی دارم مثلا اب دهانم را که قورت میدهم باید در قسمتی از جایی که هیچ کس نیس قورت بدهم سپس فکری در ذهنم می اید و باید طبق ان انجام دهم تا به فکر مد نظر برسم درصورتی نرسیدن باید انجام دهم تا کامل شود و فکرهایی مثل اتفاقات بد در ذهنم میاد باید دوباره همان مراحل راتکرار کنم
    لطفا مرا راهنمایی کنید….
    برای تمسخر نگرفتنم از سوی خانواده باان ها در میان نگذاشته ام
    باتشکر

  • محمدرضا 16 آذر 1399

    سلام آقای دکتر خسته نباشید من وسواس فکری دارم الان ۶ ماه میشه دکتر رفتم دارو داد بهم ولی خوب نشدم به افسردگی شدید مبتلا شدم من از سال ۹۳ مبتلا بودم ولی نمیدونستم که وسواس فکریه سال ۹۵ رفتم یه دوره ای خوب شدم ولی الان که ۶ ماه برگشته بخدا حالم خیلی بده نمیتونم درس بخونم آقای دکتر قرص ها به جز عوارضشون هیچ فایده ی دیگه ای نداره
    حالم داره هرروز بدتر میشه تو رو خدا بگید چیکار کنم مغزم از کار افتاده همش تو فکرم اصلا فکرم آروم نمیشینه تورو به فاطمه زهرا قسم یه راهکار بدید دکتر بهم گفته برم پیش روانشناس ولی اونقدر حالم بده که نمیتونم درسامو بخونم چه برسه که برم پیش روانشناس بخدا رسیدم به آخر خط تورو خدا کمکم کنیددددد😔😔😞😭

  • N 16 آذر 1399

    سلام خسته نباشید من دچار وسواس فکری هستم همش گوشیمو چک میکنم میگم نکنه دستم بخوره ی چیزی ی عکسی تو اینستاگرام یا تلگرام ب پی وی کسی بفرستم خیلی اذیتم میکنه این رفتارم

  • مجتبی 17 آذر 1399

    سلام آقای دکتر اظطراب شدید همراه با علایم آشکار دارم بطوری که باعث سردرد عصبی ،وسواس،و…شده کدوم پک مشاوره ای تون رو باید تهیه کنم؟

    • دکتر بهشتیان 18 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز بله دوره درمان وسواس می تونه بهتون کمک کنه مشکل تون را حل کنید

  • فاطیماه 17 آذر 1399

    سلام وقتتون بخیر
    من دچار وسواس جا به جا کردن وسایل اتاقم شدم و دائما دارم وسایلو جا به جا میکنم حتی سه ماه پیش اتاقمو کلا عوض کردم ولی هنوزم با چیدمان اطرافم مشکل دارم

  • حسین 19 آذر 1399

    سلام دکتر خسته نباشید من مدتیه از وسواس فکری رنج میبرم مثلا گوشیمو بخوام کنارم بزارم حتما باید صافش کنم و تازگیا در غسل و شستشو دچار وسواس شدم و خیلی شک و تردید در مورد کارها برام پیش میاد و مثلا به خاطر یه کاری که قبلا کردم میترسم که درآینده برام مشکلی پیش بیاد یا وقتی صدای تلویزیونو زیاد میکنم باید روی عدد زوج قرار بگیره یه مدتی هم هست از زندگی نا امید شدم و همش احساس کمبود میکنم.مسئله ترس از آینده و اینکه بخوام به یک چیزی دوبار دست بزنم خیلی اذیتم میکنه و اینکه خیلی از ترس هام بدون مورد هست. یه مورد دیگه هم اینه که اعتماد به نفسم بشدت پایینه و احساس حقارت میکنم فکر میکنم دیگران از من بدشون میاد. لطفا اگه میشه راهنماییم بکنید چکار کنم خیلی دارم اذیت میشم. آیا میشه بدون مراجعه به روانپزشک یا روانشناس این موارد رو درست کرد؟

  • علی برزگر 19 آذر 1399

    سلام اقای دکتر دختر من ۱۹ سالشه کنکور ۹۹رد شد بهم ریخته با امدن کرونا وسواس شده بود کنکور شد قوز بالا قوزالان از خانه بیرون نمیره از فامیل خودشو پنهان میکنه دوماهه حمام نکرده به ظاهرش اهمیت نمیده شبا خواب نداره روزا تورختخوابه صبونه ونهارو ترک کرده بارها پیش روانپزشک رفتم ولی اصلا نه دارو میخوره نه ازمایش میده با پا دستگیره در ها رو باز میکنه تو دستشویی خیلی معطل میشه زندگیمون بهم ریخته احساس میکنم هم اختلال وسواس داره هم افسردگی چون از خودکشی هم حرف میزنه احساس میکنه براش توطیه میکنیم جرات نداریم تلفنی حرف بزنیم میگه در باره من حرف میزنید متاسفانه تو رختخواب لخت میخوابه میگه گرمه چکار کنیم حتی حاصر نیست پیش روانشناس بره یا روانشناس بیا خونه تورو خدا کمک کنید چکار کنیم

  • علی برزگر‌فرد 19 آذر 1399

    سلام

  • رضا فکور 19 آذر 1399

    باسلام آقای دکتر من دچار وسواس فکری درباره اعداد شدم و به اتفاقهای بد که شاید درزندگییم اتفاق بیوفته ربط میدهم مثلابازای هر شماره تلفن یا عددی زمان مربوط به اون اتفاقو تو ذهنم پرورش میدم البته قبلا شدید نبود اما الان زیاد شده است بنحویکه اذیت میشم لطفا کمکم کنید سپاس بیکران

  • رضا فکور 19 آذر 1399

    باسلام
    آقای دکتر من چند وقتییه که به وسواس فکری شدید درباره اعداد و ربط آنها به مسایل زندگییم شده ام و هر شماره یا عددی رو به اتفاقی که پیش نیامده است ربط میدهم گاهی بهشون توجه نمیکنم اما بعضی مواقع اذیتم میکنه و اعصابمو بهم میریزه تورو خدا راهنماییم کنید باسپاس

  • . Fateme 20 آذر 1399

    سلام اقای دکتر من تقریبا چند ماهیه که به وسواس فکری مبتلا شدم شاید مسخره و خنده دار باشه ولی من روی قورت دادن و بلع غذا وسواس پیدا کردم و وقتی دارم غذا میخورم بیش از حد روی بلع غذا تمرکز میکنم و همین باعث میشه چون حساس شدم نتونم خوب غذا بخورم و خیلی انرژی زیادی رو صرف غذا خوردن میکنم.وای به اینکه اگه مشغول غذا خوردن باشم و کسی حرفی نزنه یا صدایی نیاد دیگه من احساس میکنم همه دارن به غذاخوردن من توجه میکنن.خیلی با خودم کلنجار میرم که واقعا چیز خاصی نیست و همش بخاطر تمرکز بیش از حدمه ولی هرکار میکنم تا اسم غذاخوردن میاد بلافاصله میاد تو ذهنم
    البته بگم که من مبتلا به اضطراب اجتماعی یا همون سوشال فوبیا هم هستم اما خیلی سعی میکنم که این رفتارمو تو جامعه نشون ندم حالا بماند که چه آسیب های روحی و روانی که بابت همین اضطراب اجتماعی بهم وارد شده نمیدونم این موضوع تاثیرگذاره یا نه ولی الان واقعا همین موضوع فوبیای بلع غذا داره آزارم میده همش به خودم میگم اینو واسه خودت نکن یه مشکل بزرگ مثل قبل باش که راحت میتونستی غذاتو بخوری بدون هیچ دغدغه ای اما کلا شب و روزم شده فک کردن ب این قضیه واقعا کلافه کنندست بعضی موقع ها دوس دارم فقط بخوابم که به این چیزا فک نکنم شاید باور نکنید اما افکار خودکشی رو هم دارم اضطراب اجتماعی یه طرف که زندگیمو مختل کرده این مشکل هم یه طرف اقای دکتر خواهش میکنم راهنماییم کنید واقعا تحمل این مشکل مسخره و آزاردهنده رو دیگه ندارم خسته شدم بخدااا

    • دکتر بهشتیان 20 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز مشکل وسواس شما با دوره درمان وسواس قابل درمان هست.
      توضیحات دوره درمان وسواس در بخش دوره های درمان غیرحضوری را مطالعه کنید

  • T. V 21 آذر 1399

    سلام، پسری دارم 15 ساله چند ماه هست که در نمازش روی تلفظ بعضی کلمات هنگ میکنه واون کلمه رو ده شاید بیشتر تکرار میکنه میگه همش فکر میکنم اشتباه تلفظ کردم
    وقتی از روی دم دری رد میشه دم دری رو همش درست میکنه که دقیقا از دو طرف فاصله اش با دیوار یکی باشه
    اعداد فرد رو هیچ جایی نمی‌پذیرد حتما باید زوج باشه
    دکتر فلووکسامین رو تجویز کرد بعد مدتی که خیلی بهتر شده بود متوجه شدم این دارو باعث افزایش فشار ریوی قلب وتپش قلب میشه
    وچون پسرم مشکل قلبی داره وفشار ریوی قلبش بالاست وداروی قلبی می‌خوره به دکترش اطلاع دادم آسنترا شروع کردن وفلووکسامین رو قطع کردند الان 40 روز هست آسنترا استفاده میکنه ولی بهتر نشده که هیچ بد تر هم شده وسواسش
    کم خواب هم شده وگاهی خیلی عصبی وبهانه گیر هم می‌شود وگریه می‌کند
    تک فرزند هست وبا این اوضاع کرونا هیچ ورزش وتفریح هم ندارد وتمام روز در خانه فقط درگیر درسهایش هست پایه ی دهم هست وذهنش خیلی درگیر درس وشغل آینده اش هست
    وزیاد فکر می‌کند
    چه کنم آسنترا را ادامه بدهم ضمنا روزی دو بار آسنترای 100 می‌خورد

  • محمد مهدی 22 آذر 1399

    سلام وقت بخیر
    ممنون از مطالبتون آقای دکتر بهشتیان
    من ۱۷ سالمه
    همش تو گوگل میچرخم
    درمورد ترنس ها و دوجنسیتی ها تحقیق میکنم وسایر بیماری ها و . . .
    یک جا خوندم نوشته دو جنسیتی هم پسره هم دختر من امتحانی یک تست دادم امتیازم شد ۱۷۰
    از ۱۶۹ تا ۲۲۱ یعنی دوجنسیتی ولی مجدد دقیق تر سوال دادم امتیازم شد ۱۰۷
    ولی اون تست اول بهم یک شک خیلی بدی داد همش میگم نکنه من جنسیتم اشتباه باشه همش فکر میکنم جنسیت مخالفم ولی اخلاقم و کارام کاملا پسرونه و از جنسیتم راضی هستم ولی همین افکار همش تو ذهنم میاد و باعث افسردگیم شده و دچار شک میشم
    درضمن قبل این کار همش ۳ الی ۴ بار در رو چک میکردم که قفله و ۳ بار دستمو بعد دستشویی میشورم و از دست خواهرم چیزی نمیخورم و همش منفی فکر میکنم مثلا تو ماشین میگم از دره نیفتیم پایین و . . .
    ممکنه این علائم وسواس فکری باشه ؟ این مشکللم وسواس فکری؟
    لطفا جواب بدید آقای بهشتیان ممنونم
    لطفا

    • محمدرضا 2 دی 1399

      آره عزیزم وسواس فکریه خیلی چیز بدیه آدمو آزار میده
      من هم وسواس فکری دارم و افسرده هم شدم طوری که نمیتونم درسمم بخونم.
      ودارم عذاب میکشم😔😔😔

  • محمد مهدی 22 آذر 1399

    میشه تروخدا جواب منو بدید

  • محمد مهدی مقربی 27 آذر 1399

    سلام آقای دکتر من وسواس فکری در مورد اینکه یکی رو گمراه کنم یا اینکه عده زیادی رو گمراه کنم من چه کار باید انجام بدم روانشناس هم رفتم جواب نداد

  • صابر 6 دی 1399

    دوستان عزیز وسواس یک بیماری خیلی سخته و قابل درمانه فقط باید صبر داشته باشین و نترسین و حتما به روانپزشک مراجعه کنین و دارو مصرف کنید هر چقدر زودتر به پزشک مراجعه کنید به نفعتونه من ۶ سال عمرمو با استرس کامل و این افکار مزاحم تباه کردم ومتاسفانه فکر میکردم هر کی بره روانپزشک ببیندش دیوونس که همین دیدگاه غلط باعث شد بیماری کاملا منو ضعیف کنه و نهایتا به دکتر مراجعه کردم و با یکسال مصرف دارو حالم خوب شد . مطمئن باشید که قابل درمانه فقط توکل داشته باشین و صبور باشین . بعد از درمانتون هم مواظب باشین که خودت ن رو در موقعیت های استرس زای طولانی قرار ندین چون باز هم بر میگرده

  • بهار 7 دی 1399

    سلام وقت بخیر
    من و نامزدم تقریبا 7 سالی با هم دوست بودیم، ایشون امسال اومدن خاستگاری، سر مهریه خانواده ها بحثشون شد، توی این مدت 7 سال هم من و ایشون بحث زیاد داشتیم. این که با توجه به این ک خانواده ها مشکل پیدا کردن و خودمونم بحٍث داشتیم در استانه جدایی قرار گرفتیم ، بعد از اون من متوجه رفتارای اشتباهم شدم، ولی ایشون بعد از حدود 2 ماه از اون جریانا همش میگه میترسم باز این مشکلات پیش بیاد میترسم و این حرفا، هرچقد میگم ک ما میتونیم همه چیزو درست کنیم ، میگه من دوست دارم ولی نمیتونم به این چیزا فک نکنم همین چیزا باعث میشه اونی که باید نباشم، من دارم فرار میکنم از این شرایط، در کل من حس میکنم وسواس فکری گرفته با توجه به این توضیحات، میفرمایین ایا درسته؟

  • مهتاب 9 دی 1399

    سلام
    من تست گرفتم توی نت اضطراب متوسط و افسردگی خفیف داشتم، چندین ساله از سال 94،بعد از یک رابطه مجازی، الان ۲۲سالمه، اون سال 6ماه گریه کردم و اصلا برای کنکور نخوندم، این چند سال همش کنکور دادم و درسم خوب نشد نوه رتبه های خوبی،نمیدونم چطور برگردم به تمرکز اون زمان، اصلا نمیتونم فکرم رو رو.درس بذارم، دوست دارم بخونم اما یا انرژی نذاره یا همش فکر های بیهوده،همش نگرانم، با هر اتفاقی تمام وجودم میشه ترس استرس. وحشت، میترسم از آینده و از گذشته متنفرم، چه کار کنم، نمیدونم خودم رو مقصر وضعیت خانواده میدانم، برم روانپزشک؟ ی مدت 13 سالگی وسواس عملی بدی داشتم که رفع شد، الان اما استرس کرونا هم اضافه شده، با هر اتفاقی حالم بدتر میشه

  • مریم 13 دی 1399

    من یه اخلاقی دارم که نمی دونم وسواس فکری حساب میشه یانه اونم اینه که خیلی به دکور و وسایل خونه فکر می کنم اینکه چی کجا باشه که قشنگ تر بشه آنقدر که خودمم دیگه کلافه شدم اگر یه تابلویی روی دیوار یه میلیمتر اینور اونور بشه خوابم نمی بره تا درستش کنم همه چیز باید ست باشه مبل با میز میز با کمد گاهی از یه چیزی خوشم میاد می خرمش میام خونه می بینم به وسایل دیگه نمیاد هر چقدر پول داده باشم مهم نیست اونو استفاده نمی کنم آنقدر که برا این چیزا وقت می ذارم برا خودم وقت نمی دارم یه مرضی دارم که به کاری که می خوام بکنم آنقدر فکر می کنم همین که اون کار انجام شد نهایتش دو روز پایداری و دوباره به چیدمان جدید میاد توی ذهنم و دوباره به اون فکر می کنم البته خیلی چیزی نمی خرم عاشق خرید و این چیزها نیستم فقط چیدمان و ست کردن همین چیزایی که دارم البته یه مدتی خیلی عضو پیچ های خانه داری بودم الان خدارو شکر خودمو ترک دادم ولی این عادت بد هر روز داره تشدید میشه امروز از ناراحتی گریه کردم نمی دونم چیکار کنم هیچ وقت ذهنم آروم و راضی نمیشه چیکار کنم؟؟؟

  • Aysan 14 دی 1399

    سلام من میخام ازدواج کنم خواستگار اومده طرف مقابل خیلی به دلم نشسته ولی بعدش احساس پشیمانی میکنم و یه استرسی میگیرم که تا این مسئله فسخ نشه آروم نمیشم وبعدشم کلا اشتهام کور میشه لاغر میشم

    • رضا 18 دی 1399

      باسلام بنده ۳۵ ساله ودانشجوی دکتری هستم.بنده در ۱۲ سالگی بدلیل تنبیه پدرم درانباری قرارگرفته که احساس ترس شدید کردم وبامشت به شیشه زدم ودستم زخم شد واز آن موقع وقتی به مسافرت میرفتم و یا سوارهواپیما میشدم ویا سرامتحان این احساس ترس واینکه الان تنگی نفس میگیرم داشتم.البته این مشکلم تقریبا از ۵ سال گذشته با مواجهه بنده درموقیعیت های قبلی و اعتماد به نفس بالا خوب شد.بنده در نوجوانی هم خیلی به انواع بیماری ها حساس شده بودم به نحوی که هر علایمی دربدنم داشتم سریع فکر بیماری بد را میکردم وباید دکتر میرفتم وتا انتها پیگیری میکردم.البته این موضوع هم تقریبا از چند سال پیش خوب شده بود تا اینکه دی ماه سال۹۸ از سفر که تنها برمیگشتم درماشین پانیک بهم دست داد وچون دیگر خانواده درماشین نبودن که حواسم را پرت کنم دائم تا یک هفته به آن فکر واحساس اضطراب داشتم .رفتم روانپزشک وایشان پاروکستین تجویز کرد که تا این یکسال خوردم.اما افکار الکی یه مواقعی به نحو جدید می آید سراغم که دیگر این حالت خوب نمیشه و دیگر قابل کنترل نیست و ذهنم کلا قفل میشه روی این موضوع که وقتی این افکار رادارم دیگه حال خیلی خوب قبلم راندارم که واقعا اذیتم میکند.یجوری که ذهنم میخواد با من مبارزه کنه .من خودم احساس میکنم وسواس فکری شدید دارم.فقط دنبال راه حل میگردم.ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

  • متین 22 دی 1399

    سلام و عرض ادب اقای بهشتیان من چند و قته افکار بدی مثل قتل عزیزان یا خود کشی به ذهنم خطور می کنه و واقعامن رو کلافه می کنه به طوری که همش احساس گناه می کنم شما جه راه درمانی رو معرفی می کنین با سپاس

  • شاهین 22 دی 1399

    سلام آقای دکتر وقتتون بخیر
    18 سالمه و فکر کنم دو سال هس که وسواس فکری شدیدی پیدا کردم این موضوع خیلی روی درس خوندن تاثیر گذاشته . مثلا موقع درس خوندن به جزییات خیلی گیر میدهم و و وقتی یه چیزی رو یاد میگیرم با خودم میگویم یاد نگرفتم و باید از اول بخونم و حتی 20 بار هم بخونم یه احساسی بهم میگه که یاد نگرفتی و این موضوع خیلی وقت ازم میگیره و کلافه شدم … اقای دکتر حتی چند باری هم فکر خودکشی به سرم زده چون وقتی این موضوع رو به خانواده ام میگم جدی نمیگیرن و بعضی وقتا میخندن . به نظرتون برای درمان چه اقدامی کنم
    ممنون میشم جوابمو بدید

  • زهرا 25 دی 1399

    سلام آقای دکتر خسته نباشید من یه سال با همسرم قبل ازدواج دوست بودیم الان ۶ ماهه نامزد کردیم من قبل همسرم با دوست صمیمی ایشون رابطه داشتم ولی بعد از جدایی با دوست همسرم با ایشون رابطه شروع کردم در کل باید بگم اتفاقات ناخوشایندی در گذشته من بوده که همسرم از همشون خبردار هست که من خودم بهشون گفتم و ایشون هم با همه اینها با من ازدواج کردن ما الان در این مورد مشکل خاصی نداریم ولی من حس میکنم با اینکه همسرم به من اعتماد دارن ولی حساس هستن چون بعضی اوقات گروه‌های درسی منو چک میکنن وقتی تلفنم مشغوله از من سوال میپرسن با کی صحبت میکردی درسته که به من گیر نمیدن و من راحتم ولی حس میکنم این افکار ایشونو اذیت میکنه ایشون حتی میترسن که دوستشون بخاطر لج بازی بیاد و به خانوادش بگه که من با عروس شما ارتباط داشتم و زندگی مون نابود بشه و من حس میکنم اعتماد کامل به من ندارن البته اینم بگم در دوران دوستی در مورد گذشته خیلی به من سرکوفت میزدن و منو خیلی اذیت میکردن ولی بعد ازدواج اصلاااااااا اذیتم نمیکنن
    میخاستم بدونم آیا امکانش هست که همسرم وسواس یا پارانویید داشته باشن ؟
    و اینکه آقای دکتر حس میکنم این افکار همسرم و اتفاقات گذشته که همسرم در دوران دوستی به خاطرشون منو بسیار آزار دادن و میخاستن منو ترک کنن
    باعث شده من وسواس بگیرم اینجوری که همش به افکار مزاحم وادارم میکنه به جنس مخالف نگاه کنم و چشمم اینور اونور باشه نمیتونم خودمو کنترل کنم که به اقایون نگاه نکنم این موضوع دو بار هم باعث رنجش همسرم شده و حس میکنم این رفتار من نتیجه رفتار نامناسب همسرم تو دوران دوستیه
    میخاستم بهم کمک کنین و بگید که من یا همسرم آیا مبتلا به وسواس هستیم یا نه

  • Majid jafar 26 دی 1399

    ببیند آقای دکتر همه نظرات شما وهمکارانتون مثل همه ناراحت نشید ولی چند سالیه که من درگیر این وسواس هستم هیچکدامتون از درمان واقعی که کسی درمان شده باشد رو صحبت نکردید نمیدونی ومن قطع به یقین میدونم که کسی مداوا نشده پس مسیری رو که شماها میرید اشتباه محضه
    و این بیماری جز بیماران صعبالعلاجه پس بیخود دست وپا نزنید

  • F 26 دی 1399

    سلام. من همش احساس میکنم که توی ذهنم به مقدسات توهین میکنم در صورتی که اصلا نمیخوام بهش فکر کنم هی بیشتر میشه و حتی بعضی وقتا جوری روی عصابم میرن که گریم میگیره.علاوه بر این موضوعات دیگه هم بعضی اوقات ذهنما درگیر میکنن و نمیدونم واقعا چی کار کنم و هر وقت موضوعی تموم میشه موضوع دیگه ای میاد توی ذهنم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *