وسواس : انواع ، علل و درمان از زبان دکتر بهشتیان

گاهی اوقات چک کردن مجدد اتو جهت اطمینان از خاموش بودن آن، نگرانی از آلودگی میکروبی و داشتن افکار خشن و ناخوشایند، طبیعی است. ولی اگر مبتلا به اختلال وسواس هستید، افکار وسواسی و رفتارهای جبری در زندگی روزمره شما اختلال ایجاد می‌کنند. اختلال وسواس نوعی اختلال اضطرابی است که مشخصه آن، افکار ناخواسته، غیرقابل کنترل و تکراری است. این افکار شما را وادار به اقدام وسواسی می‌کنند. اگر مبتلا به وسواس هستید، پس می‌دانید که افکار وسواسی و رفتارهای جبری شما غیرمنطقی هستند، با این وجود نمی‌توانید در مقابل‌شان مقاومت کرده و آنها را رها کنید.

وسواس درست مثل سوزن گرامافون که صفحه‌ای قدیمی را می‌خواند، مغز را درگیر فکری خاص و سپس وادار به انجام کاری خاص می کند. برای مثال، ۲۰ دقیقه از وقت‌تان را صرف بررسی خاموش بودن اجاق گاز می‌کنید؛ چون می‌ترسید که نشت گاز، خانه شما را به آتش بکشد. یا این که آنقدر دست‌تان را می‌شویید که زخم می‌شود، چون از میکروب‌ها می‌ترسید. اگرچه این اعمال تکراری حس ناخوشایندی در فرد ایجاد می کنند ولی اضطراب ناشی از افکار وسواسی را تا حدودی کاهش می دهند.

شاید از موقعیت‌هایی که باعث تحریک افکار وسواسی می‌شوند، اجتناب کنید یا با مصرف مواد و الکل به خود درمانی بپردازید، که در این صورت علایم شما تشدید خواهند شد. شاید فکر ‌کنید راهی برای فرار از افکار وسواسی و رفتارهای جبری وجود ندارد، ولی باید گفت برای رهایی از این افکار و اعمال و به دست گرفتن کنترل آنها، روش‌های بیشماری وجود دارند.

افکار وسواسی و رفتارهای جبری در اختلال وسواس (OCD)

افکار وسواسی شامل افکار، تصاویر یا تکانه‌های غیر ارادی هستند که بارها و بارها در ذهن‌تان تکرار می‌شوند و با این که علاقه‌ای به داشتن چنین افکاری ندارید؛ ولی نمی‌توانید آنها را متوقف کنید. متأسفانه این افکار وسواسی غالباً آشفته کننده هستند.

اعمال جبری هم رفتارها و آدابی هستند که حس می‌کنید باید به طور مداوم آنها را انجام دهید. معمولاً اعمال جبری برای رهایی از افکار وسواسی انجام می‌شوند. برای مثال اگر از آلودگی می‌ترسید، احتمالاً آداب شستشوی پیچیده‌ای را به کار می‌گیرید. با این حال حس راحتی حاصل از این اعمال هیچ‌گاه تا ابد تداوم نمی‌یابد؛ در حقیقت افکار وسواسی با قدرت بیشتری باز می‌گردند. افکار وسواسی و رفتارهای جبری، وقت‌گیر و غیر قابل کنترل هستند، از این رو به عاملی برای تشدید اضطراب تبدیل می‌شوند. این فرایند، همان چرخه معیوب اختلال وسواس (OCD) است.

شوینده‌ها: این افراد از آلودگی می‌ترسند. آن‌ها معمولاً در حال پاک کردن یا درگیر رفتارهای جبری شتسشو هستند.اغلب افراد مبتلا به اختلال وسواس در یکی از طبقه‌های زیر قرار می‌گیرند:

  • بررسی کننده‌ها: این افراد به طور مداوم همه چیز را چک می‌کنند (خاموش کردن وسایل، قفل بودن درها و غیره). این کارها با خطر یا آسیب در ارتباط هستند.
  • شکاک‌ها و گناهکاران: این افراد می‌ترسند که اگر کارها کامل و یا خوب انجام نشوند، رویدادی هولناک به وقوع پیوسته یا تنبیه شوند.
  • شمارشگران و مرتب کننده‌ها: این افراد درگیر ترتیب و تقارن هستند. آن‌ها به خرافاتی در مورد اعداد، رنگ‌ها یا ترتیب خاصی معتقد هستند.
  • محتکران: این افراد می‌ترسند که اگر چیزی را دور بیاندازند، اتفاق بدی رخ دهد. آن‌ها به طور جبری اقلام بلا‌استفاده را نگهداری می‌کنند. احتمال ابتلای آنها به اختلال‌های دیگری مثل افسردگی، PTSD، خرید جبری، جنون سرقت، ADHD، پوست کنی یا اختلال‌های تیک هم وجود دارد.

نشانه‌ها و علایم اختلال وسواس (OCD)

داشتن افکار وسواسی و علایم جبری به معنای ابتلا به اختلال وسواسی- جبری نیست. این افکار و رفتارها در اختلال وسواسی منجر به تنش زیادی می‌شوند؛ وقت زیادی می‌گیرند (حداقل یک ساعت در روز) و با زندگی و روابط روزمره شما تداخل پیدا می‌کنند.

وسواس فکری عملی

اغلب افراد مبتلا به اختلال وسواسی جبری، هم افکار وسواسی و هم اعمال جبری را دارند؛ ولی برخی از افراد فقط یکی از آنها را تجربه می‌کنند.

افکار وسواسی متداول در اختلال وسواس به شرح زیر هستند:

  • ترس از آلودگی به وسیله میکروب‌ها یا آلوده کردن دیگران.
  • ترس از دست دادن کنترل و آسیب رساندن به خود یا دیگران.
  • افکار یا تجسم‌های جنسی تهاجمی یا خشونت آمیز.
  • تمرکز بیش از حد روی عقاید مذهبی یا اخلاقی.
  • ترس از دست دادن یا نداشتن چیزهایی که شاید روزی مورد نیاز باشند.
  • این عقیده که همه چیز باید مرتب و منظم باشد (نظم و تقارن).
  • توجه افراطی به خوش شانسی یا بدشانسی در هر زمینه ای (خرافات).

رفتارهای جبری متداول در اختلال وسواس به شرح زیر هستند:

  • بررسی افراطی و تکراری وسایل مثل قفل‌ها و کلیدها.
  • سرکشی مداوم به عزیزان برای اطمینان از سلامت و امنیت آنها.
  • شمارش، ضربه زدن و تکرار حرکات خاص یا انجام سایر امور بی معنی در جهت کاهش اضطراب.
  • صرف وقت زیاد برای شستشو و نظافت.
  • مرتب و منظم کردن وسایل.
  • دعا کردن افراطی یا اجرای آداب مذهبی به خاطر ترس از پیامدهای عدم انجام آنها.
  • جمع آوری اشیاء غیرضروری مثل روزنامه‌های قدیمی یا ظروف خالی غذا.
علائم اختلال وسواس در کودکان

با این که شروع علایم اختلال وسواس در طول نوجوانی یا جوانی است ولی گاهی اوقات کودکان هم علایمی مشابه اختلال وسواس را نشان می‌دهند. با این حال علایم سایر اختلال‌ها مثل ADHD، اوتیسم و سندرم تورت (توره) هم مشابه اختلال وسواس به نظر می‌رسد. پس قبل از تشخیص گذاری به بررسی پزشکی و روانشناختی نیاز داریم.

نکات مهم در خودیاری درمان وسواس (OCD)

نکته اول: محرک‌ها را بشناسید

گام اول در مدیریت علایم اختلال وسواس، شناسایی محرک‌های این علایم (یعنی افکار یا موقعیت‌ها)  است. این محرک‌ها، افکار وسواسی و اعمال جبری را برایتان به همراه می‌آورند. پس فهرستی از محرک‌ها و افکار وسواسی حاصل از آنها تهیه کنید. شدت ترس یا اضطراب حاصل از هر موقعیت را رتبه بندی کرده و بعد رفتارهای جبری یا راهکارهایی که برای از بین بردن اضطراب، به ذهن‌تان می‌رسد را یادداشت کنید. برای مثال اگر از آلوده شدن به وسیله میکروب‌ها می‌ترسید، به ترسی که از دست زدن به چرخ دستی فروشگاه، در شما ایجاد می شود نمره ۳ می دهید درحالی که وارد شدن به سرویس بهداشتی فروشگاه ترسی با نمره۱۰ در شما ایجاد می‌کند و برای کاهش و خنثی شدن این ترس و اضطراب  نیاز دارید ۱۵ دقیقه دست خود را بشویید.

شناسایی محرک‌ها، به پیش بینی اعمال جبریِ شما کمک می‌کند. با پیش بینی این اعمال جبری، قبل از انجام آنها، قادر به کنترل‌شان خواهید بود. برای مثال اگر رفتار جبری شما شامل بررسی بسته بودن قفل‌ها، پنجره‌ها یا خاموش بودن وسایل برقی است؛ می‌توانید بستن در یا خاموش کردن وسایل را با دقت و توجه بیشتری در همان بار اول انجام دهید.

  • تصویر ذهنی روشنی بسازید و بعد به یادداشت برداری ذهنی بپردازید. به خودتان بگویید: «پنجره بسته است» یا «دیدم که فر را خاموش کردم».
  • هنگامی که اجبار برای چک کردن مجدد وسایل به وجود آمد به راحتی آن را برچسب گذاری کنید و بگویید: «این تنها یک فکر وسواسی است».

شناسایی و ثبت محرک‌ها، ابزار مهمی برای یادگیری مقاومت در برابر انجام اعمال جبری اختلال وسواس است.

نکته دوم: مقاومت در برابر انجام اعمال جبری اختلال وسواس (OCD) را یاد بگیرید

اجتناب از موقعیت‌هایی که باعث تحریک افکار وسواسی است، هوشمندانه به نظر می‌رسد؛ ولی هر قدر بیشتر اجتناب کنید، وحشت بیشتری را حس خواهید کرد. در عوض با مواجهه با محرک‌های اختلال وسواس، مقاومت در برابر اجرای آداب جبری را یاد می‌گیرید. این فرایند به «مواجهه و جلوگیری از پاسخ[۲] (ERP)» معروف است و دیدگاه اصلی در حوزه درمان حرفه‌ای اختلال وسواس محسوب می‌شود.

در فرایند مواجهه و جلوگیری از پاسخ، شما ملزم به مواجهه مکرر با منبع افکار وسواسی هستید و بعد باید از رفتارهای اجباری که معمولاً برای کاهش اضطراب انجام می‌دهید، خودداری کنید. به عنوان مثال: اگر وسواس شستشوی دست دارید، وقتی به دستگیره درب سرویس بهداشتی عمومی دست می‌زنید، نباید دستان‌تان را بشویید. پس از مدتی که این کار را انجام دهید، اجبار برای شستن دست‌ها بعد از دست زدن به دستگیره درب دستشویی، به تدریج ناپدید می‌شود. با این روش یاد می‌گیرید که برای خلاصی از اضطراب نیازی به اجرای آداب تکراری ندارید و تا حدی روی افکار وسواسی و رفتارهای جبری، کنترل پیدا می‌کنید.

مقابله با بزرگ‌ترین ترس‌ها در ابتدای کار، دشوار است، به همین دلیل این کار را با ترس‌های کوچک‌تر آغاز کرده و همینطور در نردبان ترس بالا می‌رویم. ابتدا با موقعیت‌هایی که کمترین شدت ترس را به همراه دارند مواجه می‌شوید و هنگامی که اضطراب ناشی از آن موقعیت را تحمل کردید، به مرحله  بعد رفته و با چالش دشوارتری مواجه می‌شوید.

ساختن نردبان ترس خودتان: به هدف نهایی خود فکر کنید (برای مثال: استفاده از سرویس بهداشتی عمومی بدون ترس از آلودگی یا رانندگی تا محل کار بدون توقف و بررسی این که به چیزی زده‌اید یا خیر) و بعد گام‌های مورد نیاز برای رسیدن به این هدف را تفکیک کنید. با توجه به محرک‌هایی که در شما ایجاد اضطراب می‌کنند، فهرستی ازموقعیت‎‌های اضطراب‌آور تهیه کنید و این موقعیت‌ها را به ترتیب از شدت کم تا شدت زیاد لیست کنید. گام اول، شما را کمی مضطرب می‌کند ولی آنقدر سخت و غیرقابل تحمل نیست که از انجام آن منصرف شوید.

مثالی از نردبان ترس

هدف: رانندگی تا محل کار بدون توقف بابت بررسی این که به چیزی زده‌ام یا خیر
شدت ترسموقعیت
۱۰رانندگی تا محل کار بدون توقف بابت بررسی این که به چیزی زده‌اید یا خیر.
۸با همسرتان تماس نمی‌گیرید تا سلامت رسیدنش به محل کار را چک کنید.
۶از خانه خارج می‌شوید، درب را قفل می‌کنید و برای چک کردنش بر نمی‌گردید.
۴اجاق گاز را خاموش کرده و بدون چک کردن مجدد، آشپزخانه را ترک می‌کنید.
۲شیر را در یخچال قرار داده و دیگر بسته بودن درب را چک نمی‌کنید
حالا می‌توانید نردبان ترس خودتان را تهیه کنید.

حالا از نردبان بالا بروید. از گام اول شروع کنید و تا زمانی که به احساس راحتی نرسیدید به گام بعدی نروید. در صورت امکان آنقدر در این مرحله بمانید تا اضطراب‌تان کاهش یابد. هر چقدر بیشتر با محرک OCD مواجه و درگیر شوید، در صورت مواجهه مجدد با آن، میزان اضطراب‌تان کمتر می‌شود. هنگامی که گام اول را در موقعیت‌های مختلف تکرار کردید و دیگر اضطراب زیادی را تجربه نکردید می‌توانید به گام بعدی بروید. اگر گام اول برایتان خیلی دشوار است پس آن را به گام‌های کوچک‌تری تقسیم کنید، یا کندتر پیش بروید.

در حین مقاومت در برابر اعمال اجباری روی احساسات اضطرابی متمرکز شوید. به جای این که حواس خودتان را پرت کنید، در حین مقاومت جهت انجام رفتار اجباری، روی احساس اضطراب خود متمرکز شوید. شاید بر این باورید که با این کار، احساس ناخوشایندتان تداوم می‌یابد تا در نهایت عمل جبری را انجام دهید. در حالی که اینطور نیست، با تمرکز روی احساس خود، اضطراب‌تان ناپدید خواهد شد. متوجه می‌شوید که کنترل‌تان را از دست نمی‌دهید و در صورت رعایت نکردن برخی از آداب، مشکلی ایجاد نمی‌شود.

تمرین کنید. هر چقدر بیشتر تمرین کنید، پیشرفت بیشتری خواهید کرد. به آرامی پیش بروید تا بتوانید احساسات خود را مدیریت کرده و در آنها غرق نشوید. بدانید که در حین مواجهه با ترس‌هایتان، حس ناخوشایندی و اضطراب را تجربه خواهید کرد ولی این احساسات موقتی هستند. هر وقت که با محرک‌ها مواجه می‌شوید و با آنها کنار می‌آیید، اضطراب‌تان کاهش یافته و کنترل بیشتری روی افکارتان پیدا می‌کنید.

نکته سوم: افکارس وسواسی را به چالش بکشید

هر فردی، هر از گاهی افکار یا نگرانی‌هایی را تجربه می‌کند که باعث آشفتگی او می‌شوند. ولی اختلال وسواس، مغز را روی افکار اضطرابی خاصی متمرکز می‌کند که بارها و بارها در ذهن تکرار می‌شوند. هر قدر که افکارتان آشفتگی و تنش بیشتری ایجاد کنند، به احتمال بیشتری به سرکوب آنها روی می‌آورید. ولی سرکوب این افکار غیرممکن است و تلاش در این جهت، اثر معکوسی به همراه دارد؛ در نتیجه افکار ناخوشایند دوباره ظاهر می‌شوند و شما را رنجیده می‌نمایند.

با مقاومت در برابر انجام اعمال جبری، بر افکار تنش‌زا و وسواسی غلبه می‌یابید؛ چون با تمرین‌های مواجهه و جلوگیری از پاسخ، توان تحمل این افکار را پیدا می‌کنید. به خاطر بسپارید که با داشتن افکار ناخوشایند، به فرد بدی تبدیل نمی‌شوید. افکار فقط در حد فکر هستند. حتی داشتن افکار ناخواسته یا خشونت بار هم طبیعی هستند. فقط بدانید که با تداوم این افکار، آنها را به اعمال وسواسی تبدیل می‌کنید.

با راهبردهای زیر، افکارتان را در حد فکر در نظر گرفته و کنترل ذهن مضطرب‌تان را به دست می‌گیرید.

وسواس فکری عملی

افکار وسواسی خود را یادداشت کنید. هنگامی که درگیر افکار وسواسی می‌شوید، تمامی افکار یا اعمال وسواسی را یادداشت کنید. می‌توانید آنها را روی کاغذ بنویسید یا روی گوشی هوشمند تایپ کنید.

  • به نوشتن خواسته‌های وسواس گونه ادامه دهید و افکارتان را دقیقاً ثبت کنید؛ حتی اگر این افکار حاوی عبارت یا خواسته‌های تکراری هستند.
  • با نوشتن آنها می‌فهمید که چقدر افکار وسواسی تکراری دارید.
  • بارها و بارها افکار و خواسته‌های تکراری را بنویسید. نوشتن آنها باعث می‌شود تا قدرت این افکار کم شود.
  • نوشتن افکار، سخت‌تر از فکر کردن به آنهاست، پس احتمال ناپدید شدن افکار وسواسی افزایش خواهد یافت.

دورۀ نگرانیِ اختلال وسواس را بسازید. به جای سرکوب کردن افکار و اعمال وسواسی به زمان‌بندی آنها بپردازید.

  • در طول روز یک یا دو دورۀ ده دقیقه‌ای را به دورۀ نگرانی اختصاص دهید. این زمان را صرف افکار وسواسی کنید.
  • در طول دورۀ نگرانی فقط روی افکار یا خواسته‌های منفی متمرکز شوید. نیازی به تلاش برای اصلاح این افکار در طول این دوره نیست. در پایان دورۀ نگرانی، چند نفس عمیق بکشید، افکار وسواسی را رها کرده و به فعالیت‌های روزمره خودتان بپردازید. با این حال ادامه روز را باید بدون اعمال وسواسی طی کنید.
  • در طول روز، هر زمان که افکار به ذهن‌تان می‌رسند، آنها را یادداشت کرده و تا دورۀ نگرانی به تعویق بیاندازید.

افکار وسواسی را به چالش بکشید. با طرح پرسش‌های زیر در طول دورۀ نگرانی، افکار منفی و مزاحم را به چالش بکشید:

  • چه شواهدی برای درست بودن فکرم وجود دارد؟ ممکن است فکرم درست نباشد؟ آیا فکر را با واقعیت اشتباه گرفته‌ام؟
  • آیا روش مثبت‌تر یا واقع گرایانه تری برای بررسی موقعیت پیش رو وجود دارد؟
  • چقدر احتمال وقوع رویدادی که از آن می‌ترسم وجود دارد؟ اگر احتمالش کم است، پس پیامدهای محتمل‌تر کدامند؟
  • آیا این تفکر مفید است؟ تفکر وسواسی چه کمکی به من نموده و چه لطمه‌ای به همراه دارد؟
  • به دوستی که چنین افکاری دارد، چه باید بگویم؟

افکار وسواسی یا مزاحم خود را ضبط کنید. روی فکری خاص یا وسواسی متمرکز شده و آن را روی کاست یا گوشی هوشمند ضبط کنید.

  • عبارت، جمله یا داستان وسواسی را به همان شکلی که به ذهن‌تان می‌رسند، تکرار کنید.
  • صدای ضبط شده را بارها و بارها در طول بازه زمانی ۴۵ دقیقه‌ای در طول روز گوش کنید، بطوری که گوش کردن به این وسواس‌ها باعث ایجاد تنش در شما شود.
  • با مواجهه مستمر با نگرانی و وسواس به تدریج، اضطراب‌تان کاهش می‌یابد. سپس می‌توانید همین تمرین را برای تفکر وسواسی دیگری تکرار کنید.

نکته چهارم: کمک بگیرید

هنگامی که احساس تنهایی و عجز پیدا می‌کنید، اختلال وسواس، اوج می‌گیرد؛ بنابراین باید سیستم حمایتی قدرتمندی ایجاد کنید. هر چقدر بیشتر با دیگران ارتباط برقرار کنید، احساس آسیب پذیری کمتری پیدا خواهید کرد. صحبت کردن در مورد نگرانی‌ها و افکار وسواسی با فردی فهمیده، تهدید آمیز بودن این افکار را کاهش می‌دهد.

با خانواده و دوستان خود در ارتباط بمانید. افکار و اعمال وسواسی آنقدر زندگی شما را تلف می‌کنند که به انزوای اجتماعی می‌رسید. در مقابل، انزوای اجتماعی باعث تشدید علایم شما می‌شوند. از این‌رو سرمایه گذاری روی خانواده و دوستان اهمیت پیدا می‌کند. در مورد نگرانی‌ها و خواسته‌هایتان به طور رو در رو با عزیزان‌تان صحبت کنید. این کار از تهدیدآمیز بودن این افکار می‌کاهد.

به گروه حمایتی وسواس ملحق شوید. در مبارزه با وسواس تنها نیستید و شرکت در گروه‌های حمایتی، این امر را به شما یادآوری می‌کند. شما می‌توانید در گروه‌های حمایتی اختلال وسواس تجارب خودتان را به اشتراک گذاشته و با تجارب سایر افرادی که مشکلات مشابهی داشته‌اند، آشنا شده و از آنها یاد بگیرید.

نکته پنج: مدیریت استرس

با این که استرس عامل اختلال وسواس نیست، ولی می‌تواند باعث تحریک بروز علایم یا تشدید آنها شود. تمرین بدنی و برقراری روابط چهره به چهره با دیگران، روش‌های اثربخشی برای آرام کردن سیستم عصبی هستند. شما هم می‌توانید امور زیر را امتحان کنید:

با استفاده از حواس جسمانی (بینایی، بویایی، شنوایی، لامسه، چشایی) یا حرکت کردن، می‌توانید خودتان و علایم اضطراب‌تان را به سرعت تسکین دهید. می‌توانید گوش دادن به قطعه موسیقی مورد علاقه، نگاه کردن به عکس محبوب، نوشیدن یک فنجان چای یا نوازش حیوان خانگی را امتحان کنید.

روش‌های آرام‌سازی را تمرین کنید. مدیتیشن توأم با ذهن آگاهی، یوگا، تنفس عمیق و سایر روش‌های آرام‌سازی به کاهش استرس و تنش کلی و مدیریت افکار وسواسی کمک می‌کنند. برای رسیدن به بهترین نتیجه، به تدریج یک روش آرام‌سازی را تمرین کنید.

نکته ششم: برای کنار آمدن با اختلال وسواس به تغییر سبک زندگی روی آورید.

سبک زندگی متعادل و سالم، نقش بزرگی در تسکین اضطراب و کنار آمدن با اعمال، ترس‌ها و نگرانی‌های وسواسی دارد.

به طور مرتب ورزش کنید. ورزش کردن، درمان ضد اضطرابی طبیعی و اثربخشی محسوب می شود که از طریق بازگیری تمرکز ذهن در حین بروز افکار و اعمال وسواسی، باعث کنترل علایم اختلال وسواس می‌شود. برای گرفتن بیشترین نتیجه مثبت، در اکثر روزهای هفته به مدت ۳۰ دقیقه یا بیشتر به فعالیت ایروبیک بپردازید. ورزش به مدت ۱۰ دقیقه چند مرتبه در روز هم در صورتی که توجه ذهن آگاهانه‌ای را صرف فعالیت خودتان کنید، به اندازه ورزش مستمر با مدت زمان بیشتر، کارآمد است.

به انداه کافی بخوابید. اضطراب و نگرانی باعث بی خوابی می‌شود، به‌علاوه فقدان خواب هم، افکار و احساسات اضطرابی را تشدید می‌کند. هنگامی که به اندازه کافی استراحت می‌کنید، راحت‌تر می‌توانید تعادل هیجانی خود را حفظ کنید. تعادل هیجانی عاملی کلیدی برای مقابله با اختلالات اضطرابی مثل اختلال وسواس است.

از مصرف الکل و نیکوتین اجتناب کنید. الکل به طور موقت، اضطراب و نگرانی را کاهش می‌دهد ولی با از بین رفتن اثر آن، علایم اضطراب باز می‌گردند. مصرف سیگار هم آرام بخش به نظر می‌رسد ولی نیکوتین موجود در آن، محرک قدرتمندی است. مصرف سیگار، علایم اضطراب و وسواس را تشدید می‌کند.

روان درمانی وسواس

درمان شناختی- رفتاری، درمانی اثر بخش برای اختلال وسواس است و به طور کلی دو مؤلفه را در بر می‌گیرد:

  1. مواجهه و جلوگیری از پاسخ که نیازمند مواجهۀ مکرر با منبع وسواس خودتان است و قبلاً به آن اشاره شد.
  2. درمان شناختی که روی افکار فاجعه ساز و اغراق در احساس مسئولیت شما متمرکز است. بخش عمده درمان شناختی وسواس، آموزش روش‌های سالم و اثربخش پاسخگویی به افکار وسواسی بدون روی آوردن به رفتار جبری است.

سایر درمان‌های وسواس (OCD)

علاوه بر درمان شناختی- رفتاری، درمان‌های زیر هم برای وسواس به کار می‌روند:

دارو درمانی: داروهای ضد افسردگی گاهی اوقات در کنار سایر روش‌های درمان وسواس  به کار می‌روند. با این حال دارو درمانی به تنهایی چندان در تسکین علایم، اثربخش نیست.

خانواد ه درمانی: از آنجا که اختلال وسواس مشکلاتی را برای زندگی و سازگاری اجتماعی پدید می‌آورد، خانواده درمانی می‌تواند شناخت این درمان را تقویت نموده و تعارضات خانوادگی را کاهش دهد. این درمان به اعضای خانواده انگیزه داده و کمک به فرد مبتلا به وسواس را به آنها آموزش می‌دهد.

گروه درمانی: گروه درمانی از طریق مواجه نمودن فرد با سایر افرادی که از وسواس رنج می‌بردند، صورت می‌گیرد. این افراد، از او حمایت نموده و او را در مسیر درمان تشویق نموده و حس انزوای او را کاهش می‌دهند.

آیا آسیبی که حل نشده، نقشی در اختلال وسواس شما دارد؟

در برخی از افراد، علایم وسواس مثل شستشو یا احتکار جبری روشی برای مواجهه با آسیب است. اگر دچار وسواس پس از سانحه شده‌اید تا زمانی که مسائل آسیب‌زای زیربنایی حل و فصل نشوند، رویکردهای شناختی درمان وسواس اثربخش نخواهند بود.

چگونه به فرد مبتلا به اختلال وسواس کمک کنیم؟

نحوۀ واکنش شما به علایم وسواس عزیزتان، تأثیر زیادی بر چشم انداز بیماری و بهبود او دارد. اظهار نظرهای منفی یا انتقادات، می‌توانند این اختلال را تشدید کنند؛ در حالی که برقراری فضای آرام و حمایت‌گر به تقویت پیامدهای درمانی کمک می‌کند.

از انتقاد کردن اجتناب کنید. به خاطر بسپارید که رفتارهای وسواسی فرد مبتلا به وسواس، علایم بیماری او هستند و منش شخصی او محسوب نمی‌شوند.

فرد مبتلا به وسواس را سرزنش نکرده و نگویید که از آداب وسواسی دست بکشد. او قادر به پیروی از خواسته‌های شما نیست و فشار برای متوقف کردن این آداب، فقط باعث تشدید آنها می‌شود.

تا حد امکان با مهربانی و صبورانه، رفتار کنید. هر فرد مبتلا باید با سرعت مناسب خودش با مشکلات مواجه شود. هر رفتار موافق برای مواجهه با وسواس را تحسین کرده و روی عناصر مثبت زندگی فرد متمرکز شوید.

در انجام آداب وسواسی، با فرد مبتلا به وسواس همراهی نکنید. همراهی با قواعد وسواسیِ فرد مبتلا یا کمک به اجرای آداب و اعمال وسواسی، باعث تقویت این رفتارها می‌شود. به جای اعمال وسواسی، از خود فرد حمایت کنید.

ارتباطات مثبت و شفافی را با فرد مبتلا برقرار کنید. ارتباطات اهمیت زیادی دارند. پس باید میان حمایت از فرد، همراهی نکردن با او در انجام قواعد وسواسی و عدم آشفته نمودن او به تعادل برسید.

شوخی کنید. در مورد جنبه‌های بامزه علایم وسواس عزیزتان، شوخی کنید و با هم بخندید تا راحت‌تر بتواند از این اختلال جدا شود. باید محترمانه شوخی کنید و از شوخی زننده اجتناب کنید.

اجازه ندهید که اختلال وسواس زندگی خانوادگی شما را مختل کند. در مورد مقابله با علایم فرد مبتلا، با هم مشورت کنید. تا حد امکان زندگی خانوادگی طبیعی را دنبال کنید و محیطی با حداقل میزان استرس را فراهم کنید.

دکتر محمد بهشتیان روانشناس ، روان درمانگر ، پژوهشگر ، مدرس و هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی است. وی عضو انجمن روان تحلیلی و انجمن هیپنوتراپی آمریکاست. برای مطالعه رزومه کامل ایشان به بخش درباره ما مراجعه کنید.

پاسخ دهید

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

*

code