فیلم درمانی

تقویت هوش هیجانی کودکان با انیمیشن درون و بیرون (inside out)

انیمیشن درون و بیرون کارتونی است که به بسیاری از مراجعان و دانشجویان اکیدا توصیه می کنم آن را ببینند. تا به کمک آن با هوش هیجانی (EQ) و روش های شناخت و مدیریت هیجان ها آشنا شوند.

داستان انیمیشن درون و بیرون

انیمیشن درون و بیرون درباره ی دختری ۱۱ ساله به نام رایلی اهل مینسوتا است که به همراه پدر و مادرش به سان فرانسیسکو نقل مکان می کند. اما نقش های اصلی این فیلم رایلی و خانواده اش نیستند بلکه هیجانات اولیه ی رایلی یعنی شادی، ناراحتی، ترس، خشم و تنفر هستند.

این هیجانات به ما نشان می دهند که احتمالا در ذهن دختر ۱۱ ساله ای که از شهر و دوستان خود دور شده است و به خاطر والدینش تظاهر به خوشحال بودن می کند، چه چه می گذرد.

نکته ی جالب درمورد انیمیشن درون و بیرون ، منطبق بودن آن با یافته های روانشناسی شناختی، تحولی و بالینی است. ۵ هیجان نشان داده شده در این فیلم درواقع ۵ تا از ۶ هیجان اصلی و مشترک جهانی هستند ( هیجان ششم شگفتی است)

پاول اکمن، یکی از برجسته ترین محققان در زمینه هیجانات با سفر به اقصی نقاط دنیا متوجه شد که هیجان های اصلی در همه ی فرهنگ ها وجود دارند و به شکل ثابتی ابراز می شوند. مثلا همه فرهنگ ها شادی خود را با خنده و غم خود را گریه نشان می دهند.

کار اکمن در تحقیقات زیادی مورد استفاده قرار گرفته است، حتی دولت آمریکا و سریال تلوزیونی محبوب به “من دروغ بگو” نیز از نتایج تحقیقات او استفاده کرده اند.

یکی دیگر از مفاهیمی که در انیمیشن درون و بیرون دیده می شود مکالمه ای میان حافظه ی کوتاه مدت و حافظه ی بلند مدت است. زمانی که یک خاطره به اندازه ی کافی برای ما تکرار شود یا برایمان خاص و ملموس باشد، پیام رسان های مغزی مثل دوپامین و گلوتامین از انتقال آن به حافظه ی بلند مدت اطمینان حاصل می کنند. این پیام رسان ها مشابه برنامه نویسانی قدرتمند یا یک تیم پشتیبانی عمل می کنند. آن ها برنامه هایی می نویسند که مغز ما را به روز رسانی می کند.

مفهوم دیگری که تا حدودی در انیمیشن درون و بیرون به نمایش گذاشته می شود به بلوغ رسیدن است. مهارت های مدیریت هیجان ، استدلال استقرایی و قیاسی (مثل شرلوک هلمز فکر کردن و با استفاده از منطق و مشاهده به نتیجه رسیدن) و بسیاری موضوعات دیگر مربوط به آن.

از میان همه ی هیجانات رایلی، شادی رهبر گروه است اما به بیننده یادآوری می کند که همه هیجانات نقش مهمی دارند. او نشان می دهد که تنفر، رایلی را از مسموم شدن حفظ می کند، ترس با پیش بینی بدترین نتیجه از او محافظت می کند، خشم رایلی را به یک بازیکن هاکی قوی تبدیل می کند و همچنین در مقابل دیگران از او محافظت می کند و شادی از خوشحال بودن رایلی اطمینان حاصل می کند.

شادی اهمیت ناراحتی را نادیده می گیرد و سعی می کند ناراحتی را از همه ی مسائل مربوط به رایلی دور نگه دارد. شادی، ناراحتی را مجبور می کند داخل دایره ای که روی زمین کشیده است بایستد و به هیچ خاطره ای دست نزند تا خاطرات را از غمگین شدن در امان نگه دارد.

اما به نظر می رسد که تلاش ذهن رایلی برای دور ماندن از ناراحتی کافی نیست، مخصوصا پس از اینکه مادر رایلی از او می خواهد به خاطر پدرش لبخند بزند. مادر رایلی بدون اینکه بداند، به رایلی می فهماند که ناراحت بودن درمورد جابجایی خانه کار درستی نیست و او باید برای حمایت از پدرش تظاهر به خوشحالی کند.

متاسفانه، تلاش برای شاد بودن رایلی به دلیل اینکه حمایت لازم برای کنار آمدن با محیط جدید را دریافت نمی کند، شکست می خورد. در واقع به نظر می رسد که رایلی، زمانی که می خواهد با این جابجایی کنار بیاید، از دوستان و والدینش فاصله می گیرد، برای مدرسه اش دل تنگ می شود و حتی سعی می کند فرار کند.

همه این نشانه ها علایم اختلال انطباق و خلق افسرده هستند. رایلی به دلیل اینکه نمی تواند احساس ناراحتی اش از جابجایی خانه به درستی تجربه و بیان کند، به ناچار خشمگین، مضطرب و زودرنج می شود و با دوستان و والدین خود دعوا می کند.

انیمیشن درون و بیرون

در واقع به نظر می رسد که ممکن است اختلال انطباق احتمالی رایلی، به یک دوره ی افسردگی اساسی تبدیل شده باشد ( می گویم “ممکن است” زیرا برای تشخیص اختلال افسردگی، نشانه های اختلال باید به مدت دو هفته و یا بیشتر وجود داشته باشند و ما نمی دانیم نشانه های رایلی چقدر طول می کشد).

انیمیشن درون بیرون چطور هوش هیجانی ما را افزایش می دهد؟

انیمیشن درون بیرون پیام هایی زیادی دارد اما مهم ترین پیام آن این است که همه ی هیجان های ما اهمیت دارند. همه ی این هیجانات کارکرد خاصی دارند و ما نمی توانیم انتخاب کنیم که کدام را احساس کنیم.

این یک قرارداد “همه یا هیچ” نیست یعنی نمی توانیم بین احساسات فقط یکی را انتخاب کرده و بگوییم بقیه احساسات را نمی خواهیم.

اگر ناراحتی را خاموش کنیم شادی را نیز تجربه نخواهیم کرد. ما باید بتوانیم همه ی هیجانات خود ، از جمله ناراحتی را با تمام درد و رنجی که ممکن است برایمان داشته باشد، تجربه کنیم.

انیمیشن درون و بیرون

ناراحتی به ما اجازه ی ارتباط با دیگران را می دهد، وقتی می بینیم کسی ناراحت است ممکن است ما هم احساس ناراحتی کنیم (این هیجان همدلی نام دارد) و شاید بخواهیم ناراحتی دیگران را کمتر کنیم ( این دلسوزی است). وقتی با فردی صحبت می کنیم و احساساتمان را به اشتراک می گذاریم نتیجه ی نهایی می تواند التیام بخش باشد. این دقیقا چیزی است که وقتی ناراحتی، دوست خیالی رایلی، بیگ بنگ، را آرام می کند و یا وقتی رایلی با والدینش صحبت می کند، می بینیم.

در واقع زمانی که غمگین هستیم نشانه های چهره ای و بدنی ما به دیگران می گویند که به کمک احتیاج داریم، اشک ریختن، گشاد شدن مردمک، حالت بی دفاع و همه ی این نشانه ها بیان گر این است که ما به حمایت نیاز داریم. و از طرفی، افراد دیگر ممکن است حالتی از دلسوزی را به واسطه ی فعالیت مراکز مغزی مربوط به دلسوزی  تجربه کنند. و در نتیجه ی این تجربه ی دل گرم کننده ، هورمون آغوش یا همان اکسی توسین ترشح می شود.

انیمیشن درون بیرون در این نقطه تمام نمی شود. فیلم درحالی تمام می شود که می گوید ما می توانیم در هر لحظه احساسات متفاوت و حتی متناقضی مثل ناراحتی و شادی را تجربه کنیم. همچنین فیلم نشان می دهد که همه افراد این احساسات را تجربه می کنند و این هیجان ها جهانی هستند.

انیمیشن درون بیرون مفهوم انسانیت رایج در روانشناسی را به ما نشان می دهد و می گوید که همه مردم مثل ما هستند و با ناراحتی ها، نا امنی، و احساس دل شکستگی مشابهی درگیرند که در نهایت تجربه ی درونی ما را تایید می کند. در آخر باید بگویم که درون و بیرون فیلمی شگفت انگیز است که دیدن آن موجب افزایش هوش هیجانی ما شود خوشحال می شوم پسش از دیدن فیلم نظر شما را نیز بدانم.

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

دکمه بازگشت به بالا
error:
بستن
بستن