کلینیک ازدواج و روابط عاطفی

آیا ناخواسته روابط عاطفی خود را خراب می کنید؟

با فرد جدیدی آشنا می شوید و برای مدتی با هم در رابطه هستید. ارتباط فوق العاده ای دارید، برای هم مناسب هستید. کم کم زمان بیشتری را با هم سپری می کنید و به ازدواج فکر می کنید.

اما ناگهان دیگر جواب پیام هایش را نمی دهید. قرارهایتان را کنسل می کنید. در مورد پیشرفت رابطه صحبت نمی کنید. فرد مقابلتان ناراحت و نا امید می شود و حتی عصبانیتش را نشان می دهد. مدتی بعد، او رابطه را تمام می کند.

آیا این داستان برای شما اتفاق می افتد؟ اگر این گونه است شاید دارید عمدا رابطه هایتان را خراب می کنید.

چرا عمدا رابطه هایمان را خراب می کنیم

دلایل مختلفی برای خود تخریبی روابط عاطفی وجود دارد. رفتارهای والدین یا اتفاقات دوران کودکی، نوجوانی و سبک دلبستگی شما ، تجارب روابط عاطفی قبلی همه می توانند روی رفتار امروز ما موثر باشند.

یکی از مهم ترین دلایلی که باعث می شود کسی روابط خود را خراب کند، ترس از صمیمیت است. ترس از صمیمیت زمانی اتفاق می افتد که شما از احساسات یا نزدیکی فیزیکی بترسید.

همه افراد به روابط صمیمانه نیاز دارند اما برای برخی افراد صمیمیت یادآور تجربیات تلخی است که باعث می شود فرد در روابط خود “با دست پس بزند و با پا پیش بکشد” و در نهایت رابطه ی خود را خراب کند.

ترس از صمیمیت معمولا ناشی از تجارب دردناک دوران کودکی با نزدیکان (پدر، مادر ، خواهرها و برادرها و سایر نزدیکان) است. باور بنیادین افرادی که از صمیمیت می ترسند این است: به کسی نزدیک نشو ممکن است به تو آسیب بزنند.

به دلیل اتفاقاتی که برای این افراد در دوران کودکی رخ داده نتوانستد به والدین یا مراقبان خود اعتماد کند و این باور در آنها شکل گرفته است که هر کسی که تو را دوست دارد، روزی به تو صدمه می زند. به عنوان کودک، این افراد قادر به ترک روابط و فاصله گرفتن نبودند اما امروز به عنوان یک بزرگسال می توانند اجازه ندهند روابط شان بیش از حد صمیمی شود.

این ترس به دو شکل بروز می کند: ترس از رها شدگی و ترس از گرفتاری. در حالت اول فرد نگران است کسی که دوست دارد او را رها کند و تنها شود. در حالت دوم فرد می ترسد قدرت تصمیم گیری و هویتش را از دست بدهد. این دو ترس معمولا همزمان وجود دارند و منجر به رفتار “با دست پس زدن و با پا پیش کشیدن” می شود. این رفتار در افرادی که ترس از صمیمیت دارند بسیار معمول است.

علایم و نشانه های خراب کردن رابطه عاطفی

نشانه های مختلفی هست که می گوید شما تمایل دارید حتی بهترین روابط خود را خراب کنید. رایج ترین نشانه ها شامل موارد زیر هستند:

زیاد به ترک رابطه فکر می کنید

از هر کاری که رابطه را به سطح بالاتری از تعهد می برد، مثل معرفی یکدیگر به خانواده ها ، تصمیم های بلند مدت برای رابطه اجتناب می کنید. همیشه از خود می پرسید که اگر این رابطه خوب پیش نرود چطور باید از خودم محافظت کنم؟

طرف مقابل را درمورد خودش مردد می کنید

ممکن است نوعی سوء استفاده احساسی داشته باشید و فرد مقابلتان را درمورد احساسش به شما به شک بیاندازید. مثلا اگر قرار ملاقاتی داشته باشید و شما را آن را کنسل کنید و او بگوید:« از اینکه قرارمان را کنسل کردی ناراحتم» و شما در پاسخ بگویید: «تو ناراحت نیستی چون کنسل شدن قرار تقصیر خودت بوده»

روابط عاطفی

این کار نشان می دهد که شما به واقعی بودن تجربه و احساس فرد مقابلتان اعتماد ندارید یا برایش ارزش قائل نیستید (به زبان روانکاوی احساس خود را به فرد مقابل فرافکنی می کنید).

روابط عاطفی موازی برقرار می کنید

علی رغم اینکه رابطه فعلی شما مشکل جدی ندارد اما به دنبال برقراری روابط دیگر هستید. با کوچکترین مشکل، رابطه را تمام می کنید و سریعا با فرد دیگری وارد رابطه می شوید.

بدبین یا حسود هستید

همیشه نگرانید که شریکتان با فرد دیگری باشد. نیاز دارید که همه چیز را کنترل کنید و دائما با او در ارتباط باشید. وقتی با دیگران بدون شما وقت می گذراند مرتبا پیام می دهید، حسادت می کنید و می خواهید که ثابت کند به شما پایبند است. این کارها و فشارها ممکن است باعث شود او رابطه را تمام کند.

زیاد انتقاد می کنید

با اینکه می دانید بی نقص بودن غیر ممکن است، همیشه به دنبال یک شریک بی نقص هستید. از همه ی کارهایش، از آشپزی گرفته تا لباس پوشیدن، ایراد می گیرید. راضی کردن شما ممکن نیست و کم کم فرد مقابل خسته می شود و رابطه را تمام می کند.

از مواجهه با مشکلات خودداری می کنید

حتی وقتی رابطه خوب نیست، زمان زیادی را صرف این می کنید که خودتان را قانع کنید رابطه خوبی دارید. وقتی شریکتان سعی می کند درمورد مشکلی صحبت کند. می گویید که به نظرتان مشکلی وجود ندارد و همه چیز درست می شود.

خودتان را تخریب می کنید

درمورد خودتان بد حرف میزنید. مثلا می گویید:« من به اندازه ی تو باهوش نیستم. من احمقم تو چرا با من هستی؟»، «تو با من هستی زیرا دلت برای من می سوزد.» این ها علایم اعتماد به نفس پایین است و بیشتر مردم دوست ندارند بشنوند که عاشق فرد بی ارزشی هستند. وقتی علی رغم تلاش مداوم او برای تایید شما، باز هم خودتان را تخریب می کنید، تسلیم می شود و رابطه را تمام می کند.

تخریب روابط چه مشکلی برای شما ایجاد می کند.

ممکن است متوجه تخریب ناآگاهانه روابط خود بشوید اما با خودتان بگویید چه ایرادی دارد روابط مختلفی را تجربه کنم؟ همانطور که گفتم داشتن روابط متعدد کوتاه مدت ظاهر مساله است و ریشه آن ترس از صمیمیت و نزدیکی هیجانی است که می تواند در بلند مدت مشکلاتی را برای شما ایجاد کند.

چند تا از نتایج بلند مدت چنین رفتاری عبارتند از:

کمبود یک رابطه ی صمیمی: هر چه سن تان بالاتر می رود ممکن است کمبود یک رابطه ی امن و صمیمی و طولانی را در زندگی خود بیشتر احساس کنید.

تنهایی: کمبود روابط نزدیک باعث می شود احساس انزوا و تنهایی کنید. ممکن است ببینید برای روابطی تلاش می کنید که قادر به حفظ آن ها نیستید.

نداشتن خانواده و فرزند: اگرچه برخی از مردم علاقه ای به داشتن فرزند ندارند، بسیاری آرزوی داشتن همسر و فرزند را دارند.

متوقف کردن کارشکنی و خراب کردن رابطه

برای پایان بخشیدن به این مشکل، باید ابتدا رفتارهای خودتان را بررسی کنید. اگر با خودتان صادق نباشید و همه ی رفتار های سوء استفاده گرانه و آسیب زا را در خود نشناسید، نمی توانید آن ها را متوقف کنید.

درمان، اولین قدمی است که می توانید برای کمک به خودتان بردارید. یک دکتر روانشناس خوب می تواند به شما در شناختن رفتار و مشکلاتتان و ریشه های ناخودآگاه آن کمک کند.

روابط عاطفی

به طور کلی برای متوقف کردن این خرابکاری در روابط، چند نکته را باید درمورد خودتان متوجه شوید.

سبک دلبستگی شما چیست؟

نظریه ی دلبستگی توضیح می دهد که صمیمیت شما با دیگران به چه صورتی است. بهترین نوع دلبستگی، دلبستگی ایمن است. در این نوع دلبستگی افراد به یکدیگر اعتماد دارند و علی رغم رابطه ای که دارند، هویت مستقل خود را حفظ می کنند.

با این وجود، تجربیات کودکی می تواند منجر به ایجاد سبک دلبستگی اجتنابی و ناسالم شود: گاهی این نوع دلبستگی برای بزرگسالانی که می خواهند روابط مستحکم بسازند و خانواده تشکیل دهند مشکل ایجاد می کند. خوشبختانه این مشکل با کمک روانشناس قابل حل است.

چه چیزهایی مشکل را در شما بیدار می کند؟

ترس از صمیمیت می تواند تا زمانی که یک محرک آن را فعال کند خاموش باشد. این محرک ممکن است برخی از حرف ها، رفتارها یا مکان ها باشد. شناختن این عوامل برای پیشگیری از بروز آن به شما کمک می کند.

آیا گذشته را با امروز اشتباه می گیرید؟

معمولا اثر گذشته بر روابط فعلی در این افراد دیده می شود.  مثلا ناخواسته شریک عاطفی خود را شبیه فردی که قبلا از آنها سوء استفاده کرده می دانند و به او نزدیک نمی شوند.

اینکه یاد بگیرید به خودتان بگویید: « آن برای گذشته بود و این فرد متفاوتی است.» می تواند به شما کمک کند تا رفتاری مطابق با موقعیت کنونی داشته باشید.

البته گاهی اشتباه گرفتن با گذشته به صورت ناخودآگاه در شما رخ می دهد و باید به کمک رواندرمانگر ریشه های آن را شناسایی و حل کنید.

از متخصص کمک بگیرید.

اگر تخریب روابط برای شما زیاد رخ می دهد حتما از متخصص کمک بگیرید. به دلیل آنکه این مشکل ریشه در روابط عاطفی اولیه شما دارد به تنهایی نمی توانید آن را حل کنید و با کمک یک رواندرمانگر متبحر (این نوع مشکلات را هر روانشناس و مشاوری نمی تواند حل کند) می توانید اثرات مخرب روابط قبلی را حل کنید.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code

دکمه بازگشت به بالا
error:
بستن
بستن