0910910 50 10

7 نشانه اختلال شخصیت خودشیفته

اختلال شخصیت خود شیفته

آیا در میان اطرافیانتان کسی را می شناسید که همیشه انتظار تحسین داشته باشد، که فکر می کند از دیگران بهتر است و با کوچکترین انتقادی از کوره در میرود؟ این مقاله می تواند به شما در شناخت بهتر اختلال شخصیت خود شیفته و چگونگی کنار آمدن با چنین فردی کمک کند.

اختلال شخصیت خود شیفته چیست ؟

امروزه کلمه خودشیفته در جامعه ی سلبریتی محور ما که پر از افراد خودپسند است، به وفور برای توصیف اشخاصی که بیش از حد سطحی بوده و یا خود را تحسین می کنند، به کار برده می شود. اما از نظر روانشناختی، خودشیفتگی به معنای عشق به خود نیست ( لااقل نه به آن معنایی که ما فکر می کنیم). دقیق تر اگر بخواهیم بگوییم افراد مبتلا به اختلال شخصیت خود شیفته عاشق تصویری ایده آل و اغراق آمیز از خود هستند (و نه عاشق خود) چراکه چنین تصویری به آنها اجازه می دهد بر احساس ناامنی عمیق درونی خود سرپوش بگذارند. اما حفظ کردن این تصویر توهم آمیز برای این افراد تلاش زیادی می طلبد و اینجاست كه نگرش ها و رفتارهای ناکارآمد آنها بروز می کند.

اختلال شخصیت خود شیفته شامل الگویی از خودمحوری، تفکر و رفتار مغرورانه، عدم همدلی و توجه به دیگران و نیاز بیش از حد به تحسین است. مردم اغلب افراد مبتلا به این اختلال را مغرور، موزی، خودخواه، امر و نهی کن و خواستار تمجید، توصیف می کنند. این طرز تفکر و رفتار در همه زمینه های زندگی فرد خودشیفته از کار و دوستی گرفته تا روابط خانوادگی و عشق نمود پیدا می کند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت خود شیفته در برابر تغییر رفتار خود بسیار مقاوم هستند ، حتی اگر این امر باعث ایجاد مشکل برای آنها شود. آنها اغلب  تمایل دارند تقصیر را به گردن دیگران بیندازند. علاوه بر این ، آنها فوق العاده حساس هستند و حتی در برابر کوچکترین انتقادات و اختلاف نظرها، که البته از نظر آنها خصومت شخصی محسوب می شود، به شدت واکنش نشان می دهند. برای اطرافیان شخص خود شیفته، ساده ترین راهکار است که فقط با خواسته های او همراه شوند تا از سردی رفتار و خشم او جلوگیری کنند. با این حال ، شما با دانش بیشتر درباره ی اختلال شخصیت خود شیفته می توانید افراد خودشیفته را در زندگی خود شناسایی کرده و از خود در برابر بازی های قدرت این افراد محافظت کنید و مرزهای سالم تری بینتان ایجاد کنید.

علائم و نشانه های اختلال شخصیت خود شیفته

احساس خودبزرگ بینی اغراق آمیز

خود بزرگ بینی ویژگی بارز خودشیفتگی است. این احساس  فراتر از یک سطحی نگری و خودپسندی ساده بوده و نوعی احساس خودبرتر بینی غیرواقع بینانه است. افراد خود شیفته معتقدند که منحصر به فرد یا خاص هستند و فقط افراد خاصی مثل خودشان می توانند انها را درک کنند. علاوه بر این، آنها خود را برتر از آن می دانند که چیزهای متوسط یا معمولی لیاقتشان را داشته باشند. این اشخاص فقط می خواهند با افراد، مکان ها و چیزهای با رده بالا معاشرت و ارتباط داشته باشند.

افراد خود شیفته همچنین معتقدند که از همه بهتر هستند و انتظار دارند به رسمیت شناخته شوند و دیگران به انها احترام بگذارند (حتی زمانی که برای بدست آوردن این رسمیت و احترام کار خاصی نکرده باشند). آنها غالباً درباره دستاوردها و استعدادهایشان دروغ می گویند و اغراق می کنند و هنگامی که در مورد کار یا روابطشان صحبت می کنند تنها چیزی که می شنوید این است که آنها چقدر به دیگران کمک می کنند، چقدر عالی هستند و افراد زندگی آنها چقدر خوش شانس اند که آنها را دارند. این افراد ستاره های بی چون و چرای زمین اند حال آنکه  بقیه در بهترین حالت بازیکنان خرده پا هستند.

زندگی در دنیایی خیالی که توهمات اغراق آمیز را پشتیبانی می کند

از آنجا که دنیای واقعی از دیدگاه اغراق آمیز افراد خود شیفته نسبت به خودشان پشتیبانی نمی کند، آنها در یک دنیای فانتزی زندگی می کنند که با تحریف، خودفریبی و تفکرات خیالی همراه است. این افراد همواره با تصورات ستایش آمیزی از موفقیت نامحدود، قدرت، درخشش، جذابیت و عشق ایده آل که باعث می شود احساس خاص بودن و کنترل داشته باشند زندگی می کنند. این تخیلات آنها را در برابر احساس پوچی و شرم درونیشان محافظت می کند ، بنابراین حقایق و عقاید متناقض با خود را نادیده گرفته یا غیرمنطقی می دانند. هر چیزی که حباب فانتزی مذکور را به ترکیدن تهدید کند با واکنش دفاعی شدید و حتی خشمگینانه این افراد مواجه می شود، بنابراین اطرافیان شخص خود شیفته یاد می گیرند در مورد این اعتقادات و توهمات او محتاطانه رفتار کنند.

نیاز مداوم به ستایش و تحسین

احساس برتری یک فرد خودشیفته مانند بادکنکی است که اگر تقدیر و تحسین مداوم نباشد به تدریج بادش خالی می شود. تعریف های متداول و گاه گاه کافی نیست، افراد خودشیفته برای منیت خود به غذای مداوم احتیاج دارند، بنابراین خود را با افرادی احاطه می کنند که مایل به گردن نهادن به تأیید همیشگی آنها هستند. روابط این افراد بسیار یک طرفه است و همیشه حول شخص خودشیفته می گردد و نه برعکس و چنانچه توجه و ستایش مداوم از سوی طرف مقابل قطع شود یا کاهش یابد، فرد خودشیفته با آن به عنوان خیانت رفتار می کند.

احساس حقانیت در شخصیت خود شیفته

از آنجا که افراد خود شیفته خود را خاص می دانند انتظار دارند که دیگران همواره با آنها برخورد مطلوبی داشته باشند. آنها واقعاً معتقدند که هرچه می خواهند باید به دست آورند. این افراد همچنین انتظار دارند که اطرافیانشان به طور خودکار هر خواسته و هوا و هوس آنها  را برآورده کنند. این تنها معیار ارزش گذاری آنهاست. اگر همه نیازهای آنها را پیش بینی و برآورده نکنید برایشان ارزشی نخواهید داشت و اگر جرات دارید که از خواسته ی آنها سرپیچی کنید یا خدایی ناکرده چیزی از آنها بخواهید، باید خود را برای پرخاشگری، خشم یا رفتار سرد آنها آماده کنید.

سوءاستفاده از دیگران بدون احساس شرم یا گناه

افراده خود شیفته هرگز توانایی همذات پنداری با احساسات دیگران را ندارند (نمیتوانند خود را جای دیگران بگذارند). به عبارت دیگر ، آنها همدلی ندارند. از بسیاری جهات، آنها افراد زندگی خود را مانند اشیاء می بینند ( که وجودشان تنها برای تأمین نیازهای آنهاست). در نتیجه ، این اشخاص حتی ذره ای برای استفاده از دیگران جهت رسیدن به اهداف خود تردید نمی کنند. با اینکه این بهره برداری از دیگران با سوءنیت صورت می گیرد اما اغلب به راحتی فراموش می شود. افراد خودشیفته به این نمی اندیشند که چگونه رفتار آنها بر دیگران تأثیر می گذارد و اگر به این موضوع اشاره کنید، آنها واقعاً آن را درک نخواهند کرد. تنها چیزی که آنها می فهمند نیازهای خودشان است.

مرتباً دیگران را تحقیر، ارعاب یا تحقیر می کند

اشخاص خودشیفته هر وقت با کسی روبرو می شوند که به نظر می رسد دارای ویژگی هایی است که خودشان ندارند ( به ویژه اعتماد به نفس و محبوبیت ) احساس خطر می کنند. آنها همچنین به شدت نسبت به افرادی که به آنها احترام نمی گذارند یا به هر طریقی آنها را به چالش می کشند احساس خطر می کنند. مکانیسم دفاعی آنها تحقیر است و بنابراین تنها راه آنها برای خنثی کردن تهدید و جلوگیری از فرو ریختن حایل قدرتشان، تخریب چنین افرادی است. آنها ممکن است این کار را به صورت امر و نهی و نصیحت و یا با نادیده گرفتن انجام دهند، با این هدف که نشان دهند شخص مقابل برایشان بی ارزش است. آنها حتی ممکن است با توهین ، برچسب زدن، زورگویی و تهدید به شخص مقابلشان حمله کنند تا او را به کرنش وادار کنند.

فریب دنیای خیالی آنها را نخورید

خودشیفتگان می توانند بسیار کاریزماتیک و جذاب باشند. آنها در ایجاد یک تصویر خیالی و پر رنگ و لعاب از خود که ما را به سمتشان میکشد خبره هستند. ما اغلب مجذوب اعتماد به نفس ظاهری و رویاهای بلندپروازانه ی آنها می شویم ( هرچه عزت نفس ما کمتر باشد جذابیت آنها بیشتر خواهد بود). اسیر شدن در سراب چنین افرادی بسیار آسان است، چرا که آنها اشتیاق ما به احساس مهم تر بودن و سر زنده تر بودن را برآورده می کنند، غافل از اینکه اینها تنها خیالی است که برای ما هزینه ی گزافی در بر خواهد داشت.

نیازهای شما برآورده نمی شود (یا حتی به رسمیت شناخته نمی شود). مهم است که به یاد داشته باشید که افراد خودشیفته بدنبال شریک نیستند. آنها به دنبال مداحان مطیع هستند. تنها ارزش شما برای فرد خودشیفته این است که به آنها یادآوری کنید که چقدر عالی هستند تا نفس سیری ناپذیرشان تقویت شود. خواسته ها و احساسات شما مهم نیستند.

به نحوه رفتار خودشیفته با دیگران نگاه کنید. اگر شخص خودشیفته دروغ می گوید، از دیگران سوء استفاده می کند، به آنها صدمه می زند و بی احترامی می کند، قطعا روزی با شما نیزهمان رفتار را خواهد کرد. این خیال را از سر خود بیرون کنید که شما با دیگران فرق دارید و یا از گزند او در امان خواهید ماند.

عینک خوشبینی را از چشمتان بردارید. مهم است که شما افراد خودشیفته را همانطور که هستند ببینید یعنی همان خود واقعیشان را نه به صورتی که می خواهید باشند. دست از توجیه رفتارهای بد آنها و کوچک شمردن آسیب هایی که به شما وارد کرده اند، بردارید. انکار باعث از بین رفتن این رفتار ها و خصایص نخواهد شد. واقعیت این است که افرادخودشیفته در برابر تغییر بسیار مقاوم هستند، بنابراین سوال واقعی که باید از خود بپرسید این است که آیا می توانید همیشه به این شکل زندگی کنی؟

روی آرزوها و خواسته های خودتان تمرکز کنید. به جای اینکه خود را در توهمات فرد خودشیفته گم کنید بر روی چیزهایی که برای خود می خواهید تمرکز کنید. چه چیزی را در زندگیتان می خواهید تغییر دهید؟ دوست دارید چه هدایایی دریافت کنید؟ برای ایجاد واقعیتی با رضایت بیشتر باید از چه خیالاتی دست بکشید؟

مرزهای سالم با شخصیت خود شیفته یین کنید

روابط سالم بر احترام و درک متقابل مبتنی است اما افراد خودشیفته در روابط خود قادر به تقابل نیستند. موضوع این نیست که آنها تمایلی به این کار ندارند بلکه حقیقت این است که این افراد واقعاً قادر به این کارنیستند. آنها شما را نمی بینند، حرفهای شما را نمی شنوند؛ آنها شما را به عنوان کسی که نیازهای فردی خود را دارد تشخیص نمی دهند. به همین دلیل ، اشخاص خودشیفته مرتباً حریم دیگران را نقض می کنند و جالب است که  آنها این کار را با احساس استحقاق مطلق انجام می دهند.

چنین افرادی برداشتن وسایل شخصی یا دارایی های شما را بدون اجازه بد نمی دانند، آنها سرک کشیدن در نامه ها و ایمیل های شخصی شما، شنود مکالمات، سر زدن بدون دعوت، سرقت ایده های شما و دادن نظرات و مشاوره های ناخواسته را نه تنها بد نمی دانند بلکه آن را حق طبیعی خود می دانند. آنها حتی ممکن است به شما بگویند که چه فکر کنید و چه احساسی داشته باشید. شناخت و تاکیید بر چنین خط قرمز هایی بسیار مهم است، بنابراین می توانید در این حیطه ها برای خود احترام قائل شده و مرزهای سالم تری ایجاد کنید.

یک برنامه داشته باشید. اگر شما از آن دسته افرادی هستید که همواره به دیگران اجازه می دهید حریم شخصیتان را نقض کنند، در دست گرفتن مجدد کنترل و تغییر این رویه برایتان چندان آسان نخواهد بود. با در نظر گرفتن دقیق اهداف و موانع احتمالی، خود را برای موفقیت آماده کنید. مهمترین تغییراتی که امیدوارید بدست آورید کدامند؟ آیا در گذشته روشی را با فرد خودشیفته امتحان کرده اید که مفید واقع شده باشد؟ و یا روشی که موثر نبوده باشد؟ توازن قدرت بین شما چگونه است و این چگونه بر برنامه شما تأثیر می گذارد؟ چگونه مرزهای جدید خود را اعمال خواهید کرد؟ پاسخ به این سوالات به شما کمک می کند گزینه های خود را ارزیابی کرده و برنامه ای واقع بینانه تهیه کنید.

رویکردی ملایم و با نرمش داشته باشید. اگر حفظ رابطه با فرد خودشیفته برای شما مهم است باید آهسته آهسته پیش بروید. با گوشزد کردن رفتارهای آسیب زا یا ناکارآمد آنها، شما تنها تصویر شخصی خود را پیش چشمان آنها تخریب می کنید. سعی کنید پیام خود را با آرامش، احترام و تا حد ممکن ملایمت ارائه دهید. به جای گوشزد کردن انگیزه ها و نیت های آنها روی اینکه رفتارهای آنها چه احساسی در شما ایجاد می کند متمرکز شوید. اگر آنها با عصبانیت و با حالت دفاعی واکنش نشان دادند، سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید. در صورت لزوم از آنها فاصله بگیرید و بعداً دوباره به گفتگو بپردازید.

حد و مرزی تعیین نکنید مگر اینکه بخواهید آن را حفظ کنید. قبل از هر کاری باید بدانید که قطعا فرد خودشیفته در برابر مرزهای جدید قیام می  کند و آنها را خواهد شکست، بنابراین آماده باشید. قوانین و مرزهایتان را محکم و با عواقب مشخص شده پیگیری کنید. عقب نشینی شما از هر کدام از خطوط قرمزتان این پیام را به فرد خودشیفته میدهد که لازم نیست شما را جدی بگیرد.

برای ایجاد تغییرات جدید در رابطه ی خود آماده باشید. فرد خودشیفته از تلاش شما برای کنترل زندگی اش احساس خطر و ناراحتی می کند. آنها عادت دارند که حرف آخر را بزنند بنابراین برای جبران کمبود های جدید ناشی از خط قرمز های شما، ممکن است خواسته های خود را در جنبه های دیگر رابطه افزایش دهند، برای مجازات کردنتان از شما فاصله بگیرند و یا سعی کنند شما را با خودشیرینی و جذابیتشان فریب دهند تا از مرزهای خود عقب نشینی کنید، اما این شما هستید که باید محکم بایستید.

مسایل را با شخصیت خود شیفته شخصی نکنید

افراد خودشیفته برای محافظت از خود در برابر احساس حقارت و شرم باید همیشه کاستی ها، بیرحمی ها و اشتباهات خود را انکار کنند. آنها غالباً این کار را با فرافکنی خطاهای خود به دیگران انجام می دهند. با اینکه سرزنش شدن در مورد چیزی که تقصیر شما نیست یا ویژگی های منفی ای که ندارید، بسیار ناراحت کننده است اما تا آنجا که ممکن است سعی کنید مسایل را شخصی نگیرید، این مسایل اصلا ارتباطی به شخص شما ندارد و کلا رفتار آنها چنین است.

به ایرادها و برچسب های فرد خودشیفته به شخصیتتان توجه نکنید. افراد خودشیفته در واقعیت زندگی نمی کنند و این شامل دیدگاه آنها در مورد افراد دیگرنیز می شود. اجازه ندهید که تحقیر و سرزنش آنها عزت نفس شما را تضعیف کند. از پذیرفتن مسئولیت، سرزنش یا انتقادی که حقتان نیست خودداری کنید.

با فرد خودشیفته بحث نکنید. هنگام مجادله، طبیعی است که بخواهید از خود دفاع کنید و یا اثبات کنید که فرد خودشیفته اشتباه می کند اما هر قدر هم که منطقی باشید و یا استدلال درستی بیاورید، بعید است آنها حرف شما را بپذیرند و بحث در این مورد ممکن است اوضاع را به طرز بسیار ناخوشایندی بدتر کند. بیجهت خود را خسته نکنید و فقط به فرد خودشیفته بگویید که با ارزیابی او مخالف هستید و بحث را خاتمه دهید.

خود را بشناسید. بهترین دفاع در برابر توهین ها و فرافکنی های شخص خودشیفته، داشتن حس اعتماد به نفس و داشتن شناخت درست از خودتان است. وقتی نقاط قوت و ضعف خود را به خوبی می دانید، رد انتقادات ناعادلانه ای که علیه شما ابراز می شود بسیار آسان تر خواهد بود.

نیاز به تأیید را کنار بگذارید. مهم است که هرگونه موافقت، تایید و یا مماشات با فرد خودشیفته که به قیمت آسیب زدن به خوتان تمام می شود را کنار بگذارید. شما حقیقت را درمورد خود می دانید و با آن مشکلی ندارید حتی اگر فرد خودشیفته شرایط را متفاوت ببیند.

در جای دیگر به دنبال حمایت و هدف باشید

اگر می خواهید با یک فرد خودشیفته رابطه برقرار کنید ، در مورد آنچه می توانید – و یا نمی توانید – از این رابطه انتظار داشته باشید با خود صادق باشید. یک فرد خودشیفته قرار نیست به شخصی تبدیل شود که واقعاً برای شما ارزش قائل باشد، بنابراین شما خودتان باید به دنبال حمایت های عاطفی و برآورده سازی نیاز های شخصی خود باشید.

یاد بگیرید که روابط سالم چگونه است و چه حسی دارد. اگر از یک خانواده خودشیفته هستید، ممکن است درک درستی از رابطه سالم دوطرفه نداشته باشید و الگوی ناکارآمد خودشیفتگی ممکن است برای شما عادی و قابل پذیرش باشد. شما تنها باید به خود یادآوری کنید که احساس مذکور هر چقدر هم که برایتان آشنا باشد به نفعتان نخواهد بود. در یک رابطه متقابل  شما احساس احترام، شنیده شدن و آزاد بودن خواهید کرد.

با افرادی وقت بگذارید که آینه ی صادقانه ای از شما باشند. به منظور حفظ دیدگاه و جلوگیری از پذیرش تحریف های فرد خودشیفته بسیار مهم است که وقت خود را با افرادی بگذرانید که شما را همانطور که هستید می شناسند و افکار و احساسات شما را می پذیرند.

در صورت لزوم ، خارج از مدار خودشیفتگی ، دوستی های جدید برقرار کنید. برخی از افراد خودشیفته برای کنترل بهتر اطرافیانشان آنها را منزوی می کنند. اگر شما در چنین وضعیتی قرار دارید باید برای بازسازی دوستی های قطع شده و یا ایجاد روابط جدید وقت بگذارید.

به دنبال معنی و هدف در کار، فعالیت های داوطلبانه و سرگرمی باشید. به جای اینکه برای داشتن احساس خوب نسبت به خود، چشم به فرد خودشیفته داشته باشید فعالیت های معناداری را دنبال کنید که استعدادهای شما را شکوفا می کند و به شما امکان می دهد در جامعه فردی مفید باشید.

چگونه شخصیت خود شیفته را ترک کنیم

پایان دادن به یک رابطه ناسالم هرگز آسان نیست و پایان دادن به رابطه با یک فرد خودشیفته از آن هم دشوارتر است چرا که این افراد در ابتدای رابطه و یا زمانی که تهدید به ترک می شوند، می تواند بسیار جذاب و فریبا باشند. در چنین مواقعی به راحتی میتوان فریب رفتارهای آنها را خورد و دوباره در تار جلب رضایت آنها گرفتار شد و حتی به قضاوت خود هم شک کرد. اگر شما فردی هستید که به تنهایی عادت ندارید و همزیستی را ترجیح می دهید، تمایل شدید به وفاداری برای حفظ شریک زندگیتان به راحتی میتواند بر نیاز شما برای حفظ ایمنی و فردیتتان نیز غلبه کند. اما مهم است که به یاد داشته باشید که هیچ انسانی سزاوار آزار و اذیت ، تهدید یا سواستفاده لفظی و عاطفی در یک رابطه نیست. راههای زیادی برای رهایی از فرد خودشیفته (و احساس گناه و سرزنش بعد از آن) و آغاز روند بهبودی وجود دارد.

در مورد اختلال شخصیت خودشیفته اطلاعات کسب کنید. هرچه درک بهتری از اختلال شخصیت خودشیفته داشته باشید، بهتر می توانید تکنیک هایی را که یک فرد خودشیفته ممکن است برای حفظ رابطه با شما استفاده کند تشخیص دهید. هنگامی که چنین شخصی را تهدید به ترک می کنید او غالباً شروع به چاپلوسی و ستایش از شما (“بمب گذاری عشقی”) می کند تا دوباره به آنها علاقه مند شوید و از تصمیمتان منصرف شوید یا اینکه قول های بزرگی در مورد تغییر رفتار خود می دهند که قصد حفظ آن را ندارند.

دلایلتان برای ترک رابطه را بنویسید. نگه داشتن لیستی از دلایل صریح برای خاتمه دادن به رابطه با فرد خودشیفته می تواند مانع از بازگشت مجدد شما به چنین رابطه ای شود. لیست خود را در جایی دم دست نگه دارید، مثلاً روی تلفن همراه خود، و هنگامی که احساس تردید به سراغتان آمد یا فرد خودشیفته سعی در فریب شما برای بازگشت داشت به آن مراجعه کنید.

به دنبال پشتیبانی باشید. در طول زندگی مشترک ، فرد خودشیفته ممکن است به روابط شما با دوستان و خانواده آسیب برساند یا زندگی اجتماعی شما را محدود کند اما هر شرایطی که دارید فراموش نکنید که تنها نیستید. حتی اگر نمی توانید با دوستان قدیمی خود ارتباط برقرار کنید، می توانید از گروه های پشتیبانی یا خطوط کمک و خشونت خانگی و پناهگاه ها کمک بگیرید.

تهدیدهای پوچ نکنید. پذیرفتن این حقیقت که شخصیت خود شیفته تغییر نمی کند خود بهترین تاکتیک برای شماست، با پذیرش این مهم هر زمان که آماده بودید او را ترک کنید. تهدید تو خالی و یا صحبت از جدایی فقط به نوعی هشدار دادن به فرد خودشیفته است که  او را قادر می سازد تا جدایی را برای شما دشوارتر کند.

در صورت تهدید یا سواستفاده فیزیکی فوراً کمک بگیرید. در چنین حالتی فورا با پلیس تماس بگیرید.

بعد از جدایی از شخصیت خود شیفته

ترک فرد خودشیفته می تواند ضربه بزرگی به احساس استحقاق و شخصیت خودبزرگ بین آنها باشد. منیت عظیم آنها همچنان باید تغذیه شود بنابراین اغلب به تلاش برای کنترل شما ادامه می دهند. اگر جذابیت و “بمب گذاری عشقی” موثر واقع نشود، ممکن است آنها به تهدید متوسل شوند، شما را پیش دوستان و آشنایان مشترک تحقیر کنند و یا شما را در شبکه های اجتماعی و یا شخصیا تعقیب کنند.

ارتباط خود را با شخص خودشیفته قطع کنید. هرچه ارتباط بیشتری با آنها داشته باشید، امید بیشتری به آنها خواهید داد تا بتوانند دوباره شما را بازگردانند. مسدود کردن تماس ها، پیامک ها و ایمیل های آنها و قطع کامل ارتباط با آنها از طریق شبکه های اجتماعی بهترین کار است. اگر از چنین فردی فرزند دارید، برای ملاقات های دوره ای فرزندانتان هم به تنهایی نروید و شخصی را با خود ببرید.

به خود اجازه سوگواری بدهید. جدایی در هر شرایطی می تواند بسیار دردناک باشد. حتی پایان دادن به یک رابطه ناسالم هم می تواند احساس غم، عصبانیت، گیجی و افسردگی را در شما ایجاد کند. بعد از هر جدایی بهبود می تواند زمان بر باشد بنابراین راحت باشید و برای پشتیبانی به خانواده و دوستان خود مراجعه کنید.

انتظار نداشته باشید که فرد خودشیفته در غم و اندوهتان شریک شود. به محض اینکه شخص خودشیفته بفهمد که رابطه ای کاملا تمام شده و شما دیگر منیت او را تغذیه نخواهید کرد به دنبال سوء استفاده از شخص دیگری خواهد رفت. آنها احساس خسران و گناه نخواهند کرد، فقط همان نیاز بی پایان برای ستایش و تحسین در آنها همیشگی است. البته این تقصیر شما نبوده بلکه نمایانگر این حقیقت است که روابط آنها همیشه بسیار یک طرفه است.

اگر برای اختلال شخصیت خود شیفته به کمک نیاز دارید

به دلیل ماهیت این اختلال، اکثر افراد مبتلا به آن تمایلی به پذیرش مشکل خود و درخواست کمک ندارند. حتی در صورت مراجعه ی فرد به پزشک هم  درمان اختلال شخصیت خودشیفته می تواند بسیار چالش برانگیز باشد. اما این بدان معنا نیست که هیچ امیدی وجود ندارد یا تغییر غیرممکن است. تثبیت کننده های خلق و خو ، داروهای ضد افسردگی و داروهای ضد روان پریشی گاهی اوقات در موارد شدید این اختلال و در موارد بروز همزمان با اختلالات دیگرتجویز می شود. با این حال ، در بیشتر موارد روان درمانی شکل اصلی درمان است.

با کار با یک روانشناس ماهر، می توانید یاد بگیرید که مسئولیت کارهای خود را بپذیرید ، روابط بهتر و سالم تری برقرار کنید. همچنین می توانید روی توسعه هوش هیجانی (EQ) خود کار کنید. هوش هیجانی توانایی درک ، استفاده و مدیریت احساسات خود از طریق روش های مثبت برای همدلی با دیگران ، برقراری ارتباط موثر و ایجاد روابط قوی است. نکته ی مهم این است که مهارت های تقویت هوش هیجانی در هر زمان قابل یاد گیریند.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *