0910910 50 10

اختلال شخصیت مرزی (BPD) : علایم، علل و درمان

اختلال شخصیت مرزی

اگر شما دچار اختلال شخصیت مرزی  (BPD ) باشید ، احساس می‌کنید همه چیز ناپایدار است: روابط ، روحیه ، تفکر ، رفتار و حتی هویت شما. اما خوب ناامید نشوید ، این راهنمای علائم ، درمان و بهبود می تواند به شما در کنترل و یا درمان این اختلال کمک کند.

اختلال شخصیت مرزی (BPD) چیست؟

اگر مبتلا به اختلال شخصیت مرزی هستید ، احتمالاً احساس می‌کنید همواره روی یک چرخ و فلک هستید – و این فقط به دلیل احساسات یا روابط ناپایدار شما نیست ، بلکه به دلیل احساس متزلزل بودن شما نیز هست. تصویر شما از خود ، اهداف و حتی علاقه‌ها و خواسته‌هایتان نیز ممکن است به طور مکرر تغییر کند به گونه ای که احساس گیجی و عدم اطمینان داشته باشید.

افراد مبتلا به BPD بسیار حساس هستند. برخی این اختلال را مانند داشتن یک سیستم عصبی در معرض لمس مستقیم توصیف می کنند. چیزهای کوچک می توانند واکنش های شدیدی ایجاد کنند. و در هنگام ناراحتی ، آرام شدن مجدد بسیار مشکل خواهد بود. به سادگی می‌توان دید که چگونه این نوسانات عاطفی و ناتوانی در تسکین نفس می تواند منجر به آشفتگی روابط و رفتارهای تکانشی – و حتی خیره سرانه – در فرد شود.

زمانی که بحبوحه‌ی احساسات شدید و منکوب کننده قرار می گیرید، نمی توانید درست فکر کنید یا بر خود مسلط باشید. در این حالت ممکن است چیزهای آزار دهنده ای بگویید یا به گونه‌ای خطرناک یا نامناسب رفتار کنید که باعث احساس گناه یا شرمندگی شما شود. این یک چرخه دردناک است که فرار از آن غیرممکن است. اما اینطور نیست.

با تمام این اوصاف، برای این اختلال درمان ها و مهارت های مقابله ای موثری وجود دارد که می‌تواند به شما کمک کند تا احساس بهتری داشته باشید و عقاید ، احساسات و اعمال خود را کنترل کنید.

اختلال شخصیت مرزی قابل درمان است

در گذشته ، بسیاری از متخصصان بهداشت روان برای درمان اختلال شخصیت مرزی دچار مشکل بودند ، بنابراین به این نتیجه رسیدند که کار زیادی برای بیمارن دچار این اختلال نمی‌توان انجام داد. اما اکنون می دانیم که BPD قابل درمان است. در حقیقت ، چشم انداز درمان BPD در بلند مدت بهتر از افسردگی و اختلال دو قطبی است. با این حال ، درمان این اختلال به یک رویکرد تخصصی نیاز دارد. نتیجه نهایی این است که اکثر افراد مبتلا به BPD می توانند بهتر شوند  و این کار خیلی سریع با درمان و پشتیبانی مناسب انجام می‌شود.

پروسه‌ی بهبودی در این اختلال در حقیقت شکستن الگوهای ناکارآمد تفکر ، احساس و رفتار است که باعث پریشانی شما می شود. تغییر عادت های مادام العمر آسان نیست. اینکه مجبور باشید برای انجام هر کاری ابتدا مکث و تأمل کنید و سپس اقدام کنید، در ابتدا غیر طبیعی و ناخوشایند خواهد بود. اما با گذشت زمان عادت های جدیدی ایجاد می‌کنید که به شما کمک می کند تعادل عاطفی خود را حفظ کرده و بر رفتار خود کنترل داشته باشید.

تشخیص اختلال شخصیت مرزی

آیا جمله های زیر در مورد شما صدق می کند؟

  • من اغلب احساس “پوچی” می کنم.
  • احساسات من خیلی سریع تغییر می کند و من غالباً غم، عصبانیت و اضطراب شدیدی را تجربه می‌کنم.
  • من دائما می ترسم که افرادی که به آنها اهمیت می دهم مرا رها کنند یا مرا ترک کنند.
  • من بیشتر روابط عاشقانه خود را شدید، اما ناپایدار توصیف می کنم.
  • احساسی که نسبت به افراد زندگی ام دارم می تواند از لحظه‌ای به لحظه دیگر به طرز چشمگیری تغییر کند – و من همیشه دلیل آن را نمی فهمم.
  • من غالباً کارهایی انجام می دهم که می دانم خطرناک یا ناسالم هستند، مانند رانندگی بی پروا ، داشتن رابطه جنسی غیر ایمن، نوشیدن بیش از حد، استفاده از مواد مخدر.
  • من سعی کرده ام به خودم آسیب برسانم، رفتارهای خودآزاری مانند بریدن یا تهدید به خودکشی داشته باشم.
  • وقتی در یک رابطه احساس ناامنی می کنم، تمایل دارم که برای نزدیک نگه داشتن طرف مقابل، پرخاش کنم یا حرکات تکانشی انجام دهم.

اگر با چندین مورد از جمله های بالا همذات پنداری می‌کنید، ممکن است از اختلال شخصیت مرزی رنج ببرید. البته برای تشخیص رسمی به یک متخصص بهداشت روان نیاز دارید ، زیرا BPD به راحتی با سایر مسائل اشتباه گرفته می شود. اما حتی بدون تشخیص ، ممکن است نکات خودیاری ارائه شده در این مقاله برای تسکین طوفان عاطفی درونی شما و یادگیری کنترل انگیزه‌های خودآزاری مفید باشد.

علائم و نشانه های اختلال شخصیت مرزی

اختلال شخصیت مرزی به طرق مختلف ظاهر می شود ، اما برای اهداف تشخیصی ، متخصصان بهداشت روان علائم را به 9 دسته عمده تقسیم می کنند. به منظور تشخیص قطعی BPD، یک بیمار باید حداقل پنج مورد از این علائم را داشته باشید. علاوه بر این ، علائم باید طولانی مدت باشد (معمولاً از دوره نوجوانی شروع می شود) و بسیاری از حیطه‌های زندگی شما را تحت تأثیر قرار دهد.

9 علامت اختلال شخصیت مرزی

  • ترس از رها شدن: افراد مبتلا به BPD اغلب از رها شدن یا تنها ماندن وحشت دارند. حتی مساله‌ی بی اهمیتی مانند دیر رسیدن یکی از عزیزان فرد از کار به خانه و یا رفتن عزیزی به مسافرت، ممکن است ترس شدید در این اشخاص ایجاد کند. این مساله می تواند منجر به تلاش‌های دیوانه وار برای نزدیک نگه داشتن اطرافیان در این فرد شود. او ممکن است التماس کند ، طرف مقابل را دنبال کند، دعوا کند، حرکات شخص مورد علاقه خود را پیگیری کند ، و یا حتی از نظر جسمی مانع از رفتن او شود. متأسفانه، این رفتار نتیجه معکوس دارد – دیگران را از فرد بیمار دور می کند.
  • روابط ناپایدار: افراد مبتلا به BPD تمایل دارند روابطی آتشین و کوتاه مدت داشته باشند. این افراد ممکن است به سرعت عاشق شوند، با این باور که هر فرد جدید که وارد زندگی اش می شود کسی است که باعث می شود او احساس سلامتی کند، و البته بعد به سرعت ناامید می شود. روابط او بدون داشتن هیچ حد وسطی یا عالی هستند و یا وحشتناک به نظر می رسند. عزیزان، دوستان یا اعضای خانواده چنین فردی ممکن است احساس کنند که در نتیجه تغییرات سریع نظرات او نسبت به آنها (از ایده آل به بی ارزش و سپس به عصبانیت و حتی نفرت) دچار آسیب عاطفی می شوند.
  • تصویر شخصی نامشخص یا ناپایدار: فرد مبتلا به BPD، احساسش نسبت به خود معمولاً ناپایدار است. ممکن است گاهی احساس خوبی نسبت به خود داشته باشد، اما در مواقعی دیگر از خود متنفر شود، یا حتی خود را شیطانی بداند. این اشخاص احتمالاً تصویر روشنی در مورد اینکه کی هستند و آنچه در زندگی می خواهند ندارند. در نتیجه ، ممکن است مرتباً شغل ، دوستان ، عشاق ، دین ، ارزشها ، اهداف یا حتی هویت جنسی خود را تغییر دهند.
  • رفتارهای تکانشی و خود تخریبگر: شخص مبتلا به BPD ممکن است رفتارهای پرخطر و احساس برانگیز از خود بروز دهد، به خصوص وقتی ناراحت است. فرد بیمار ممکن است به طرز ناگهانی هزینه هایی بکند که توانایی مالی باز پرداخت آن را ندارد، ممکن است زیاد غذا بخورد ، بی پروا رانندگی کند ، از مغازه دزدی کند، رابطه جنسی پرخطر داشته باشد یا در مصرف مواد مخدر یا الکل زیاده روی کند. این رفتار‌های پرخطر ممکن است به او کمک کند تا در لحظه احساس بهتری داشته باشد، اما در طولانی مدت به او و اطرافیانش آسیب می رساند.
  • خودآزاری: خودکشی و خودزنی عمدی در افراد مبتلا به BPD شایع است. رفتارهای خود آسیبی شامل فکر کردن در مورد خودکشی، انجام کارهای آسیب زننده یا واقعا اقدام به خودکشی است. خودآزاری شامل همه تلاشهای دیگر برای آسیب رساندن به خود بدون قصد خودکشی است. اشکال رایج خودآزاری شامل بریدن و سوزاندن می شود.
  • نوسانات شدید عاطفی: نوسانات احساسات و حالات ناپایدارعاطفی در BPD شایع است. فرد مبتلا ممکن است یک لحظه احساس خوشبختی کند و لحظه دیگر کاملا ناامید باشد. چیزهای کوچکی که دیگران به سادگی از آن می گذرند می تواند فرد را به یک بحران احساسی دچار کند. با اینکه این نوسانات خلقی شدید است، اما اکثر مواقع زودگذرند (برخلاف نوسانات عاطفی افسردگی یا اختلال دو قطبی)، و معمولاً فقط چند دقیقه یا چند ساعت طول می کشد.
  • احساس پوچی مداوم: افراد مبتلا به BPD غالباً در مورد احساس پوچی صحبت می کنند، گویی که در آنها خلایی وجود دارد. چنین افرادی ممکن است در نهایت احساس کنند که انگار “هیچ” اند یا “هیچ کس” نیستند. این احساس ناخوشایند است، بنابراین ممکن است شخص بیمار سعی کند خلا درونی خود را با چیزهایی مانند مواد، غذا یا رابطه جنسی، پر کند. اما هیچ چیز به چنین فردی واقعاً احساس رضایت نخواهد داد.
  • عصبانیت و از کوره دررفتن: شخص مبتلا به BPD ممکن است با عصبانیت شدید و تغییر خلق برهه‌ای روبرو شود. در این افراد گویی فیوزی وجود دارد که در صورت پریدن آن – ممکن است فرد به یکباره فریاد بزند، چیزهایی را پرتاب کند، یا کاملاً خشمگین شود. در چنین مواردی فرد ممکن است در کنترل خود مشکل داشته باشد. لازم به ذکر است که این عصبانیت همیشه نسبت به دیگران نیست. فرد بیمار ممکن است خیلی وقتها را صرف احساس عصبانیت از خود کند.
  • احساس تردید یا عدم ارتباط با واقعیت: افراد مبتلا به BPD اغلب با پارانویا یا احساس شک و تردید در مورد انگیزه های دیگران دست و پنجه نرم می کنند. در شرایط استرس، حتی ممکن است ارتباط خود را با واقعیت از دست بدهند ( تجربه ای که به عنوان تجزیه شناخته می شود). ممکن است احساس کنند درون مه هستند، یا از خود فاصله گرفته و یا انگار بیرون از بدن خود هستند.

اختلالاتی که می‌تواند همزمان با BPD رخ دهد

اختلال شخصیت مرزی بندرت به تنهایی تشخیص داده می شود. اختلالات رایج مشترک شامل موارد زیر است:

  • افسردگی یا اختلال دو قطبی
  • سوء مصرف مواد
  • اختلالات مربوط به خوردن
  • اختلالات اضطرابی

زمانی که BPD با موفقیت درمان شود سایر اختلالات نیز غالباً بهبود می یابند. اما عکس این همیشه درست نیست. به عنوان مثال ، شما ممکن است با موفقیت علائم افسردگی را درمان کنید و هنوز با BPD دست و پنجه نرم کنید.

علل ابتلا به اختلال شخصیت مرزی

اکثر متخصصان بهداشت روان معتقدند که اختلال شخصیت مرزی ناشی از ترکیبی از عوامل بیولوژیکی ارثی یا درونی و عوامل محیطی خارجی مانند تجربیات آسیب زا در دوران کودکی است.

تفاوت در مغزها

فرآیندهای پیچیده‌ی بسیاری در مغز یک بیمار مبتلا به اختلال BPD اتفاق می افتد و محققان هنوز در حال گره گشایی از این فرآینده های پیچیده اند. اما در اصل ، اگر فردی مبتلا به BPD باشد، مغز وی در حالت آماده باش است. در مقایسه با افراد دیگر همه چیز در دنیای بیرون ترس و استرس بیشتری دارد. سوئیچ “نبرد یا فرار” (فلایت- فایت سوییچ اصطلاحی است که به واکنش مغز در شرایط بحرانی گفته می‌شود که به فرد می گوید بگریزد یا مقابله کند) در این اشخاص به راحتی قطع می شود و پس از وصل شدن مجدد، قابلیت تفکر منطقی فرد را ربوده و غرایز اولیه بقا را در او بیدار می کند که همیشه متناسب با شرایط موجود نیستند.

شاید اینگونه به نظر برسد که هیچ کاری نمی توان برای چنین افرادی انجام داد. به هر حال، اگر مغز متفاوت باشد چه کاری می توان انجام داد؟ اما حقیقت این است که شما می توانید مغز خود را تغییر دهید. هر زمان که شما یک پاسخ مقابله ای جدید یا یک تکنیک تسکین دهنده را تمرین می کنید مسیرهای عصبی جدیدی ایجاد می کنید. برخی از درمان ها، مانند مراقبه ذهن‌آگاهی، حتی می توانند ماده مغزی را رشد دهند و هرچه بیشتر فرد تمرین کند این مسیرها قویتر و خودکارتر می شوند. پس نباید تسلیم شد! با گذشت زمان و پشتکار می توان طرز فکر، احساس و عمل خود را تغییر دهیم.

اختلالات شخصیتی و استیگما (انگ اجتماعی)

وقتی روانشناسان در مورد “شخصیت” صحبت می کنند، در حقیقت به الگوهای تفکر، احساس و رفتار که هر یک از ما را منحصر به فرد می کند، اشاره می کنند. هیچ فردی در همه ی زمان ها و حالات یکسان عمل نمی کند اما ما تمایل داریم که با دنیا به روش های کاملاً سازگار تعامل داشته باشیم. به همین دلیل است که مردم اغلب “خجالتی” ، “برونگرا” ، “دقیق” ، “سرگرم کننده” و غیره توصیف می شوند. اینها عناصر شخصیتی هستند.

از آنجا که شخصیت به طور ذاتی با هویت ارتباط دارد، اصطلاح “اختلال شخصیت” ممکن است به شما این احساس را بدهد که مشکلی اساسی در هویت فرد مبتلا باید وجود داشته باشد. اما اختلال شخصیت در حقیقت قضاوت در مورد شخصیت نیست. در اصطلاح بالینی ، “اختلال شخصیت” بدان معنی است که الگوی ارتباط فرد با جهان، تفاوت فاحشی با هنجارهای اجتماعی دارد. (به عبارت دیگر ، فرد مبتلا به روشی که اکثر مردم انتظار دارند رفتار نمی کند). این مسئله باعث ایجاد مشکلات مداوم در بسیاری از زمینه های زندگی مانند روابط، شغل و احساسات فرد نسبت به خود و دیگران می شود. اما مساله مهم اینجاست که این الگوها قابل تغییر هستند!

 3 راه کار فردی برای کنار آمدن با  BPD

  • بحران های احساسی خود را آرام کنید
  • کنترل تکانه و تحمل پریشانی را بیاموزید
  • مهارت های بین فردی خود را ارتقا دهید

طوفان های احساسی خود را آرام کنید

شما بعنوان یک فرد مبتلا به BPD ، احتمالاً زمان زیادی را صرف مبارزه با انگیزه ها و احساسات خود کرده اید ، بنابراین درک مساله ی “پذیرش” می تواند برای شما بسیار سخت باشد. اما پذیرش احساسات خود به معنای تأیید آنها و یا تسلیم شدن در برابر آنها نبوده و بدان معنی است که شما تلاش برای جنگیدن، جلوگیری، سرکوب یا انکار آنچه را احساس می کنید، متوقف کنید. اجازه دادن به بروز این احساسات می تواند قدرت آنها را تا حد زیادی از بین ببرد.

سعی کنید احساسات خود را بدون قضاوت و انتقاد به سادگی تجربه کنید. گذشته و آینده را رها کنید و منحصراً بر لحظه فعلی تمرکز کنید. تکنیک های ذهن آگاهی می توانند در این زمینه بسیار موثر باشند.

با مشاهده احساسات خود شروع کنید ، مثل اینکه از بیرون به خود نگاه میکنید.

ببینید که احساسات مختلف  چگونه می آیند و می روند (شاید فرض اینکه آنها موج هستند تصورشان را راحت تر کند)

روی احساسات جسمی‌ که با عواطفتان همراه می شوند تمرکز کنید.

به خود بگویید آنچه در لحظه احساس می کنید را می پذیرید.

به خود یادآوری کنید که فقط به این دلیل که چیزی را احساس می کنید به معنای واقعی بودن آن نیست.

 کارهایی را انجام دهید که باعث شوند حواستان (حواس پنج گانه) تحریک شود.

درگیر کردن حواس یکی از سریع ترین و ساده ترین راه ها برای تسکین سریع خودتان است. شما باید آزمایش کنید تا بفهمید تحریک کدام حس برای شما بهتر است. همچنین برای خلق و خوی متفاوت به استراتژی های مختلفی نیاز خواهید داشت. آنچه در هنگام عصبانیت یا پرخاشگری ممکن است به شما کمک کند با آنچه در هنگام بی حس شدن یا افسردگی ممکن است به شما کمک کند بسیار متفاوت است. در اینجا چند ایده برای شروع آورده شده است:

لامسه: اگر احساس بی حسی میکنید، آب سرد یا گرم (اما نه داغ) را روی دستان خود بریزید. یک قطعه یخ را نگه دارید ؛ یا تا جایی که می توانید محکم یک چیز مانند لبه یک مبل را بگیرید. اگر بی قرارید و باید آرام شوید ، یک حمام یا دوش آب گرم بگیرید. درازکشیدن زیر ملحفه‌ی تخت ، یا نوازش یک حیوان خانگی هم می‌تواند مفید باشد.

چشایی: اگر احساس خالی بودن و بی حسی دارید ، سعی کنید نعناع یا آب نبات های با طعم قوی را مکیده و یا به آرامی چیزی با طعم شدید مانند چیپس سرکه نمکی بخورید. اگر می خواهید آرام شوید ، چیز آرام بخشی مانند چای داغ یا سوپ را امتحان کنید.

بویایی: شمعی روشن کنید ، گلها را بو کنید ، رایحه درمانی را امتحان کنید ، عطر مورد علاقه خود را اسپری کنید ، یا در آشپزخانه چیزی که  بوی خوبی دارد استفاده کنید. ممکن است متوجه شوید که به بوهای شدید مانند مرکبات ، ادویه جات و عودها بهترین پاسخ را می دهید.

 بینایی: روی تصویری تمرکز کنید که توجه شما را به خود جلب کند. این منظره می تواند چیزی در محیط نزدیک شما باشد (یک منظره عالی ، یک گل‌آرایی زیبا ، یک نقاشی یا عکس مورد علاقه) یا چیزی که در تصورات خود تجسم می‌کنید.

 شنوایی: در صورت نیاز به یک محرک خارجی ، سعی کنید به موسیقی با صدای بلند گوش دهید ، یک زنگ را به صدا درآورید یا سوت بزنید. برای آرامش ، موسیقی آرام پخش کنید یا به صداهای آرام بخش طبیعت ، مانند باد ، پرندگان یا اقیانوس گوش دهید.

آسیب پذیری عاطفی خود را کاهش دهید

هنگام خستگی مفرط و استرس، احتمالاً احساسات منفی بیشتری را تجربه خواهید کرد. به همین دلیل مراقبت از سلامت جسمی و روحی هر دو بسیار مهم است.

از خود مراقبت کنید:

از مصرف داروهای تغییر دهنده‌ی خلق خودداری کنید

داشتن یک رژیم غذایی متعادل و مغذی را فراموش نکنید

خواب با کیفیت و به اندازه کافی داشته باشید

به طور منظم ورزش کنید

استرس را به حداقل برسانید

تکنیک های آرام سازی را تمرین کنید

کنترل تکانه های روحی را یاد بگیرید و پریشانی را تحمل کنید

تکنیک های آرام سازی که در بالا بحث شد می توانند به شما کمک کنند تا وقتی که حس می کنید استرس دارد توان شما را می گیرد، آرام شوید. اما وقتی حس می‌کنید در بحبوحه‌ی احساسات مختلف گرفتار شده اید چه باید کرد؟ درست در این زمان است که تکانشگری اختلال شخصیت مرزی بروز می کند. در گرماگرم این لحظات، شما آنقدر ناامید می شوید که ممکن است هر کاری انجام دهید، از جمله کارهایی که می دانید نباید انجام دهید (از جمله خودزنی ، رابطه جنسی پرخطر ، رانندگی خطرناک و نوشیدن مفرط مشروبات الکلی) در این لحظات شما حتی ممکن است احساس کنید چاره ای جز این کارها ندارید.

حرکت از عدم کنترل رفتار به سوی کنترل

نکته ی مهم در این موارد این است که متوجه باشیم که این رفتارهای تکانشی در حقیقت یک هدف را دنبال می کنند. آنها مکانیزم های بدن ما برای کنار آمدن با یک شرایط بحرانی و گذراندن آنند. البته نباید فراموش کرد که این رفتارهای تکانشی اگرچه حتی فقط برای لحظه ای کوتاه ممکن است احساس خوبی به شما بدهند اما عواقب بلند مدت بسیار زیادی در پی خواهند داشت.

کنترل مجدد رفتار خود با یادگیری تحمل پریشانی آغاز می شود. این کلید تغییر الگوهای مخرب BPD است. توانایی تحمل پریشانی به شما کمک می کند هنگام تمایل به اقدام به کار های غیرمعقول دکمه ی مکث را فشار دهید. به جای اینکه در برابر احساسات دشوار با رفتارهای خود تخریبی واکنش نشان دهید یاد خواهید گرفت که آنها را در حالی که کنترل این تجربه را در اختیار دارید از بین ببرید.

در زیر نمونه ی یک تمرین آرامشی برا مواجهه با پریشانی و به دست آوردن مجدد کنترل آورده شده است:

هنگامی که مکانیسم مقابله یا گریز در شما فعال شود، دیگر مجالی برای آرام کردن خود وجود ندارد. به جای تمرکز بر افکار خود ، بر آنچه در بدن خود احساس می کنید تمرکز کنید. این تمرین روشی ساده و سریع برای توقف تکانه، آرام شدن و کنترل مجدد است. با این تمرین فقط در عرض چند دقیقه می توانید تفاوت بزرگی ایجاد کنید.

  • یک مکان آرام پیدا کنید و در وضعیت راحتی بنشینید.
  • بر آنچه در بدن خود تجربه می کنید تمرکز کنید. سطحی را که روی آن نشسته اید احساس کنید. پاهای خود را روی زمین احساس کنید. دستان خود را روی پاهای خود احساس کنید.
  • بر نفس کشیدن تمرکز کنید ، نفس های عمیق بکشید. به آرامی نفس بکشید. نفس خود را تا سه شماره حبس کنید. سپس به آرامی نفستان را بیرون دهید ، دوباره تا سه شماره ی دیگر نفس خودر را حبس کنید و به آرامی بیرون دهید. این کار را برای چند دقیقه ادامه دهید.

در مواقع اضطراری حواس خود را پرت کنید

اگر تلاش شما برای آرام کردن خود موثر واقع نشد و احساس غرق شدن در فشارهای مخرب کردید، پرت کردن حواس ممکن  است به شما کمک کند. تنها چیزی که شما نیاز دارید این است که تمرکز خود را به اندازه کافی به چیز دیگری جلب کنید تا انگیزه منفی از بین برود. هر چیزی که توجه شما را به خود جلب کند می تواند موثر باشد، اما حواس پرتی وقتی موثر است که خود یک فعالیت تسکین دهنده نیز باشد. علاوه بر استراتژی های مبتنی بر حواس که قبلاً ذکر شد ، در اینجا مواردی وجود دارد که می توانید امتحان کنید:

  • تلویزیون تماشا کنید: یک برنامه را انتخاب کنید که مخالف احساس شما باشد مثلا اگر احساس ناراحتی می کنید یک کمدی و یا در صورت عصبانی بودن یا تحریک شدن یک چیز آرامش بخش.
  • کاری انجام دهید که از آن لذت می برید و شما را مشغول می کند. این می تواند هر کاری باشد: باغبانی ، نقاشی ، نواختن ساز ، بافندگی ، خواندن کتاب ، بازی با رایانه ، یا انجام سودوکو یا جدول کلمه.
  • خود را با کار سرگرم کنید. همچنین می توانید با کارها و مشاغل مختلف حواس خود را پرت کنید: نظافت منزل ، انجام کارهای حیاط ، خرید مواد غذایی ، نظافت حیوان خانگی یا لباسشویی.
  • فعال باشید: ورزش شدید روشی سالم برای پمپاژ آدرنالین و آرام شدن است. اگر احساس استرس می کنید ، ممکن است بخواهید کارهای آرامش بخشی مانند یوگا یا گردش در محله را نیز تجربه کنید.
  • با یک دوست تماس بگیرید. صحبت با کسی که به او اعتماد دارید می تواند روشی سریع و بسیار موثر برای حواس پرتی ، احساس بهتر شدن و کسب دیدگاه باشد.

3- مهارتهای بین فردی خود را ارتقا دهید

اگر دچار اختلال شخصیت مرزی هستید ، احتمالاً برای حفظ روابط پایدار و راضی کننده با عزیزان، همکاران و دوستانتان به مشکل برخورده اید. این به این دلیل است که شما در قدم برداشتن و دیدن مسائل از دید دیگران مشکل دارید. شما همواره از افکار و احساسات دیگران برداشت اشتباه می کنید، از درک دیگران ناتوانید و از تأثیر رفتار خود بر اطرافیانتان چشم پوشی می کنید. البته این بدان معنا نیست که شما به آنها اهمیتی نمی دهید، اما وقتی صحبت از افراد دیگر می شود، یک نقطه کور بزرگ دارید. شناختن این نقطه کور در روابط خود، اولین قدم است. وقتی سرزنش دیگران را متوقف کردید می توانید قدم هایی برای بهبود روابط و مهارت های اجتماعی خود بردارید.

پیش فرض‌های خود را بررسی کنید

وقتی استرس واحساسات  منفی طاقت شما را طاق می کند (مانند افراد مبتلا به BPD ) احتمالا خیلی راحت به خودتان اجازه می دهید که راجع به افکار دیگران قضاوت کنید. اگر از این گرایش آگاهی دارید ، فرضیات خود را بررسی کنید. به یاد داشته باشید ، شما ذهن‌خوان نیستید! به جای اینکه به نتیجه گیری (معمولاً منفی) بپردازید ، انگیزه‌های جایگزین را در نظر بگیرید. به عنوان مثال ، بگذارید بگوییم که شریک زندگی شما به طور ناگهانی تماس تلفنیش با شما را قطع کرده و اکنون شما احساس ناامنی می کنید و می ترسید که دیگر علاقه ای به شما نداشته باشد. حال قبل از اینکه بر مبنای این احساسات اقدامی بکنید:

  • درنگ کنید و احتمالات مختلف را در نظر بگیرید. شاید او در محل کار تحت فشار باشد. شاید او یک روز استرس زا را پشت سر گذاشته باشد. شاید او هنوز قهوه اش را نخورده باشد. توضیحات بسیاری میتواند برای رفتار او وجود داشته باشد.
  • از او بخواهید برای شما توضیح بدهد. یکی از ساده ترین راه ها برای بررسی پیش فرض‌های شما این است که از شخص مقابل بپرسید که چه فکر می کند یا چه احساسی دارد. منظور آنها از گفتار یا اعمال خود را دوباره بررسی کنید. به جای اینکه با لحنی تند و متهم کننده بپرسید ، رویکرد نرم تری را امتحان کنید مثلا: “ممکنه من اشتباه برداشت کرده باشم اما خوب حس می کنم …” یا “ممکنه من بیش از حد حساس شده باشم، اما حس می‌کنم که …”

از فرافکنی دست بردارید

افراد مبتلا به BPD معمولا تمایل دارند احساسات منفی خود روی رفتارهای دیگران بازتاب دهند و آنها را به دیگران نسبت دهند. مثلا وقتی نسبت به خود احساس بدی می کنند از دیگران ایراد می گیرند. یا بازخورد و انتقاد سازنده‌ی  دیگران را تسویه حساب شخصی می دانند. در این صورت ، مشکل در همان بازتاب افکار منفی خود در دیگران یا همان فرافکنی است.

برای مبارزه با فرافکنی ، باید ترمزگیری را بیاموزید – درست مانند آنچه که برای جلوگیری از رفتارهای تکانشی خود انجام دادید. با عواطف و احساسات جسمی بدن خود هماهنگ شوید. علائم استرس، مانند تپش قلب، تنش عضلانی، تعریق ، حالت تهوع یا سبکی سر را یادداشت کنید. وقتی این احساس را دارید احتمالاً به طرف مقابل حمله خواهید کرد و چیزی را می گویید که بعدا پشیمان خواهید شد. مکث کنید و چند نفس عمیق بکشید. سپس سه سوال زیر را از خود بپرسید:

  • آیا از خودم ناراحت هستم؟
  • آیا احساس شرمندگی می کنم یا می ترسم؟
  • آیا نگران رها شدنم هستم؟

اگر پاسخ مثبت است ، مکالمه را ترک کنید. به شخص دیگر بگویید که احساساتی هستید وکمی زمان  می خواهید تا فکر کنید و بعدا به بحث و گفتگو ادامه دهید.

مسئولیت نقش خود را بر عهده بگیرید

کلام آخر اینکه، شما باید مسئولیت نقشی که در روابط خود بازی می کنید را به عهده بگیرید. از خود بپرسید چگونه اقدامات شما ممکن است در بروز مشکلات در روابطتان نقش داشته باشد. گفتار و رفتار شما چه احساسی در عزیزانتان ایجاد می کند؟ آیا فکر میکنید طرف مقابلتان یا خیلی عالی است یا کاملا بد؟ اگر چنین است، تلاش کنید خود را جای دیگران بگذارید، همیشه این احتمال را در نظر بگیرید که شاید شما اشتباه می کنید و از قدرت دفاعی خود بکاهید ، خواهید دید که کیفیت روابطتان چقدر تغییرخواهد کرد.

تشخیص و درمان اختلال شخصیت مرزی

لازم به یادآوری است که شما به تنهایی نمی توانید اختلال شخصیت مرزی را تشخیص دهید. بنابراین اگر فکر می کنید شما یا یکی از عزیزانتان ممکن است از BPD رنج ببرید ، بهتر است از متخصصان کمک بگیرید. BPD اغلب با اختلالات دیگری که با آنها همپوشانی دارد اشتباه گرفته می شود، بنابراین برای ارزیابی و تشخیص دقیق این اختلال، شما به یک متخصص بهداشت روان نیاز دارید. سعی کنید شخصی را پیدا کنید که تجربه تشخیص و درمان BPD را داشته باشد.

اهمیت یافتن دکتر روانشناس خوب

حمایت و راهنمایی یک درمانگر  واجد شرایط می تواند تفاوت زیادی در درمان و بهبودی BPD ایجاد کند. پروسه ی درمان ممکن است به عنوان یک فضای امن در نظر گرفته شود که در آن شما می توانید از مسائل مربوط به روابط و اعتماد خود شروع کرده وکم کم پیش بروید و روش های جدید مقابله را نیز امتحان کنید.

یک متخصص باتجربه  با درمان های BPD مانند رفتار درمانی دیالکتیکی (DBT) و صرخواره درمانی آشنا خواهد بود. اما اگرچه این روشهای درمانی مفید بوده و به اثبات رسیده اند، اما پیروی از یک روش درمانی خاص همیشه ضروری نیست. بسیاری از کارشناسان معتقدند که درمان هفتگی شامل آموزش در مورد این اختلال، حمایت خانواده و آموزش مهارت های اجتماعی و عاطفی می تواند بیشتر موارد BPD را درمان کند.

وقت گذاشتن برای یافتن یک درمانگر که با او احساس امنیت می کنید و راحت هستید بسیار مهم است – کسی که به نظر می رسد شما را جذب می کند و باعث می شود احساس پذیرش و درک شدن کنید. برای یافتن فرد مناسب وقت بگذارید. اما پس از انجام این کار، به درمان متعهد بمانید. شما ممکن است با این فکر درمان را شروع کنید که درمانگر شما ناجی شما خواهد بود، البته بعدا به احتمال زیاد ناامید شده و احساس می کنید پزشکتان چیزی برای ارائه ندارد. به یاد داشته باشید که این نوسانات از ایده آل سازی به بدذات پنداری از علائم BPD است. سعی کنید آن را با درمانگر خود در میان بگذارید و اجازه دهید رابطه برقرار شود. و به خاطر داشته باشید که تغییر، در ذات خود ، ناخوشایند است و ناراحتی جزیی از درمان. اگر در طول درمان هرگز احساس ناراحتی نکردید، احتمالاً هرگز پیشرفت هم نخواهید کرد.

روی درمان دارویی حساب نکنید

اگرچه بسیاری از افراد مبتلا به BPD از دارو استفاده می کنند ، واقعیت این است که تحقیقات بسیار کمی مفید بودن آن را نشان داده است. علاوه بر این ،  سازمان غذا و داروی ایالات متحده (FDA) هیچ دارویی را برای درمان BPD تأیید نکرده است. این بدان معنا نیست که دارو هرگز مفید نیست – خصوصاً اگر از مشکلات همزمان مانند افسردگی یا اضطراب رنج می برید – اما در حال حاضر هیچ درمان دارویی برای خود BPD وجود ندارد.

در مورد BPD روان درمانی بسیار اثربخش‌تر است. فقط باید به آن وقت بدهید و صبور باشید. با این حال ، پزشک شما ممکن است تجویز دارو را نیز در نظر بگیرد اگر:

  • شما هم مبتلا به BPD هستید و افسردگی یا اختلال دو قطبی نیز دارید.
  • از حملات هراس یا اضطراب شدید رنج می برید.
  • شروع به توهم یا داشتن افکار عجیب و غریب و پارانوئید کرده باشید.
  • اگر احساس خودکشی می کنید یا در معرض آسیب رساندن به خود یا دیگران هستید.
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *