0
0910910 50 10

11 روش برای کمک به بیمار دوقطبی

کمک به بیمار دوقطبی

ممکن است یکی از نزدیکان شما (همسر، فرزند و …) به اختلال دوقطبی مبتلا باشد و بخواهید به او کمک کنید اما ندانید از کجا باید شروع کنید. شاید از رفتار او نا امید و ناراحت شوید و ندانید که چه واکنشی باید نشان دهید.

با حمایت شما، او شانس درمان بیشتری پیدا می کند. راه های متفاوتی برای کمک به این افراد وجود دارد که در ادامه با 11 مورد از آنها آشنا خواهید شد.

گاهی به صحبت های او فقط گوش کنید

شاید دوست داشته باشید به دیگران بگویید چطور مشکلشان را حل کنند اما گاهی فقط باید شنونده باشید. گاهی عزیزانتان فقط می خواهند به حرفهای شان گوش کنید و نیازی به نظر شما ندارند.

در عوض به آن ها بگویید که همیشه هستید و هر وقت بخواهند می توانند با شما صحبت کنند. شاید همیشه تمایلی به حرف زدن نداشته باشند، اما بودن شما آن ها را دل گرم می کند.

بیمار مبتلا به دوقطبی را به پیگیری درمان تشویق کنید

یادتان باشد که بیماران دوقطبی می توانند زندگی موفق و کاملی داشته باشند. به همسرتان بگویید که این اختلال مشکل بزرگی نیست و می تواند جلوی آن بایستد.

او را تشویق به ادامه روند درمان خود و مراجعه به روانشناس و روانپزشک کنید.

با فرد مبتلا به دوقطبی وقت بگذرانید

با هم به سینما و کافه بروید و در پارک قدم بزنید. ارتباط اجتماعی، مخصوصا در شرایطی که همسرتان افسرده باشد، اهمیت بسیار زیادی دارد. ممکن است او خودش را منزوی کند و مشکلش شدید تر شود.

حتی اگر دعوت شما را رد می کند باز هم تلاش کنید. با این کار متوجه می شود که برایتان مهم است. احتمالا کم کم به تلاشتان واکنش مثبت نشان می دهد و از شما تشکر می کند.

کمک به بیمار دوقطبی

در درمان دوقطبی او شریک شوید

اجازه ندهید عزیزتان به تنهایی فرایند درمان را طی کند. حمایت شما به موفقیت درمان او کمک می کند. به هر شکلی که دوست دارد با او همراهی کنید. می توانید در کار های زیر به او کمک کنید:

  • پیدا کردن روانپزشک و روانشناس خوب
  • وقت گرفتن و مراجعه به رواندرمانگر
  • دنبال کردن برنامه ی درمان

پیشنهاد می کنم این مقاله را هم مطالعه کنید: اختلال دوقطبی چیست؟

او را به مصرف داروهایش تشویق کنید. ممکن است با بهتر شدن و یا به دلیل عوارض جانبی، مصرف دارو را قطع کند. اگر دارو او را اذیت می کند، از روانپزشک بخواهید داروی دیگری را جایگزین کند.

در برابر رفتارهای بیما دوقطبی آرامش خودتان را حفظ کنید

ممکن است همسر شما در طول دوره ی شیدایی، عجیب و وقیحانه رفتار کند و یا در طول افسردگی، حساس و بد اخلاق شود.

یادتان باشد که در این زمان ها او واقعا خودش نیست و نشانه های بیماری باعث بروز رفتارهای نامناسب می شوند. پس آرامش خود را حفظ کنید و به این رفتارها واکنش نشان ندهید.

حواستان به شروع نشانه های دوره شیدایی باشد

گاهی تشخیص نزدیک شدن به دوره ی شیدایی برای همسرتان سخت است. شاید بگوید خوب است اما شما باید مراقب نشانه های اختلال باشید. نشانه های شیدایی شامل موارد زیر است:

  • کم خوابیدن
  • زیاد و سریع حرف زدن
  • انجام دادن کارهای خطرناک مثل رانندگی با سرعت زیاد یا ولخرجی کردن

اگر متوجه نزدیک شدن دوره ی شیدایی شدید، می توانید از روانپزشک برای پیش گیری از شروع دوره کمک بگیرید.

کمک به بیمار دوقطبی

حواس تان به نشانه های شروع دوره ی افسردگی اختلال دوقطبی باشد

با توجه به نشانه های زیر، دوره ی افسردگی را نیز می توانید پیش بینی کنید:

  • تمایل کمتر به تعاملات اجتماعی
  • مشکلات خواب (مثل بی خوابی یا زیاد خوابیدن)
  • بی انرژی بودن
  • غمگین و ناراحت بودن

در این شرایط همسرتان را به پیاده روی تشویق کنید. به او کمک کنید به جنبه های مثبت زندگی تمرکز کند. اگر بهتر نشد، با روانپزشک تماس بگیرید.

به بیمار دوقطبی برنامه منظم بدهید.

یک برنامه ی منظم می تواند به ثبات خلقی همسرتان کمک کند. استراحت بسیار مهم است زیرا مختل شدن خواب می تواند آغازگر نشانه ها باشد. او را به خوابیدن و بیدار شدن در ساعات مشخص تشویق کنید.

به کاهش استرس بیمار دوقطبی کمک کنید

عوامل استرس زا مانند از دست دادن شغل می توانند آغازگر نوسانات خلقی باشند. شما نمی توانید عزیزتان را از تمام اتفاقات پر استرس دور کنید اما می توانید برای مقابله با استرس به او کمک کنید.

او را به ورزش کردن تشویق کنید،  با هم به کلاس یوگا بروید. این کار به هر دوی شما برای مقابله با چالش های اختلال دوقطبی کمک می کند.

در انجام برخی از کارهای روزمره به او کمک کنید.

حتی کارهای ساده و روزمره هم برای یک فرد مبتلا به اختلال دوقطبی سخت به نظر می رسد. از او بپرسید که چطور می توانید به او کمک کنید. اگر برای خودتان غذا می پزید، برای او هم غذا بپزید و به خانه اش ببرید.

از خودتان نیز مراقبت کنید

حضور یک فرد دوقطبی در زندگی تان می تواند بسیار سخت باشد. ممکن است شما به عنوان مراقب، افسرده یا بیمار شوید. اگر به نیازهای خودتان توجه نکنید، خسته خواهید شد. سعی کنید برای خودتان نیز زمان مشخصی را در نظر بگیرید. نقاشی بکشید، به موسیقی گوش دهید، یا کاری که دوست دارید را انجام دهید. با دوستان خود تفریح کنید و احساس گناه نکنید. اگر حالتان خوب نباشد نمی توانید از عزیزتان مراقبت کنید.

دیدگاه کاربران
  • رز سفید 27 اردیبهشت 1399

    ااگر می شه در مورد دو قطبی های که دارو مثل لتیوم مصرف می کنند هم توضیح دهید آیا با وجود مصرف دارو لتیوم وکلونازپام این حالات شیدای و افسردگی پیش میاد؟

    آیا فرد دوقطبی دارو مصرف کردنش همیشگی هست؟

  • Abolfazl 11 خرداد 1399

    سلام و عرض ادب خدمت شما، ببخشید من الان واقعا شرایط بدی دارم و سردرگم هستم و نمیدونم چیکار کنم پسری هستم ۲۲ ساله و عاشق خانمی ۳۳ ساله شدم(ایشون در کشور دیگری زندگی می‌کنند و ملیت آمریکایی دارند) که خب حدودا ۶ ماه هست که رابطه داریم، من قبلا حسم رو بهش گفتم ولی خب ری اکشن نامعلومی از خودشون نشون دادن یعنی وقتی بهش گفتم دوسش دارم و عاشقشم خندید و گفت ما نمیتونیم در یک رابطه عاشقانه باشیم و خب برای من کمی سخت بود ولی قبول کردم ولی خب خودش بیشتر از من پیگیر بود یعنی مثلا تا یه روز پیام نمی‌دادم بهم پیام میداد چه از شبکه های اجتماعی یا خود کنسول که کجام و چیکار میکنم و خب حتی خود من هم بعضی مواقع این کارو میکردم ولی حسشون رو نمیتونستم درک کنم حتی بعضی مواقع حرف اول اسمم رو روی پرفایلشون میگذاشتند و خب برام عجیب بود و بعضی مواقع فکر میکردم که شاید شخص دیگری را دوست دارند و بعد از ۶ ماه رابطه من به دلیل امتحان زبان بازی هارو از کنسول پاک کردم و خب به ایشون هم چیزی نگفتم و وقتی به من گفتن تا برای بازی دوباره جوین بشم گفتم که نمیتونم و بازی هارو پاک کردم خب ایشون هم چیزی نپرسیدند که چرا بازی هارو پاک کردم و منم چیزی نگفتم و بعد از گذشت سه روز متوجه شدم که من رو از لیست دوستانشون حذف کردن و خب من هم زود تصمیم گرفتم و به ایشون گفتم تا من رو بلاک کنن حدودا ۴۰ روز باهم مثلا قهر بودیم و خب من پروفایلشون رو چک کردم و متن یک آهنگ خیلی غمگین رو دیدم که می‌گفت(باورم نمیشه تو را از دست داده ام روح من و…) و من هم غرورم رو شکستم و اشتباهم رو قبول کردم و بهشون پیام دادم و معذرت خواهی کردم ولی ری اکشن نامعلومی(از نظر من) از خودشون نشون دادند و گفتند من ازت ناراحت نیستم و اینکه تو گفتی منو بلاک کن و منم بلاک کردم وخب شاید من اشتباه برداشت کردم و خب بعد، دو تا پیام دیگه دادم(گفتم حس واقعیترو بهم بگو و مثلا چرا کتمان میکنی که از من دلخوری) ولی خب جوابی ندادند، میخوام بدونم اینها ممکنه به اختلال (دوقطبی بودن) مرتبط باشه چون ایشون دارای اختلالات دوقطبی هستند(خودشون گفتند که دوقطبی هستند و نزدیک به 2 ساله که مشاوره و دارو را قطع کرده اند) و خب باز هم متن ها و آهنگ های غمگین، من دوسشون دارم و میترسم اگر باهاشون برای همیشه قطع ارتباط کنم ممکنه آسیب روحی بدی ببینن چون شاید منو دوست داشته باشن و من نفهمیده باشم و اونوقت عذاب وجدان ولم نمیکنه، از طرفی هم میترسم دوباره معذرت خواهی کنم و خب اصلا جوابم رو ندن و اون‌موقع خیلی داغون میشم چون یکبار همین یک 10 روز پیش اینکارو کردم و خوب پیش نرفت(نمیدونم شاید من درست متوجه نشدم) خواهش میکنم کمکم کنید من نمیخوام ناراحتش کنم فقط نمیدونم الان باید چیکار کنم،با تشکر فراوان

  • عباس خان محمدی 5 مرداد 1399

    سلام 25سالمه و بیمار دو قطبی هستم همه علایم را دارم چکار باید کنم کمکم کنم شما را بابولفضل قسم

    • سارا 30 دی 1399

      عزیزم من یه دختر ۲۹ سالم که دوقطبی ام. اما رفتار ایشون به دوقطبی بودن ربطی نداره. خانومایی که از آقا خیلی سنشون بالاتره حسابی رو اون مرد وا نمیکنن.و طرف براشون بی ارزشه. حقیقت اینه که بازیت داده و خوشش میاد یکی انقدر پیگیرشه. دوست دارم افسار یه مردو بگیرن تو دستاشونو بازیشون بدن.حقیقت همینه

  • عباس خان محمدی 5 مرداد 1399

    سلام بیمارم دو قطبی کمکم کنید دکتر خوب اصفهان سراغ دارید بهم نشون بدید

    • دکتر بهشتیان 6 مرداد 1399

      درود بر شما متاسفانه از همکاران در شهر اصفهان کسی را نمی شناسم که خدمت شما معرفی کنم
      اما اگه اختلال دوقطبی دارید حتما باید به روانپزشک مراجعه کنید.

  • Ghazal 3 مهر 1399

    سلام مادرم چند سال پیش به نوع شدید دوقطبی مبتلا شدن و داروی الانزاپین مصرف میکردن
    خیلی وقته که گذاشتن کنار
    الان مدتیه که رفتارای عصبی و پرخاشسون خیلی شده به نوعی که تقریبا هر روز میزنن
    مشکل اینجاست که خودشونم قبول ندارن بیمار هستن
    آقای دکتر توروخدا راهنمایی کنید بعد از ۲۲ سال زندگی مشترک پدرمادرم ممکنه از هم جدا بشن
    اجرتون با خدا

    • دکتر بهشتیان 3 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      مشکل مادر شما فقط با مصرف دارو قابل درمان هست
      حتما به روانپزشک مراجعه کنید

  • منیره 19 مهر 1399

    سلام اقای دکتر همسر من دو هفته با من خوبه و با خانوادم دو هفته بعد دوباره سعی میکنه فقط با من دعوا کنه و قهر باشه حتی با خانوادم هم یه مدت کوتاه خیلی مهربون و صمیمیه بعدش تا یکی دوماه خود به خود قهر میکنه و قطغ رابطه میکنه گاها هم ازخودکشی حرف میزنه ایا اینا نشانه دو قطبی بودنه گاها انقدر بی ح‌صله هست که فقط خمیازه میکشه و رنگش سیاه میشه و بی حال ممنون میشم راهنماییم کنید

    • دکتر بهشتیان 20 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      با این نشانه ها نمی شه گفت ایشون مبتلا به دوقطبی هستن باید بررسی های بیشتری انجام بشه

  • میری 21 مهر 1399

    سلام همسرم دچاربیماری دوقطبی نوع یک میباشد بنده از فحش دادن ومتمدن ودادوبیدادش خسته شدم وبخاطراینکه نمیخوام کاربر طلاق کشیده بشه راهنماييم بکنین اول بخاطراين قبليش وزدن مامورین پنداشتن شغلش خیلی بهش شوک واردشدگان درمان وارداتی روبایدانجام بدم وچه اجسامی روهنگام عصبانيتش بردارم خیلی ميخوام مشاوره ببینم راجب این بیماری باتشکر

  • سارا 22 مهر 1399

    سلام آقای دکتر وقتتون بخیر
    همسر من حالات دو گانه زیاد داره، منو کاملا گیج و.گنگ و مضطرب کرده،، منم افسرده شدم،، بردمش دکتر براش.دپاکین 500 نوشت،، آیا مبتلا به دو قطبی بودن هست؟؟ واقعا خسته ام ،، بگید باید چه رفتاری داشته باشم؟

    • دکتر بهشتیان 23 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      امکانش هست که مبتلا به دوقطبی باشن چون دپاکین یکی از داروهای دوقطبی هست اما باید برای تشخیص دقیق تر بررسی بیشتری بشه

  • سارا 26 مهر 1399

    سلام
    خواهر من مبتلا به بیماری دو قطبی هستن و تحت درمان.
    چند روزی هست که انگار حمله بهشون دست داده، اصلا نمیخوابند و حالت عادی ندارن. تا چند روز آینده به دلیل تعطیلی و نبودن دکترشون، به دکترشون دسترسی نداریم. چکار باید بکنیم؟ به اورژانس مراجعه کنیم؟
    داروی انالزاپین مصرف میکنن که دکترشون گفته بود در هنگام بروز علائم دوز دارو رو بالا ببریم

    • دکتر بهشتیان 26 مهر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      بله در این شرایط به اورژانس مراجعه کنید. تا با یک داروی تزریقی آرومشون کنن

  • سروناز 4 آبان 1399

    سلام وقت بخیر،
    خواهر من ۳ سال تحت درمان هست، الان هم با شرایط کرونا فقط تلفنی با دکترش در تماس هست، ولی متوجه شدم موضوع مهمی رو بهشون نگفته ، از ترس اینکه قرصاشو زیاد کنه و‌چاق بشه افکار بدی که سراغش میادو نمیگه، یه ماهه که دکترش لیتیوم رو حذف کرده و تو این مدت خواهرم افکار خطرناک برای آسیب زدن به خودش داره، و تازه امروز با اصرار و تلاش من برای همدردی افکارشو بروز داد. من سعی کردم کنارش باشم و بهش بگم مراقبشم ولی واقعا میترسم آسیبی به خودش بزنه، و به خاطر کارم مجبور هستم چند ساعت تنهاش بذارم، پدر و مادرم هم ایران نیستن، موندم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنین چه کاری باید انجام بدم ؟

    • دکتر بهشتیان 20 آبان 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      نمی دونم قدرت افکار خواهرتون چقدر هست و آیا هذیان و توهم هم داره یا نه
      بهتره حتما خودتون با روانپزشکش صحبت کنید و در صورتی که دارو را براش تغییر دادند پنهانی داروها را بهش بدید

  • سروناز 4 آبان 1399

    سلام وقت بخیر،
    خواهر من ۳ سال تحت درمان هست، الان هم تلفنی با دکترش در تماس هست، ولی متوجه شدم موضوع مهمی رو بهشون نگفته ، از ترس اینکه قرصاشو زیاد کنه و‌چاق بشه به دکترش افکار بدی که سراغش میادو نمیگه، یه ماهه که دکترش لیتیوم رو حذف کرده و تو این مدت خواهرم افکار خطرناک برای آسیب زدن به خودش داره، و تازه امروز با اصرار و تلاش من برای همدردی افکارشو بروز داد. من سعی کردم کنارش باشم و بهش بگم مراقبشم ولی واقعا میترسم آسیبی به خودش بزنه، و به خاطر کارم مجبور هستم چند ساعت تنهاش بذارم، پدر و مادرم هم ایران نیستن، موندم چیکار کنم لطفا راهنماییم کنین چه کاری باید انجام بدم ؟

  • مراد 4 آبان 1399

    سلام خواهرم با من و مادرم همیشه درگیری داره و دعوا،نه بیرون میاد نه با کسی دوست میشه نه با کسی حرف میزنه نه دکتر میاد پدرم هم فوت کرده به همه بدبینه به هیچ کس اعتماد نداره هر کاری میکنم ببرمش دکتر نمیاد میگه چرا میخواین منو از خونه ببرین بیرون چه نقشه ای دارین و…. زندگی رو برای خودش و ما جهنم کرده میشه یه راهکار بدین بهم واقعا خسته شدم از دستش

  • Poria 6 آبان 1399

    سلام اقای دکتر. من بعد ۷ سال زندگی مشترک با همسرم و مصرف قرص های گوناگون طبق تجویز دکترشون،متوجه شدم بیمار دو قطبی هستن.تو این ۷ سال زندگی رو برام جهنم کرده بود و من فقط دنبال دلیلش میگشتم و هیچوقت به نتیجه نمیرسیدم.الان احساس میکنم خودم هم دارم به مرز نابودی نزدیک تر میشم،از طرفی هم نمیخوام تنهاش بزارم ولی احساس میکنم دیگ توان کافی و صبری ک داشته باشم رو ندارم.پیشنهادتون برای این لحظه های سخت چیه

    • دکتر بهشتیان 7 آبان 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      بله متاسفانه زندگی کردن با بیمار دو قطبی سختی های زیادی داره

  • ماندانا شريفى 8 آبان 1399

    با سلام و روز بخير
    خواهر من دچار بيمارى دوقطبى است و قبلا تحت درمان در ايران و امريكا بوده است .
    ايشان بشدت دچار توهم شده و الان حدود ١٠ ماه است كه تنها به تركيه رفته . فكر مى كنه كه دنبالش هستن و زير نظر نيروهاى امنيتى هست . براى همين دائم همه چى رو كنترل مى كنه و مى گه كه مافيا گفته خودم رو بكشم . از طرفى با هيچيك از خانواده صحبت نمى كنه . در حال حاضر يكى از اشنايان به تركيه رفته و در خانه ايشان است . قرص ها را خودش كم كرده و آنجا هم دكتر رفته و فقط كلونازپام مى خورده كه به دليل عدم اثر بخشى انرا قطع كرده است.همچنين از مابه توصيه پزشك براى تعويض دارو در خواست لورازپام كرد كه ما ٢٠٠ عدد لورازپام يك ميلى گرم
    براش فرستاديم .مى گفت دكتر اونجا بهش گفته كه كلونازپام ديگه براش مؤثر نيست . خواهش مى كنم بفرمائيد ما چه بايد بكنيم و توصيه شما براى ترغيب مراجعه به دكتر و يا هر عملى كه به وى كمك نمايد چيست ؟

  • ساره 11 آبان 1399

    سلام اقای دکتر..من یک مدت افسردگی داشتم وتوی این دوران طوری بودم که یک دقیقه غمگین وناراحت یک دقیقه هم جوری که انگار هیچ مشکلی ندارم و این روند تکرارمیشد پشت سر هم… بعداز مصرف دارو خوب شدم تا 7سال بعدباز بر اثر استرس و اضطراب باز حالت بیقراری و تشویش و غمگینی و خوشحالی به سراغم اومد باز به دکترمراجعه کردم و تحت درمان هستم الان با اینکه دارو مصرف میکنم یه حالتایی دارم و میترسم که باز همون مدلی بشم… وقتایی که خوبم به خودم امیدواری میدم وقتای غمگینم که انگاردنیابه اخر رسیده… بنظر شما این بیماری ریشه کن میشه؟ حالت دوقطبی من شدید نیست باهاش کنار میام… لطفا راهنمایی کنین خوشحال میشم از شما جوابی بشنوم

    • دکتر بهشتیان 20 آبان 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      باید بررسی دقیق تری روی شدت مشکل تون و علل اون انجام بدم تا بتونم خدمت شما بگم مشکل تون قابل درمان هست یا نه

  • Raha 15 آبان 1399

    سلام 18 سالمه و به اصرار خانوادم تصمیم گرفتم دوباره دوره های روانکاویمو برم ولی روانشناسمو عوض کردم و ایشون گفتن که مبتلا به اختلال دوقطبی نوع دوم هستم و باید با دارو کنترل بشه ولی خانوادم با مصرف دارو به شدت مخالفن و اعتقاد دارن درمانم دست خودمه و ربطی به دارو نداره آیا این نظریه درسته؟و آیا مصرف نکردن دارو تو نوع دوم این اختلال باعث شدید تر شدنش میشه یا مشکلی ایجاد نمیکنه؟

    • دکتر بهشتیان 15 آبان 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      تا بررسی دقیق تری روی مشکل تون انجام ندم نمی تونم بگم مشکل تون چیه و چه روش درمانی براتون مناسب تره هست

  • مرتضی 17 آبان 1399

    سلام دکتر
    خواستم تشکر کنم که دلسوزانه وقت گران بهاتونو در اختیار ما میذارید
    خدا شما رو نگه داره برای ما 💐

    • دکتر بهشتیان 18 آبان 1399

      سپاس از لطف تون

  • م 18 آبان 1399

    ایا بیمار دو قطبی درمان میشه؟

    • دکتر بهشتیان 18 آبان 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      بستگی به شدت و علت داره، برخی از انواع اختلال دوقطبی کاملا درمان میشن

  • Ali 25 آبان 1399

    سلام آقای دکتر
    متاسفانه پدر من به این بیماری دوقطبی مبتلاست و هفتاد سال سن دارد بازنشسته اداره برق هستش و ۱۵ سال هستش با این بیماری بدون دارو زندگی میکنه و اصلا دارو ودرمان و قبول نداره و مصرف نمیکنه؟ ماهم نمی تونیم بهش قبولش کنیم .در فاز شیدایی فقط حرفش با تلویزیون و خیلی هم سیاسی هستش پر حرف میشه میخواستم بدونم آقای دکتر تو این سن هم درمان میشه.
    ممنون

    • دکتر بهشتیان 30 آبان 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      متاسفانه تنها راه درمان پدرتون دارو درمانی هست

  • فاطمه 30 آبان 1399

    سلام آقای دکتر متاسفانه خواهرم تقریبا دوسال وچندماه که به بیماری دوقطبی شدید مبتلا شده که پیش سه تا روانپزشک رفتیم هرسه هم تشخیص دوقطبی دادن .
    تواین چندوفت لیتیوم وریسپریدون مصرف میکنه ولی الان تقریبا پنج شش ماه هستش که دوره شیدایی و افسردگی رو تند هستش تقریبا دوهفته خوب دوهفته بد .
    ایشون متاهل و به شدت علاقه به بچه داره این بیماری خیلی ناراحتش میکنه که نمیزاره بچه دار بشه
    آبا راه بچه دارشدن داره آیا امید به بهبودی بیشتر هست .
    ایشون تحت درمان هستن .

    • دکتر بهشتیان 9 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      بچه دار شدن اصلا کمکی به درمان ایشون نمی کنه

  • مرادی شهریار 6 آذر 1399

    سلام وقت بخیر ببخشید همسرم بعصی وقت خیلی خوب وریلکس هستند وبعصی وقتا هم با همه مشکل دارن و همه از نظر ایشون بد هستن. واقعیتش هیچوقت راضی نمیشن دکتر برن.فقط راصیش کردم دکتر مغزواعصاب ببرم چون شب ها نمیخوابید و این موضوع به دخترمون هم آسیب می زد…. به هرحال بعد از ۹سال زندگی نمی دونم چیکار کنم دیگه طاقتم طاق شده. داروی اس سیتالوپرام ۲۰ روزی یک عدد و آگولیپ ۲۵ هرشب یک عدد مصرف میکنه..‌. رفتاراش قابل پیش بینی نیست و همش دوس داره منو پیش دوستان وفامیل وحتی همکارام تخریب کنه وهمش فش میده از من که گذشت نگران دخترم و اینده اش هستم خواهشا کمکم کنید ممنونم ازتون

  • توحید ونامخانوادگی توانکار و دخترم آرزو 28 آذر 1399

    سلام جناب دکتربهشتیان دخترم۳۰سی سال است به دوقطبی نوع دووبیماری اختلال شخصیتی مبتلاست به قول روان پزشکان بیشتر اختلال شخصیتی است میگویدودپاکینوالانزاپین هوشم رافائل میکند وبه اجبار به ایشان دارو میدهم تلویزیون فقط بهNatur نگاه میکنند تا خدارا درک کنند به قیافه اشخاص بخصوص مردها نگاه نمیکنندزیرا آنها را بد میبینند واگریکربع بیرون بروند عصبانی برمی گردند که هرچه دیدم زشت کنکره بود یا چرا رانندهها به من نگاه نمیکنند دکتر جان من۷۳ سال دارم واقعا جانم بمیرید.چیکار کنم بعدازخدا امیدم به شماست آیا امید معالجهاست راستی دوبار ازدواج نا موفق داشته مادرکرج زندگی میکنیم

    • دکتر بهشتیان 28 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز
      فرایند اصلی درمان دخترتون دارو درمانی هست. فقط همون مسیر را پیگیری کنید.

  • سپیده 28 آذر 1399

    سلام من خواستگاردارم که به مدت دوماه از آشنایی مون میگذره امروز متوجه شدم از سال‌ 93تا به الان بيماري دوقطبی داره و دارو دپاکین مصرف میکنه و تحت درمان پيش یه روان پزشکه خودش میگه حالش کاملا خوبه و هیچ مشکلی برای ازدواج و کار نداره، پسره خوبی ولی یه رفتار های خاصی داره خودم شک کرده بودم وامروز ازش خواستم همه چیز رو بهم بگه، تورو خدا کمکم کنید دارم دیوونه میشم، موندم باهاش ادامه بدم يا اگه نه‌ چطوري بهش بکم که ناراحت نشه، میترسم غرورش بشکنه، من خودم‌ یه دختر کاملا احساسی هستم از وقتي که شنیدم داغون شدم، تورو خدا اقای دکتر کمکم کنید چیکار کنم

    • دکتر بهشتیان 28 آذر 1399

      درود بر شما دوست عزیز حتما قبل از ازدواج یک جلسه مشاوره داشته باشید.

  • فاطمه 6 دی 1399

    سلام وقت بخیر من برادرم از اوایل کرونا علائم این بیماری دو قطبی و به صورت شدید از خودش نشون داد از خونه بیرون نرفت خیلی مظلوم شد نمیخابید سه روز سه روز بسیار لاغر شده بود وفکر میکرد بیرون بره میخان بکشنش واین ادامه داش که روز 1 فروردین دست به خودزنی زد توی حموم تمام دست و پاهشو با تیغ زد و میگفت یه سری ادم ریختن سرش و زدنش به مدت یک ماه بستری بود ووقتی بیرون اومد بهتر شده بود فقط داروهاش به شدت خواب اور بود تا اینکه دارو هارو مصرفشو فط کرد به سر کار رفت اما متاسفانه اونجا ماریجوانا مصرف کرد و طی شرایطی دوباره بیماریش عود کرده و الان بیرون نمیره میگه ماشین بده هواپیما بده برق بده ما باید بریم تو غار زندگی کنیم و….. ولی تمام شوخی هاش رفتارهایی که با ما داره خیلی طبیعیه یبار گف من دیوونه ام دیوونه جاش تو خونس واس همین نمیرم بیرون ما نمیدونیم باید چیکار کنیم ایا روش قطعی بدون استفاده دارو برای درمان وجود داره؟

  • امیر 10 دی 1399

    با سلام.پسرم که 12 سالشه، حدودا سه ماه دچار اختلالات دو قطبی شده، چه دارویی براش خوبه، ضمن اینکه همش دوست داره ی نرم افزار را بارها نصب و حذف کنه. اصلا براش گوشی موبایل خوبه، با تشکر

  • مهگل 15 دی 1399

    سلام خدا قوت دکتر . ممنون از مطالب مفیدتون . مادر من هم دچار بیماریه مانیک یا همون دو قطبی هست . ولی متاسفانه ما جرات اینکه به دکتر ببریمشو نداریم و اصلا نمی پذیره مریضه .. وقتی بهش شوک وارد میشه دچار این اختلال میشه ‌. . چطور باید به دکتر ببریمش یا باهاش مقابله کنیم .. ممنون میشم پاسخ بدید تشکر

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *