کودکان تک والد مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 3
ضعیفعالی 
تربیت کودک و نوجوان
نوشته شده توسط Administrator   
پنجشنبه ، 16 ارديبهشت 1389 ، 09:20

مى كند. تك والد عنوانى است كه بسیارى از جوامع براى این نوع از خانواده ها بكار مى برند.این شكل از خانواده به لحاظ ساختار خاص اجتماعی، اقتصادى و فرهنگی، بیشتر در جوامع صنعتى به چشم مى خورد، اما در سایر جوامع نیز وجود دارد. بدیهی است فرزندان درسنین مختلف درحدی و به نوعی نیاز به حضور و همراهی والدین خود دارند. الگوپذیری کودکان اولین بار از پدر و مادر آغاز می شودو به پذیرش این الگوها و نقش ها مشکلاتی پدید می آید و درنتیجه فرآیند همسان سازی و هویت یابی آنان دچار اختلال می شود. به علاوه نبود پدر یا مادر هریک مسایلی را ایجاد می کند. معمولا مشکلات اقتصادی بیشتر با فقدان پدر و ناراحتی های عاطفی-روانی درحد زیادتری با نبود مادر ارتباط دارد. از طرف دیگر فشار اداره ی زندگی در زمینه های مختلف درخانواده های تک والدی بر دوش یک نفر است و اجبارا بخشی از این فشارها به فرزندان منتقل می شود و آنان را آسیب پذیرتر می سازد.
میزان آسیب پذیری فرزندان در خانواده های تک والدی تاحدی بستگی به علت عدم حضور پدر یا مادر دارد. دراین زمینه جدایی والدین از یکدیگر (طلاق) آسیب پذیری بیشتری را برای فرزندان به همراه دارد. ( ٦،١ )

طلاق

 سلامت روانی والد سرپرست ، خصوصیات کودک ، و حمایت اجتماعی درون خانواده وجامعه پیرامون آن ، به سازگاری کودکان طلاق کمک می کنند. ( ٢ )

پیامدهای فوری طلاق : زمانی که پدرها فقط گاهی اوقات فرزندانشان را ملاقات می کنند، سهلگیر و اهل گذشت می شوند. این معمولا با شیوه تربیت مادر در تعارض قرار می گیرد و وظیفه اداره کردن کودک را حتی دشوارتر می سازد. ناپختگی شناختی کودکان پیش دبستانی و اوایل دبستانی ، باعث می شود که آنها نتوانند دلیل نهفته در جدایی والدین خود را درک کنند. کودکان کوچکتر اغلب خودشان را سرزنش می کنند و قطع زندگی زناشویی را به عنوان علامتی در نظر می گیرند که پدر و مادر می توانستند آنها را ترک و رها کنند. کودکان بزرکتر بهتر می توانند دلایل نهفته در طلاق والدین خود را درک کنند و این تا اندازه ای عذاب آنها را کم می کند . با این حال  ، بسیاری از کودکان دبستانی و نوجوانان واکنش شدید نشان می دهند، مخصوصا زمانی که تعارض خانوادگی شدید باشد و سرپرستی از کودکان کافی نباشد. برخی از این کودکان به اقدامات ناخوشایندی نظیر گریختن از خانه  ، مدرسه گریزی ، فعالیت جنسی پیش از موقع، و بزهکاری روی می آورند. با این وجود ، همه کودکان بزرگتر به این صورت واکنش نشان نمی دهند. در برخی از کودکان مخصوصا فرزند اول خانواده، طلاق می تواند رفتار پخته تری را برانگیزد. این کودکان ممکن است مشتاقانه فشار بیشتری را  تحمل کنند، مثلا ، تکالیف خانه داری را انجام دهند، از خواهربرادر های کوچکتر خود مراقبت کنند، و به مادر افسرده و مضطرب خود پشت گرمی بدهند. اما اگر این فشارها خیلی زیاد باشد، کودکان بزرگتر شاید در نهایت آزرده شوند و به رفتارهای مخربی که شرح دادیم ، روی آورند. (٦ )
وقتی کودکانی  که از لحاظ سرشتی بدقلق و دشوار هستند با رویدادهای زندگی استرس آور مواجه می شوند، مشکلات آنها دوچندان می شود. در مقابل ، کودکان بی دردسرر و راحت، با ناملایمات زندگی بهتر کنار می آیند. دخترها گاهی با درونی کردن واکنشها، نظیر گریه کردن، سرزنش خود و کناره گیری پاسخ می دهند. آنها غالبا توقع دارند که بیشتر مورد توجه قرار بگیرند. اما در خانواده هایی که مادر سرپرستی را بر عهده دارد، پسرها مشکلات سازگاری جدی تری را تجربه می کنند. تعامل قهری مادر- کودک و رفتار تکانشی و گستاخانه پسرها ، در خانواده های طلاق شایع هستند. پیشرفت تحصیلی کودکان هر دو جنس به دنبال طلاق کاهش می یابد، ولی مشکلات تحصیلی پسرها بیشتر است. ( ٢ ) 

پیامدهای دراز مدت طلاق : سازگاری اغلب کودکان ٢ سال بعد از طلاق ، بهبود می یابد. با اینحال ، تعداد کمی از آنها تا اوایل بزرگسالی همچنان دچار مشکلات عاطفی با دوام می شوند. رفتار دگرخواهی جنسی، مهمترین تاثیر دراز مدت در بین دخترهاست : افزایش فعالیت جنسی در نوجوانی، حاملگی نوجوانی ، و خطرطلاق در بزرگسالی.عامل تعیین کننده در سازگاری مثبت بعد از طلاق ، فرزند پروری کار آمد است . داشتن تماس با پدری که سرپرستی را برعهده ندارد، برای کودکان هر دو جنس مهم است. در مورد دخترها، یک رابطه خوب پدر - فرزند ، به رشد دگرخواهی جنسی کمک می کند. در مورد پسرها ، داشتن رابطه با پدر بر سلامت روانی تاثیر می گذارد. پدرها بیشتر از مادرها، رفتار خوب پسرها را تحسین می کنند و اخلالگری آنها را کمتر نادیده می گیرند.گرچه طلاق برای کودکان عذاب آور است ، ماندن در خانواده تحت فشار و آشوب زده بدتر از انتقال به خانواده کم تعارض و تک والد است(٤). در صورتی که والدین مطلقه اختلافات خود را کنار گذاشته باشند و از نقش یکدیگر در فرزند پروری حمایت کنند، فرزندان آنها شانس بیشتری برای رشد خوب  ، پایدار، و خوشنود کننده دارند. (٢،٥ )

مرگ والد

كودك پس از پشت سرگذاشتن سال هاي اوليه كودكي وارد مرحله هويت يابي و استقلال از خانواده مي شود. اگر او به دليل نداشتن پدر يا مادر هويت شكل گرفته اي نداشته باشد هرگز قادر نخواهد بود استقلال پيدا كرده و پس از عبور از دوره نوجواني وارد مرحله جواني شود و در نتيجه تصميم هاي بزرگ براي زندگي اش بگيرد. ( ٤ ) 

تاثيرنبودن مادر و پدر با يكديگر متفاوت است. در سنين خردسالي نبودن مادر مشكلات فراواني را براي كودك فراهم مي آورد به عبارت ديگر كودك كانون مهر و محبت خود را از دست مي دهد.درحالي كه از دست رفتن پدر در سال هاي نوجواني و جواني اهميت پیدا میکند.( ٣ )

بدين ترتيب مرگ مادر باعث مي شود كودك در بحراني ترين دوران رشدي خود دچارمشکلات جبران ناپذیری شود.طي تجربه ديده شده است نبودن مادر حتي به طور موقت در دوران پيش از مدرسه، سبب بالارفتن احتمال اختلال دختر به افسردگي مي شود. همچنين پسران نيز در صورت نبودن مادر دچار مشكلات عاطفي و رواني شده و گاه به صورت فعاليت هاي بيش از حد و پرخاشگري در كودك بروز پيدا مي كند. ( ٥ )

فقدان والد هم جنس در خانواده موجب ضعف كودك در آموختن نقش هاي متناسب با جنسيت مي شود. (١) نقش مادر در پرورش عواطف مثبت در فرزند نظير مهر و محبت و نقش پدر موجب آموزش اخلاقيات و قراردادهاي اجتماعي در فرزند مي شود و نبود پدر يا مادر موجب ضعف در يكي از اين پديده ها مي شود. ( ٣ )

خانواده های تک والد و اثرات آن بر کودکان ؛

- اثرات اقتصادی

اکثر تحقیقاتی که در موضوع خانواده های تک والدی است، بر تأثیرات منفی عدم حضور پدر تأکید می کند و بیشتر در مورد پیامدهای منفی وضعیت نامطلوب اقتصادی بر روی کودکانی است که دور از پدرشان زندگی می کنند. این تحقیقات تأکید می کند که باید مطالعات تطبیقی در مورد تأثیر زندگی فقیرانه بر روی خانواده های تک والد و خانواده های دو والد انجام شود. پژوهشگران معتقدند که زیان فقدان پدر درخانواده های تک والدی که زن سرپرست آن است، تنها از دست دادن درآمد مرد نیست. پدرانی که همسرشان را طلاق داده اند، از تأمین معاش فرزندان خود دست می کشند و مادران را وامی دارند تا تمام بار مالی خانواده، اعم از خود و فرزندان را برعهده بگیرند، در نتیجه فشار اقتصادی باعث می شود که این مادران فرصت کمتری برای مراقبت از کودکان خود داشته باشند. (٤)

اغلب کودکانی که در خانواده های مادر سرپرست زندگی می کنند، ناگزیرند که به لحاظ عدم حضور پدر، با چالش های مالی و درگیری های آن مواجه شوند. این گونه کودکان (به ویژه کودکان طلاق)، غالباً اُفت از زندگی نرمال و استاندارد یا درگیری با فقر شدید را (خصوصاً کودکان غیر سفید پوست) تجربه می کنند. آنها اغلب از قدرت بیان ضعیف، دسترسی محدود به تحصیلات و بارداری زودرس رنج می برند، این شرایط نتیجه فقدان درآمد کافی و همچنین عدم حضور پدر در خانواده است. (٩)

مک لوید (١٩٩٠) علت وجود شرایط نامناسب زندگی را در بین خانواده های تک والدی (مادر سرپرست) بدان جهت می داند که نان آور جدید خانواده، با تبعیض نژادی و یا تبعیض جنسیتی روبرو است که موجب عدم اشتغال تمام وقت یا بیکاری وی می شود. مادران خانواده های تک والد در آمریکا، از بالاترین درجه تنگدستی رنج می برند و مادران مجرد آفریقایی- آمریکایی دو برابر مادران مجرد سفیدپوست، فقیر هستند. (٩)

مطابق آمار، تقریباً ٦٠ درصد از کودکان آمریکایی در خانواده هایی زندگی می کنند که فقط مادران در آن حضور دارند؛ همین موضوع سبب درگیری آنها با فقر است، در حالی که فقط ١١ درصد از خانواده های دو والد واقعی در فقر بسر می برند، جالب آن که میزان فقر در خانواده های تک والدی آفریقایی- آمریکایی بالاتر است، به حدی که از هر ٣ کودک خانواده های تک والد، ٢ کودک در فقر مطلق بسر می برد و معضلات اقتصادی یکی از مهمترین مشکلات و پریشانی های یک والد تنهاست. فشارهای دیرینه ناشی از فقر، به همراه حجم بالای وظایفی که مدام اضافه می شود، موجب آسیب پذیری و استرس در زندگی جدید می گردد. مادران مجرد، غالباً سیکلی از ناامیدی و یأس را برای خود و فرزندانشان تجربه می کنند.(٨)  آنها غالباً بسیار جوان و بی تجربه هستند و معمولاً فرصت و شانس کافی نداشته اند تا تحصیلات معمولی و رسمی خود را کامل کنند. این مادران به جهت نداشتن مهارت های شغلی کافی، بیشتر احتمال دارد که در فقر بسر برند و در مشاغل کم درآمد مشغول به کار شوند. (١٢)

اشتغال به کار در خارج از خانه به جهت غیبت پدر، مشکلات بیشتری را به لحاظ امنیت و مراقبت از کودک به دنبال دارد. افزایش سه برابری چنین خانواده هایی در انگلستان در طی ٢٠ سال اخیر، حاکی از بحران خانواده، مشکلات نسل جدید، بدتر شدن وضعیت کودکان و نظایر آنها می باشد. این بحران در قرن ٢١ در حال نفوذ و رسوخ به سایر جوامع می باشد.(١٢)

 

- اثرات تربیتی

زمانی که سرپرست خانواده، مجرد، فقیر و شاغل است، غالباً برای انتخاب میان کیفیت تربیت کودکان دچار مشکل می شود. اغلب مشاغلی که درآمد کافی دارند، مستلزم صرف وقت به مدت طولانی و یا صرف ساعات غیر معمول برای کار هستند و این شرایط، برای اکثر والدین تنها، بدین معناست که آنها به عنوان سرپرست خانواده، کمتر می توانند از تجربیات و آموزش های تربیتی بهره گیرند، زیرا به میزان طولانی کار می کنند و یا از بچه های زیادی مراقبت می نمایند. (١٢،٢)

مادرانی که به تازگی بیوه شده اند، ضمن اینکه برای فقدان شریک و یار زندگی خود بسیار غمگین هستند، مجبورند وظائف و مسئولیت های خانه داری را نیز انجام دهند. این تعدیل و تنظیم وظائف ممکن است ماهها و یا سال ها طول بکشد تا اینکه آنان بتوانند از عهدۀ مشکلات اقتصادی خویش برآیند و همچنین همزمان نقش دلداری و تسلی بخشیدن به فرزندان را ایفا کنند.(٢)

مادران مجرد نیز، بدون حمایت بستگان مخصوصاً والدین خود، مسئولیت بیشتری در تهیه مهدکودک مناسب برای کودکان خود دارند. آنها همچنین مشکلاتی را در تحمل فشارهای احساسی از قبیل شرمندگی و تنهایی دارند. بعضی از آنان حضور فرزند را مانع یافتن همسر مناسب می دانند. البته کودکان نیز هر چقدر که بزرگتر می شوند، با سؤالاتی در مورد سرگذشت خود و نیازشان به حضور پدر، مادران را به ستوه می آورند. (١٢،٢)

پروفسور دیوید پاپ نو از دانشگاه رات گرز (امریکا) در طی سه دهه کار به عنوان متخصص علوم اجتماعی، بیان می کند که اکنون عوامل کمّی را به عنوان سایر مدارک در کنار این امر مسلم و بدیهی می داند که داشتن خانواده ای با پدر و مادر اصلی، بهترین حالت زندگی برای کودکان است و خانوادۀ تک والدی و خانواده هایی که پدر یا مادرخوانده دارند، حالت مناسبی نیست. اگر دیدگاههای کنونی درباره ساختار خانواده، فقط منوط بر دلائل و مدارک علمی باشد، آنگاه منازعه دیدگاههای رایج در جامعه، درباره خانواده، نمی تواند در مرحلۀ نخست قرار گیرد. در حقیقت مدارک به طور صریح بیان می کند که خانوادۀ سنتی (دو والد مزدوج رسمی) نه فقط تنها واحد با دوام جامعه می باشد، بلکه بادوام ترین واحد است. مهمترین شواهد، تحقیقاتی است که در کشور سوئد انجام شده است. یک گروه به عنوان نمونه، شامل بیش از ٦٥ هزار کودک با خانوادۀ تک والد و یک گروه حدود یک میلیون کودک با خانوادۀ دو والد واقعی، در طول یک دهه مورد مطالعه قرار گرفتند، این تحقیقات نشان داد علیرغم آنکه تعداد این دو گروه نامساوی بود، لیکن میزان انجام رفتارهای بسیار بد، در بین فرزندان خانواده های تک والدی، از فرزندان گروه دوم بیشتر است. همچنین افزایش میزان بروز بیماری های روانی، خودکشی یا اقدام به خودکشی، آسیب رسانی و اعتیاد در بین کودکان خانواده های تک والدی بیشتر است. (٧)

همچنین فرزندانی که از میان خانواده های تک والدی هستند، بیشتر از دیگران تمایل دارند که در سنین بین ١٣ تا ١٩ سالگی (با ازدواج و یا بدون ازدواج) در موقعیت پدر یا مادری باشند و این میزان تقریباً برای دخترانی که پس از سال ١٩٣٥ در خانوادۀ تک والدی به دنیا آمده اند، دو برابر است. (٢)

مک لاناهان و بیومپس (١٩٨٨) بیان داشتند که اغلب دختران خانواده های تک والدی (به ویژه خانواده های مادر سرپرست) تمایل دارند که زودتر ازدواج کنند و هر چه زودتر بچه دار شوند، همچنین احتمال طلاق، ازدواج مجدد و زایمان خارج از چارچوب ازدواج در بین آنها بیشتر است. این تأثیرات بر روی دختران سفید پوست بیشتر می باشد. (١٠)

مک لاناهان و سندفور (١٩٩٤) در یک پژوهش علمی دو گروه از دانش آموزان سال دوم تحصیلی را از بین خانواده های از هم پاشیده و خانواده های دارای دو والد مقایسه کردند. آنها دریافتند دانش آموزانی که در خانواده های ناپایدار زندگی می کنند، نسبت به دانش آموزانی که با پدر و مادر خود زندگی می کنند، از سطح بسیار زیاد مشارکت والدین در صحبت کردن و نظارت بر امور برخوردارند. گرچه نتایج مقایسه، در مدت زمان کوتاه (سال دوم دبیرستان) ممکن است گمراه کننده به نظر برسد، اما طلاق در این سن بحرانی، می تواند اثرات مادام العمری داشته باشد. (١٠)

محققان در این تحقیق دریافتند که قصور در انجام وظایف والدینی نظیر مشارکت و رسیدگی ضعیف به امور کودکان در خانواده های تک والدی، این نتایج را دربردارد:

٥٠ درصد احتمال مردودی در مدرسه (که این میزان با کنترل والدین بر امور تحصیلی فرزندان بین ٦-٣ درصد است)

٢٠ درصد احتمال بارداری و داشتن فرزند در سنین ١٣ تا ١٨ سالگی (که این میزان با کنترل والدین بین ٥-٤ درصد است)

١٠٠ درصد احتمال اخراج از مدرسه یا محل کار (که این میزان با کنترل بین ٣-٠ درصد است) (١٠)

تحقیقات بسیار زیاد سال های اخیر در مورد خانواده های تک والدی (به ویژه مادران مجرد و خانواده های طلاق) نشان می دهد که اثرات این پدیده می تواند بسیار پایدار و مدت دار باشد. پس از تعدیل سایر عوامل و متغیرها مشخص گردید بچه هایی که تنها با یک والد زندگی می کنند، نسبت به بچه هایی که با دو والد زندگی می کنند، دو برابر بیشتر مبتلا به بیماری های روحی و روانی هستند. آنها همچنین در مورد احتمال خودکشی و بیماری های مربوط به مشروبات الکلی دو برابر بیشتر در معرض خطر هستند. خطر ابتلا به استفاده از مواد مخدر در بین دختران خانواده های تک والد، سه برابر پسران در این خانواده ها است. پسران در خانواده های تک والدی نسبت به دختران بیشتر در معرض مشکلات روحی- روانی و مسائل مربوط به مواد مخدر هستند، همچنین به دلایل مختلف، مرگ و میر در ایشان بیشتر است. بسیاری از مسائل مربوط به مشروبات الکلی و مواد مخدر در میان خانواده های تک والدی، بدین سبب است که سطح نظارت و رسیدگی به این کودکان نسبت به دیگران بسیار کمتر است. معمولاً والدین مجرد به جهت فقدان پشتیبان و حامی برای ادامه حیات خود و خانوادۀ خود، غرق در کار و تلاش هستند. این وضعیت موجب می شود که مراقبت و نظارت کمتری بر کودکان خود داشته باشند. (٤)

- اثرات رفتاری

محققان معتقدند عدم حضور پدر، اثرات متفاوتی را بر روی دختران و پسران دارد. هنگامی که پدر خانواده حضور ندارد، پسران تمایل بیشتری دارند که قواعد و قالب های اجتماعی را نقض کنند. عدم حضور پدر، پایداری احساسی دختران را به مبارزه می طلبد، اما به نظر می رسد که ظاهر رفتار دختران را در مدرسه تحت تأثیر قرار نمی دهد. (٦)

اکثر تحقیقات، در مورد اثرات عدم حضور پدر در انجام کارهای خردمندانه و عاقلانه کودکان است. تعدادی از مطالعات نشان می دهد که کودکان در خانواده هایی که پدر در آن حضور ندارد، از هوش(IQ) پایین تری برخوردارند، همچنین بیان و گفتار آنها در سطح پائینی می باشد. مطابق نظر مات (١٩٩٤) تأثیر عدم حضور پدر بر تکلم و نوع بیان دختران نسبت به پسران بیشتر است. بیان عاقلانه اغلب پسران با عدم حضور پدر صدمه می بیند. متغیرهای واسطه ای دیگر، نظیر استراتژی و نحوه برخورد والدین و فرزندان می تواند این تفاوت ها را بیشتر و بهتر تبیین کند. مطالعات آسیب شناسی روانی بر روی کودکانی که با غیبت پدر مواجهند، نشان می دهد که این کودکان نسبت به کودکانی که پدر در خانه آنها حضور دارد، بیشتر در معرض ناهنجاری های احساسی و افسردگی هستند. (٦)

اکثریت تحقیقات، اثرات عدم حضور پدر را بر رشد هویت مردانگی، موفقیت در مدرسه و شجاعت اجتماعی تأیید می کند، زیرا این ویژگی ها در موفقیت فرد در زندگی بزرگسالی و اجرای کامل نقش یک مرد به عنوان تأمین کننده اقتصاد خانواده مؤثر است. محققان در دهه ٧٠-١٩٦٠ دریافتند پسرانی که در خانواده های بدون حضور پدر زندگی می کنند، کمتر حالت مردانه دارند و بیشتر حالت زنانه به خود می گیرند. همچنین این پسران نسبت به پسرانی که پدرشان در خانواده حضور دارد، بیشتر مستعد همجنس گرایی هستند. تحقیقات بعدی به طور دائم این نتایج را تأیید نمود. (٤)

بیلر (١٩٧٤)بیان می کند که پرخاشگری پسران در خانواده های بدون پدر بیشتر است و علت آن ناتوانی مادر به عنوان سرپرست خانواده در پرورش حالات مردانه در پسران است. براد (١٩٩٠) امر کردن بیش از حد پسران را موجب ایجاد حالت پرخاشگری در آنها می داند. به اعتقاد وی حضور پدران موجب کاهش تمایلات پرخاشگری در پسران می شود و لذا به نظر می رسد پرخاشگری نتیجه غیرمستقیم ارتباط ناهمگون و ناسازگار پسر با پدر می باشد. (٩)

مطالعات جدید در دانشگاه کورنل بر روی کودکان نژادهای مختلف نشان داده است که در یک خانوادۀ تک والدی که مادر در آن حضور دارد، در مقایسه با خانواده تک والدی با حضور پدر، اثرات منفی بر روی رفتار، بیان و گفتار کودک، کمتر است. هنری، ریس کیوتی محقق این دانشگاه معتقد است که آنچه در این مطالعات بیشتر مورد نظر قرار گرفته است، سطح معلومات و توانایی مادر و در مرحلۀ پایین تر، کیفیت درآمد خانواده می باشد. به اعتقاد وی بین وجود نشانه های مادری و رفتار و بیان و عملکرد کودکان (سفید یا سیاه) در مدرسه، ارتباط قوی وجود دارد. (١١)

تحقیقات نشان می دهد که کودکان خانواده های تک والدی در مقایسه با کودکان دارای دو والد، سازگاری کمتری دارند. کودکانی که به وسیله یک والد بزرگ شده اند، با اشکالاتی نظیر پایین بودن طبقه اجتماعی، مسکن نامناسب و شرایط سخت اقتصادی مواجه هستند. (٢)

مشکلات رفتاری در بین کودکانی که والدینشان طلاق گرفته یا جدا شده اند، نسبت به کودکانی که والد آنها فوت شده است، به میزان بیشتری مشاهده می شود. (٦) تحقیقات استرالیا با ارائه نمونه های کافی نشان داده است که طلاق، خطری بزرگ برای گسترۀ وسیعی از اجتماع است، همچنین طلاق والدین، عامل ایجاد مشکلات روحی در بین جوانان و بروز مشکلاتی نظیر عدم دستیابی کافی به تحصیلات، اعتماد به نفس ضعیف، اضطراب های روحی، ارتکاب به جرم و یا تکرار جرم، استعمال مواد مخدر و ارتکاب به تجاوز، زودرسی در حالات جنسی، ارتکاب جرائم بزرگسالانه، افسردگی و اقدام به خودکشی است. (٤)

مک لاناهان و سندفور (١٩٩٣) معتقدند که کودکان خانواده های تک والد، نمی توانند کارهای خود را به همان خوبی بچه های دو والد انجام دهند. این مطلب، نتیجه ١٠ سال مطالعه آنان می باشد. به اعتقاد آنها کودکانی که در خانه ای با حضور یک والد بزرگ می شوند، نسبت به کودکان خانوادۀ هر دو والد واقعی، در شرایط نامساعد و نامطلوب تری قرار دارند، البته این امر، بدون درنظرگرفتن زمینۀ تحصیلات و آگاهی والدین و نژاد آنها و زمان تولد کودک و زوج هم بودن والدین در زمان تولد کودک می باشد. آنان استدلال می کنند که خانواده های تک والد، علاوه بر کمی درآمد و زندگی در یک جامعه و محیط ناخوشایند، زمان کمتری را برای شنیدن، خواندن و کمک به کودک در امور تحصیلی صرف می کنند. همچنین نظارت آنها بر فعالیت های اجتماعی کودکان در خارج از مدرسه بسیار کم است. (٨)

این محققان دریافته اند که بچه ها در خانواده های تک والدی نسبت به خانواده های دو والدی زمان کمتری را با مادر خود می گذارنند. البته اختلاف میان میزان ساعاتی که خانواده های مادرسرپرست و خانواده های دو والد برای کارهایی مانند مطالعه و غذا خوردن صرف می کنند، ناچیز و لیکن بسیار پراهمیت است.(٨)

مادرانی که ازدواج مجدد نموده اند و مادرانی که با دوست پسر خود زندگی می کنند، کمترین وقت را صرف کودکان خود می نمایند و بدیهی است که ناپدری ها نیز برای گرفتن وقت مادر با کودکان رقابت می کنند. مادران مجرد نسبت به مادران خانواده دو والدی، کنترل کمتری روی فرزندان خود دارند.(١١)

- اثرات آموزشی

پژوهشگران معتقدند کودکانی که با یکی از والدین خود زندگی می کنند، دو برابر بچه هایی که با هر دو زندگی می کنند، از مدرسه اخراج می شوند. پسرهایی که با یکی از والدین زندگی می کنند، بیشتر از آنهایی که با هر دو زندگی می کنند، هم از مدرسه و هم از محل کار اخراج می شوند. دخترهایی که با یکی از والدین زندگی می کنند، دو برابر آنهایی که با هر دو زندگی می کنند، به طور نامشروع باردار می شوند. (٢)

کودکانی که فقط با مادرشان زندگی می کنند و با فقر و غیبت پدر مواجهند، بیش از بچه هایی که پدر و مادر در کنارشان هستند، مورد تجاوز قرار می گیرند، افت تحصیلی دارند، از مدرسه اخراج می شوند، دست به بزهکاری کودکانه می زنند، مواد مخدر مصرف می کنند و مرتکب جرائم بزرگسالان می شوند. لذا سلامت جسمی و روانی کودک در معرض خطر است و رفتن کودک به مدرسه و بازگشت وی از آن، به یک ماجرای پردردسر تبدیل شده است. فقر و غیبت پدر، چنین تأثیراتی را بر زندگی کودک می گذارد. (٢)

دانش آموزان دورۀ دبیرستانی که خانوادۀ تک والدی دارند، نسبت به دانش آموزانی که در یک خانواده هسته ای(دو والدی) زندگی می کنند، در امتحانات، نمراتی پایین تر از حد متعارف کسب می کنند، معدل پایین تری دارند و میزان شرکت آنها در کارهای مدرسه نیز در این گروه از دانش آموزان کمتر است. این دو جامعه شناس پس از بررسی موارد اختلاف در نمرات آزمون ها دریافتند که فرزندان خانواده های تک والد هنوز به گرفتن بدترین نمرات در معدل نهایی ادامه می دهند و همچنین در مورد شرکت در امور گروهی نیز در سطح پایین تری قرار دارند. (٤)

خانواده های تک والدی با پایین نگاهداشتن استعداد و انگیزۀ تحصیل در فرزندان، آسیب های زیادی را بر آنان وارد می کنند. آنان دریافته اند که رشد کودک در یک خانوادۀ تک والدی، شانس ورود به دانشگاه را تا حدود ٦ درصد کاهش می دهد. همچنین فرزندانی که در خانوادۀ تک والدی بزرگ می شوند، احتمال فارغ التحصیلی آنها بسیار کمتر از فرزندانی است که در خانوادۀ دو والدینی بزرگ می شوند. (٤)

- اثرات بهداشتی (جسمی و جنسی)

نتایج تحقیقات نشان می دهد که فرزندان خانواده های تک والد و دو والد در رشد روانی، رفتارهای اجتماعی و هویت جنسی متفاوت هستند. البته متغیرهایی نظیر سطح درآمد و طبقه اقتصادی- اجتماعی در نتایج مؤثر است. به طور نمونه در شرایط برابری این متغیرها، بین رشد ذهنی، موفقیت علمی و رفتاری و هویت جنسی کودکان خانوادۀ تک والدی و خانوادۀ دو والدی تفاوت کمتری مشاهده می شود. (٤)

مطابق نظر محققان دانشگاه واندربیلت رابطه اعضای خانواده به ویژه پدر با دختر بر روی سنی که دختر به بلوغ می رسد، بسیار مؤثر است. دخترانی که رابطه تنگاتنگی با والدین خود دارند و به شدت از سوی آنان حمایت می شوند، دیرتر به بلوغ و رشد می رسند و دخترانی که در محیط ارتباطی سرد و دارای فاصله ارتباطی با والدین خود هستند، در سن پایین تری به بلوغ می رسند. در واقع دخترانی که در طی ٥ سال اول زندگی خود، رابطه تنگاتنگ و مثبتی را با والدین خود داشتند، نسبت به دخترانی که روابط سرد با والدین خود داشتند، دیرتر به بلوغ می رسند. محققان دریافتند که کیفیت برخورد و رفتار پدران با دختران، مهمترین نشانۀ زمان بندی بلوغ دختران است. پدر دخترانی که دیرتر به بلوغ می رسند؛ معمولاً در رشد و تربیت دختران، همکاری و مشارکت بسیار دارند و پشتیبان و حامی همسر خود (مادر دختر) بوده اند، اما در سنین رشد دختران، ارتباط پدر با دختر بیش از ارتباط دختر با مادر می تواند مؤثر باشد. محققان معتقدند که دختران، ناآگاهانه زمان بلوغ خود را بر اساس رفتار پدرشان تنظیم می کنند. دخترانی که در خانه های بدون حضور پدر و یا با ناپدری زندگی می کنند، زودتر از دیگران به بلوغ می رسند. محققان بر اساس تئوری های مختلف، علل چنین اتفاقی را تبیین می کنند. آنان بر مبنای نظریات بیولوژیکی بیان می کنند دخترانی که پدرشان در خانه حضور ندارد، ممکن است به وسیله مردان بالغ دیگر، نظیر ناپدری و یا دوستان پسر مادرشان مورد تعرض قرار گیرند و مواجهۀ زود هنگام آنها با عوامل تحریک جنسی، در ارتباط با مردانی که با آنها مرتبط نیستند، موجب رشد بلوغ زنانگی در آنها می شود. (١٠)

مطابق برخی مطالعات، فرزندان خانواده های تک والدی نسبت به خانواده های دست نخورده و سالم، از سلامت و بهداشت کمتری برخوردارند. وی تافت معتقد است که خانواده های تک والد معمولاً ثروت پایینی دارند. از سوی دیگر وضعیت نامطلوب اقتصادی به معنای پایین بودن سطح بهداشت است. اما تحلیل ها و بررسی های دقیق تر نشان می دهد که احتمالاً فقدان درآمد، مهمترین عامل تفاوت های میان این کودکان است. البته این امر بدان معنا نیست که تمام کودکان خانواده های تک والدی، محکوم به شکست هستند، بلکه گاهی با راهنمایی های لازم و آموزش آسان نیز می توانند به اثرات منفی فائق آیند. (١١)

بر اساس مطالعات ویلیام گلستون از دانشگاه مریلند ساختار خانواده عامل مستقلی است که بر روی آسایش و سلامت کودکان مؤثر است. حتی با وجود وضعیت مناسب درآمد خانواده، تحصیلات والدین و پیشینه خانوادگی، کودکان خانواده های تک والد برای رسیدن به مرحله بزرگسالی با مشکلات زیادی مواجه هستند.(٨)

فهرست منابع ؛

 

1.       ایگ ، فرانسیس و دیگران. ١٣٨٧ . رفتار کودک ، ترجمۀ مهدی قراچه داغی ، تهران ، انتشارات شباهنگ.

2.       برک ، لورا . ١٣٨٨ . روانشناسی رشد ، ترجمه یحیی سید محمدی ، تهران ، انتشارات ارسباران.

3.       به یر، چری و استافورد‌، لورا. ١٣٧٧ . تعامل والد‌ین و کود‌کان، ترجمه محمد‌ د‌هگانپور و مهرد‌اد‌ خرازچی، تهران، انتشارات رشد‌.

4.       سلطانپور ، عقیله . ١٣٧٩. کودکان تک سرپرست ، نشریه همشهری بتاریخ ٢٩/٢/٧٩.

5.       قائمی ، علی . نقش مادر در تربیت ، قم ، انتشارات دارالتبلیغ اسلامی.

6.       نجاتی ، حسین . ١٣٧١ . نقش تربیتی پدر در خانواده ، تهران ، انتشارات چاپار فرزانگان.

7.       www.family.org

8.       www.hec.ohio-state.edu

9.       www.ncoff.gse.edu

10.   www.poverty.smartlibrary.org

11.   www.vanderbilt.edu/NEWS

12.   www.watchtower.org/library

گردآورنده: ز. آشوری

 
Valid XHTML & CSS | Translated By