|
« والدین در برابر خشم کودکان به شیوه های متفاوت عمل می کنند
1= درصد بیشتری در مقابل پرخاشگری کودک خشمگین می شوند.
2- برخی از والدین سکوت کرده و هیچ واکنشی نشان نمی دهند.
3- بعضی با رفتار منطقی و مناسب و با استفاده از اصول روانشناسی و تربیت کودک پرخاشگری او را کنترل می کنند.
خانواده های کودکان خشونت گرا »
با این حال، والدین چه نقشی در رفتار کودکان خشونت گرا و ناسازگار دارند؟ سایر اعضای خانواده چه نقشی دارند؟ کودکان با مشاهده رفتار والدین آموزش می بینند. اگر والدین رفتارهای خشونت آمیز داشته باشند، کودکان نیز چنین رفتارهایی را از آن ها می آموزند. والدینی که فرزندانشان را کتک می زنند، در واقع به او آموزش می دهند که « اگر قویتر بودی، می توانی دیگران را کتک بزنی و از طریق اعمال خشونت به اهداف خود برسی.» والدین، قارد به تغییر رفتار خود هستند، امّا ابتدا باید از بد آموز بودن رفتار خویش آگاه شوند. والدین کودکان قلدر نیز رفتارها، روش های مقابله با مشکلات و شیوه های تربیتی را به تدریج آموخته اند و قادرند آن ها را به نحو مطلوبی تغییر دهند.
خانواده های کودکان قلدر و ناسازگار، معمولاً فاقد نظم هستند. فرزندان آن ها بدون این که تحت نظارت والدین خود باشند، در فعالیت های متعددی شرکت می کنند. بی اطلاعی والدین از نحوۀ فعالیت فرزندشان باعث غفلت آن ها از رفتارهای ناشایست فرزندشان می شود. غفلت آن ها تا آن جا ادامه می یابد که این رفتارها تدریجاً به خصوصیت شخیتصی کودک تبدیل شده و تغییر آن به راحتی امکان پذیر نباشد.
در این خانواده ها، روابط بین والدین و کودکان اگر دیکتاتور منشانه نباشد، بسیار تمرکز گرایانه است. والدین انتظار دارند فرزندانشان از آن ها کاملاً اطلاعات کنند و برخوردشان با مشکلات، بسیار پرخاشگرانه و خشونت¬آمیز است.
برخی از والدین، رفتارهای پرخاشگرانه را ضروری می دانند، لذا فرزندشان را نیز به کسب این رفتارها تشویق می کنند. آن ها اگر فرزندشان رفتاری خشونت آمیز و تهاجمی در بازی فوتبال داشته باش، از او تمجید می کنند. آن ها اگر فرزندشان رفتاری خشونت آمیز و تهاجمی در بازی فوتبال داشته باشد، از او تمجید می کنند. و اگر چنین نباشد به او می گویند: « با این طرز تفکر لطیف به هیچ جایی نخاهی رسید.» این والدین، پیروزی به هر قیمت را نوعی ارزش می دانند.
برخی کارشناسان معتقدند در خانواده های ناسازگار، توجهی به حالت های مختلف روحی و روانی کودکان نمی شود. مثلاً هنگامی که کودکان عصبانی یا غمگین می شوند، هیچ یک از اعضای خانواده به مشکل آن ها اهمیتی نداده و آن ها را دلداری نمی دهد.
والدین کودکان قلدر، اغلب به رفتار خشونت بار فرزندشان اهمیتی نمی دهند و آن را ویژگی دوران کودکی می دانند؛ ویژگی ای که با بزرگ شدن فرزندشان رفع خواهد شد. آن ها می گویند: « پسر باید همین طور باشد.» و چون خشونت پدیده ای عادی در محیط خانوادگی آن هاست مضر بودن آن را درک نمی کنند. کودکان می توانند رفتارهای خشونت بار را از فیلم های تلویزیونی یا سینمایی نیز بیاموزند. اگر کودکی یک برنامه تلویزیونی کمدی را که آکنده از توهین، مسخره کردن و کنایه زدن به دیگران است، تماشا کند و از خنده دار بودن این رفتارها لذت ببرد، ممکن است نسبت به کودکان دیگر نیز چنین رفتاری را انجام دهد. اینجاست که والدین او باید توضیح دهند اگرچه این نوع صحنه های مضحک و خنده آورند، ولی اگر به واقعیت تبدیل شوند، باعث جریحه دار شدن احساسات فرد مورد تمسخر خواهند شد که رفتاری بسیار بی رحمانه است. تذکر این مطلب سبب می شود تا کودک قبل از الگو برداری، درباره رفتار خود بیندیشد.
خلاصه این که، تحقیقات نشان می دهند که خانواده های کودکان ناسازگار با خانواده های کودکان معمولی تفاوت دارند. این خانواده ها بسیار نامنظم هستند، نظارتی بر رفتارهای فرزندانشان ندارند، احساسات فرزندشان را درک نمی کنند، از کنار مشکل او به سادگی می گذرند و الگوی رفتاری مناسبی به فرزندانشان ارائه نمی دهند. البته، این عوامل باعث نمی شوند تا خانواده ها را مسئول رفتارهای ناشایست فرزندشان بدانیم. اینها فقط نشان دهندۀ ضرورت تغییر در الگوهای رفتاری این نوع خانواده هاست تا شرایط مساعدی برای تقویت رفتارهای خشونت بار در فرزندشان ایجاد نشود.
« توصیه هایی برای والدین »
*«حل درگیری ها و تعارض ها»
مشارکت و همکاری برای کودکان تمام سنین مشکل است، بنابراین جای تعجب نیست که اگر دوستان آن ها دورو برشان باشند احتمالاً با هم درگیر خواهند شد. اگرچه مشارکت تشویق کننده است، امّا اگر به فرزندتان اجازه بدهید که یک یا چند وسیله ارزشمند را از دسترس دوستانش دور کند ( که احتمالاً می تواند منبع درگیری باشد)، آن وقت ممکن است مشارکت مفید نباشد. به خاطر داشته باشید که فرزندتان را هر کجا که مشارکت می کند یا نوبت خود را به دیگری می دهد تشویق کنید.
*« بحث شفاهی »
فرزندتان را به استفاده از بحث های شفاهی تشویق کنید الگوهای عملی را که برای این گونه مهارت ها مفید هستند برای آن ها فراهم آورید. با فرزندتان در مورد روش های متفاوتی که می توانند درگیری ها را بدون توسل به پرخاشگری حل کنند صحبت کنید. فرزندتان را تشویق نمایید تا در مورد پیامدهای پرخاشگری بیندیشد. برای مثال: چگونه افراد به شدت آسیب می بینند یا در صورتی که فردی از فعالیت محروم شود چه احساسی خواهد داشت.
*« تشویق رفتار مثبت و عدم تشویق رفتار منفی»
در صورتی که فرزند شما یا هر کودک دیگری رفتارهای پرخاشگرانه مشکل ساز را نشان دهد، آن وقت شما چه کار می کنید؟ در مورد رفتارهای مناسبی که مایلید انجام شوند تصمیم بگیرید. برای مثال: درخواست یک اسباب بازی از کودک به جای گرفتن آن. هر کجا که کودک این رفتار را نشان داد باید با جملات مثبت تشویق شود. برای مثال: « آفرین شما خیلی مؤدبانه رفتار کردید.» هنگامی که رفتار نامناسبی ( برای مثال: به زور گرفتن اسباب بازی یا کتک زدن کودک دیگر) اتفاق می افتد، آن وقت باید پیامدهای منفی آشکاری به همراه داشته باشد. برای مثال: کودک باید از امتیازهایی مانند، تماشا کردن تلویزیون یا رفتن به مغازه محروم گردد.
پاسخ هایتان به رفتارهای کودکان باید ثبات داشته باشد، یعنی همیشه رفتارهای مطلوب را پاداش بدهید و پیامدهای منفی ویژه ای برای رفتارهای نامطلوب در نظر بگیرید.
برای کودکان توضیح بدهید که چرا بعضی از رفتارها مطلوب و برخی از رفتارهای دیگر نامطلوب هستند. برای مثال: فحش دادن به دیگران باعث می شود که آن ها احساس ناراحتی و غمگینی کنند و غیره.
شیوه های مناسبی را برای حل درگیری الگو قرار دهید.
*« تأثیر خشونت های تلویزیونی بر کودکان »
برنامه های تلویزیونی را که فرزندان شما به طور مرتب را نگاه می کنند را تحت نظر داشته باشید. به کودکان اجازه ندهید که برنامه های بسیار خشونت بار را نگاه کنند و علت عدم تمایل خود را برای آن ها توضیح بدهید. به کودکان بگویید که برنامه های تلویزیونی معمولاًٌ پیامدهای واقعی پرخاشگرانه را برای مردم نشان نمی دهند.
*« نبایداجازه داد پرخاشگری و خشونت در کودک تثبیت شود و بصورت عادت در آید»
کودک اگر دریابد که با این شیوۀ عمل می تواند موفق شود هرگز تن به مصلحت نخواهد داد و احساس خواهد کرد که از طریق پرخاشگری می تواند به خواسته اش برسد.
*اقدام به رشد فکری کودک: در موقع پرخاشگری نباید عصبانی شد و یا بر سر کودک داد کشید. این امر اثری فوری ممکن است داشته باشد ولی در دراز مدت کاری بیهوده است. باید از جر و بحث و جنجال دست کشید و از طریق داستان ها و بیان مسائل کوشید تا سطح آگاهی و اندیشۀ او را بالا ببریم.
*آشنا کردن به حقوق دیگران: کودک باید به حقوق و وظایف خوددر برابر دیگران آگاه باشد و گمان نکند که والدین و احیاناً دیگران موظفند هر رفتاری که از آن ها بروز کرده متصل کردند بلکه باید کودک کنترل نفس خود را بداند.
*آگاهی به زشتی امر: کودک باید دریابد که با پرخاشگری خود عمل ناپسندی انجام داده و نباید هرگز از زدن و ویران کردن و پرخاش و عتاب خود راضی باشد باید به خاطر عمل زشتی که انجام داده از طرف مقابل عذرخواهی کند.
*رفع ناکامی ها: باید مسائلی را باعث ناکامی می شود را از بین برد یا این که قدرت عمل کودک را در برابر ناکامی ها بالا برد که لااقل کودک پذیرای ناکامی باشد و پرخاشگری نکند و مطابق با توان کودک از او انتظار داشت.
*ایجاد محیطی صمیمی: والدین می توانند از طریق ایجاد روابط دوستانه و محیط صمیمانه و گرم تا حدی زمینه پرخاشگری را کم کنند همچنین از طریق ذکر و بیان ملاطفت ها محبت ها و خوبی هایی که در دیگران وجود دارد می توان بذر محبت و لطف را در دل افراد کاشت و آن ها را نسبت به یکدیگر خوش بین کرد و به کودک باید تفهیم کرد که با رفتارهای پرخاشگرانه نمی تواند دوست خوب برای خود انتخاب کند.
*ایجاد سرگرمی و اشتغال: بیکاری و نداشتن یک وظیفه فرد را دچار پرخاشگری می کند باید کودک را به کاری که مورد علاقه اش است سرگرم نمود تا فرصت دعوا و تهاجم را نداشته باشد.
بها ندادن به لجبازی ها: بعضی کودکان از طریق لجبازی و خشونت می خواهند به هدف برسند. والدین سعی کنند از طریق بی اعتنایی به لجبازی ها، پرخشگری او را بی اعتبار کنند.
*دوری از عصبانیت ها: والدین در هنگام عصبانیت سعی کنند برخود مسلط و کنترل خود را از دست ندهند، هرگز والدین به خشونت نپردازند که در آن صورت تماشای صحنۀ پرخاشگری کودک شما را خشن خواهد کرد.
*دور نگهداشتن کودک از محیط های پرهیاهو و پر سر و صدا زمینه را برای پرخاشگری کودک کم میکند: باید تا آنجا که ممکن است کودک را از کارها و اموری که جنبۀ خشونت را در آن ها رشد می دهد دور بداریم.
*گزینش راه انحرافی: کودکی که پرخاشگر است نباید عقدۀ خود را سر دیگران خالی کند. می توان در موارد خشم عروسکی را به دستش داد تا به زمین بکوبد یا اسباب بازی خرابی کنارش گذاشت تا خشم خود را متوجه آن کند.
بازی های نظامی: می توان از بازی های جنگی و نظامی برای کنترل و تبدیل پرخاشگری و خاموش کردن شورهای انحرافی استفاده کرد. همچنین از ورزش، هوای آزاد، شوخی ها و مزاح ها برای کاهش پرخاشگری می توان بهره برد.
*حمایت روانی: به جای سرزنش کودکان پرخاشگر باید از آن ها دلجویی کرد و به او بگویند چرا چنین کردی؟ چرا ناراحتی؟ حاضرم به تو کمک کنم و... از این طریق برای پناهگاهی اطمینان بخش درست کنیم که خود را در پناه ها قرار دهد.
* تنبیه: گاهی کودک با وجود تدابیر فوق باز همچنان به اذیت کردن و آزار رساندن دیگران می پردازد. باید در چنین مواردی ضربه ای بر کفل و پشت دست احساس کند تا دریابد که درد چیست و خشونت و آزار به دیگران چه معنایی دارد. البته باید توجه داشت که در آخرین مرحله از تنبیه استفاده کرد و در اعمال تنبیه مسائل تربیتی را مد نظر قرار داد. « اگر کودک شما عصبانی و خشمناک شد، شما در برابر او عصبانی نشوید.»
مطمئن باشید قصد شرارت و بدجنسی ندارد سعی کنید علت ناراحتی او را پیدا کنید. اگر دردی دارد معالجه نمایید. اگر گرسنه یا تشنه است، غذایش بدهید. اگر خسته است، خوابش کنید. اگر رفتار و اعمال خودتان باعث رنجش و عصبانیت او شده، درصد جبران و اصلاح برآیید. اثر عصبانیت او در اثر خیال بی پایه ای است. اشتباهش را برطرف سازید. اگر به تقویت روحی احتیاجی دارد، تقویتش کنید. اگر خواستۀ شرعی دارد، و برای شما امکان اجابت است، می توانید خواسته اش را تأمین کنید، ولی بعد که به حالت عادی درآمد، به او بگویید: انسان باید با خواهش و زبان، خواسته هایش را بخواهد، نه با خشم و زور. من این مرتبه به خواستۀ تو عمل کردم، امب بعد از این اگر بخواهی با پرخاشگری و زور به هدف برسی، مطمئن باش که من اجابت نخواهم کرد. بعد از آن اگر خواست دوباره به وسیلۀ زورگویی و عصبانیت چیزی را به شما تحمیل کند، به طور قاطع جلویش بایستید و به خواسته هایش اهمیت ندهید، مبادا به زورگویی عادت کند. ولی به هر حال خونسردی خود را حفظ کنید و در مقابل لج بازی و عصبانیت های او داد و قال راه نیندازید و در صورتی که با پرخاشگری و زور می خواهد خواسته های غیر مشروعش را به شما تحمیل کند، به وی اعتنا نکنید و تسلیمش نشوید وگرنه به همین وضع عادت خواهد کرد. حضرت علی (ع) فرمود: از غضب اجتناب کن، مبادا بر تو مسلط شود و به صورت عادت درآید.
کودکان لوس نیز غالباً زود رنج هستندو با اندک چیزی به خشم می آیند، زیرا نفس نیرومندی ندارند تا بتوانند در برابر ناملایمات بردباری نشان دهند. از اندک چیزی متأثر می شوند و به خشم می آیند. بنابراین لوس بودن را نیز می توان یکی از عوامل پرخاشگری شمرد. « تنبیه بدنی بچه را پرخاشگر می کند »
یکی از مکانیزم دفاعی کودکان و حتی افراد بالغ در برابر حوادث، پرخاشگری است. فرد ناموفق و در مواردی ناکام با واکنشی چون پرخاشگری، می خواهد حفاظی تدافعی برای خود بسازد. به رغم این که پرخاشگری رفتار مطلوبی است در روند رشد طبیعی کودکان، ولی باید آن را تحت کنترل قرار دارد. پرخاشگری بیش از حد کودکان، زمانی است که ناکام شوند و یا از مدل و الگوی مناسبی آموزش ببینند. اولیا و مربیان هر چه بیشتر به پرخاشگری بپردازند، کودکان نیز به همان اندازه به سمت پرخاشگری تمایل پیدا می کنند. پرخاشگری در کودکانی که خانواده یا مربی سخت گیری دارند و با تنبیه بدنی سعی به تربیت آن ها می کنند بیش از دیگر کودکان دیده می شود. گرچه همۀ افراد نمی توانند آزادانه از این مکانیزم استفاده کنند ولی در کودکان و طبقات محروم جامعۀ غیر مرفه احساسات پرخاشگرانه راحت¬تر بروز می کند.
پرخاشگری کودکان در زمان های متفاوت متغیر است بیشتر پرخاشگری ها در مواقعی است که کودک احساس خستگی می کند و به استراحت نیاز دارد یا در مواقعی است که گرسنه باشد.
کودکان به قصد دفاع از خود دست به حمله می زنند، دعواهای بچه ها در منازل و محیط مدرسه خود بیانگر این موضوع است. بعضی از روانشناسان پرخاشگری را ضروری می دانند. فردی که جسارت نداشته باشد و نتواند در برابر تحقیر شدن با مخاطب خود ستیزد معمولاً با انتقاد و غیبت کردن احساست خصمانۀ خویش را بروز می دهد. برای استفادۀ صحیح از این مکانیزم دفاعی، به خصوص در کودکان، باید شیوۀ معقولی پیش گرفت و نیروی مخرب پرخاشگری را به نیرویی سازنده مبدل کرد. از جمله شیوه های مفید در این زمینه می توان از فعالیت های ورزشی و انواع و اقسام کارهای علمی، تفریحی و خواندن سرود با صدای بلند و غیره نام برد. هر یک از این فعالیت ها می تواند راهی باشد با حاصل و ثمری سودمند برای مصرف نیروی انباشته در نوجوانان.
« کمک مدارس به کودکان خشونت گرا »
مدارس می توانند از راههای مختلف به کودکان خشونت گرا کمک کنند. این کودکان را می توان توسط مشاور خانواده و کارکنان مدرسه شناسایی کرد، والدین آن ها ممکن است توسط معلم یا مدیر، به مدرسه دعوت شوند. آن ها احتمالاً به کمک متخصصان خارج از مدرسه نیاز دارند. در هر حال، پول و وقت زیادی صرف مبارزه با خشونت در کودکان می شود. برخی مدارس سعی می کنند به والدین کمک کنند، ولی فعال کردن والدین در برخورد با معضل ناسازگاری کار دشواری است.
نتایج تحقیقات مختلف، مداخله مستقیم در رفتار کودکان ناسازگار را توصیه نمی کند. مؤثرترین راه حل، تعیین مقررات و مجازات های مشخص برای خشونت¬گرایی و مشارکت مدارس در اجرای برنامه جامع مبارزه با خشونت است. تمام تلاش ها باید بر کاهش رفتارهای خشونت آمیز، تقویت روابط صمیمانه، توسعه مهارت های اجتماعی و روش های مطلوب در برخورد با مشاجرت متمرکز شود.
دکتر گاریتی و همکاران او در کلرادو، اهدافی را برای مداخله در خشونت گرایی توصیه کرده اند که عبارتند از:
• کاهش خشونت گرایی و رفتارهای تهاجمی
• جایگزینی خطاهای فکری با تفکر صحیح
• توسعه تفکری واقع بیناتر نسبت به خود
• تقویت توانایی استدلال
• تقویت ابزار عصبانیت به روشی مناسب تر
• تقویت مهارت های تحلیل مسائل اجتماعی
بسیاری از اهداف یاد شده، دراز مدت بوده و برخی از آن ها راحت تر از بقیه تغییر می کنند. به هر حال، برای تغییر الگوهای رفتاری باید تلاش کرد. گفتنی است که این اقدامات باید با هماهنگی و همکاری مدرسه انجام گیرد.
دکتر ترنس وبستر دویل متخصص رفتار شناسی کودکان، الگوهای رفتاری مناسبی برای کودکان ناسازگار ارائه داده است. به پیشنهاد او:
« والدین می توانند به نوبت نقش کودک ناسازگار و چهرۀ پنهان او را که ممکن است کودکی مهربان باشد، بازی کنند. اگر بیش از یک فرزند دارید اجازه بدهید تا نوبت این نقش ها را بازی کنند. اگر بیش از یک فرزند دارید اجازه بدهید تا نوبت این نقش ها را بازی کنند؛ شما نیز به آن ها کمک کنید. ایفای این نقش ها در محیط منزل یا مدرسه می تواند سؤلات و بحث های عمیقی را در پی داشته باشد. نحوه اجرای این نقش ها عبارت است از: قسمت مربوط به کودک ناسازگار ( والدین و فرزند به نوبت می توانند این نقش را بازی کنند) و چهرۀ پنهان کودک ناسازگار را ( تفکر و احساسات او همواره خود را محق می داند.) بخوانید. قسمت هایی که زیر آن ها خط کشیده شده است، نباید خوانده شوند. کودک ناسازگار باید آ ن ها را اجرا کند.»
1- وارد ماجرا شوید.
2- خود را در جایگاه کودک ناسازگار قرار دهید و از دریچه تفکر و احساسات او به مسائل نگاه کنید.
3- تأمل و تفکر کنید.
4- اگر به کمک احتیاج داشتید، از درخواست آن خودداری نکنید.
متنی را که در دست دارید، بخوانید تا بتوانید نقش خود را به درستی بازی کنید.
الگوی رفتاری شماره 1
کودک ناسازگار: ( چهره پنهان او# 1) احساس می کنم دوست دارم این بچه را اذیت کنم. او مثل یک بچه گریه ای رفتار می کند. آماده شو که مشتی به او بزنی.
تأمل و تفکر
کودک ناسازگار: (چهره پنهان او# 2) کتک زدن این بچه ننه چه فایده ای دارد؟
او فقط سعی می کند دلسوزی خود را نشان دهد. کودک ناسازگار مشت گره کرده اش را باز می کند.
کودک ناسازگار: چرا مثل یک آدم بی عرضه و بی دست و پا رفتار می کنی؟ تو برای خودت متأسف باش.
سؤالات:
1- عصبانی شدن از دست یک کودک چه احساسی داشت؟
2- وقتی که تصمیم داشتی او را با مشت بزنی، چه احساسی داشتی؟
3- وقتی از زدن او منصرف شدی، چه احساسی داشتی؟
4- وقتی تصمیم گرفتی با او گفت و گو کنی چه احساسی داشتی؟
الگوی رفتاری شماره 2
کودک ناسازگار: ( چهره پنهان او # 1) وضع مالی او بهتر از وضع من است.
لباس هایش همیشه مرتب است و والدینش اتومبیل گران قیمتی دارند. دوست دارم او را اذیت کنم. او همیشه خودنمایی می کند.
تأمل و تفکر
کودک ناسازگار: ( چهره پنهان او # 2) بله، ولی چه اهمیتی دارد؟ من طرز لباس پ=وشیدن او رادوست ندارم. شاید روزی درآمد کافی داشتم و توانستم لباس های مرتبی بپوشم. چرا وقتم را با اذیت کردن او تلف کنم؟ کارهای بهتری دارم که باید انجام دهم، ولی لباس او واقعاً زیباست!
کودک ناسازگار: هی رفیق! لباست خیلی قشنگ است.
سؤالات:
1- وقتی از دست او عصبانی شدی، چه احساسی داشتی؟
2- وقتی تصمیم گرفتی اورا اذیت کنی، چه احساسی داشتی؟
3- وقتی از اذیت کردن او منصرف شدی، چه احساسی داشتی؟
4- وقتی از لباس او تعریف کردی، چه احساسی داشتی؟
الگوی رفتاری شماره 3
کودک ناسازگار: ( چهره پنهان او# 1) من می دانم که او عمداً به من تنه زد.
نشانش خواهم داد، او آماده می شود تا مشتی بر دهان کودک بکوبد.
تأمل و تفکر
کودک ناسازگار: ( چهره پنهان او # 2) اوعذر خواهی کرد. به چهره اش نگاه کن، از من می ترسد. کودک ناسازگار آرام می شود.
کودک ناسازگار: ایرادی ندارد، ولی از این به بعد بیشتر دقت کن.
سؤالات:
1- وقتی او با تو برخورد کرد، چه احساسی داشتی؟
2- وقتی که تنه خوردی، چه افکاری به مغزت خطور کرد؟
3- آیا عذر خواهی او خالصانه بود؟
4- وقتی عذر خواهی او را پذیرفتی، چه احساسی داشتی؟
الگوی شماره 4
( چهره پنهان او # 1) او خیلی از خود راضی است و مرا تحویل نمی گیرد. فکر می کند خیلی بهتر از من است.
تأمل و تفکر
کودک ناسازگار: ( چهره پنهان او# 2) اگر او از خود راضی است، اهمیتی ندارد.
من نیازی به او ندارم.
کودک ناسازگار: تو خیلی خودت را می گیری. اگر این طوری نبودی می توانستی دوستان بیشتری داشته باشی.
سؤالات:
1- چطور فکر کردی که او خیلی بهتر از توست؟
2- وقتی فکر کردی که او از خود راضی است، چه احساسی داشتی؟
3- وقتی تصمیم گرفتی به او اهمیتی ندهی، چه احساسی داشتی؟
4- وقتی از او انتقاد کردی، چه احساسی داشتی؟
5- آیا دوست داری با او دوست شوی؟
الگوی رفتاری شماره 5
کودک ناسازگار: ( چهره پنهان او # 1 ) چه آدم بی دست و پایی است! بند کفش خودش را هم نمی تواند گره بزند. بالاخره وقتی مشغول دوچرخه سواری است او رابه زمین خواهم انداخت.
تأمل و تفکر
کودک ناسازگار: ( چهره پنهان او # 2) ریاضی او بسیار عالی است، شاید بتواند کمکم کند.
کودک ناسازگار: هی پسر! می توانی در ریاضیات کمکم کنی؟ من هم در عوض دوچرخه سواری یادت می دهم.
سؤالات:
1- وقتی تصمیم گرفتی او را از دوچرخه به زمین بیندازی، چه احساسی داشتی؟
2- وقتی تصمیم گرفتی تأمل و تفکر کنی، چه احساسی داشتی؟
3- وقتی فهمیدی که ریاضیات او قوی است، چه احساسی داشتی؟
4-وقتی به جای اذیت کردن او تصمیم گرفتی با او همکاری کنی، چه احساسی داشتی؟
الگوی شماره 6
کودک ناسازگار: ( چهره پنهان او # 1) چه آدم ضعیفی است! آب دهانش را هم نمی تواند جمع کند.
کودک ناسازگار: ( چهره پنهان او # 2) من دوست ندارم مثل او ضعیف باشم، ضعیف بودن او به خودش مربوط است.
کودک ناسازگار: ( هی استخوانی! من فقط شوخی کردم. می توانم چند تا نرمش یادت بدهم تا کمی قوی شوی.)
سؤالات:
1- وقتی خواستی او را ضعیف خطاب کنی، چه احساسی داشتی؟
2- وقتی تصمیم گرفتی به جای اذیت کردن او کمکش کنی، چه افکاری به مغززت خطور کرد؟
3- شوخی کردن با او چه احساسی داشت؟
4- کمک کردن به او چه احساسی داشت؟
5- وقتی صحنه درگیری را به صحنه شوخی تبدیل کردی، چه احساسی داشتی؟
مثال های ارائه شده نشان می دهند که در موقعیت های مشابه، چه افکاری ممکن است به مغز کودک خطور کند و شما چگونه قادرید افکار منفی او را به افکاری مثبت تبدیل کنید. نکته ای که باید به خاطر سپرد این است که کودک شما اگرچه ممکن است مایل به اذیت کردن کسی باشد، ولی مجبور نیست که این کار را عملی کند. کودکان دارای قدرتی هستند که آن ها را قادر می سازد تصمیمات خود را تغییر دهند. گاهی اوقات، تغییر تصمیم بیش از مردم آزاری به انرژی نیاز دارد. به کودک بگویید: « ما گاهی اوقات ناراحت می شویم و می خواهیم آن را سر کسی خالی کنیم، ولی اگر تأمل و تفکر کنیم، می توانیم راه حلهای دوستانه تری پیدا کرده و به اهداف خود برسیم.» « چه زمانی باید به متخصص مراجعه کرد؟»
برای ما بسیار مشکل است که رفتار خود را تغییر دهیم. والدین معتقدند که باید به وظیفۀ خود آشنا باشند، چرا که در غیر اینصورت در تربیت کودک کوفق نخواهند بود. والدین باید روش های مرثر تربیتی را فرا گیرند تا بتوانند رفتارهای خشونت آمیز فرزندانشان را اصلاح کنند. آن ها قادرند رفتار فرزندشان را تغییر دهند، اما گاهی انجام این کار به تنهایی بسیار دشوار بوده و ضرورت کمک خواستن از متخصص احساس می شود، اما آن ها چگونه می توانند تشخیص دهند که چه زمانی باید به متخصص مراجعه کنند؟ در این جا به بیان موقعیت هایی می پردازیم که در آن ها، والدین به کمک متخصص نیاز دارند.
اگر احساس کردید قادر به کنترل خود نیستید و تمایل دارید فرزندتان را کتک بزنید، یقین کنید که به کمک یک متخصص نیاز دارید. یکی از والدین می گفت: « با دختر هشت ساله ام سوار اتوبوس بودم که شروع کرد به گریه کردن. او آن قدر گریه کرد که احساس کردم اگر سرش را به صندلی بکوبم، ساکت خوااهد شد.» این نوع احساسات که تنبیه فیزیکی را تنها راه حل مشکل جلوه می دهند، می بایستی جدی تلقی شده و تحت درمان قرار گیرند. هستند والدینی که فرزند خود را به قتل رسانده اند.، زیرا تصور می کردند که را حل دیگری ندارند. اگر احساس می کنید استفاده از زور تنها راه حل مقابله با رفتارهای ناشایست فرزند شماست و یا اگر او را مرتباً کتک می زنید، بی درنگ به متخصص وراجعه کنید، زیرا به کمک او نیاز دارید.
زمانی که مشاهده می کنید فرزندتان از دیگران سوء استفاده می کند؛ اگر فرزندتان مرتباً دوستان خود را کتک می زند، از دیگران کمک بخواهید. ناسازگاری مستمر فرزندتان در مدرسه، میهمانی ها و موقعیت های دیگر را جدی بگیرید و حتماً به متخصص مراجعه کنید.
وقتی که فرزندتان با پلیس درگیر شد؛ اگر مرتکب اعمال غیر قانونی مانند دزدی و... شده و توسط پلیس دستگیر شد، حتماً به متخصص مراجعه کنید. عدم کنترل خشونت در بین کودکان، منجر به ارتکاب جرائم مختلف توسط آنان خواهد شد.
در صورتی که مرتباً توسط مسئولان مدرسه احضار می شوید؛ اگر مسئولان مدرسه به طور مکرر از فرزندتان شکایت دارندو خود قادر به برخورد با خشونت گرایی فرزندتان نیستید، حتماً باید به متخصص مراجحه کنید.
اگر مدرسه فرزندتان فاقد برنامه مبارزه با خشونت است و شما می دانید که فرزند خشونت گرا و ناسازگاری ددارید که قادر به کنترل او نیستید حتماً به متخصص مراجعه کنید.
و در انتها اگر برای اصلاح فرزندتان روش های مختلفی را به کار برده اید که همه آن ها بی نتیجه بوده اند. شما ممکن است را ههای مختلفی را امتحان کنید، ولی موفق نشوید. در اینصورت باید بیاموزید که چگونه می توانید پدر یا مادری مؤثر باشید. بسیاری از والدین مایلند رفتار خود را تغییر دهند اما بدون کمک متخصص قادر به این کار نیستند. چنین والدینی حتماً به مشاور با یک روان شناس نیاز دارند. منابع:
- آیین تربیت، « ابراهیم امینی » ناشر: صابر
- خانواده و فرزندان، « انجمن اولیا و مربیان »
- پرخاشگری و زورگویی در کودکان،« سوزان گویرین»، ناشر: مرنديز
- کلیدهای رویایی با پدیده خشونت در کودکان «باری مک نامارا»، ناشر: کتاب های دانه
- کودک و خشونت، «جیمز رد فیلد»، ناشر: ا لطیار
- ترس و خشم در کودکان چه باید کرد؟ ،« مهدخت صنعتی»، ناشر: کارگاه کودک
- خشم و پرخاشگری در کودکان، «فرزانه صداقت»، ناشر: توبی
www.pezesk.us
press.com www.Farakav.word
www.shamisapsy.com
www.Tebyan.ir
|