|
روابط والدین با نوجوانان:
شاید دوره نوجوانی ، آخرین مرحله رشد فرزندان باشد که والدین باید فعالانه آنان را یاری کنند تا مسیر زندگی خویش را بیابند و خود را بشناسند و در فرآیند تعلیم و تربیت و رشد، یکی از اثربخش ترین روشها، برقراری رابطه انسانی با نوجوان و حفظ و تامین عزت نفس و احساس خود ارزشمندی نوجوان است.(احمد به پژوه-٣۸)
نوجوانان برای بیان مشکلات و نیازهای خود و همچنین برای کسب اطلاعات نیاز دارند که با دیگران گفتگو و مشورت کنند. آنها تمایل دارند با والدین خود گفتگو کنند. از طرفی برای والدین درک این مطلب که همان روشی را که در زمان کودکی نوجوان در پیش داشته اند در دوران نوجوانی به کار برند ایجاد مشکل می کند.
کنار آمدن با نوجوانی که اکنون در برابر والدین در مقام پرخاشگری و پاسخگویی برمی آید و حتی کنار گذاشتن آنان در حکم یک هنر است. هنری که لازمه اش طی مسیری هوشمندانه برای پدران و مادران است. ( جودی فورد- ص٧)
نوجوانی که بتدریج وارد مرحله بلوغ می شود دگرگونیهایی را در خود حس می کند و می خواهد خانواده به عنوان نزدیکترین افراد، این تغییرات را به رسمیت بشناسد و باور کند کوچکترین حرکت ناشیانه از سوی خانواده به این موقعیت جدید لطمه می زند. و نوجوان را جریحه دار می کند و او را وادار به عکس العمل های تند می کند. روش معقول و موثر در دوران بلوغ اینست که والدین، خود را در موقعیت نوجوانشان قرار دهند و از دید او به مسائل بنگرند. این کار نیازمند اهمیت دادن ، ارزش قائل شدن و بذل توجه و دقت است. ( شرفی-ص۲٣٦)
نوجوانی دورانی است همراه با تغییرات فیزیکی ، روحی ، اجتماعی و همراه با پریشانی و سرگردانی که این فشارها و نگرانیها تنها برای نوجوانان نیست بلکه والدین نیز درگیر آنها هستند.(فونتل- ص١٤)
در واقع همزمان با تغییرات فرزندان در دوران بلوغ، والدین نیز دستخوش تغییراتی می شوند. آنها در سن میانسالی قرار دارند و ممکن است تغییراتی از قبیل مشکلات زناشویی، بحران میانسالی، مشکلات اقتصادی، افسردگی، کاهش قدرت هوش و حافظه، تغییرات بدنی و ضعف و سستی بدنی، فراموشکاری، کاهش توانایی در ارتباط با فرزندان و همچنین کاهش قدرت نفوذ بر فرزندان را تجربه کنند.( همان-ص ١۲)
اثر روابط خانوادگی بر جو خانوادگی:
متاسفانه تعداد اندکی از نوجوانان احساس می کنند که جو خانوادگی آنها دارای روابط خوب و مطلوبی است؛ بنابراین اکثر آنها ناشاد، انتقاد کننده و خرده گیرند و بقیه اعضای خانواده رفتار آنها را غیر اجتماعی و تلافی جویانه همراه با عیب جویی فراوان تلقی می کنند.
الف) شرایط موثر بر جو خانواده:
درک متقابل: زمانی روابط افراد با هم بهتر می شود که فرد قادر باشد احساسات ، افکار و عواطف و انگیزه های دیگران را درک کنند. والدین و نوجوانان نباید نسبت به عقاید یکدیگر بی اعتماد باشند و یا سوء تفاهم داشته باشند.
تعارض ارزشها: نوجوانان بدلیل نیاز به کسب استقلال، ممکن است دارای ارزشها و عقاید و اهدافی متفاوت با والدینشان باشند. بنابراین والدین باید این عقاید را پذیرا باشند، حتی اگر با ارزشهای خانواده ناهگون باشد.
سازگاری زوجین: روابط ضعیف والدین یکی از دلایل مهم اصطکاک در خانواده است . نوجوانانی که فکر می کنند والدین آنها ازدواج موفق و شادی دارند، محیط خانه را محیطی مسرت بخش برای زندگی می دانند. هرچه درگیری والدین کمتر باشد ، درگیری والدین و فرزندان، خواهرها و برادرها نیز کمتر است. نابسامان بودن روابط زناشویی بر کل خانواده تاثیر می گذارد. والدین قادر نیستند فرزندان خود را از تاثیر منفی ناسازگاری زناشویی بر روابط والد- فرزندی محفوظ بدارند. تعارض حل نشده بین والدین موجب مشکلات رفتاری در فرزندان خواهد شد، مثل خجالت، خود سرزنشی بیشتر و ترس از قرار گرفتن در مخمصه تعارض والدین و پاسخ های ضعیف سازگاری.( برجعلی-ص٤٦)
ب) نحوه برخورد با رفتارهای روزمره نوجوانان:
• خندیدن به تناقضات : نوجوان شما سرا پا تناقض است. در یک لحظه شما را متهم می کند که در کارش دخالت می کنید و لحظه دیگر از شما چاره جویی می کند. به جای اینکه چنین تناقض گویی ها را به او گوشزد کنید، بهتر است خونسرد باشید و لبخند بزنید و یا بیشتر آنها را ندیده بگیرید یا در مواردی سرتان را با ناباوری تکان دهید ولی به روی خود نیاورید. ( جودی فورد- ص١٤)
• نادیده گرفتن برخی رفتارها
• به نوجوانتان گوش فرا دهید، برای برقراری ارتباط موثر با نوجوان باید به سخنان آنها گوش دهید. از قطع کردن سخنان آنها بپرهیزید. (فونتل-ص ٩۸) اگر با صبر و حوصله به عقاید آنها گوش دهید آنها احساس امنیت خواهند کرد و عقایدشان را با شما در میان خواهند گذاشت. گوش دادن به عقاید و نظرات نوجوان به این معناست که به آنها و حرفهایشان توجه می کنید.( فورد-ص٧۰)
• احساسات نوجوانتان را درک کنید، بسیاری از اوقات که نوجوانان درباره احساساتشان صحبت می کنند، والدین سعی می کنند که آنها را تغییر دهند و قانع کنند که نباید اینگونه فکر یا احساس کنند. اینگونه برخورد باعث می شود نوجوان، ارتباط و گفتگوی خود را با والدین کاهش دهد. در عوض باید احساسات آنها را درک کنید.( فونتل- ص١۰١)
• از مقایسه کردن فرزندان با یکدیگر و یا سایر همسالان خودداری نمایید، این مقایسه تنها باعث برانگیختن حس حسادت و پرورش عواطف نامطلوب در نوجوان می شود. بهتر است آنها را با وضع قبلی شان و گذشته آنها ، مقایسه و برای تعالی و پیشرفت آنها تلاش کرد. مقایسه نوجوان با وضع قبلی اش نیروی محرکه ای برای پیشرفت و بهبود او خواهد بود. البته این مقایسه نیز نباید تحقیرآمیز و یا با تمسخر باشد.( شرفی- ٢۵٦)
• به آنان اجازه دهید با خود خلوت کنند، نوجوانان به تنهایی و انزوا احتیاج دارند. آنان برای اینکه رشد کنند لازم است از لحاظ جسمی و روحی از شما فاصله بگیرند. اگر این نیاز را درک نکنید، به نتیجه مطلوب نخواهید رسید.
حتما شما خیلی کنجکاوید بدانید که در پشت درهای بسته چه می گذرد. نوجوانان پشت درهای بسته به موسیقی گوش می دهند، فکر می کنند، خود را در آینه نگاه می کنند، به رویا فرو می روند یا خاطرات خود را می نویسند.نوشتن خاطرات به منزله گفتگو با خود است. بنابراین شما نباید از روی کنجکاوی دفتر خاطرات آنان را بخوانید. برای نوجوانان امری کاملا عادی است که به تنهایی در اتاقشان به سر ببرند و مسائلی را از شما پنهان کنند. شما باید حریم و خلوت فرزندتان را محترم بشمرید تا خدشه ای در روابطتان پیش نیاید.(جودی فورد-ص۹۹)
نوجوانان موجوداتی با دورنمای تازه و خوشایند هستند. اگر با صبر و حوصله به حرفهای آنا گوش دهید به اندازه کافی احساس امنیت خواهند کرد که عقاید خود را با شما در میان بگذارند. نوجوانان حقیقت را بقدری صریح و شیرین بیان می کنند که گاهی شما یکه می خورید و در عین حال خوشحالید که شما را از کارهای خود آگاه کرده اند. با نوجوانتان مانند باز جویان رفتار نکنید و نخواهید که پرده از روی تمام اسرارشان بردارند.(همان-ص۷۰)
• غم و اندوه را نیز به حساب آورید.
نوجوانان غالبا احساس دلتنگی و ناراحتی و افسردگی و ناراحتی می کنند و مانند ما بزرگسالان، آنان نیز گاه گاهی به خیالات واهی فرو می روند، واضح است که شما از چهره و غم درون چشمان و سکوت دور از انتظار و بدخلقی شان متوجه این موضوع خواهید شد حتی اگر خود، به شما نگوید. البته این در صورتی است که سطحی به این قضیه ننگرید.
نوجوانان به قدری آسیب پذیر و حساس اند که تحت تاثیر محیط اطراف خود قرار می گیرند. وقتی غم و اندوه به سراغ آنان می آید بهترین کاری که می توانید انجام دهید اینست که دلسوز و مهربان باشید آنان را در آغوش بگیرید. نگاه پر مهری به آنها بیاندازید. البته که از این راه نمی توانید غم و اندوه آنها را کاهش دهید، فقط به آنان نشان می دهید که شما نیز با آگاهی به روحیه آنها پا به پایشان پیش می روید.
همه ما گاه گاهی غصه دار می شویم. یکی دو روزی را در این حالت به سر بردن مسئله ای نیست. شاید یک هفته طول بکشد ولی اگر مدت آن طولانی شد و روی خواب و اشتها و کارهای روزمره اثر بگذارد حتما باید به روانپزشک مراجعه کرد. در مورد نوجوانان هم اینرا فراموش نکنید.(همان-ص۸۲)
وقتی نوجوانتان به دردسر می افتد از درون آرام می شود و به سمت درونگرایی پیش می رود. وقتی از درون احساس آشفتگی و درماندگی کنند نمی خواهند تا مدتی درباره اش حرف بزنند. قبل از آنکه بخواهد پاسخی به پرسشهای شما بدهند احتیاج به زمان دارد تا درباره آن فکر کند. خود را با مسئله ای که نوجوانتان را مشغول کرده آشنا کنید البته نه قبل از اینکه خود آنها بخواهند.
فرزند تان احتیاج دارد که شما درباره درونگرایی او حساس و زیرک باشید. کار شما حل و فصل مشکلات نیست. در حقیقت وقتی نوجوانی اندوهگین است پند و موعظه وضع را بدتر می کند. وقتی شما ناظری دقیق باشید از نگاه فرزندتان به خیلی مسائل پی خواهید برد.( همان-ص۱۵۳)
• کنترل و آزادی: آزادی و کنترل دو پدیده مرتبط به همدیگر هستند. بنابراین در تربیت نوجوانان باید آزادی و کنترل دوشادوش یکدیگر باشند. آزادی نه آنچنان که برخی از نوجوانان به صورت بی قید و شرط ، خواهان آن هستند قابل قبول است و نه محدودیت و کنترل شدید که از ناحیه برخی خانواده ها بر نوجوان تحمیل می شود. باید تعادل میان این دو برقرار باشد. لازمه آزادی نوجوانان، حصول اطمینان از سالم بودن ارتباطها و معاشرت های وی می باشد و تا زمانی که این اطمینان حاصل نشود نمی توان او را در روابط اجتماعی آزاد گذاشت. کنترل رفت و آمدها، تاخیرها، اطلاع یافتن از وضعیت نوجوان در مدرسه و کنترل غیبتهای او، همگی، اگر به صورت غیر مستقیم باشد مفید و ضروری است.(همان-ص۲۵۸) نوجوانی که تمام حرکاتش زیر ذره بین است، آزرده و ناسازگار است و رفتار غیردوستانه ای با والدینش دارد و با جزئی ترین مسائل، جنگ و جدل راه می اندازد. یکی از بهترین راههای اعطای آزادی به نوجوان اینست که به او اجازه دهید در مسائل مهم زندگی اش حق انتخاب داشته باشد.(همان-ص١۸۰)
• انتقاد: با انتقاد از شخصیت و خصوصیات رفتاری نوجوان احساس بدی به او منتقل می شود. انتقادها در درجه اول باید سازنده باشد و در درجه دوم باید عمل نوجوان را زیر سوال ببرد نه شخصیت اورا. در حقیقت اگر عمل نوجوان زیر سوال رود او اشتباه خود را قبول می کند ولی اگر با صفات ناشایست به او توهین شود، او عمل زشتش را توجیه شده می پندارد و در مقابل والدین و نوجوانان موضع گیری می کند . (سهرابی-ص ۵٣)
• اعتماد به نوجوانان و واگذاری مسئولیت به آنها،(به تفصیل در بخشی جداگانه به آن می پردازیم.)
• سعی کنید خوشبین باشید ، والدین باید نسبت به نوجوان خود خوشبین باشند . آنها باید سعی کنند توجه خود را از رفتارهای نادرست فرزندان به رفتارهای صحیح آنها معطوف کنند. بخش اعظم صحبتهای والدین با نوجوانان شامل نصیحت کردن ، اصلاح اشتباهات ، تغییر نحوه اندیشیدن و آموزش به آنهاست. بنابراین ارتباط والدین با آنها بیشتر جنبه منفی دارد. والدین باید با نوجوانشان بیشتر در مورد موفقیت ها و رفتارهای شایسته صحبت کنند تا شکستها و رفتارهای ناشایست. تا زمانیکه هیچ مدرک و شواهد قطعی نداریم نباید نسبت به نوجوانان بدبینی و سوء ظن داشته باشیم.( شرفی-ص٢۵٩)
• توجه به نیازهای همه جانبه : سلامت روانی و جسمانی نوجوان در سایه توجه به نیازهای همه جانبه او تامین می شود. شما (والدین) موظف هستید همان قدر که به نیازهای جسمانی فرزندتان اهمیت می دهید به نیازهای روانی آنها نیز توجه کنید. در غیر اینصورت موجب عدم تعادل روانی می گردد. آنها به طور معمول نیازشان را مستقیم ابراز نمی کنند. بنابراین شما باید از رفتارهای یشان به آنها پی ببرید. در این شرایط با دقت به حرف هایشان گوش دهید و با نگاه با او ارتباط برقرار کنید .(به پژوه-ص۵٧)
• دوستان آنها نیز سهمی دارند.( این مبحث را نیز در بخشی جداگانه می پردازیم.)
در آخر باید تاکید کنیم که همانگونه که پیشتر مطرح شد، برای آنکه روز به روز روابط ما بین والدین و فرزندان بهبود یابد باید تلاش کنید تا نوجوانتان را به صورت یک فرد نه بزرگسال ، اما در عین حال دارای احساسات و افکار و عواطف منحصر در نظر گیرید . نوجوانی خود را به یاد آورید و از آن درس گیرید.
الگوبرداری و همانند سازی در نوجوانی:
بی شک الگوپذیری و هماننسازی از مهم ترین و اثربخش ترین روشهای یادگیری و اجتماعی شدن کودک و نوجوان است. نوجوان از طریق همانندسازی با بزرگترها ، ستاره های هنری و چهره های درخشان علمی و ورزشی و .. یاد می گیرند که چگونه رفتار کند.از این رو کودک و نوجوان نخست مادر و سپس پدر خود را الگو قرار می دهند و بعد دیگر افراد را.
شایان ذکر است که یکی از علل ناهنجاریهای اجتماعی و بزهکاری، الگوبرداری نادرست است. نوجوانان در این دوره بیش از حد تحت تاثیر دوستان و همسالان و افراد بانفوذ است. چنانچه خانه، مدرسه و جامعه (بویژه از طریق رسانه ها) الگوهای نادرست در اختیار او قرار گیرد، فرایند الگوبرداری نوجوان به طریق نامطلوبی صورت خواهد گرفت. گاهی اوقات برادر بزرگتر و یا خواهر بزرگتر در خانواده و یا یک همکلاسی موفق در مدرسه می تواند برای نوجوان الگوی خوبی باشد.
به والدین توصیه می شود که سعی کنند در قدم اول با رفتار و اعمال خود، الگوی شایسته ای برای فرزندان باشند. سپس سعی شود آنان را با الگوهای شایسته آشنا کرد. اگر والدین بخواهند الگوی خوبی برای آنان باشند باید با نوجوان صادق باشند تا بتوانند در سایه این صداقت اعتماد آنان را جلب کنند.(به پژوه-ص٤٣)
نوجوانی و هیجان و سرزندگی ( با نوجوان پر انرژی خود چه کنم؟)
نوجوانان معمولا سرزنده و با نشاط هستند و به همین دلیل ضروری است شما نیز احساس کسالت و رنجوری را از خود دور کنید و محیطی شاد بیافرینید. آنها سرشار از کنجکاوی هستند و مشتاقند چیزهای تازه را امتحان کنند، ماجراجویی کنند. بدون این تمرینات تازه او هرگز قادر نیست به رشد کافی دست یابد. (جودی فورد-ص۷۶)
• برای آنان ماجرا بیافرینید. لازم نیست ماجرا خطرناک باشد تا در آنها هیجان باشد. آنها مشتاق یادگیری اند ، به خصوص در زمینه های مورد علاقه شان. بهتر آن است که در این حوزه شما کنترل کننده باشید تا اینکه خود، دست به کار شوند و به دنبال تجربیات خطرناکی باشند.
• برای افزودن شور و هیجان به زندگی تان، پیشنهادهای غیر منتظره بیافرینید. (همان-ص۹۰)
در هر حال نوجوانان به تفریح و سرگرمی های زیادی احتیاج دارند وگرنه چطور می توانند آرام و قرار بگیرند؟ او در دوران نوجوانی فرصتهایی در اختیار دارد که در دوران بزرگسالی از آن بی بهره خواهد بود. (همان-ص۱۱۵)
مخافت جویی و انتقاد از دیگران:
ویژگی مخالفت جویی، نافرمانی ، منفی بافی و مخالفت تحریک آمیز در برابر چهره های صاحب اختیار و قدرت مانند والدین و معلمان در بسیاری از نوجوانان بخصوص در اواسط نوجوانی به بعد دیده می شود. آنان در واقع تمایل دارند درخواستها و فرمانهای والدین را نادیده گیرند و در مقام مجادله با آنها برآید و مخالف خواست آنها عمل کنند. بدنبال تغییرات فیزیولوژیکی نوجوان احساس برتری جویی کرده و به هر امری با نظر بدبینی می نگرد و حالت منفی و مخالفت به خود می گیرد.
دلایل مخالفت جویی نوجوان:
• شاید مخالفت جویی به این دلیل باشد که چون نوجوان سرشار از انرژی و صمیمیت است در تماس با بزرگترها حس می کند که او را تحویل نمی گیرند و یا به حساب نمی آورند ، لذا سعی دارد بر علیه چنین احساسی، تظاهر به مخالفت کند. ( اکبری- ص١٦)
• در مواردی ممکن است نیاز باشد تا مخالفت خود را با دیدگاه ها و ارزشهای والدین ، به خاطر تایید استقلال خود نشان دهند.
نکته دیگر در این رابطه، شکاف نسل ها است که در رابطه والدین و نوجوانان مطرح است. شکاف نسل ها اختلاف عمیق میان ارزشها و نگرشهای دو نسل مختلف. عده ای بر این عقیده اند که بخش عمده ای از تعارض میان والدین و نوجوانان ناشی از همین پدیده است. شکاف نسل گاهی ممکن است ذهنیت هر دو نسل را تحت تاثیر قرار دهد. بنابراین تفاوت میان افکار و نگرشهای والدین و نوجوانان به عنوان پدیده ای کم و بیش طبیعی و اجتناب ناپذیر وجود دارد و از آنجا که نوجوان به سوی کسب استقلال گام برمی دارد، پاره ای از این رفتارهای خاص را روانشناسان نوعی اختلاف سلیقه تلقی نموده اند که می تواند نشانه ای برای عملکرد طبیعی نوجوان در جهت رسیدن به خود مختاری باشد. (همان-ص٦٧)
به نظر می رسد اکثر این تعارض ها و مخالفت ها بر سر مسائل جزیی باشد. از جمله:
١- باورها و ارزشها نگرشها و رفتار جنسیتی،اعتقادات دینی، پیروی از قانون، سیگار کشیدن،علایق هنری موسیقی و دخل و خرج
٢- خانه و خانواده: انجام کارهای خانه و ارتباط با دیگر اعضای خانواده
٣- مدرسه: نگرش نسبت به مدرسه و چگونگی رفتار در مدرسه ، تکالیف درس خواندن و ...
٤- زندگی اجتماعی: انتخاب دوستان ، زمان ورود و خروج از منزل و... (همان-ص١٧٣)
اولیاء می بایست با شکیبایی با فرزندان نوجوان خود رفتار کنند. در این مسیر می توان ضمن تایید کردن نوجوان ، احترامی نیز برای او قائل شد. همچنین ، والدین باید نارضایتی نوجوانان خود را نیز در نظر بگیرند. والدین نباید تظاهر به دانایی بیش از حد نمایند چون نوجوانان از کسانی که مدعی دانستن همه چیز هستند، گریزانند و واکنش نشان می دهند. اصول بیشتر ارتباط با نوجوان در بخش ارتباط والدین با آنها گفته شد.(همان-ص٣٣٨)
سرکشی و عصبانیت و پرخاشگری در نوجوانان:
به طور کلی عصبانیت نوعی مخالفت است. و اگر نوجوانان نیز رفتاری تهاجمی با والدین و معلمان دارند، بدلیل آنست که با عملکرد آنها مخالف اند. (دن فونتل-ص١١٠)
پرخاشگری رفتاری است که به دیگران آسیب میرساند. پرخاشگری در دوره بلوغ جلوه های مشهودتری دارد، چون پرخاشگری انگیزه ای است که بر اثر محیط و یا تغییرات بیوشیمی که در وی بوجود آمده رخ می دهد. شایع ترین نوع پرخاشگری در این دوره ممکن است کلامی یا فیزیکی باشد مثل تخریب اشیاء و صدمه به دیگران.(اکبری-ص١٩٣)
علت این گونه رفتارها چیست؟
اگر بخواهیم از لحاظ خانواده بررسی کنیم چند مورد را می توان نام برد:
• نحوه برخورد والدین با نیازهای کودک
• وجود الگوهای نامناسب مثل والدین دیکتاتور
• تایید رفتار پرخاشگرانه و تشویق آن به بهانه آموزش دفاع از خود به کودک
• تحقیر و ترساندن والدین در کودکی (همان-ص١٩٧)
راه های نشان دادن عصبانیت نوجوان:
• بیان خونسردانه احساس ناراحتی خود با والدین
• عدم بیان احساس ناراحتی
• بیان مخالفت خود به طور غیر مستقیم از طریق لجبازی و بداخلاقی
• بیان مخالفت خود به طور مستقیم از طریق داد و بیداد
با فرزند پرخاشگر چه باید کرد؟ (راههای پیشگیری از سرکشی و عصبانیت)
والدین باید به فرزندان خود کمک کنند تا احساسات و خشم آنها به صورتی مناسب ظاهر شده و از انباشته شدن عصبانیت در آنها جلوگیری شود.
• فرزندتان را تشویق کنید تا احساسات و نظرات خود را برای شما مطرح کند.
• از توجه زیاد به نقاط ضعف او خودداری کنید.
• از انظباط اتفاقی خودداری کنید
اغلب والدین مجازاتها را بعد از ارتکاب عمل تعیین می کنند. عدالت و انصاف برای نوجوان اهمیت زیادی دارد و اگر اینگونه رفتار کنید او احساس می کند که به او ظلم شده و واکنش نشان می دهد.با فرزندتان بگو مگو نکنید. (دن فونتل-ص١١٣)
• تامل و سکوت ،یکی از بهترین راههای کنترل خشونت در خانواده، کنترل رفتار خویشتن در مواقعی است که یکی از اعضای خانواده به تحریک دیگری می پردازد. بهترین شگرد در این حالت سکوت است تا فرد به آرامش برسد. و بعد از مدتی با خونسردی موضوع را مطرح کرده و با خونسردی آنرا حل و فصل می کنید.
• فراهم نمودن زمینه تخلیه فشارهای روانی از طریق ترتیب دادن برنامه های سالم تربیتی و ورزشی و هنری(اکبری-ص٢٠٣)
• یافتن راههای مصالحه و آشتی
• سعی کنید الگوی مناسبی برای فرزندتان باشید.اگر والدین خشم و عصبانیت خود را با روشهایی چون داد و بیداد، کتک زدن و پرتاب وسائل ابراز کنند، فرزندان نیز احساسات خود را با همین روشها نشان می دهند. والدین پیش از آنکه برای از میان بردن رفتار ناشایست فرزندشان بکوشند باید به خود نظر کنند که آیا همان رفتارها در آنها وجود دارد و الگویی برای فرزندشان نشده اند؟
• چه کسی رئیس است؟ کودکان لوس که هرچه اراده کرده اند والدین آنها تامین کرده اند به نوعی خود محوری می رسند و این حس رئس مآبانه در دوران نوجوانی تشدید می شود. نوجوانان پرخاشگر اغلب هنگامی که به خواسته های خود نرسند، رفتارهای پرخاشگرانه، سرکشی و عصبانیت و لجبازی نشان می دهند.
• محیط با ثباتی داشته باشید. نوجوانای که محیط بی ثباتی را تجربه کرده اند (طلاق، جدایی و ازدواج) ممکن است ناراحتی خود را به طور غیر مستقیم نشان دهند. اگر فرزندتان سوالاتی درباره ازدواج یا طلاق دارد با او در این مورد حرف بزنید و کمک کنید تا بتواند احساسات خود را با روشی مناسب ابراز کند.
• از اعمال محدودیت های افراطی خودداری کنید. افرادی که به شدت تحت مراقبت خانواده هستند و امکان انجام آزاده فعالیتهای مورد علاقه خود را ندارند، ممکن است روحیاتی چون خشم و رنجش را در خود تقویت کنند.
• اجازه ندهید رفتار فرزندتان از کنترل خارج شود. به جای آنکه منتظر شوید تا این گونه رفتارها ظاهر شود ، بعد با آنها برخورد کنید ، بهتر است بکوشید از وقوع آن جلوگیری کنید. و یا در مراحل نخست به کنترل آنها مبادرت کنید. (دن فونتل-ص١١٨)
• بذر پیشنهاد بکارید. گاهی نمی توان با نوجوان گفتگو کرد، زیرا او گمان می کند بیشتر از شما می داند. هنگامی که او نمی خواهد با شما صحبت کند و عصبانی می شود و یکی از شما دو نفر فریاد می کشید، بهترین موقع است که چاره ای بیندیشید: بذر پیشنهاد بکارید، کنار بکشید و شاهد رشد دانه باشید. این کار به او کمک می کند که در انتخاب خود سرنخی بدست آورد که مد نظر شماست و هیچ اجباری هم در کار نیست.(جودی فورد-ص١٤١)
اگراین شیوه ها موثر نبود:
در صورتی که پرخاشگری ناشی از عوامل فیزیولوژیکی باشد، ارجاع فرد به پزشک و استفاده از دارو درمانی توصیه می شود.
در صورتی که پرخاشگری به عوامل روانی- محیطی مربوط شود، نیاز به روان درمانی و رفتار درمانی است. لذا توصیه می کنیم به روانپزشک ، روانشناس و یا مشاور مراجعه کنید. (اکبری-ص٢٠٤)
|