|
نوشته شده توسط Administrator
|
|
چهارشنبه ، 28 بهمن 1388 ، 16:11 |
- گستاخی در انتقاد کردن از والدین و دیگران - احساس فاصله زیاد از والدین و آرزوها و رغبتهای خویش - حساسیت نسبت به جو خانه و پایین تر بودن سطح خانواده خویش نسبت به دوستان - عدم تحمل تحقیر والدین در نزد برادران و خواهران و دیگران - عدم وجود موقعیت بحث و گفتگو با والدین درباره مسائل شخصی - ترس و نگرانی از بیان اشتباهات خود در برابر والدین - رنج بردن از عدم درک توسط والدین و احساس طرد شدگی ب) امور تحصیلی: - ناتوانی در تمرکز حواس به هنگام مطالعه و درس خواندن و نداشتن روشهای صحیح مطالعه - اتلاف وقت و بیهوده گذراندن اوقات زندگی - اختلاف نظر با مسئولین مدرسه ج) ازدواج و مسائل جنسی: - ترس و نگرانی ناشی از آثار اولیه بلوغ جنسی - ترس از طرح مشکل جنسی خود با والدین و یا افراد همسن و سال - ترس از ایجاد روابط مناسب با جنس مخالف و ناشی گری در این رابطه و بی تجربگی در امور جنسی و غلتیدن در گرداب انحراف جنسی د) مشکلات رفتاری – عاطفی: - تجربه دوره هایی از افسردگی به صورت سیکلی - احساس ناامیدی و سردی در برقراری روابط اجتماعی- انسانی مناسب - احساس طرد شدگی و انزوا از طرف دیگران و نگرانی از از دست دادن مقبولیت خود نزد آنان - خودملامت گری و عدم اعتماد به نفس لازم - عصبانیت و پرخاشگری در مواقعی که می توان براحتی مشکل را حل نمود. ه) سلامت و اوقات فراغت: - عدم آگاهی از اوقات فراغت و نداشتن برنامه روزانه مشخص - اتلاف وقت به اتفاق دوستان و عدم برنامه ریزی صحیح (شریعتی-ص١۰٥) نوجوانی و بلوغ دوران نوجوانی هم از نظر نوجوانان و هم از نظر والدین ، دورانی دشوارتر از سالهای کودکی قلمداد می شود. نوجوانی دوره ای از رشد که از بلوغ تا بزرگسالی ادامه می یابد .(ماسن، ص٦٨۰ ) قبل از هر چیز ، دوران تغییرات جسمانی، جنسی، روانی و شناختی و نیز تغییر در الزامات اجتماعی است. این ناعادلانه است که درست در زمانی که نوجوان با سرعت بی سابقه بلوغ جسمانی را می گذراند، اجتماع از او می خواهد که مستقل باشد ، روابطش را با همسالان و بزرگسالان تغییر دهد و سازگاری جنسی و آمادگی شغلی داشته باشد. نوجوان علاوه بر کنار آمدن با همه تغییرات رشدی باید بکوشد تا هویتی برای خود کسب کند. بلوغ در دختران نوجوان: قاعدگی نماد بلوغ جنسی است. از آنجا که واکنش یک دختر به قاعدگی ممکن است به امور گسترده ای تعمیم پیدا کند، این مسئله که تجارب اولیه او تا جای ممکن مطلوب باشد اهمیتی حیاتی دارد. بسیاری از نوجوانان امروزه با آرامش بیشتری به بلوغ نگاه می کنند و متاسفانه بسیاری از دختران نیز به این رشد غیر قابل اجتناب نگرش منفی دارند. اگر والدین و دوستان دختر طوری با او رفتار کنند که گویی با دردسری که دچارش شده نیاز به همدردی دارد، دختر هم همین واکنش را نشان می دهد. در صورتی که والدین برخورد معقولانه و درستی داشته باشند، بسیاری از واکنشهای منفی روانی دختران به قاعدگی از بین می رود یا کمتر می شود. والدین می توانند کاری کنند که شروع قاعدگی برای دختران نوجوان خوشایند باشد نه ترس آور، به این ترتیب که: - او را برای شروع قاعدگی آماده کنند . - برای اجتناب از تاثیرات جانبی روانی یا جسمانی شدید به پزشک مراجعه کنند. - طبیعی بودن این پدیده را به او توضیح دهند و به او نشان دهند از اینکه دیگر بزرگ شده احساس غرور و افتخار کند.(همان-٦٤٤ص) بلوغ در پسران نوجوان ( نعوظ ، انزال و احتلام شبانه): نعوظ کنترل نشده و اولین انزال در پسرها ممکن است نگرانی آنها را به دنبال داشته باشد. در این دوران آلت تناسلی مردانه به سادگی و به طور ناگهانی و یا در واکنش به محرکهای مختلف تحریک می شود. نوجوان در فضای زیستی به سر می برد که هر چیزی برای او ممکن است معنای جنسی داشته باشد. هر چند که نوجوان به توانایی خود در نعوظ به عنوان نشانه مردانگی افتخار می کند ولی در عین حال ممکن است از غیر قابل کنترل بودن آن دچار شرمندگی و نگرانی شود. اولین انزال ممکن است در نتیجه خودارضایی یا احتلام شبانه باشد و معمولا در عرض یک سال پس از شروع جهش نموی واقع می شود. (همان-ص٦٤٥) بلوغ زودرس و دیررس: یکی ازمسائلی که ذهن نوجوانان را به خود مشغول می کند این مسئله است. از آنجا که بین پسری که زودرس است و دختر همسن او از لحاظ قد چندان تفاوتی نیست، این پسر می تواند با دختران همسن خود ارتباط داشته باشد، بدون آنکه احساس عدم اعتماد به نفس کند. علاوه بر این پسری که از لحاظ جسمانی قوی تر و بزرگتر است در بسیاری از فعالیتها مخصوصا ورزش توانایی بیشتری دارد. نوجوان زمانی که می بیند از لحاظ جسمانی و جنسی توانایی هایی بدست آورده اطمینان می یابد که تغییرات او در جهت انتظارات جامعه است. با پسران دیررس بر خلاف پسران زودرس به گونه ای رفتار می کنند که گویا آنان بچه هستند. و این گونه رفتار ممکن است باعث ناراحتی و خشم آنان شود، چنین پسری به سختی می تواند در ورزش بر دیگران برتری یابد و در این فکر است که آیا هرگز به بلوغ جسمانی و جنسی خواهد رسید. مطالعات نشان داده که پسران دیررس کمتر متعادلند، مضطرب و پر حرفند، خجالتی ترند و ساده و طبیعی رفتار نمی کنند. و بی قرار و توجه طلب نیز هستند. ( پسران دیررس در میان همسالان خود محبوبیت کمتری دارند . پسران زودرس خوددارتر بوده ، اعتماد به نفس بیشتر و رفتار اجتماعی مناسبتری دارند.) البته این تفاوتها ممکن است به سادگی به دوران بزرگسالی هم کشیده شود. مطالعات نشان میدهد در افراد ٣٣ ساله مورد ارزیابی، به طور متوسط پسران دیررس در ٣٣ سالگی هنوز کنترل کمتری دارند و بیشتر به کمک دیگران احتیاج دارند. نکاتی برای والدین: والدین باید از موقعیت فرزند خود آگاهی داشته باشند تا رفتاری متناسب با سن خود را دارا باشند . می توان برای آنها توضیح داد که بلوغ برای همه وجود دارد. و جای هیچگونه نگرانی نیست، در برخی دیرتر و در برخی زودتر ظهور می یابد. به نوجوانانی که جثه کوچکتری دارند اجازه دهند تا در فعالیتهایی که می توانند، شرکت کنند . در میان دخترانی که بلوغ زودرس دارند، آرامش بیشتری وجود دارد . بلوغ زودرس دختران گاهی به نفع آنها و گاهی به ضرر آنهاست. ممکن است منزوی شوند یا اینکه در تلاش برای جلب توجه جنس مخالف باشند. دختران با بلوغ دیررس بیشتر به تحصیل می پردازند و بیشتر وارد دانشگاه می شوند. به والدین اکیدا توصیه می شود همین که احساس کردند که فرزندشان به قاعدگی نزدیک می شود یا فرزند پسرشان محتلم می شود آنها را راهنمایی نمایند. آنها را به مشاوران مدرسه معرفی نمایند تا مسائل مختلف این سن را با آنها در میان بگذارند.(احمد کاکاوند-ص ٣۸) اثرات منفی عدم آموزش جنسی: مطالعات نشان داده است دخترانی که به طور غافلگیرانه با بلوغ مواجه شده اند و از قبل هیچ گونه اطلاعاتی در این مورد به آنها داده نشده است به انواع مشکلات عاطفی چون احساس گناه شدید، احساس کثیف بودن، وسواسی شدن و حتی خود سوزی و خودکشی دچار شده اند. (بیابانگرد-ص۵۳) انحرافات جنسی: انحرافات جنسی به معنای گسترده به آن دسته از اعمال جنسی اطلاق می شود که متفاوت یا غیر معمول بوده و از روشهای جنسی مورد تصویب قانون و آداب و رسوم اجتماعی پیروی نمی کند.( اکبری-ص١٦۳) بین بلوغ جنسی و بلوغ روانی و اقتصادی اختلاف زمانی چندساله وجود دارد یعنی هنگامی که نوجوان نیاز به تامین جنسی را در وجود خود احساس می کند، هنوز بلوغ روانی کامل را برای مدیریت و سرپرستی خانواده احراز ننموده است. و علاوه برآن به بلوغ اقتصادی دست نیافته تا تامین نیازهای خانواده را بر عهده بگیرد. چگونه می توان این شکاف مذکور را تا زمان مناسب برای اقناع آن پر کرد؟ ١ . برخی از نوجوانان با خویشتنداری و پرهیز از عوامل محرک، ارضای این غریزه را به زمان مناسب موکول می کنند. ٢. گرایش دیگر کامجویی از خود می باشد که نوعی ظلم به نفس محسوب می شود. ۳. همجنس گرایی ، یعنی کشیده شدن نوجوان به سوی همجنس خود. ٤.گرایش نوجوان به جنس مخالف که به هر شکلی غیر از پیمان عقد و ازدواج صورت گیرد، مطابق با فرهنگ جامعه اسلامی ، عمل حرام و ناشایست محسوب می شود. در بین انواع مختلف انحرافات جنسی ، بدلیل شیوع و گستردگی "خودارضایی" در بین نوجوانان، این گونه انحراف را به گونه ای مشروح مورد بحث قرار می دهیم. متاسفانه باید اذعان نمود که نوجوانان بسیاری به شیوه خودارضایی عمل می کنند به گونه ای که این گرایش متوجه بدن و دستگاه تناسلی خود نوجوان می باشد. علل انحرافات جنسی ( بویژه خودارضایی) : • کنجکاوی هدایت نشده: اگر کنجکاوی کودکان به طریق صحیح هدایت شود، پایه های اولیه ساختمان معرفت و دانش را بنا می کند. اندامهای جنسی یکی از داستگاههای بدن است که مورد کنجکاوی قرار می گیرد، بویژه از این جهت که تماس با آن موجب نوعی لذت و ارضای خاطر می گردد، به گونه ای که در برخی موارد والدین او را در حین بازی با آلت تناسلی مشاهده می کنند. بازداشتن کودک از این عمل با ملایمت و برخورد موثر تربیتی ، اولین اقدام قاطع است که باید به عمل آورد. معطوف نمودن او به بازی های پر نشاط و فعال نمودن دست و اندیشه کودک با کارهای دستی و هنری و بالاخره کودک را از نظرها دور نداشتن گامهای دیگری است در این زمینه که باید برداشته شود. چنانچه این عمل دور از چشمان والدین صورت گیرد و یا با اطلاع آنها ولی همراه با بی تفاوتی باشد، زمینه ساز ابتلای نوجوان به خودارضایی در دوران قبل و هنگام بلوغ می شود. • ناآگاهی و بی خبری: بی خبری و غفلت نوجوانان راجع به ماهیت و چگونگی عملکرد جنسی منجر به این می شود که او بر اساس عامل لذت آنی به ادامه این عمل مبادرت ورزد که باعث تباهی جسم و جان او می شود. • انزوا: برخی از روان شناسان خودارضایی را مرض تنهایی نام نهاده اند. • خانواده آسیب زا: در بحث راجع به نقش خانواده در سلامت حیات جنسی، رعایت موازین اخلاقی و تربیتی در روابط والدین، به عنوان عامل زیربنایی مورد توجه است. و در مرحله بعدی کیفیت روابط والدین با فرزندان اهمیت ویژه ای دارد. والدین به لحاظ عشق و علاقه ، اظهار محبت و نوازش، وظایف حساس و تعیین کننده ای دارند. • دوستیهای آلوده و مشکوک: نفوذ پذیری نوجوانان از دوستان و همسالان بیش از سایر گروههاست. در سنین بلوغ نجواها و صحبت های آهسته و در گوشی بین نوجوانان بیشتر می شود که غالبا در مورد مسائل جنسی طرح می شود. همانطور که پیش تر اشاره شد، چنانچه خانواده ها و مربیان ، نوجوان را از جنبه های ضروری مسئله بلوغ مطلع نمایند و اطلاعات را به گونه ای صحیح و مناسب در اختیارشان قرار دهند، دیگر نیازی به سوق یافتن نوجوان به دوستان و همسالان برای کسب این گونه اطلاعات نخواهد بود. • تقلید و بدآموزی: کودکان و نوجوانان استعداد شگفتی برای تقلید و اقتباس از الگوهای رفتاری از خود نشان می دهند. خودارضایی به سهولت می تواند مورد تقلید نوجوانان قرار بگیرد و چنانچه نوجوانان فرصت های زیادی را با هم و به دور از نظارت والدین بگذرانند امکان انتقال این گونه تجربیات منفی به راحتی وجود دارد. • بلوغ نابهنگام ( زودرس): بدیهی است که نوجوانان پسر و دختری که زودتر از موعد مقرر به بلوغ می رسند دچار تحریکات بیشتر و تنش های فراوان تر می گردند و برای ارضای نیاز خویش به نحو مطلوب، فاصله زمانی طولانی تری را باید طی کنند و چون همه آنها در وضعیت اخلاقی و ارادی آنچنانی نیستند امکان ابتلا به خودارضایی بیشتر از سایر نوجوانان خواهد بود. • اضطراب و نگرانی : عوامل محرک فرهنگی، لباس نامناسب، نگاه حرام و احساس کهتری از دیگر عوامل ایجاد و شیوع خود ارضایی است. (همان-ص١٤٩) آثار و نتایج خود ارضایی: افرادی که مبتلا به استمناء ( خودارضایی) می باشند، موارد زیر را به عنوان تأثیر آن در سلامتی خود ذکر کرده اند: ضعیف شدن چشم، لاغر شدن صورت و بدن، ضعف اعصاب، کم خونی ، سست شدن زانو، ضعیف شدن حافظه و ...
روشهای پیشگیری از انحرافات جنسی : • آموزش کافی به والدین با سه هدف ١) ایجاد روابط گرم محکم، ٢) حفاظت امور زناشویی، ۳) گفتگوهای ضروری و ثمر بخش با فرزند. • آموزش جامع به مربیان و ستادهای تربیتی برای مشاوره های کاربردی و روانشناسی نوجوانی. • تکریم شخصیت نوجوان و حفاظت اخلاقی و تربیتی از آنان. • کار مداوم، زندگی سالم.( برنامه ریزی مناسب اوقات فراغت) • تنظیم خواب و تغذیه صحیح . ( محمدرضا شرفی-ص٣۳) شیوه های درمان انحرافات جنسی: • گسترش دایره ارتباطات نوجوان • والایش( تغییر جهت انرژی روانی نوجوان به اهداف مثبت و سازنده) • ترمیم روابط خانوادگی نوجوان ( همان-ص۳٥) ارتباط با جنس مخالف در نوجوانی: قرار عاشقانه با جنس مخالف در بین نوجوانان ایرانی رو به افزایش است، به طوریکه در چند بررسی که با حدود ٨۰۰۰ دانش آموز دبیرستانی و ١٣۰۰ دختر ساکن در خوابگاههای دانشجویی در شهر تهران انجام شده است ، ۳۰ تا ٧۰ درصد اظهار کرده اند با جنس مخالف ارتیاط صمیمانه داشتند. این در حال است که به دلیل پذیرفته نشدن دوستی با جنس مخالف در ایران که دارای فرهنگ ریشه دار دینی است، به نوجوانان ایرانی آموزش های لازم و مفیدی داده نمی شود بلکه والدین و مسئولان بدون داشتن درجه بندی مشخص از نوع ارتباط، افراد درگیر دوستی با جنس مخالف را مورد آزارهای گوناگون روانی و جسمی قرار می دهند و باعث می شوند که این دوستی ها به کشیده شدن در خلوت و تماسهای پنهانی منجر شود و در نتیجه نوجوانان و جوانان و بیش از همه دختران را گرفتار آسیب های و اخلاقی می سازد. ( گلزاری-ص١۰٥) آموزش جنسی به نوجوانان در غرب: نوجوان امروزی مانند همسالان خود در همه زمان ها ، دارای کشش جنسی هستند، با این تفاوت که زیاد و از نوجوانان گذشته بیشتر در معرض انواع تحریک های جنسی هستند و با ترویج دیدگاه های طرفداری از فردیت و آزادی ، بیشتر به دوستی با جنس مخالف و حتی برقراری روابط پیشرفته ترغیب می شوند، در کنار این افزایش و پیشرفت رابطه ها، چون بیشتر نوجوانان اطلاعات کم یا نادرستی نسبت به موضوعات جنسی دریافت می کنند، دیری نمی گذرد که گرفتار آسیب های گوناگون می شوند. از این رو برای آموزش های جنسی نوجوانان به برنامه های مثبت و راهگشایی نیاز است تا بتوان آموزه های نیمه درست و نادرست را خنثی کرد و نوجوانان را یاری رساند. نوجوانی که خودش را محدود به معاشرت با یک نفر از جنس مخالف می کند در واقع خود را از تجارب رشدی بسیاری محروم می کند. اول اینکه، نوجوان ممکن است از مزایای دوستی با همجنس خود بدلیل رابطه انحصاری با فردی از جنس مخالف محروم شود. آنچه مسلم است تاثیر رابطه با همسالان در نوجوانی ممکن است در زندگی بزرگسالی و حتی بعد از ازدواج باقی می ماند و اهمیت بسیاری دارد. ( در قسمت دوستی با همسالان بیشتر توضیح می دهیم) دوم اینکه ، وقتی که نوجوان رابطه ای با ثبات با کسی برقرار می کند چون از لحاظ عاطفی و اجتماعی هنوز به رشد کافی نرسیده است، طبعاً رابطه اش هم رابطه ای نابالغ خواهد بود؛ علاوه براین رشد آتی آنان در جهت مبدل شدن به فردی متکی به خود و بالغ به مخاطره می افتد. سرانجام اینکه ، اینگونه روابط سبب می شود که نوجوان از فرصتهای با ارزش برای شناختن و لذت بردن از مصاحبت با همسالان محروم شود.( ماسن، ص٦٧۵) در سالهای قبل که آموزش جنسی متمرکز بر شناخت دستگاه های تولید مثل ، راههای جلوگیری از بارداری و جلوگیری از ابتلا به بیماریهای مقاربتی به ویژه ایدز بود، بر استفاده از وسایل ضد بارداری ، بدون منع ارتباط جنسی تاکید می شد. بررسی های بعدی نشان داد که این نوع آموزشها همچون تیغ دوسری است که بدلیل اطمینان بخشی های زیاد و پیامدهای دوگانه و متضادی که دارند به افزایش رابطه های جنسی منجر می شوند. در ضمن معلوم شد پدران و مادران به دلیل ناآگاهی و راحت نبودن با فرزندشان نمی توانند آموزش دهندگان مناسبی باشند و سرانجام ثابت شد مدرسه ها بیشتر از همه مسئول اند و مشاوران یا معلمان کار آزموده باید آموزشهای جنسی را به صورت منظم ، علمی، روشن و کاربردی به نوجوانان ارائه دهند. محتوای آموزش به جای نشان دادن راه های جلوگیری از بارداری و بیماریهای مقاربتی، به یاد دادن و تمرین مهارت های ابراز وجود، حل مسئله، تصمیم گیری، ارتباط بین فردی و مسئولیت شخصی تغییر کرده است تا نوجوانان را برای داشتن ارزشهای مثبت، مقابله با فشار گروه های همسال و توانایی " نه گفتن " تربیت کنند.( همان-ص١١۰) برای ترویج و توسعه رشد جنسی نوجوانان نکات زیر پیشنهاد می شود: • نوجوانان می بایست درباره غریزه جنسی به طور کلی و مسائل جنسی خودشان به صورت اختصاصی مطالبی را بیاموزند. به یاد داشته باشیم که آگاهی های جنسی، فعالیتهای جنسی را افزایش نمی دهد. • مطالب جنسی مورد نیاز نوجوانان به ویژه آنچه مربوط به ارتباط با جنس مخالف است، به عنوان جنبه های مثبت و سالم زندگی باید به طور هماهنگ در کتابهای درسی نوجوانان ، برنامه آموزش والدین و برنامه های ضمن خدمت معلمان گنجانده شود. • آموزش ها باید به دور از گزارش های تعصب آمیز نژادی ، جنسی و فرهنگی باشد. • تجارب یادگیری باید بر هر سه جنبه شناختی، عاطفی و رفتاری نوجوانان معطوف باشد. • آموزش دهندگان باید بتوانند با برخورداری از اطلاعات کافی، ارتباط مطلوبی با نوجوانان برقرار سازند. ارتباط با جنس مخالف در نوجوانان و جوانان ایرانی: گرچه دوستی و ارتباط با جنس مخالف قبل از ازدواج در ایران نیز سابقه ای طولانی دارد، اما افزایش نوجوانانی که چنین ارتباطی را برقرار می کنند، پایین آمدن سن برقراری اولین ارتباط و برخورد آشکار نوجوانان با این موضوع ، به عنوان هنجارهای اجتماعی ، در سالهای اخیر هم تحلیل گران اجتماعی را دچار شگفتی کرده و هم پدران و مادران ، معلمان و متولیان امور دینی و سیاسی را در نگرانی فرو برده است. اما با این همه نگرانی و حیرت، تعداد بررسی ها و پژوهش های علمی در این زمینه اندک است. دکتر محمود گلزاری به عنوان روانشناس و کارشناس علوم تربیتی ، به مدت ۲۰ سال بررسی های متعددی را در این زمینه انجام داده اند که از این بررسی ها برمی آید ۳۰ تا ٧۰ درصد دختران دبیرستانی و ۲۰ تا۵۰ درصد دختران دانشجوی ساکن خوابگاههای دولتی مستقر در تهران تجربه دوستی و ارتباط با جنس مخالف را داشتند. بر اساس همین یافته ها ۵۰ درصد دختران دبیرستانی گفته اند که اولین قرار عاشقانه با جنس مخالف را در سن ١٤ سالگی یا پایین تر گذاشته اند. بیشتر دانش آموزان و دانشجویان دختر مورد مطالعه مانند همتایان خود در غرب ، از الگوی " تک همسری زنجیره ای" پیروی می کنند.( بدین معنی که گرچه در طول زمان با افراد مختلفی دوستی برقرار می کنند اما در یک زمان ، تنها با یک نفر قرار عاشقانه می گذارند و دوست می شوند.) در مورد هدف های ارتباط با جنس مخالف در دانش آموزان دختر: دوستی ساده وپاک ( ٤۰%) ، ازدواج ( ۳۵ % ) ، کنجکاوی ( ۲۰ % )، تفریح و سرگرمی ( ١۲ % ) و استفاده علمی ( ٨ % ) ذکر شده است. می بینیم که هم شعار نوجوانان و جوانانی که با جنس مخالف ارتباط دارند بسیار زیاد است و هم انگیزه ها و هدف های آنان بویژه در میان اکثریت دختران ، پاک و اخلاقی است. اما چون از لحاظ احکام اسلامی و از نظر فرهنگی این موضوع ناپسند و غیر عادی به شمار می رود، پدران و مادران، فرزندان خود را از دوستی با جنس مخالف منع می کنند و در صورت آگاه شدن به قرارهای عاشقانه فرزندشان به سرزنش و توبیخ می پردازند و گاه مجازاتهای سنتی را به اجرا می گذارند و مسئولان فرهنگی و آموزشی که خود را پاسدار ارزش ها و قوانین اسلامی می دانند، در این مورد برنامه آموزشی منظم و جامعی ندارند و بدتر از همه آنکه هر از گاهی بزرگترها و ماموران دولتی با برخوردهای تند و قهرآمیز و با برچسب زدن به همه ارتباط ها به عنوان " انحراف جنسی" روحیه جامعه ستیزی نسل جوان را تشدید می کنند و باعث می شود آنها با بی خبری و جهل ، همراه با اضطراب و احساس ناامنی به گوشه خلوت پناه ببرند و دچار پیامدهای منفی این رابطه شوند. نگرانی های عمده دختران مورد مطالعه به ترتیب: ایجاد مشکل برای ازدواج، ترس از رسوایی و آبروریزی ، آگاه شدن پدر و مادر و بی وفایی طرف مقابل، ذکر شده است و همچنین گفته اند به دلیل دوستی با جنس مخالف دچار این مشکلات شده اند : ترس از آینده، اضطراب، ترس از آشکار شدن رابطه، احساس گناه ، افت درسی و درگیری خانوادگی. با وجود این همه مشکلات و نگرانی ها حدود ٤۰ درصد اظهار داشته اند که از داشتن ارتباط با جنس مخالف در حد " زیاد و خیلی زیاد" راضی هستند و حاضر به قطع آن نیستند. این واقعیت ها می رساند که متفکران دینی و صاحبنظران اجتماعی و تربیتی باید با جدیت فراوان راههایی برای برون رفت این آسیب ها ، متناسب با فرهنگ ایرانی – اسلامی جامعه بیابند و گمان نکنند با پاک کردن صورت مسئله مشکلات رفع خواهد شد. شرایط آموزش جنسی موثر: آموزش در زمینه بهداشت رفتار جنسی و از جمله ارتباط سالم با جنس مخالف آنگاه اثر بخشی لازم را دارد که: • به طور مرتب و مستمر ارائه شود. • مبتنی بر اصول علمی و برگرفته از پژوهش های دقیق دانشگاهی باشد. • علاوه بر نوجوانان و جوانان به عنوان گروه های اصلی، دیگر افراد موثر مانند والدین ، معلمان و مربیان و مشاوران، نویسندگان و نیز افرادی که برای نسل جوان الگو هستند را متناسب با سهم آنها از نظر اهمیت و تاثیر در بر گیرد. • بر مشارکت فعالانه مخاطبان، نه ارائه انفعالی مطالب متکی باشد. • از روش های اطلاع رسانی مختلف و متناسب با فرهنگ ایرانی استفاده شود. آموزش و مشاوره با والدین: گرچه بعضی از پژوهش ها نشان داده اند که والدین بدلیل کمبود اطلاعات، احساس شرم زیاد، نگرانی از بدآموزی، نداشتن مقبولیت نزد فرزندان خود و کم سخن گفتن، آموزش دهندگان مناسبی در زمینه مسائل جنسی نیستند با این حال، نویسندگان دیگری بر نقش والدین و البته بعد از شرکت در دوره ها و کارگاه های آموزشی تاکید کرده اند. در ایران بدلیل حساسیت و نگرانی زیاد والدین در مورد رفتار جنسی فرزندانشان و غیر اخلاقی و نامشروع دانستن هر نوع ارتباط با جنس مخالف ، اغلب نوجوانان و جوانان به خود اجازه نمی دهند نزد بزرگترهای خانواده از کشش و علاقه خود سخنی به میان آورند تا په برسد به آشکار کردن تماس و ارتباط خود با او. در نتیجه همان گونه که اشاره شد کسانی که درگیر ارتباط با جنس مخالف می شوند، یعنی حدود نیمی از نوجوانان و جوانان بزرگتر از ١۵ سال، نیرو تلاش خود را صرف مخفی نگه داشتن روابط خود می کنند و در نتیجه دچار مشکلات زیر می شوند: - ناراحتی های روانی و عصبی ( اضطراب، افسردگی ، ناامیدی، پرخاشگری و ...) - ضعیف شدن روحیه مذهبی و کاهش اعمال عبادی - افت درسی و کم شدن علاقه و آرزو های تحصیلی - گرایش به رفتارهای ضد اجتماعی ( سوء مصرف مواد و فرار و...) - فرو رفتن در روابط بی بند و بارانه جنسی سرزنش مداوم، توبیخ، محروم کردن فرزند از فعالیتهای اجتماعی و حتی ادامه تحصیل، اعمال تنبیهات بدنی از دیگر آسیبهایی منتج از این روابط است. باید در جلسات منظم گروهی و فردی ، به والدین مطالب علمی با زبان ساده و شیوا و با شواهدی از احکام و اخلاق اسلامی در زمینه ویژگی نوجوانی، طبیعی بودن کشش به جنس مخالف ، شیوه فرزند پروری درست، آگاهی از عوامل خطر در انحرافات جنسی ، دوری از شتاب زدگی در صورت اطلاع یافتن از روابط فرزند خود با جنس مخالف، اجتناب و سرزنش مستمر و تنبیه بدنی ، جلب اعتماد و صمیمیت با فرزند و مشورت کردن با روان شناس آگاه به موضوع، آموزش داده شود.( گلزاری-ص١١٨) بقیه مطالب در مقالات بعدی مطرح خواهد شد. تهیه کننده ف. رمضانی ز. شاه محمد ب. میرمهدوی
|