بی اشتهایی عصبی مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 
نوشته شده توسط Administrator   
دوشنبه ، 3 اسفند 1388 ، 16:29
بی اشتهایی عصبی برحسب خودداری از حفظ کمترین وزن بهنجار بدن مشخص می شود.بی اشتهايي عصبي عبارت است از يك اختلال رواني كه طي آن بيمار علي رغم گرسنگي ، از خوردن غذا به حد كافي امتناع مي كند و به قدري وزن كم مي كند كه لاغر و نحيف مي شود. اين بيماري معمولاً به دنبال رژيم گرفتن عادي براي كاهش وزن آغاز مي شود. فرد بيمار بسيار كم غذا مي خورد و از توقف رژيم لاغري پس از وزن كم كردن خودداري مي كند. دريافت ذهني و تصور فرد از بدن خود دچار اشكال مي شود به طوري كه علي رغم لاغري زياد، هنوز فكر مي كند كه چاق است.

ویژگیهای تشخیصی
 ویزگیهای اصلی بی اشتهایی عصبی خودداری ازحفظ کمترین وزن بهنجاریابالاترازان متناسب با سن وقد.

كاهش وزن به ميزان حداقل 15% وزن بدن بدون اينكه بيماري جسماني وجود داشت باشدانرژي فردي ، علي رغم تحليل رفتن بدن ، در حد خوب است .ترس زياد از چاقي حتی وقتی بيش ازاندازه لاغراست. افسردگی و بي اشتهايی و يبوست, عدم تحمل به سرما وامتناع از حفظ حداقل استاندارد برحسب سن و قد واشكال در برداشت ذهني از شكل بدن بيمار علي رغم لاغري زياد هنوز فكر مي كند كه چاق است .وتوقف قاعدگي است.
انواع فرعی
برای نشان دادن وجود یا عدم وجود خوردن با ولع یا تخلیه ی مستمر در جریان دوره ی جاری بی اشتهائی عصبی می توان انواع فرعی زیر را به کار گرفت:
نوع محدود کننده:این نوع فرعی نمودهائی توصیف می کند که در انها از دست دادن وزن به طور عمده از طریق رزیم غذایی و روزه گرفتن یا ورزش مفرط صورت می گیرد.در جریان دوره ی جاری این افراد به طور منظم اقدام به خوردن با وتع یا تخلیه نمی کنند.
نوع خوردن با ولع/تخلیه ای:این نوع فرعی زمانی استفاده می شود که فرد به طور مرتب در جریان دوره ی جاری اقدام به خوردن با ولع یا تخلیه می کند.بیشتر مبتلایان به بی اشتهائی عصبی که با ولع غذا می خورند از طریق استفراغ عمدی یا مصرف نا بجای ملین ها و مدرها یا تنقیه نیز اقدام به تخلیه می کنند.برخی از افرادی که در این نوع فرعی قرار می گیرند با ولع غذا نمی خورندبلکه به طوره مرتب پس از مصرف مقدار اندکی غذا اقدام به تخلیه می کنند.به نظر می رسد بیشتر مبتلایان به نوع خوردن با ولع/ تخلیه ای دست کم به طور هفتگی این رفتارها ره انجام می دهند اما برای توجیه مشخصات نوعی که کمترین فراوانی را دارد اطلاعات کافی در دست نیست.  
علت شناسی
 عوامل زیست شناختی و روانشناختی ومحیطی در علت شناسی بی اشتهائی عصبی دخیل شناخته شده اند.  
1.عوامل زیست شناختی
جنین فرض شده است که مواد افیونی درون زا در انکار گرسنگی در بیماران سهیم است.برخی نیز اختلال کارکرد محور هیپوتالامیک-هیپوفیز را مطرح کرده اند.سایر عوامل هورمونی که ممکن است درگیر باشند مشتمل اند بر هورمون ازاد کننده ی کورتیکوتروپین-توروپپتیدy و هورمون ازاد کننده ی گونادتروپین.
2.عوامل اجتماعی
از نظر محیطی بیماران مبتلا به این بیماری تاکید جامعه بر لاغری و ورزش را وسیله حما یت از اعمال مربوط به بیماری خود قرار می دهند 
3.عوامل روان شناختی و روان پویشی
بی اشتهائی عصبی به نظر می رسد واکنشی در مقابل خواست های نوجوان برای استقلال بیشتر و افزایش عملکرد اجتمائی و جنسی است.ممکن است بیمار احساس کند جسم او به تسخیر مادری مزاحم و فاقد هم حسی در امده است.غالبا یک فرایند همانند سازی یا فرافکنی در تعامل بین بیمار و خانواده ی او در کار است.
پيشگيری
با مشكلات شخصي يه طور منطقي برخورد كنيد. سعي كنيد با كمك مشاوران ، درمانگران ، خانواده و دوستان ، 
مشكلات را برطرف كنيد يا با آنها كنار بياييد.
ویژ گیها و اختلالهای همراه
ویژگیهای توصیفی و اختلالهای مربوط:وقتی لاغری به طور جدی مطرح است در بسیاری از مبتلایان به بی اشتهایی عصبی نشانه های افسردگی مانند خلق افسرده و بیخوهبی و همچنین کاهش علاقه به فعالیت جنسی می شوند.این قبیل افراد ممکن است نشانه هایی داشته باشند که با ملاکهای تشخیصی اختلال افسردگی عمده مطابقت دارد.چون این ویزگیها در افراد در افراد فاقد بی اشتهایی عصبی که در حال گرسنگی کشیدن هستند نیز مشاهده می شوند از این رو بسیاری از ویزگیهای افسرردگی ممکن است ثانوی بر پیامد فیزیولوژیایی نیمه گرسنگی کشیدن باشند.بنابر این نشانه های اختلال خلقی باید پس از جبران نسبی یا کامل وزن دوباره ارزیابی شوند.در مقایسه با مبتلایان به بی اشتهایی عصبی نوع محدود کننده مبتلایان به نوع خوردن با ولع/تخلیه ای بیشتر احتمال دارد که سایر مشکلات مربوط به کنترل تکانه وسوء مصرف الکل یا سایر داروها را داشته باشند نا استواری خلقی بیشتری نشان دهند و از نظر جنسی فعال باشند و سابقه ی اقدام فراوان به خودکشی ومشکلات شخصیتی داشته باشند که با ملاکهای اختلال 
شخصیت مرزی مطابقت دارد.
یافته های معاینه بدنی و بیماریهای جسمانی همراه
بسیاری از علایم و نشانه های جسمی بی اشتهایی عصبی قابل انتساب به گرسنگی کشیدن هستند.علاوه بر فقدان قاعدگیري ،ممکن است شکایتهایی از یبوست ،دردشکمی،عدم تحمل سرما،خواب آلودگی،وانرژی بیش از اندازه وجود داشته باشند.آشکار ترین یافته در معاینه بدنی،لاغری مرضی است.همچنین ممکن است فشار خون خیلی پائین ،وخشکی پوست وجود داشته باشند.روی بدن برخی از این افراد کرک یا موی نرم ظاهر می شود.بیشتر مبتلایان به بی اشتهایی عصبی دچار کند کاری قلبی می شوند.در پاره ایی از آنها خیزهای پیرامونی،به ویز در جریان ترمیم وزن یا در حین قطع سوء مصرف ملین ها و مدرها ظاهر می شوند.به ندرت روی دستها و پاها لکه های خوهن مردگی دیده می شوند،که ممکن است نشان دهنده بیماری پذیری ارثی برایس خونریزی باشد.در برخی از افراد ،پوست بع دلیل افزایش کاروتن زردرنگ می شود.هیپرتروفی غدد بزاقی،به ویژه غدد بنا گوشی ممکن است وجود داشته باشد.افرادی که استفراغ می کنند ممکن است مینای دندانهایشان ساییده شده باشد و برخی ممکن است روی پشت دستشان آثار زخم یا پینه ناشی از تماس با دندانها در زمان استفاده از دست برای استفراغ کردن داشته باشند
دوره یا سیر
بی اشتهائی عصبی به طور معمول در اواسط تا اواخر نوجوانی اغاز می شود.این اختلال به ندرت در زنان بالای 40 سال دیده می شود.شروع این بیماری اغلب با یک رویداد تنش زا رابطه دارد.سیر وفرجام بی اشتهائی عصبی بسیار متغیر است.برخی از مبتلایان به بی اشتهائی عصبی به طور کامل پس از یک دوره ی منفرد بهبود میابند و عده ای نیز یک الگوی نوسانی مربوط به افزایش وزن و سپس برگشت را نشان می دهند و سایرین سیر مزمن تباه کننده ی این بیماری را طی سالها تجربه می کنند.در میان افراد بستری شده در بیمارستانهای دانشگاهی مرگ و میر دراز مدت ناشی از بی اشتهائی عصبی بیش از 10 درصد است .شایع ترین علل مرگ عبارت اند از گرسنگی کشیدن و خود کشی یا عدم تعادل الکترولیتی.
شیوع
شیوع کلی این اختلال در میان زنان تقریبا 5/0 در صد است.افرادی که زیر استانه ی این اختلال هستند (یعنی مبتلا به اختلال خوردن که به گونه ای دیگر مشخص نشده است)معمولا زیاد دیده می شوند.شیوع بی اشتهائی عصبی در مردان تقریبا یک دهم زنان است.بروز بی اشتهائی عصبی ظاهرا در دهه های اخیر افزایش داشته است.
عواقب مورد انتظار
در صورتي كه بيمار خود به وجود اختلال عاطفي واقف شود، كمك بخواهد، و همكاري خوبي در طي درمان داشته باشد، اين وضعيت قابل درمان است .بدون درمان ، اين وضعيت مي تواند باعث ناتواني دايم يا حتي مرگ شود. بيماران دچار بي اشتهايي عصبي زياد دست به خودكشي مي زنند زيرا عزت نفس شان پايين است .درمان ممكن است چندين سال ادامه يابد. عود بيماري شايع است ، به خصوصي زماني كه فرد تحت استرس قرار بگيرد
عوارض احتمالي
بي اشتهايي عصبي مزمن ، ناشي از مقاومت بيمار در برابر درمان اختلالات الكتروليتي يا نامنظمي ضربان قلب ، كه ممكن است زندگي فرد را به مخاطره افكند.پوكي استخوان خودكشي درماناصول كلي هدف درمان اين است كه بيمار مجدداً الگوي مناسب غذاخوردن را سرلوحه قرار دهد تا وزن وي به حالت طبيعي باز گردد. بيمار مي تواند با تمرينات مخصوص براي تغيير رفتار زيرنظر متخصص ، به اين مهم دست يابد. داروها انواع داروهاي مورد استفاده در روانپزشكي مقداري موثر هستند، اما هيچ داروي مشخصي وجود ندارد كه تأثير آن بر اين بيماري قطعي باشد فعاليت هيچ محدويتي بر آن وجود ندارد، اما توصيه مي شود كه از فعاليت بدني زياد يا ورزشي وسواس گونه براي كم كردن وزن خودداري شود.

رژیم غذایی
جهت درمان يك رژيم غذايي درماني براي بيمار تنظيم خواهد شد .امكان دارد مكمل هاي ويتاميني يا مواد معدني تجويز شوند. در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد اگر علايم تهديدكننده زندگي پديدار شوند، از جمله تند ونامنظم شدن ضربان قلب ، درد قفسه صدري ، يا از دست دادن هوشياري . سريعاً تماس گرفته شود. اين يك موقعيت اورژانس است !اگر شما داراي علايم بي اشتهايي عصبي هستيد يا اين علايم را در يكي از اعضاي خانواده مشاهده كرده ايد. اگر علي رغم درمان ، كاهش وزن ادامه پيدا كند.
درمان  
با توجه به نقش عوامل پیچیده طبی و روانشناختی در بی اشتهاعی عصبی یک طرح درمانی جامع شامل بستری کردن در بیمارستان در صورت نیاز و رواندرمانی فردی و خانوادگی توصیه می شود.روش های رفتاری وبین فردی و شناختی ودر بعضی موارد دارو باید در مد نظر قرار گیرد
1.بستری کردن در بیمارستان
بیمارانی که وزن انها نسبت به قدشان 20 درصد پایینتر از حد مورد انتظار است در برنامه هایی شامل بستری شدن منظور می گردند وانهایی که 30 درصد پایینتر است نیازمند بستری شدن در بخشروانپزشکی حداقل به مدت دو تا شش ماه می باشند در روانپزشکی ترکیبی از روشهای اداره کردن رفتاری ورواندرمانی فردی واموزش ودرمان خانواده و در مواردی داروهای روان گرا استفاده می کنند
2.روان درمانی
به بیماران یاد داده می شود که مصرف غذا واحساس ها وهیجانات ورفتارهای پر خوری وپاکسازی ومسایل خود را در روابط بین فردی کنترل نمایند.
3.خانواده درمانی
تحلیل خانوادگی باید در مورد تمام بیماران مبتلا به بی اشتهاعی عصبی که با خانواده زندگی می کنند به عنوان اساس قضاوت بالینی برای انتخاب نوع خانواده درمانی یا مشاوره قابل توصیه صورت بگیرد.
دارو درمانی
مطالعات دارو شناسی هنوز موفق به شناسائی داروئی که به بهبود قطعی در علادم هسته ای بی اشتهائی عصبی شود موفق نشده اند.بعضی از گزارشها استفاده از سیپروهثیادین وداروئی با خواص انتی هیستامین را در نوع محدود کننده بی اشتهائی عصبی تاکید کرده اند.داروهای دیگری همچون کلومیپرامین و امی تریپ بیتلین وپیموزاید و همچنین کلر پرومازین نیز در درمان این بیماری موثر است.

 تشخیص افتراقی
سایرعوامل احتماتی کاهش وزن شدید باید در تشخیص بی اشتهایی درنظرگرفته شوند به ویزه وقتی ویزگیهای موجود ناجور هستند.دربیماریهای جسمانی از دست دادن شدید وزن ممکن است روی دهد اما مبتلایان به این اختلالها معمولا تصویر بدنی تحریف شده وتمایت به از دست دادن بیشتر وزن ندارند.برخی از ویپگیهای بی اشتهایی عصبی در عین حال بخشی از مجموعه ملاکهای تشخیصی هراس اجتمایی واختلال وسواس فکری-عملی واختلال بد شکلی بدن هستند.به ویزه افراد ممکن است از مشاهده شدن در حین غذا خوردن در جمع شرمگین یا دستپاچه شوند به گونه ای که در هرهس هجتماعی دیده می شود احتمال دارد وسواسهای فکری و عملی مرتبط با غذا نشان دهند به گونه ای که در وسواس فکری-عملی وجود دارد یا ممکن است با یک نقص خیالی در ظاهر بدنی اشتغال فکر داشته باشند به گونه ای که دراختلال بد شکلی بدن دیده می شود.اگر فرد مبتلا به بی اشتهایی عصبی ترسهای هجتماعی دارد که فقط به رفتار غذا خوردن محدود می شوند تشخیص هراس اجتماعی نباید گذاشته شود.اما ترسهای اجتماعی بی ارتباط با رفتار غذا خوردن ممکن است موید تشخیص اضافی هراس اجتماعی باشند.به همین ترتیب تشخیص اضافی اختلال وسواس فکری-عملی باید تنها در صورتی مطرح شود که فرد وسواسهای فکری-عملی بی ارتباط با غذا را نشان دهد وتشخیص اضافی اختلال بد شکلی بدن باید تنها در صورتی مطرح شود که تحریف ربطی به شکل واندازه ی بدن نداشته باشد مانند اشتغال ذهنی فرد با این موضوع که بینی اش بسیار بزرگ است.
منبع:کتاب DSM-IV


 
Valid XHTML & CSS | Translated By