|
نوشته شده توسط Administrator
|
|
دوشنبه ، 3 اسفند 1388 ، 13:30 |
مقدمه : اوتيسم يك ناتواني رشدي است كه از طريق ويژگيهاي رفتاري مشخص ميگردد. در اكثر اوقات تشخيص بر اساس معيارهاي رفتاري است كه در DSM-IV آورده شده است. اين معيار شامل آسيب كيفي در تعاملات اجتماعي متقابل، آسيب كيفي در ارتباطات كلامي و غيركلامي و فعاليتهاي ابتكاري و علايق محدود ميباشد. ( درويش قديمي – 1383 ). افراد مبتلا به اختلال اوتيستيك، معمولاً در نوباوگي، قبل از سه سالگي، درچند زمينه كه ديگران ميتوانند به آنها پيببرند، خصوصيات عجيب و غريبي نشان ميدهند. گر چه اختلال اويستيك درتقريباً %20 از موارد، درسال اوّل يا حتّي سال دوّم زندگي مشهود نيست، امّا وضعيّت شايعتر، نابههنجاري محسوس از ماههاي اوّل نوباوگي را شامل ميشود، به طوري كه والدين اين نوباوگان متوجّه ميشوند كه فرزندشان به گونهاي متفاوت به نظر ميرسد. ( هالجين – 2003 ).
1 . نشانهها : - تظاهرات باليني در بيماري اوتيسم دوران كودكي : ناتواني در برقراي ارتباط و طفره رفتن از نگاه كردن : كودكان مبتلا به اوتيسم، به رفتارهاي عاطفي والدين خود مثل لبخند زدن يا در آغوش گرفتن پاسخ نميدهند و نسبت به والدين خود در مقابل غريبهها حساستر نيستند. اغلب، تفاوت واضحي بين رفتارهاي آنها با مردم و اجسام بيجان وجود دارد. كودكان دچار اوتيسم چشمي اجتناب ميكنند. ( گلدر - 1999 ). اختلال در صحبت كردن و كلام : ممكن است صحبت كردن به صورت طبيعي پيشرفت كند و بعد كاهش يابد يا دير پيشرفت كند. همچنين امكان دارد نقايص زباني خاصّي وجود داشته باشد. گهگاه صحبت كردن هيچگاه تكامل نمييابد. ( همان منبع ). زباني كه افراد اوتيستيك بهكار ميبرند و سبك گفتار آنها بسيار عجيب است، زيرا صوت، زير و بمي، سرعت و ريتم گفتارآنها غيرعادّي است. دستور زبان آنها از نوعي است كه از كودك بسيار كوچكتر انتظار ميرود و امكان دارد كلمات و عبارتها را تكرار كنند. آنها ضماير مثل من و تو را قاطي ميكنند، مثلاً ميگويند : « تو گرسنهام ». گفتار آنها با پژواك گويي مشخص ميشود، بدين معني كه كلمات يا عبارتهايي را كه ميشنوند تكرار ميكنند. ( هالجين - 2003 ). مقاوم بودن نسبت به تغيير : كودكان دچار اوتيسم با ايجاد تغييرات در زندگي روزمرّهي خود دچار پريشاني ميشوند. آنها همان غذاي قبلي را ترجيح ميدهند. اصرار دارند كه همان لباسهاي قبلي را بپوشند يا در بازيهاي تكراري شركت كنند.( گلدر-1999 ). آنها از تشريفات و كارهاي روزمرّهي انعطاف ناپذير پيروي ميكنند، براي مثال هنگام باز كردن قوطي نوشابه، پسر مبتلا به اختلال اوتيستيك ممكن است اصرار داشته باشد كه در بازكن در جهت خاصي باشد و در غير اين صورت از نوشيدن سودا خودداري ميكند. (هالجين-2003). رفتار عجيب و ايجاد ادا و اطوار : رفتارهايي مثل حركات پي در پي بدن يا حركات كليشهاي مانند تكان دادن دستها، پيچ و تاب خوردن، پرجنب و جوش بودن، جلو و عقب رفتن و كوبيدن سر ميباشد. ( درويش قديمي-1383 ). تشنّج : حدود يكچهارم كودكان دچار اوتيسم معمولاً در حوالي دوران نوجواني دچار تشنّج ميشوند. ( گلدر-1999 ). تظاهرات ديگر : كودكان دچار اوتيسم ممكن است از نظر احساسي، عدم ثبات داشته باشند و بهطور ناگهاني و بدون دليل آشكاري، عصباني يا ترسو شوند. آنها ممكن است بيش فعال و آشفته باشند، ممكن است بدبخوابند و ممكن است خودشان را خيس يا كثيف بكنند. ( همان منبع ) . 2 . تشخيص افتراقي : اوتيسم دوران كودكي را بايد از بسياري از اختلالات ديگر افتراق داد، مانند : • كري : كه بايد توسط آزمونهاي شنوايي مناسب ردشده باشد. • اختلال خاص نمو كلامي : كه در آن كودك به طور طبيعي به ديگران پاسخ ميدهد. • عقب ماندگي ذهني:كهدرآن عقب ماندگي عمومي هوش بانقص كلامي نسبتاً كمتروپاسخ طبيعيتر بهديگرافرادوجوددارد.(گلدر-1999). 3 . شيوع : اوتيسم حدوداً در 40 - 30 نفر از هر 000/100 نفر كودك ديده ميشود و در پسران 4 برابر دختران وجود دارد. ( گلدر - 1999 ). 4 . سير بيماري : با بزرگ شدنكودكان مبتلا به اوتيسم حدود نيمي ازآنها به طرز خوبي صحبت ميكنند، اگرچه نقايص جدّي معمولاً باقي ميمانند. آنهايي كه بهبود مييابند، ممكن است كماكان سردي احساسي و رفتاري عجيب را از خود نشان بدهند. بين 10 تا 20 درصد كودكاني كه دچار اوتيسم دوران كودكي هستند، ميتوانند به مدرسهي عادي بروند و بعدها حرفهاي را در پيش بگيرند. 10 تا 20 درصد نميتوانند كاركنند، اما ميتوانند در خانه زندگي كنند و در مراكز آموزشي حضور به هم برسانند. افراد باقي مانده نميتوانند زندگي بدون وابستگي داشته باشند. (گلدر-1999). ويژگيهاي غيرعادي اختلال اوتيستيك زماني بارور ميشود كه نوباوه به نوپايي و كودكي رسيده باشد. اين اختلال درطول زندگي فرد ادامه مييابد و نشانهها و شدت آن به چند صورت تغيير ميكند. عقب ماندگي ذهني شايع است و سه چهارم از كساني را كه به اختلال اوتيستيك مبتلا هستند تحت تأثير قرار ميدهد. ( هالجين-2003 ). در نوع غيرعادي اين اختلال كه نشانگان دانشمند اوتيستيك ناميده ميشود، فرد علاوه بر محدوديتهاي شديد، مهارتي فوقالعاده، مانند توانايي انجام دادن عمليات عددي پيچيده را دارد. ( همان منبع ) 5 . علّت شناسي : - ديدگاه زيستي : • وراثت : در يك تحقيق بزرگ كه روي دوقلوها انجام شد، ميزان تطابق در دوقلوهاي يك تخمكي %92 بود، علاوه براين، خويشاوندان در خانوادههايي كه بيش از يك فرد مبتلا به اختلال اوتيستيك دارند، نارساييهاي اجتماعي و ارتباطي بيشتري نشان ميدهند. شواهد بدست آمده از تحقيقات خانوادگي و ژنتيكي، از نابههنجاريهايي در كروموزومهاي 7، 15 و 16 خبر ميدهد كه ميتواند در انتقال ژنتيكي اختلال اوتيستيك نقش داشته باشند. ( هالجين-2003 ) • بررسي نوروفيزيولوژيكي : دركودكان مبتلا به اين اختلال، نابههنجاريهاي در الگوهاي جريان خون در قطعههاي پيشاني وجود دارد كه از تأخير در رسش خبر ميدهد. اسكنهاي MRI مردان مبتلا به اختلال اوتيستيك نشان ميدهد كه آنها حجم مغز و حجم بطنهاي مغز بزرگتري دارند، اما جسم پينهاي مغز آنها كوچكتر است. نابههنجاريهايي نيز در مخچه در افراد اوتيستيك مشاهده شده. در يك تحقيق معلوم شد افراد مبتلا به اختلال اوتيستيك، در پردازش اطلاعات ديداري ناشي از چهره اشكال دارند. برخلاف افراد غيراوتيستيك ، فعاليت مغز آنها هنگام نگاه كردن به محركهاي چهره و غيرچهره، مشابه بود. (هالجين-2003) - ديدگاه روان پويشي : قديميترين توجيحات روان شناختي اختلال اوتيستيك ، برفرآيندهاي روان پويشي متمركز بودند كه ريشهي اين اختلال را دلبستگي كودك به والدينش ميدانستند. براي توصيف شيوهي فرزند پروري سرد و جدا كه آن را علت اختلال اوتيستيك در نظر ميگرفتند، اصطلاح « مادر يخچال» را به كار ميبرند. ( همان منبع )
- ديدگاه شناختي : در دههي 1970 روان شناسان به توجيحات شناختي روي آوردند و اختلال اوتيستيك را اختلال زبان، توجه و ادراك دانستند. تعدادي از نظريهپردازان هنوز معتقدند افراد به علت فقدان توانايي فطري در برقراري روابط عاطفي با ديگران، كه از والدينشان آغاز ميشود، به اختلال اوتيستيك مبتلا ميشوند. اين فقدان توانايي در تشكيل دلبستگي عاطفي باعث ميشود فرد در توانايي برقراركردن ارتباط اجتماعي با ديگران، دچار نقصهاي جدي ميشود. نظريهي ديگر اين است كه افراد مبتلا به اوتيسم از توانايي درك كردن حالتهاي ذهني ديگران برخوردار نيستند، كه اين نارسايي شناختي با نابههنجاريهايي در قشر پيش پيشاني ارتباط دارد. ( همان منبع ) - ديدگاه رفتاري : طبق اين ديدگاه مسالهي اصلي اين نيست كه چه چيزي اختلال اوتيستيك را ايجاد ميكند، بلكه اين است كه چگونه ميتوان ناكامي والدين و فاصلهي عاطفي بين كودك و مراقبان راكه نشانههاي اين اختلال ايجاد ميكند، كاهش داد. چرخهاي ايجاد ميشود كه در آن مراقبان به سختي ميتوانند به طور مثبت باكودك ارتباط برقرار كنند و كودك از تماس آنها و تلاشهايشان براي برقراركردن رابطهي عاطفي، خود را پس ميكشد. رفتارهاي جرح خويشتن كودك با توجه بزرگسالان تقويت ميشود. ( همان منبع ) 6 . درمان : با اين كه درمان اختلال اوتيستيك، با دامنهي وسيع و شديد نارساييهاي آن، چندان نويدبخش نيست، متخصصان باليني سعي دارند از طريق دارو و برنامههاي درمان رفتاري، رفتار اين كودكان را با موفقيت تغيير دهند. ( همان منبع ) درمان سه جنبه را در بر ميگيرد : 1 - درمان رفتار غيرطبيعي : از ارزيابي رفتار استفاده ميشود. عواملي شناسايي شدهاند كه به نظر ميرسد رفتار را تقويت ميكنند، اغلب والدين، زماني كه رفتار غيرطبيعي است، نسبت به مواقع ديگر بيشتر به بچه رسيدگي ميكنند. عوامل تقويت كننده را در صورت امكان بايد كم كرد و پاسخ كودك را تحت نظر گرفت. اين رويه در برخي موارد منجر به بهبود كوتاه مدت ميشود اما نشان داده نشده است كه فوايد طولانيتر و ماندگارتر داشته باشد. (گلدر-1222 ) 2 - مدرسهي مخصوص : بيشتر كودكان مبتلا به اوتيسم براي دستيابي به توانايي باقيماندهشان جهت نمو به كمك مدرسههاي مخصوص نياز دارند. اقامت در مدرسه ممكن است ضروري باشد. (همان منبع ) 3 - كمك به خانواده : نقش مهمي را در توضيح دادن ماهيت اختلال، حمايت از والدين و كمك به آنها براي ايجاد يك زندگي تا حدّ ممكن طبيعي براي كودك و ديگر اعضاء خانواده به عهده دارد. ممكن است مراقبت در طول روز انجام شود. بسياري از والدين براي گفتگو در مورد مشكلات شايع خود، ملحق شدن به گروهي از والدين ديگر را كه كودكان آنها نيز دچار اوتيسم هستند، سودمند ميدانند. ( همان منبع ) منابع 1 : آسيبشناسي رواني(جلد2)،مؤلفان:ريچارد پي.هالچين-سوزان كراس ويتبورن-2003،مترجم:يحييسيدمحمدي.تهران:نشر روان.1387. 2 : روان پزشكي آكسفورد ، مؤلفان : مايكل گراهام گلدر ، ريچارد ميو ، جان گريس - 1999 . ترجمهي : مهدي نادريفر و ديگران ، زيرنظر دكتر همايون اميني . تهران : انتشارات تيمورزاده ، 1381 . 3 : اوتيسم، گردآوري : فرشته درويش قديمي، سرويراستار : دكتر مهدي خزعلي – تهران : انتشارات حيان ، 1383 . گردآورنده : ياسمن رفيعي .
|