|
اختلال وسواس اجباری
اختلال وسواس اجباری، یکی از شایع ترین اختلالات عصبی نزد انسان هاست ودر دهه ی 1980 جزو شایع ترین بیماری های روحی وروانی محسوب می گشت. پیش از انقلاب صنعیت اروپا، افراد مبتلا تصور می کردن که تنها خودشان دچار این بیماری هستند ویاعوارض بیماری ، جزئی از شخصیت وخلق وخوی آنان است اما هم زمان با انقلاب صنعیت در اروپا وشاغل شدن زنان وآشنا شدن آنان با یکدیگر وگفت وگو پیرامون مسائل ومشکلات خود، دریافتند که این رفتار، مختص یک فرد نیست بلکه یک بیماری می باشد.
اختلال وسواس اجباری، شامل اعمال، رفتار وتفکراتی تکراری است که بیمار برای جلوگیری از اضطراب، به آنها می پردازد که این اعمال، رفتار وتفکرات، به طور معمول در عملکردهای روزانه ی او اختلال ایجاد می کنند. این بیماری توسط غیر ارگانیک های منفی ( توده های انرژی الهی هوشمند وزنده ای که تنها از طریق انرژی الهی از بین می روند) ایجاد می گردد.
روان شناسان، وسواس را نوعی بیماری می دانند که تعادل روانی ورفتاری را از بیمار، سلب و او را درسازگاری با محیط ، دچار اشکال می سازد واین عدم تعادل و اختلال ، محیط ، دچار اشکال می سازد و این عدم تعادل واختلال، دارای چهره ای کاملا آشکار است. گاهی این بیماری، با اختلالات عواطف و منش واخلاق و رفتار نیز همراه است . دراین بیماری به طور معمول، بیمار نوعی رفتار را برای دفاع از خود در برابر اضطراب ودلهره به کار می برد که مقبول اجتماع نیست.
ویژگی های یک فکر یا عمل وسواسی :
فکر یا عمل وسواسی، تکرار شونده، تحمیلی ، همراه با مقاومت وچسبنده ، برخلاف میل بیمار وبیهوده می باشد. فردی که دچار وسواس فکری است، به طور حتم نباید مبتلا به وسواس عملی نیز باشد، اما درچس هر دوی آنها ، به طور معمول فکری وجوددارد زیرا افکار هستند که احساسات را شکل می دهند واگر این نوع رفتار ویاعملکرد تکرار شود، به صورت یک عادت، شخصیت فرد را می سازد. بنابراین اگر بتوان فکر اولیه که موجب بروز افکار ویا اعمال وسواس گونه می گردد را شناسایی کرده ودرلحظه ی بروز، کنترل ویا قطع نمود، وسواس نیز کنترل می گردد.
افراد مبتلا به این بیماری ، ممکن است رفتارهای زیر را نیز از خود نشان دهند:
- به طر معمول پاسخ سوالات رابسیار مفصل میدهند، بسیار دقیق وجزئی حرف می زنند وگاهی حتی برخی از جملات را برای درک بهتر شنونده، تکرار می کنند.
- اغلب در فکر برنامه ریزی برای امور آینده هستند تا مبادا چیزی از کنترل شان خارج شود.
- به طور معمول در این اندیشه اند که درفلان مهمانی درحضور فلان کس چگونه موضع بگیرند.
- ساعات بسیاری را به گفت وگوی درون که اغلب دعوای با خود ودیگران است ، می گذرانند.
دلایل بروز بیماری وسواس
- وراثت
- محیط ویادگیری
- فشارهای روحی وروانی ونداشتن محیط امن روانی ( به خصوص اگر فرد زیاد مرودبازخواست ویا ایرادگیری واقع شود). به طور معمول دیده شده در افرادی که عامل وراثت وجوددارد و در شرایط یادگیری نیز قرار داشته اند ( مانند وجود یک فرد وسواسی درخانواده) ، باز علائم وسواس دیده نشده است بنابراین مهم ترین عامل، وجود فشارهای روحی وروانی ویا احساس فشار می باشد.
- احساس گناه ودشمنی نسبت به خود که به خود تنبیهی میانجامدو (شستن ها وآب کشیدن ها، به طور معمول به نوعی ، شستن از احساس گناه است.)
- تغییرات شیمیایی درون بدن تحت تأثیر برخی از ژن ها ویا کاهش برخی هورمون ها مانند سروتونین و آندورفین
- سخت گیری های دوران کودکی به خصوص سختگیری های پاکیزگی قبل از دوسالگی
- از دست دادن محبت
- تحقیر کودک به خصوص سرزنش کردن، ایراد گرفتن و عیب جویی کردن همیشگی از او ، امکان دارد فرد دردوران کدکی یا نوجوانی، دچار مشکل نشده باشد ولی بعد از ازدواج یا وارد شدن به محیط کار، این تحقیرها، سرزنش ها و انتقادها برای او شروع شده باشند.
- ترس ها: ترس از دعوا، جدایی، طرد شدن، تأیید نشدن ، مورد انتقاد واقع شدن، آبروریزی ، سرزنش شدن، بیمار شدن و...
- کم شدن ارتباط با خداوند وعدم غلبه بر شیطان ووسوسه هایش
- کم رویی وعدم اعتماد به نفس، حساس و زودرنج بودن ومهر طلبی (فرد برای جلب رضایت دیگران، فشار زیادی را تحمل می کند).
عوامل تشدید کننده ی وسواس
- برخی بیماری ها: وسواس با برخی بیماری ها ماند اضطراب،افسردگی وهمچنین خستگی جسمانی یا ذهنی، شدت می یابد.
- محیط معاشرتی: حضور در محیط های پرتنش وفشار ودرجمع کسانی که وسواس و یاافسردگی دارند.
- ناسازگاری اعضای خانواده، جو نامساعد زندگی، مراقبت های افراطی والدین از فرزندان وهر نوع اختلالی درامر زندگی خانوادگی، تولد فرزندی جدیدو...
- توقعات بیش از حد والدین، عدم احساس رضایت از فرد ، به رخ کشیدن ها و سخت گیری ها
- بی کاری ، عادت به تنهایی، لغزش ها، کمال طلبی، مدطلبی، دوری ازجمع، اصرار در نظم خواهی، صرفه جویی های بیش از حدو...
درمان:
براساس تحقیقات، 30 تا 40 درصد افراد مبتلا، بدون گرفتن کمک جدی بهبود می یابن ، 40 تا 50 درصد با کمک دارودرمانی ومشاوره بهبود می یابند وتنها 10 تا 15 درصد مبتلایان ، بهبود جدی نشان نمی دهند، البته با انجام مدیتیشن های روزانه، نه تنها بیماری وسواس، بلکه تمام بیماری های دیگر نیز به دلیل فعال شدن انرژی الهی شفای درون، خودبه خود درمان می گردند.
این مطلب که بیماران وسواسی ویا خانواده های شان درباره ی این بیماری چه قدر آگاهی دارند ویا با بیمار چه برخوردی دارند، بسیار اهمیت دارد. بنابراین آگاهی دادن به بیمار و اطرافیان او، یکی از گام های اصلی در امر درمان می باشد.
باید هم به فرد بیمار وهم به خانواده واطرافیان او تفهیم شود که وسواس نیز نوعی بیماری است با علائم خاص خود.
آگاهی دادن به اعضای خانواده، به منظور کاسته شدن از فشار خانواده بر بیمار، نه تنها از شدت بیماری کاسته ،بلکه درمان را نیز تسریع می نماید. در ضمن باید بدانیم که دردرمان وسواس، لازم است تا مدتی ( شاید حدود 6 ماه) ، بیمار علاوه بر تکنیک های خوددرمانی، از مصرف دارو نیز کمک بگیرد بنابراین باید به روان پزشک مراجعه نماید.
دکتر (ماوس) روان شناس و روان پزشک معروف انگلیسی می گوید: ( دارو، اضطراب و افسردگی را ازبین می برد اما درمورد وسواس ، به طور حتم باید رفتار درمانی وبه کارگیری برخی از تکنیک ها نیز همراه با امر درمان باشد زیرا تکرار ، نوعی عادت ایجاد کرده واین عادت ها باید با استفاده از تکنیک، برطرف شوند.)
|